The first 200 lines.
گــــروه تــــرجـــمـــه ايــران فــيـــلــم تـــــقـــــديــــم مي کـــنــــد
زود باش ببندش
همونجا خشکت نزنه جلوشونو بگير
کسي به پليس خبر داده؟
در ساعت 10 صبح امروز
...مبلغ 5 ميليون وون
از شعبه "سوان" بانک کره دزديده شد...
...بعد از تعقيب و گريز مضنونين
يکي از مضنونين دستگير شد
ولي بقيه مضنونين توانستند فرار کنن
اه لعنتي
"پارک شين يانگ"
"بيک يون شيک" "يوم جونگ اه"
"چون هو جين" لي مون شيک"
در ماشيني که پشت سرم داره ميسوزه
جسدي يافت شد
..."مضنون "چويي جانگ هيوک
که بخاطر کلاهبرداري يک و نيم سال پيش زنداني شده بود
...فقط يک ماه بعد از آزاديش
دوباره جرم ديگري مرتکب شد
دراين حين پليس بر اين باور است
...که 5 مضنون در جريان
دستبرد به بانک کره دست داشتند
پلس در حال حاضر در تعقيب تبهکاري است
تا بقيه سه مجرم را دستگير کند
به خانواده "چويي جانگ هيوک" خبر دادين؟
يه برادر بزرگ داره
به اداره مهاجرت زنگ زدم
گفتن که الان رفته روسيه
کــلــــاهـــبــــــرداري بــــــــزرگ 94/4/14
يک ماه بعد
آهاي؟
"چويي جانگ هو" خونه اي؟
پس اينجايي
ميتونم کمکتون کنم؟
چويي جانگ هو"،درسته؟" بله
پليس هستيم
..."يک ماه پيش "چويي جانگ هيوک
کسي بهت نگفته
موضوع چيه؟
تو بهش بگو
لعنت بهش
چويي جانگ هيوک" مُرده"
لطفا اينو ببينيد
آخرين بار کِي ديدينش؟
حدود دو ماه پيش
درست بعد از آزاد شدنش
چطور ميتوني توي اين کتاب فروشي کار کني
به بچه ها کتاب ميفروشي؟
تاحالا ديدي يه شير بخاطر گرسنگي علف بخوره؟
...من الان دارم
يه نقشه تر و تميز ميکشم
اگه فقط نقشه ام بگيره اون زميني که ميخواستيم يادته؟
بيا همشو بخريم
ديگه از اين رفتاراي بچگانه ات حالم بهم ميخوره
خيلي خب خيلي خب
ديگه ضد حال نباش،باشه؟
اشتهامو از دست دادم بعدا بهت زنگ ميزنم
"جانگ هيوک"
پول داري؟
نه،ندارم واسه همين ميخوام يکم پول دربيارم
به چي مثل خر زُل زدي؟
اينم از انعام
توي اروپا واسه چاي انعام ميدن نه اينجا
ميبينمت بعدا بهت زنگ ميزنم
بعدش فقط تلفني حرف زدين؟
بله
برادرت اشاره اي به بانک کره کرد يا نه؟
نه
برادرت بيمه عمر داشت
برادرم بيمه عمر مامانم ميگرفت
...ولي وقتي مادرم
چهار سال پيش فوت کرده ديگه فايده اش چيه
الان دقيقا 4 سال و 3 ماه ميشه
شخصي که پول بيمه ميگيره اسم شما رو نوشته
ارزشش حدود 50 ميليون وون هستش
اين روزا 50 ميليون ديگه چيزي نيست
بعدش رفتي روسيه؟
جاهاي خيلي خوبي توي روسيه هست
همينطور من دارم يه کتاب مينويسم
که توي روسيه هست
مينويسي؟ چه جور کتابي؟
اسمي هم داره؟
"زني به نام او"
لعنتي
اينو ديدي؟
"زني به نام او"
من يکي از طرفدارهاي پروپا قرص اين کتابم
اين پسر عاشق دوست دختر برادر کوچيکشه
و يه جنگ بين دو برادر اتفاق ميفته
اين اتفاقا توي زندگي واقعي هم ميتونه بيفته
شروع خيلي خوبي داشتي
خيلي ديوونه کننده ست
صبر کن
اسم دختره چي بود؟ "آره،"جونگ اين سوک
برادر بزرگه به "جونگ اين سوک" ميگه
