The first 176 lines.
.تو این کتاب درمورد آرمان نوشته
آرمان؟
.اوهوم
.یه چیزیه مثل رویا یا آرزوی آدم .کاری که خیلی میخوای انجام بدی
آرزوی تو چیه، اینو؟
من؟
کاری که خیلی میخوای انجام بدی چیه؟
...من
.میخوام آواز...بخونم
!آواز؟ خیلی خوبه که
.واسم بخون
.ایندفعه
.دیگه باید برگردم
!اینو
.اگه بابات باز کتکت زد بهم بگو
.هرکی که به اینو آسیب بزنه رو پخش زمین میکنم
،میگم ساشا
آرمان تو چیه؟
...من
!لعنتی! لعنتی! لعنتی
...چرا ما
!لعنتی! لعنتی
!توف تو ذاتش
.میکشمشون
...همهشونو...همهشونو
!میکشم
.فاست، هرچی مسیر عقبنشینی داشتیم چک کردیم
.راستش هیچکدوم امن نیست
.نیروها هم یکی یکی دیگه جواب نمیدن
.که اینطور
.میریم تجسس. حاضر شین
.باشه
.فاست
.ما باورت داریم
.هنوز یه چیزی هست؟ تو این شهر
.لونمن
که لونمن؟
مبتلاها رو با غیرمبتلاها همکاری دادن که مبتلاهای دیگه رو بزنن؟
.همچین خوشم نمیاد
.عی، فکر کردن که فایده نداره
.چیزی نیست که تازه شروع شده باشه
!شرمنده ولی رسیدین آخر راه
...لابد میخواین برین پیش یارهاتون که اون سمتن
ولی میشه اسلحهتون رو بندازین تسلیم شین؟
این کیه؟
!دستکممون گرفتی! گم شو کنار
.تحویل بگیر
.اگه اراده کنم میتونم تو چشم به هم زدن جزغالهتون کنم
امتحان بکنیم؟
.اگه فهمیدین که هیچی
.بلیز سان
...یه موضوعی هست
!خرگوشی
وای! لپهای خرگوشی چرا اینقدر نرمه؟
!لطفا نکن. بلیز سان
.عیبی نداره. به جایی که بر نمیخوره
...خواهش میکنم
.از دست تو
.همهچی روبراهه، دکتر
.همیشه همینطوریه
همیشه؟
.ایندفعه از گِرِیثروت سان هم خواستم همکاری کنه
.پس بریم سمت هدف بعدی
.باشه
.میرم گشت بزنم
.باشه
.خواهشاً
با هم مشکل دارن؟
.میبخشید، دکتر
میشه برین دنبال بلیز سان؟
.مراقبش باشین
.جفت دستا بالا
.اینجا سوئایر
،تیم تیرانداز آلفا دو بتا چهار .خطر برطرف شد
.برین نقطهی بعدی
موندم آخرین باری که شونه به شونه جنگیدیم کی بود؟
.این همکاری اجباری بود
.سوئایر. من دارم میرم
ها؟ کجا میری؟
.بیرون زاغه
.حتماً خیلیهاشون هنوز اون بیرونن
.تا به هم ملحق نشدن میزنیمشون
.باشه باشه، اگه نگران زاغهای خب مثل آدم بگو
.پس باقیش با تو
.پرنسس سو
!اینجوری صدام نزن
.لطفاً چیزی رو خراب نکنین
.اینطور نیست که دلم بخواد بهتون آسیب بزنم
.شرمنده
،خب
.آهای لونمنی
...دیگه روبر
!نیا
!خودتم مبتلایی
به تریپ گارد سلطنتی برمیخوره که یه مبتلا نجاتتون بده؟
.پس تا نظر اون مبتلا عوض نشد یالا گم شو
اِه؟
دنبالم اومدی؟
.آمیا خواست
.واقعاً که. آمیا چان هم که چه دل نگرونه
،تو هم دکتر
.یه «دنبالت اومدم چون نگرانت بودم» بگی گناه نمیشه ها
.ببخشید
عیبی نداره حالا
.چشم. ما هم الان میایم
.گریثروت سان
.میریم منطقهی دفاعی تعیین شده
اونجا به یه تیم تیرانداز دیگه ملحق میشیم .تا عملیات رو ادامه بدیم
اینبار هم اجازهی کشتن مبتلاها رو نمیدین؟
.گریثروت سان
میدونم که موقع جنگ شرایطی .پیش میاد که چارهی دیگهای نیست
،ولی راستش
.نمیخوایم از کسی بخوایم به دیگری صدمه بزنه
.باشه
...یهکم قبل
بینتون مشکلی هست؟
.آها، گریثروت رو میگی
.شرمنده شرمنده. یه چیزیه بین خودمون، پس نگران نباش
...دقیقاً
چقدر میتونیم به هم اعتماد کنیم؟
داد؟
.اون سمت
.بریم، دکتر
!از سریعترین راه بزن که رفتیم
...یه لحظه...صبر کن
.دشمن داره میرسه
!همهی افراد آماده
!کمکم کنین
چه خبره؟
...اون
...کار مفیستوئه
!چه آرت بیریختی
...هی...ایوان
!تمومش کن، ایوان
...تمومش کن
.مفیستو
سر و صدای بیرون چیه؟
.آها، پس دیدی
.دونههایی که کاشتم بالاخره جوونه زد
همینطور گلهمون رو زیاد میکنم
!هم رودوس هم گارد سلطنتی همه رو میکشیم
.همه عقلشون رو از دست دادن
معذرت میخوام ولی اونجوری بشه .دیگه نمیشه کنترلشون کرد
.خیلی بد شد
.به خودیهام حمله میکردن
.نگران نباش، فاست
.به ما حمله نمیکنن
!نمیفهمی؟
!دارن درد میکشن
!همین الان تمومش کن
.رو...روبراهه
.اونا که دیگه زنده نیستن
...از مهرهای که داریم تا میشه باید استفاده...کنیم
...آخه
!آخه اگه اینکارم نکنم که نمیتونیم فرار کنیم
.همهجا پر دشمنه. کمک هم نمیاد
!همین وضع بمونه کشته میشیم
.فراستنوا حتماً خودشو میرسونه
...اگه تا اونموقع دووم بیاریم
فراستنوا؟
.این همه صبر کردیم هنوز نیومده
...شاید اصلاً خیانت کرده
!امکان نداره
...من
!جز فاست و خواهر تالولا به کسی اعتماد ندارم
!اگه خودمون زنده بمونیم هرکاری میکنم
...مفیستو
فاست؟
صبر کن، کجا میری؟
!فاست
!لعنتی
چرا آدمی اینجا نیست؟
!هنوز خیلیا باید باشن که فرار نکردن
.فرمانده چن
.اینجا هم هیچکس نیست
جریان چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.