The first 200 lines.
قبلاً
زمین، اونجوری که میشناختیمش، دیگه وجود نداره.
تنها چیزی که الان میدونیم اینه که ۹۹ درصد سطحش مایعه.
حدود ۱۵ مایل به سمت شمالغرب خشکی هست!
بچهها، بیایید تلاش کنیم فرود بیایم!
خشکی هست
خشکی هست!
پرواز اِمسی ۶۲۵۴ از مسیر خارج شد
کاپیتان داره دروغ میگه
پیدا کردن مسیر اون هواپیمایی که پیام رو فرستاده، ممکنه پنج سال طول بکشه
شاید هم ده سال.
این برای خدمه خیلی خبر بدیه.
نه نیست، ما بهشون نمیگیم.
خیلی خب.
چند سال پیش، وقتی دوباره متولد شدی
تصمیم گرفتم هرچیزی رو که یادت رفته بود، پیش خودم نگه دارم
تا دلت براشون تنگ نشه.
من نمیخوام چیزی بدونم.
من خاطرات خوبی دارم.
اگه یه خاطره بد داخل جعبه باشه چی؟
من از چیزای قشنگ عکس میگیرم.
میخوای دوستدخترت بشه؟
بعد از اینکه با هم حرف میزنید، برمیگرده نگاهت کنه؟
اگه این کارو کرد، مال توئه.
من عاشق اولیسس شدم. شدم!
مطمئنی عاشق جولیا شدی؟ از صمیم قلب.
اما اون تصمیمش رو گرفته، پس دیگه تمومه.
یه روز، توی یکی از این تابوتها بیدار میشی، در حالی که داری میری ته دریا.
هیچوقت کسی رو با اسلحه تهدید نکن، مگر اینکه استفاده کنی.
فکرشو بکن، همین چند روز پیش نزدیک بود پدرتو بکشه.
من ازت خوشم نمیاد.
بیا با من زندگی کن.
فقط چند تا کشو رو خالی کن. ما قاچاقیها سبک سفر میکنیم.
میخواستم اجازه بگیرم که آینوا بیاد پیش من زندگی کنه.
من اصلاً از گامبوا خوشم نمیاد.
ما که با هم نخوابیدیم، یا هیچ کاری نکردیم.
من فقط خوابم برد.
دوستپسرت حسوده؟
روی این کشتی
نه میتونی به کسی اعتماد کنی، نه به چیزی.
آخرین اخطار.
آخرین درس.
من برای تو هیچکس نیستم.
دفعه بعد، من موهاتو میشورم.
من با تو هستم، مهم نیست چی بشه.
اگه چیزی که الان بین ما هست برات کافی نیست
برای من، بیشتر از کل زندگیام بوده.
من میخوام سقط کنم. پدر بچه کیه؟
من باباش میشم. باشه.
از حالا به بعد، تو پدر بچهام هستی.
اونجاست. شاید ما تنها بازماندهها نباشیم.
الو؟
این چیه، ریکاردو؟
باید کسی اینجا باشه.
اگه هم هست، یا مریضه یا مرده.
این یه دوربین فیلمبرداریه. نگاه کن، بابا!
چی؟ اون چیه؟
اونجا! پشت سر!
کی داشت اینو ضبط میکرد؟
و چرا به سیگنالهای ما جواب ندادن؟
و کجا رفتن؟
تمام... کسی هست؟
تمام. دریافت میکنی؟
اولیسس پیام کمک میفرسته به...
دریافت میکنی؟
صدای منو میشنوی، کاپیتان؟ خواهش میکنم، کسی صدای منو میشنوه؟
اولیسس پیام کمک میفرسته به ستاره قطبی.
کسی دریافت میکنه؟
اینجا اولیسس، برای ستاره قطبی پیام میفرسته.
کسی دریافت میکنه؟
اینجا اولیسس، برای ستاره قطبی پیام میفرسته.
کسی دریافت میکنه؟
کسی دریافت میکنه؟
اینجا اولیسس، پیام کمک میفرسته به ستاره قطبی.
کسی دریافت میکنه؟
اینجا اولیسس. کسی دریافت میکنه؟
اینجا اولیسس. کسی دریافت میکنه؟ خواهش میکنم!
کسی دریافت میکنه؟
۸ ساعت قبل
باشه.
یک... دو
سه! و سه.
صبح بخیر! صبح بخیر!
عجب ضربهای!
من رفتم!
نه، بابا. الان شلوارمو خیس میکنم!
چرا؟ برو دستشویی!
رو تخت نه. بدو!
اون چیه؟
سفر تبدیل شد به یه کروز لوکس با صبحونه توی تخت.
پس که اینطور، عالیه!
مطمئن نیستم چرا به جای دوستپسر سابقت، اینو برای من آوردی.
همه چیز با گامبوا خوبه؟
نه، خوب نیست.
مشکل چیه؟
تاحالا این حس رو داشتی که داری اشتباه میکنی؟
شاید دارم عجله میکنم.
گوش کن.
من چیزی رو میگم که مادرت میگفت.