از آنجا که عاشق شما شده ام" "کاري از دستم برنمياد
"حتي اگر اين به معني عشق نباشه"
واقعا شگفت انگيزه
"درست مثل "ادوري هلبورن رئيس
برو پي کارت کار دارم
نقل قول عالي بود رئيس،يه لحظه وايسا
...سربازرس
ميخواستن اينو بشنون نيازي به اينا ندارم
نقل قول بي نظيري بود
منم بايد شعر مينوشتم و به نوشته هاي ادبي هم علاقه داشتم
صبر کن ببينم،تا کجا گفتم؟
ولي کتاب اينقدرا هم خوب نيست
مهم نيست که از کتاب خوشم مياد
کارمون تموم شد
ملاقات با شما باعث افتخار بود
ولي قبل رفتن
ميشه برام امضا بديد؟
از نزديک آدم بهتري نشون ميديد
چه افتخاري
"خانوم "سو اين کيونگ بيا اينجا
براتون قهوه درست ميکنم
يه لحظه بشينيد
"هي ، "اين کيونگ
ميشه اونطوري نگاش نکني؟
چويي چانگ هيوک" ميشناسي،نه؟"
اين برادر بزرگشه
قهوه ميل ندارم
باشه،شرمنده تو زحمت انداختمتون
دفعه بعدي قهوه ميخوريم
خدانگه دار
"سو اين کيونگ"
لقب کسي که محکوم به دو کلاهبرداريه "شارون استونه"؟
ميخواي اوني که لاي پاهاته رو نشون بدي؟
به تو چه؟
يکم مودب باش
من يه شهروندم که مالياتم رو ميدم
شهرونديت بخوره تو سر عمه ات
...يه محکوميت کلاهبرداري
يعني 20 سال آب خنک خوردن
که چي؟
گفتين بيام اينجا
تا از گذشته ام حرف بزنين؟
ارباب "کيم" کجاس؟
همون پسر رمان نويسه؟
ولش کن
تو زنشي پس بايد همه چيو بدوني
ازدواج مون به ثبت نرسيده
بهتره خوب به حرفام گوش بدي
اگه همينطور ادامه بدي آخرش توي گه و کثافت غرق ميشي
اونوقت حتي اگه توي خيابون ببينمت
ميندازمت پشت ميله هاي زندون
ببخشيد
ميشه با هم صحبت کنيم؟
چانگ هيوک" از من چي گفته؟"
گفته بود با يه دختر خوشگل قرار ميزاره
زياد با هم نبوديم
از اينکه برادرت مُرده بايد ناراحت باشي
خودت ميدوني که ميگن هر تولدي يه مرگي هم داره
اين چيزيه که من فکر ميکنم
از چيزهاي شادي آور خوشم نمياد
چيزهاي غم انگيزم که بدتر
فقط ميخوام زندگيم بکنم
بدون اينکه کاري به کار برادرم داشته باشم
اه،آره،کيف "چانگ هيوک" تو خونه منه
سفارش ميديد؟
دارم ميرم
کيفش رو ميخواي؟
حالت خوبه؟
آره
قهوه ميخواي؟
"سو چانگ هيوک"
بعد آزاديش مستقيم اينجا اومد؟
قبل اون ،اين يارو ...به خودش ميگفت "گازولين" اومد ديدنم
پليس ها به ارباب "کيم" اشاره کردن ديگه،آره؟
...بهرحال "گازولين" داشت درباره
چانگ هيوک" به ارباب "کيم" ميگفت"
واسه همين اسم تو رو بُردم
گفت يه کار 5 ميليوني تو سرش داره
کِي آزاد شده؟
پنج روزي ميشه
چويي چانگ هيوک"،آره؟"
کارش چطوره؟
خيلي باهوشه
"لقبش "چابکه
خيلي خوب دروغ ميگه
قيافشم مثل قماربازهاست
آدمايي که عشق قمار دارن
معمولا خوش قلبن
آدمايي مثل منن
بهش بگو بياد
"گازولين" و ارباب "کيم"
بحث شون تموم کردن
بعدش "چانگ هيوک" اومد
درست بعد از آزاديش
ارباب "کيم" هست؟
تو کي هستي؟
حتما دخترشي
اينجا ارباب "کيم" نداريم
ايکي ثانيه
صبر کن
احتمالا "چويي چانگ هيوک" که نيستي؟
درسته،يکم معروف شدم انگاري
الان خونه نيست
بالاخره برميگرده
No comments yet. Be the first to leave one.