The first 200 lines.
این برنامه روند قضایی دادگاه آمریکا را از .نگاه عضوی از هیئت منصفه آن نشان میدهد
شما سرپرستین و موظفین که اعضای .هیئت منصفه رو منظم نگه دارین
توانایی این کار رو دارین؟
.بله، عالیجناب
نیکی، تو اینو دیده بودی؟
وقتی اومدم داخل،چشمم ...بهش خورد اما من
...نمیتونستم که
.بله
اون فیلمهایی که درمورد فجایع محیطی هستن رو دیدین
که بعدش سونامی میاد و همه چیز رو نابود میکنه؟
.خب، داستان زندگی منم همینه
،هیئت منصفه در طول یک دادگاه معمولی .از صحبت در مورد پرونده منع میشوند
".این یعنی "باید مخفی بمونه
.فقط من میتونم بهش نگاه کنم
Lone Pine اسم فیلمم
این دوستدخترته؟
آره، این دوست دخترمه اما اون مرده کیه؟
حالا کی هست؟
.چون این یک دادگاه معمولی نیست
.ساختگیه
.و تمام افراد شرکتکننده بازیگرند
.بهجز یک نفر
یه چیزایی بود که یادم رفت تو ویدیوی قبل تر بهش اشاره کنم
که همین صبح ضبط کردم؛
،الآن یادآوری تمام حرفام سخته .برای همین اونها رو نوشتم
.واقعاً دیوونه کنندهست
"وظیفه هیئت منصفه"
!مارگاریتا، مارگاریتا !مارگاریتا، مارگاریتا
پنجشنبه روز دهم
:مترجم N.Raz
ما دیروز مرخصی داشتیم
و مأمور ناظر هتلمون به نیکی زنگ زد و
اونها اجازه دادن که ما امشب واسه .شام به رستوران مارگاریتاویل بریم
!هی! آها! آها
ما بیرون درست و حسابی نرفتیم- میدونم-
منظورم اینه که بچههای ،دو تا هتل بیرون نرفتیم
پس فکر کنم به همه خوش بگذره- آره-
شماها راجع به مارگاریتاویل گپ میزنین؟
هممم؟
.خب...نمیدونم
،یه ذره برای من زیادی باکلاسه
پس فک کنم بدم نمیاد ...چنتا آبجو بدم بالا
این چه اداییه؟- چیکار داری میکنی؟-
منظورت چیه چه میکنم؟ تو چه میکنی؟
.اوه، اون نقشم کیلب بود .الآن من جیمزم
"Lone Pine " کیلب شخصیت من تو فیلم
دارم حس نقشی که قراره .بازی کنم رو میگیرم
اون یه، میدونی، اون مثل یه
.اون یه مرد معمولیه
،میدونی یه آدم صادق و خوب .یه کارگر معمولی
تو؟- آره-
یه مرد معمولی؟- آره-
.آره، هیچکس نقشتو باور نمیکنه
.از قیافت عوضی بودن میباره
.خب، من هنوز دارم روش کار میکنم .یه روزه که نمیتونم انجامش بدم
.خیلیخب، بچهها، بیاین بریم .اتوبوس اینجاست
چه اتوبوسی؟- کدوم اتوبوس؟-
اتوبوسی که امروز شما رو به محل تحقیقات میدانیتون
.یعنی کمپانی سینامن اسپارو میبره
کسی بهتون نگفته؟
بازم به برنامهای که برای شام داریم میرسیم؟
نیکی، این گردش توی کمپانی چقدر وقت میگیره؟
خبر داری؟
.وقتی اونجا برسیم میفهمیم
.هنوز خیلی از چیزا معلوم نیست
رزرومون چه ساعتیه؟
ساعت پنج- فکر کنم پنج-
.اینجوری دقیقه آخری میرسیم
اگه سوال بپرسیم، زودتر تموم میشه یا بیشتر طول میکشه؟
بیشتر طول میکشه اما اگه ،سوالات درستی پرسیده نشه
چجوری میتونیم تصمیم درستی بگیریم آخه؟
منم همینو میگم- بیخیال بابا-
.عدالت، داداش
.عدالت برقرار میشه
.تا همینجا بلد بودم فقط
