An Old Fashioned Thanksgiving

An Old Fashioned Thanksgiving

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

An Old Fashioned Thanksgiving
A Commentary by soorena2008
Translated By soorena

Tags

other
Published on: 2015-02-08
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

،خانم کالدول ِ عزيز ،دوست و همسايه من، آقاي گيدين هاپکينز

با شما افتخار آشنايي رو در اين تابستان داشتند

در يه سفر با کشتي .از قبرس به جزيره کريت

،اگه دارين اينو مي خونيد به اين معناست

که ترديد اوليه ش .مسجل شده

،شما، خانم کالدول .مادر من هستين

مطمئنم که منو مي بخشيد چون نمي دونم .که کي و چرا از هم جدا شديم

شوهر ِ عزيزم تازگي به دست کولي ها ربوده شده

و بايد اعتراف کنم که تجربه ش .منو داغون کرده

،محروم از محافظت اون ،من و بچه هام مثل حيوون هاي وحشي زندگي مي کنيم

از گرسنگي ديوانه شديم .و در خطر از دست دادن ِ خانه مون هستيم

،ما همه به يه اميد زنده هستيم

،که اون براي گرفتاري ما زنگ خطري بوده

اينکه تو به خوشحالي، مسئوليت مادري رو قبول کني

.و ما رو به زندگي ِ گذشته مون برگردوني

.مشتاقانه منتظر پاسخت هستم

.ارادتمند شما، ماري

.فصل اول. نامه

.که داستان ما با اون شروع ميشه

.صبح بخير ،تيلي - .اوهوم -

.ممنون

.روز خوبي داشته باشي

چي باعث شده مادر دير کنه؟

.داره يه بچه رو دنيا مي ياره

چقدر مي تونه طول بکشه؟

.اون کل شب و نصف ِ روزه که رفته

،نگران نباش .اون خوبه

.پيداش کردم .سيني سرو کردن

.دوست داشتنيه

،با اين وضعيت .من نمي تونم برم پست

اداره پست مي تونه يه روز .بدون انتظار تو کارش رو انجام بده

.من انتظار نمي کشم

من مي ميرم اگه اين .نامه مرموز بالاخره برسه

.اينم آرد .همه چيزيه که داريم

بهتره بذاريمش کنار .تا هدر نشه

داري چيکار مي کني؟

.برنامه براي روز شکرگزاري

روز شکرگزاري .دو هفته ديگه س

.من تو آشپز خونه بودم

،به نظر مي رسه که ما فرني، قره قاط

،پوره سيب زميني .بوقلمون و کلوچه مي خوايم

.بطور اساسي همه چيز

.امسال مثل سالهاي ديگه نيست

شايد ما مراسم شکرگزاري .نداشته باشيم، سالومن

،اينطوري .ما وسوسه نمي شيم

.مواظب باش سالومن !سالومن

.يه اتفاق بود، مادر

،خوب .حداقل سر خودتون رو گرم نگه داشتين

،فرني يا کلوچه اي در کار نيست

،اما به جاش همديگه رو داريم

و اين چيزيه که توي روز .شکرگزاري مهمه

.اما ما هميشه همديگه رو داريم

فرني چيزيه که .منتظرشي

ما مي تونيم منتظر يه .شکرگزاري خيلي ويژه باشيم

بدون فرني؟

.بدون فرني

بدون بوقلمون؟ بدون قره قاط؟

و بدون قيمه .و بدون آبگوشت

چطوري؟

،اگه نمي تونيم شام رو روي ميز بذاريم

.حداقل مي تونيم اونو روي سفره بذاريم

يه پروژه دوخت و دوز ديگه س؟

ما لباس هاي اضافي زيادي داريم که مي تونيم اونا رو ببريم و بوقلمون درست کنيم

تو چند هفته آينده .با هم درستش مي کنيم

منم مي تونم لباس ببُرم؟

.همه مي تونن لباس ببُرن

خانم هيل چطور بود؟

،اون خيلي خوبه .همه چي مرتب بود

.نه اينقدر خوب که پولي بده

تيلي از اينکه .نرفته اداره پست ناراحته

وقتي داشتم مي اومدم خونه .رفتم اداره پست

و؟

.گيدين از دانشگاه برگشته

!گاد برگشته

.اين چيزي بود که اونا بهم گفتند .امروز صبح با درشکه اومده خونه

!مادر

.تو يه فرشته اي .تو مقدسي

پس نامه چي؟

!مهم نيست !گاد برگشته

!تو جايي نمي ري

چرا نرم؟ - .خانم هاپکينز از ما متنفره -

.اون از ما متنفر نيست .طوري مي رم که خبردار نشه

داري چيکار مي کني؟

.با تو مي يام

.گوش کن، تو نمي توني .پرودنس، اين خيلي مهمه

.همه چي براي تو مهمه

،اگه به حرف تو گوش کنم .هيچ کاري نبايد بکنم

فکر کنم گاد مادر بزرگمون .رو پيدا کرده

.چيزي که مادر درباره ش حرف نمي زنه .و اون ثروتمنده

ثروتمند؟ - .خيلي زياد -

...تيلي

،من براش يه نامه نوشتم و ازش کمک خواستم

.که قرار بود گاد بده به مادربزرگمون

،اگه مادر بفهمه .مي ميره

به خاطر همينه که بايد .باهاش خصوصي حرف بزنم