اگه شک داری،
عجله نکن.
چطور میتونم عجله نکنم
اگه همین الان رفتم تو کابینش؟
باید یه خورده بیشتر تحمل کنم. نیازی نیست
تو فقط باید خوشحال باشی
اگه به زمان احتیاج داری
یا حتی اگه میخوای گامبوا رو ول کنی،
ولش کن.
تو مهمترین چیز واسه منی جوجه. به علاوه، اگه هر روز صبحونه رو میاری تو تخت،
هر وقت بخوای میتونی بیای پیش خانوادهات.
باشه.
بیا این ملافهها رو عوض کنیم.
استخونشکن!
چطور تونستی؟
من خانوادهام رو دوست دارم
چون وقتی قهوه میریزه و ملافهها رو لک میکنه
هیچکس داد نمیزنه یا عصبانی نمیشه
فقط میخندیم.
سوسک اینجاست!
سیزده به یک، هان؟
هر چی. هی، این ماهی سنگسر رو دوست داری؟
کدوم سنگسر؟ یه نهنگ عنبر.
درست مثل تو، از دستم در رفت.
چی؟ تو تنبلی کردی و ولش کردی بره. چی؟
اگه اهل ماهیگیری هستی، باید بری سفر ماهیگیری، جایی که طعمه گیر بیاری.
داری پیر میشی، مرد.
آره! سفر ماهیگیری. بریم یه سفر.
بزرگا اینجا و کوچیکا اینجا.
نمیخوای در مورد زخما ازم بپرسی؟
زخما؟
یالا، سوسول نباش.
ببین. مازارون، نُه تا بخیه.
موقع صید ماهی تن، یه باله بهم خورد.
داری چیکار میکنی؟ فینیستره، ۱۳ تا بخیه.
یه مارماهی موری
از نئوپرن رد شد و مجبور شدم چشمشو دربیارم تا ولم کنه.
فالکلند، یه کوسه ببری.
حالا چی؟ فقط از کنارم رد شد.
اینم یکی مال یه شمشیرماهی
که تو جزایر قناری تقریباً از پاهام رد شد.
تسلیم شدی، هان؟ آره، تسلیم شدم.
چه دریانورد عالیای هستی!
چی شده، حباب؟
این مه همین یه دقیقه پیش اینجا نبود.
عجیبه.
رطوبت نداره.
و مه همیشه رطوبت داره.
کمکی میخوای؟ واسه چی؟
ساردینها؟ آره.
محاله! تو که اهل ماهی نیستی.
خودم درستش میکنم. چرا؟
چون تو یه دانشمندی، یه استاد دانشگاهی.
یه فامیل. تو دوستدختر پسر دوستپسر منی.
که باعث میشه بشی زنپسرِ ناتنی من.
"زنپسر ناتنی"، این افتضاحه.
چی؟ حالا شما دو تا با هم جدی شدید؟
آره، حتی داریم دنبال یه آپارتمان میگردیم. مگه نه، جولیا؟
این روزا اجارهها افتضاحن.
این چیه؟ چی؟
یه چیز عجیبی اینجاست.
چی؟
نگاه کن.
یه حلقهست.
سنگینه.
چطور سر از اینجا درآورده؟
سادهست: یکی انداخته تو دریا.
مِه
شاید یه سیگناله.
سیگنال چی؟
شاید
که خانواده باید رسمیت پیدا کنه.
یالا قهرمان! باشه.
چی؟ فکر میکنی جا میزنم؟ میدونم که جا میزنی.
اشتباه میکنی. من بیست ساله که خودمو کنترل کردم.
تموم شد. بدش من. حالا میبینی.
هی، مو بور، با من ازدواج میکنی؟
برو کنار، یالا. قبول میکنی؟
تنهام بذار.
این حلقه یه مردهست و خندهدار نیست.
تنهام بذار، خولیان.
باشه پس.
من همین الان دختر ایدهآل رو ساختم. همهمون میتونیم با این نرمافزار الهه خودمون رو بسازیم.
ببینیم چه دهنی میتونیم بهش بدیم.
ویلما!
ببین تو انبار چی پیدا کردم.
شیر گوسفند.
دو برابر مغذیه. من باهاش راحت نیستم، پالوما.
برای همه است. نه، ویلما. این برای بچه توئه.
خوبه؟ بقیه ما به اندازه کافی بزرگیم.
ممنونم. همین الان میرم ببینمش.
پیتی قبول کرد یه سونوگرافی مخفیانه بگیره.
دیدیش؟ آره.
فکر کنم طبقه بالاست. کسی میتونه بگه این سینهها مال کیه؟
مال استلا.
اونا مثل چراغهای هشدار اضطراری میمونن.
اون لبها چی؟ اون لبهای آبدار مال کین؟
مال آینوا! تو در حد این نیستی.
ویلما چی؟ ویلما؟
چی رو باید بذارم؟ شکمشو؟ باسنشو؟
نه، اون به درد این کار نمیخوره.
No comments yet. Be the first to leave one.