The first 200 lines.
«الهام گرفته از داستانی واقعی»
!باریکلا
بابام همیشه بهم گفت ازم میخواد خودم رو بهتر کنم
.دوستت دارم
ولی از تو چشمهاش میخوندم .که همچین چیزی رو نمیخواد
خودم رو بهتر کنم آخه؟
.نه - !گرفتمت -
!باریکلا، جیمی. چه شروعِ خوبی
!دست خوش پسر
.گرملین
میدونی چی رو هیچوقت بهت نمیگن؟
...بهت نمیگن که ممکنه عشقِ زندگیت
.بچهت باشه
آیا تهدیدی برای سلامت روانِ هیچکدوم از بیمارانِ من هستی؟
آیا یه تهدیدی؟
سلام. کجا میری؟
.میرم خونه
.نمیشه. قول دادی
.من هیچوقت قولی ندادم
.چرا، دادی
.دادی
.قول دادی
.هی، جیمز
چیه؟
.جیمز
.هی، جیمز
.جیمز
.داشتی خواب میدیدی
چیزی هم تو خواب گفتم؟
نه ولی منو به این فکر انداخت که داستانهای .دیروزم ممکنه باعث شده باشه کابوس ببینی
داستان؟
.داستانن دیگه
.یه وقتایی اینجوری میکنم
یعنی به دوستهات دروغ میگی؟
هان؟
.چی؟ نه بابا
.خب همین الان گفتی بهم دروغ گفتی
پس یا به دوستهات دروغ میگی
یا به اونایی که باهات دوست نیستن، دروغ میگی
که در هر صورت بهم میگه منو چی فرض کردی
.اینجوری نیست
.باشه
...خیلی خب
...خیلی خب، ببین
آروم باش، لری. اصلا هم تعجب نکردم
منظورت چیه؟
گمونم اگه بیشتر بهش فکر میکردم، میفهمیدم داری دروغ میگی
.دروغ نیست. داستانپردازیه .من دروغگو نیستم. من راویام
.ببین، حالا هر چی هستی
جزئیاتش رو خراب کردی و اصلِ کار هم جزئیات داستانه
باشه. کدوم «جزئیات»؟
گفتی با قبرکندن بزرگ شدی - .آره -
.ولی با این حال برای جسیکا روچ قبر نکندی
دیدی؟ اینجا بود که فهمیدم خالیبندی
پس میدونی که باید .توی خاک مناسب، قبر بکنی
.آره
.و سخته تو تاریکی خاک مناسب رو پیدا کنی
.البته
و یه یارویی تو ماشین اون ورِ جاده روبهروی ونم وایساده بود
آره این یارو همهش سر و کلهش پیدا میشه
.میخواستم برگردم
.فقط وقت نشد برگردم
لری. اشکالی نداره
.داره - .اشکالی نداره -
همه اینجا از خودشون داستان در میارن
من خودم به همه میگم توی ...تیم دانشگاه ایالتی اوهایو بـودم
!اینجوری نیست
...دارم
.دارم راستش رو میگم
.تو که همین الان گفتی داستان بوده
.دروغ گفتم
جدی؟
.آره
.دروغ نمیگم، جیمز
.تو قاتل نیستی، رفیق
.هستم
.من خودم با چندتاییشون چشم تو چشم شدم
.چشمها و نگاهِ تو شبیه اونا نیست
مگه چه جور چشمهایی دارم؟
.چشمهای یکی که اَدایِ قاتلها رو در میاره
.بعدا بیا کارگاه نجاری پیشم - واسه چی؟ -
.میخوام نشونت بدم چه جور چشمهایی دارم
وقت غذاست، عوضیا
!خفهخون بگیر
همیشه میتونستی درخواست بازداشت حمایتی بدی
.بهتره بازش کنی، جیم
اشکال نداره بیام تو؟
.ترجیح میدم خودم بیام بیرون
دوستدخترت کجاست؟
این یارو همونیه که قراره لوش بدی؟
.چون منم تو این مورد پشتتم
یه بچهکش؟ شوخیت گرفته، جیم؟ معلومه که تو این مورد پشتت درمیومدم
جدی؟ - .رفیقِ وفادارت میشدم -
اون وقت چقدر برام آب میخورد؟
.هیچی
.جدی میگم
یه چیزایی هست که بزرگتر و مهمتر از ماهاست
و همه سر این توافق داریم که حق اون مادرجنده رو باید بذارن کف دستش
خب حالا رئیسمون کیه؟
منظورت اینه که رئیسِ من کیه؟
.آره ولی ما تو این کار شریکیم
و شاید اگه کارم خوب باشه برام یه امتحان محسوب بشه