.اوه، خدایا. خیلی قشنگ خوندی
آهنگش درمورد چیه؟
خب، درمورد وقتیه که .طرف عشقشو از دست داده
.آی عزیزم
بعدم شروع میکنه یه .آهنگ غمگین میخونه
وقتی اینو میخونم، وارد .دنیای دیگهای میشم
تو رو به جای دیگهای میبره- آره-
اگه این آهنگو بخونم، میتونم جایی برم که دیگه خیانت نبینم؟
.باید آهنگه رو به نوآه یاد بدی
به اون؟
آره، چون دوست دخترش با یه .یارویی که تحریک شده عکس گرفته
.اوه، آره
میتونم بهت یادش بدم- باشه-
حتماً- باشه-
"تولیدات پوشاک سینامن اند اسپارو" شهرستان لوسآنجلس
.سلام، دوستان. بیاین تو
ما امروز اینجاییم چون طرف مدافع این درخواست این رو داده
.که محل حادثه رو نگاهی بندازیم
آه، خب دستگاهها به .شما نشون داده میشه
میتونین اطراف رو بگردین .و کمپانی رو ببینین
چرا فکر میکنی نمیتونم جای یه آدم معمولی بازی کنم؟
خدایی؟
اگه سوالی دارین، ازتون .میخوام که یادداشتشون کنین
.سوالاتتون بعداً جمعآوری میشن
جان، مدیر کمپانی جایی که حادثه .رخ داده رو بهتون نشون خواهد داد
و روند کار دستگاه یا دستگاهها .رو به شما توضیح میده
با توجه به شواهدی که در این مکان میبینید؛
تصمیم میگیرین که ادعای شاکی صحت داره
یا اینکه مهر تأییدی بر .ادعای مدعی علیه میزنین
.شما آزادین که اطرافو بگردین
جان اگه میشه اطراف رو به ما نشون بده
.و همگی لطفاً مراقب باشین
خب یه چیزی که ونسا در مورد نقش من
یعنی کیلب نمیدونه اینه که اون توی یه شرکت کار میکنه
برای همین چیزای زیادی هست .که میتونم اینجا یاد بگیرم
،اینجا یه توالت قابل حمل هست
.این برای جابجایی وسایله
میدونین دیگه دستگاههای کارخونه .غژغژ و تلق تلوق و تق تق میکنن
،اینجا مثل معدن طلاست .برای یه مرد معمولی اینجا دیزنیلنده
.متأسفم جان، ادامه بده
خیلیخب، این محل ...قرارگیری اپراتوره
این دستگاه پرس اتوماتیک .برای چاپ تصویریه
طریقه کارکردش اینطوریه ،که اپراتور در این مکان قرار میگیره
و لباسها رو روی .پالت قرار میده
وقتی طرح چاپ و خشک بشه؛ به همین نقطه .برمیگرده تا کارهای انتهایی انجام بشن
میشه CDU و بعد وارد قسمت
چیه؟ CDU خب این قسمت
میشه خشک کننده پیشرفته
وقتی اولین سری لباسها بیرون بیان ...میتونیم برای پردازش نهایی ببریمشون
،فقط باید مراقب یک چیزی باشین
،بیش از حد داغ بشه CDU اگر
روی نمایشگر یک علامت خطر .بزرگ نشون داده میشه
.این تولید رو متوقف میکنه
،اما شما باید بذارین دستگاه کارشو انجام بده .هرگز نباید دستور کار رو لغو کنین
،همه همین بود .کار پیچیدهای نیست
.باشه
سرتاسر اینجا پر از بشکههای .نشتی و پر از مواد شیمیاییه
،اونجا بشکهها هستند .اونجا هم همینطور
.باشه، باشه. یه دقیقه بهم وقت بده- .اونجا هم بشکه هست-
.آقای وکیل
...آه، موکلم ،ببخشید که تو حرفتون میفتم
موکلم بهم میگه ،اینجا تناقضاتی وجود داره
که در خصوص وضعیت فعلی .وسایل و دستگاههای اینجاست