پاملا، چيه؟

.بهت مي گم .اين اثر انگشته

،و اين اثر انگشت مربوط به در نيست

...و هيچي مربوط به اين در نيست چون

مي خوام اين دفعه از اتاق خواب شروع کني

مي خوام عطرهام رو .مرتب کني، لطفاً

.وقتي که داري گردگيري مي کني

.بايرون

شايد نياز .به تنهايي بيشتري داري

!گيدين

.قشنگه برات

چرا ننوشتي که داري مي ياي؟

.مي خواستم سورپرايز بشي

!آخ

.خب، اون يه حقه کثيف بود

حقه؟ - .آره -

.تو کاملاً تغيير کردي

.مي بينم تو نکردي

من از اون چيزي که در نگاه .اول به نظر مي رسه بالغ ترم

.پس مي بينم

.ده سالي ميشه که نبودي

حالا چند تا زبون حرف مي زني؟ سه تا؟

حالت چطوره، تيلي؟

.بايد يه موضوع جذاب تري باشه

هر چي درباره پدرت بهت نامه .نوشتم تو جواب ندادي

هيچ کس بيشتر از من .از دست دادن يه آدمي که دوست داره رو نمي فهمه

بهتره درباره اين حرف نزنيم .گيدين، خواهش مي کنم

مادر مي گفت که شما .کرايه تون عقب افتاده

بايد يه چيزي باشه .من مي تونم کمک کنم

.چه خبرا داري

خبر؟

خب، ظاهراً بايد شکنجه ت کنم ،آقاي خوش قيافه

.اگه مجبور بشم که حقيقت رو بفهمم

!هيچوقت، خانم فضول .من قبل از اينکه رازهامو فاش کنم، مي ميرم

خانم کالدول؟

ترديد من درست بود؟

اون مادربزرگمه؟

.آره

چه شکليه؟

.از نظر بدن، خوش ترکيب .در حرف زدن، شيوا . در رفتار، مودب

.خب

اون تو يه خونه که به بزرگيِ ،يه قصره زندگي مي کنه

.که به وسيله استادهاي بزرگ نقاشي شده

.اسماشون رو بگو

.سيزان

.دروغ مي گي - .دگاس -

.گيدين

.اون اهل مطالعه س

حرف زدن با اون .مثل رقصيدن مي مونه

.نامه م به دستش رسيد؟

...تيلي

خوندش؟

.آره

چي گفت؟

.پرتش کرد بيرون

.خيلي متاسفم

.شوخي نکن

.اين درست نيست

،بعد از هر چي من چي انتظار داشتم؟

اون نمي دونه .داره چي رو از دست مي ده

بايد يه دليلي باشه که .اونا تو اين همه مدت با هم حرف نزدن

.تيل

.فراموش نکن

،داشتم با خودم مي گفتم نمي دونم"

"اون بچه هاي بيچاره چطورن؟"

،و تو اينجايي درست جلوي چشمام. مادرت چطوره؟

.خيلي خوبه - .اوه، اون بايد وحشتناک باشه -

يه شوهر تنومند که در بهار زندگيش .ازش ربوده شد

.دير شده

.سلام منو بهش برسون

دلم خيلي مي سوزه که تو اين شرايط .فلاکت بار زندگي مي کنند

.اونا مي تونستند دوستاي خوبي باشند .الان من خيلي تنهام

.قربان، سلام .من ماتيلدا باست هستم

ملهم از حرفاهاي زيبا و سيماي اشرافي .ازتون درخواست کمک مي کنم

من هر کاري که از دستم بر مي اومده .براي نجات خانواده م انجام دادم

بدون شفاعت مطمئنم اون چيز .کمي که برامون باقي مونده هم از دست مي ديم

.من درخواست ِ احمقانه اي نمي کنم

در ازاي کمکت من ،آماده ام که خدمتگزارت باشم

تمام آسودگي هام رو قرباني کنم

و زندگيم رو وقف کنم و درباره هيچ چيز به جز زيبايي

.و حقيقت ننويسم

!تيلي داري چيکار مي کني؟

!بيا داخل

چي تو رو تسخير کرده؟

بابا پارسال .سيب زميني تقاضا کرده بود

.تيلي، ما از گرسنگي نمي ميريم

.ذخيره لوبيامون تموم شده

من دارم کار مي کنم .و تو هم همينطور

،بايد بيشتر از ما باشه

بعضي اقوام و آشناها که بتونيم ازشون کمک بخوايم؟

.خانواده پدرت توي ايرلند هستند

خودت چي؟

،اونا هنوز زنده هستند درسته؟

.بعضي معامله ها خيلي هزينه دارن

من وقت زيادي رو صرف کردم تا .راز ِ مادرم رو کشف کنم

يه چيزي که از گذشته اش مي دونم

اين بود که يه زماني .اون يه اسب چموش داشته

اينطوري بود که اون با پدرم آشنا شد .اليس باست

،اون زير يه پل توي "سنترال پارک" گير کرده بود

و نمي تونست حرکتي بکنه ،تا وقتي که، اتفاقي براشون رخ مي ده

پدرم شروع مي کنه .به زبان اسکاتلندي آواز مي خونه

،اونطور که پدرم مي گفت .موقعي که رسيدن خونه اون ازش خواستگاري کرده بود

،سال ها بعدش پدرم فاش کرد

که ترانه هاي اون ،شوخي هاي ناجور بودن

،اسب، مثل مادرم .نياز زيادي به يه خنده خوب داشت

An Old Fashioned Thanksgiving subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left