.و مارشالها استخدامم کنن
خب البته اگه مارشالها منو استخدامم کرده باشن
خب حالا رئیست کیه؟
.بهتون میگم چیه، آقای کارتر
چیه؟
...یه هفتهای میگی دست از سرِم بردارن
آخه چرا باید همچین کاری بکنم، جیم؟
.تا بفهمم میتونی - تو در ازاش چی کار میکنی؟ -
.بهت میگم رئیسم کیه - .خب بگو ببینم -
اگه تا هفته دیگه سالم موندم، بهت میگم
...اینجوری
اینجوری نمیشه، جیم
.اصلاً فکر نکنم بتونی شر کسی رو از سرم کم کنی
چطور میخوای شر منو از سرت کم کنی؟
خب، تو که یه کاری کردی نتونم زنگ بزنم به کسی
و همین الانشم به همه گفتی خبرچینم
دیگه میخوای چی کار کنی؟
.نمیخوای بدونی - .چرا -
.میخوام
.باشه پس
.از روزت لذت ببر
.نهایت لذت رو ازش ببر
.گوشی دستم بود- .آهان -
.سه ساعت تموم پشتِ خط بودم
...سه ساعـت
دیگه حتی نمیدونستم وقت صبحونهست یا ناهار
.وقت ناهاره
...و همهش
.خدمت شما
همهش واسه اینکه بهم بگن فردا دوباره زنگ بزنم تا با یه یارویی صحبت کنم
که بهم بگه چرا حساب جیمی مسدود شده
خب، میدونی، شاید بتونی دوباره بری اونجا
.بشینی و زل بزنی به زندون
بیخیال. بس کن
.موضوع جدیه
میدونم. چی میخوری؟
.چِرگر» میخورم»
چی؟ - منظورم چیزبرگره -
«نه گفتی «چرگر
جدی؟ - .آره -
سلام رفقا. چیزی قبل غذا میخواین براتون بیارم؟
.سلام. آره. من چای سرد میخورم
عزیزم؟
.«یه فنجون «کهوه» و «چرگر
نمیدونـ... چیزبـ... تو روحش
زنگ بزن 911. داره سکته میکنه
چی؟
زنگ بزن 911 - .باشه -
.باشه
.چیزی نیست. خیلی خب
.وای خدایا
!زنگ بزنید 911
یکی از دوستان خوبم سرطان لوزالمعده گرفت
.دکتر گفت تا چهارماه دیگه میمیره
یه هفته بعدش موقع بالا رفتن از پلههای برفی کلیسا، لیز خورد
.و با سر اومد زمین
همونجا صاف جلوی زن و بچههاش مرد
میدونی آخرین حرفش قبل از اینکه از شدت خونریزی
روی پلههای کلیسای سنت آگوستین بمیره، چی بود؟
«آدم هیچوقت... خبردار نمیشه»
چطور اومدی تو؟
.در باز بود
روی چی کار میکنی؟
.جیمز
.تمومشون کردم
بیست و یکی؟ چرا؟
.چون کندهکاری دوست دارم
نه. چرا بیست و یکی؟
چرا بیست تا نه؟ یا حتی چرا بیست و چهارتا نه؟
کندهکاریم خوبه. میبینی؟
.حیف خوب بلد نیستم رنگ بزنم
.رنگکردن رو میذارم به عهده گری
.گری سیاهشون میکنه
.سیاهتر از هر رنگ سیاهی که تا حالا دیدی
اینا رو میفرستی برای گری؟
.آره، میفرستم خونه
میدونی اینا واسه چیه، جیمز؟
.نه
.اینا مراقب مُردههان
از روحِ مردهها محافظت میکنن
.تا مطمئن بشن مشکلی ندارن
خب اینا همون چشمهاییه که میخواستی ببینم؟
خب، این دوتا هم هست
.باشه
...میدونی جیمز
اینکه فکر کردی دروغگوام
.واقعاً حالم رو بهم زد
چون در این صورت شاید پیش خودت فکر کنی، کاری که میکنم رو جدی نمیگیرم
.باید مراقبتی انجام بشه
قضیه اینه. باید همیشگی باشه
میدونی، نه مثل تو و .هشتادتا زنی که باهاشون خوابیدی
...نه، شرمنده اینو میگم ولی
احتمالا اسم بعضیاشون رو یادت نیست
شاید اعضای بدنشونم کم کم از یادت بره
اشتباه میکنم؟
.لری، ما صرفا سکس داشتیم
.هیچوقت صرفا سکس نیست
.هیچوقت صرفا یه چیزی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.