.اینجا شرایط متفاوتی حاکمه
.باشه، باشه، باشه- .واو، واو، واو، واو-
فردا وقتی به دادگاه برگردین .فرصتی برای دفاع خواهید داشت
فکر میکنم که این آقا رو به عنوان شاهد احضار میکنین؟
.بله- .خیلیخب-
پس ایشون یه فرصت دارن که به ما شهادت بدن .تناقضاتی در شرایط موجود وجود داره یا نه
خیلیخب دوستان، بازدید .ما همینجا تموم میشه
.اگر سوالی دارین میتونید یادداشت کنین
در این فاصله میتونید .سوالاتتون رو تحویل بدین
شما آزادین که همه جا رو .بگردین و به محوطه سربزنین
.بعدش در همین محل جمع میشیم
.باشه؟ مچکرم
آره، خب کارخونه شبیه .یه کارخونه بود دیگه
کارخونه اصلاً شبیه .به یه کارخونه نبود
.اینجا رو نیگاه
.الآن شامه کارآگاهیم تیز میشه
قطعاً اونها سعی داشتن .چیزی رو مخفی یا تمیز کنن
برای اینکه همه چیز .به چشم ما خوش بیاد
رد حلقههایی روی زمین بود که نشون ،میداد اونها بشکهها رو جابجا کردن
و اونها رو دقیقاً در جهت مخالف .جایی که محل کار تروِر بود بردن
.پس این میشه حدود 2 فوت دورتر از محل کارش- مطمئنی؟-
.این پایینو واقعاً خاک گرفته
من شنیدم که گفت که یه ،نیروی کمکی اینجا بوده
،پس حداقل دونفر اینجا کار میکردند ولی انگار فقط یه نفر اینجا بوده
که این مسیر رو میرفته .و میومده، متوجهی
نه دادا، به نظر میاد که باید .بیشتر از دو نفر باشن انگار
حالا دنبال اثرات لکه روی زمین میگردم
که ممکنه از وسایل جابجا .شده باقی مونده باشن
.ممنون
ببین که اون قسمت .پایینی چقدر تر و تمیزه
.آره
اگر اون ادعا میکنه ،که وسیلهها اینجا نبودن
اینجا میتونم شواهد واقعی رو ببینم که میتونه گفتههاشو تایید کنه
درست اونجایی که شبیه سیستم سرمایش-گرمایشه- .آره-
.در عجبم چی میتونه اون بالا باشه
بابام با یکی از این جیگرا .برای 60 سال آزگار کار میکرد
.اوه
.آره، بابابزرگم هم همینطور
اونو میبینی؟ الآن دیدی که اون با شونهاش چیکار کرد؟
.بله، کیلب
.نه، نه، من الآن جیمز هستم .جیمزم
ولی همین الآنی دیدی که چطور شونهشو تکون داد
،به نظر میومد که واقعی انجامش داد .میدونی؟ یه جورایی غیرارادی
حتماً یه داستان واقعی .پشت هست
ما داریم دنبال چی میگردیم؟ فقط انباری؟
.لعنت !اینجا یه چیزی بو گرفته، عق
.آها آره، واقعاً بده
.اوی، خیلی خیلی عجیبه
.رفیق، این مانکنهارو ببین
واقعاً میترسم که یکی .از اینها زنده بشه
.اینجا رو نگاه
این چی هست؟
،نمیدونم .هیچ برچسبی نداره
.داره دماغم رو میسوزونه
[و میتونم بهت قول بدم که [جکویی همه چیزای اینجا رو جابجا کرده
.دادا، این همون تیشرتاست
عه، همون خراباش؟
.آره، اینجا هستن .بذار چراغ قوه رو روشن کنم
.که ببینیم چندتا جعبه اینجاهاست
.اینو ببین- .نگهش دار-
.چاپهای اشتباه، چاپهای اشتباه .چاپهای اشتباه،چاپهای اشتباه
.به همه اینا نگاه کن داداش- .بهت گفتم که-
No comments yet. Be the first to leave one.