The first 200 lines.
آیادو سان، ممکنه که نظرت دربارهی قرار گذاشتن با من عوض شده باشه؟
!متاسفم
!من دوستت دارم، سنپای
!میدونم تمام مدت دردت رو مخفی کردی تا از من حمایت کنی
!و من دوستت دارم
.ببخشید که همیشه کاری میکنم ناراحت بشی
!لطفا دیگه بخاط من احساسات واقعیت رو توی خودت نریز
.خداروشکر
.ممنون، آیادو سان. حالا حالم بهتره
ها؟ تاکاناشی کون؟
داری میری خونه؟
اینجا چیکار میکنی؟
.هیچی. فقط، ببین
.انگار خوشحالن
.حتما شروع یه رابطهی جدید خیلی خوبه
...تاکاناشی کون، دوستدختر میخوای... دوستدختر میخوای
...دوستدختر میخوای... دوستدختر میخوای
.نمیخوام ...دوستدختر میخوای... دوستدختر میخوای
!همه دلشون میخواد
.فقط تو اینجوری هستی
فعلا به همون چند تا دختر سکسیای که هرچند وقت .باهاشون میچرخم راضیم
.چندش
.علاقهای ندارم فقط برای دوستدختر داشتن، دوستدختر بگیرم
مگه همه اول عاشق نمیشن و بعدش تصمیم میگیرن قرار بذارن؟
.انگار داری غیرمستقیم دست رد به سینهم میزنی
.من که همیشه رک و راست ردت میکنم
.جفتمون خوب میدونیم زیاد جدی نیستی
.نه، اگه قبول کنی از خوشحالی بال در میارم
،بیخیال، کی عشقش رو میبره رامن فروشی تازه دو تا کاسه هم میخوره؟
!خب اون روز گشنهم بود
.ولی لازم نبود دو تا بخوری
.الآن هیچ فرقی با بقیه رفقام نداری
!حالا دیگه رفتی روی اعصابم
این چیه؟
نباید برعکس باشه؟
چیکار کنم عاشقم بشی؟
قسمت⭐18 .دربارهی زندگی عاشقانهی دوستِ دخترم، ایشینو
.وایسا، فکر کنم یه لحظه قلبم تند زد
واقعا؟
.آره
.همینجوری ادامه بده
اینجوری؟ از این خوشت میاد؟
.دیدن قیافهی نامعمولت غافلگیرم کرد .مثلا همون قیافهی درمونده
!اه، عجب، عجب
!اسکولم کردی، مگه نه؟
!نخواستم
چی؟ آیادو، این همون چیزیه که فکر میکنم؟ دوستپسرته؟
!خیلی خندهداره
.اینا همکلاسیهای من، تاجیما سان و یامانو سان هستن
...و
...ا... ایشون
.پسریه که از هفتهی پیش باهاش قرار میذارم، ایتو سنپای
!ما که نگفتیم معرفیمون کنی
.پس تو به آدمای واقعی هم علاقه داشتی و ما نمیدونستیم
...توی کلاس همهش سرت توی مانگا بود، گفتیم حتما
!خوبه، خوبه
!خیلی به هم میاین! برات خوشحالم آیادو
به چی میخندین، ها؟ !مسخرهشون نکنین
!ایشینو سنپای !ایشینو
بازم داره دخالت ...میکنه
.بازم داره دخالت میکنه
،اونا دارن تمام تلاششون رو میکنن تو بهتره نگران خودت باشی، فهمیدی؟
!دردم گرفت! دردم گرفت
!وقتی چیزی دربارهشون نمیدونین، مسخرهشون نکنین، خنگولا
!ا... ایشینو سنپای
مـ مشکلت چیه؟
!تو کدوم خری هستی که اینجوری با من حرف میزنی، ترشیده؟
!چی؟! ترشیده؟! دلت دعوا میخواد؟
!شاید بهم نیاد ولی من از طرفدارای بزرگ جکی چانم
تـ... تاکاناشی سنپای؟
.تاکاناشی کون
!دخترا نباید دعوا کنن
!و بددهنیم نکن
!برای همین ازت خوشم نمیاد، ایشینو سان
.و تو
،اونا توی زمان مهمی رابطهشون رو شروع کردن .پس بذار توی خلوت خودشون باشن
...اه، بـ باشه
.بیا بریم
!خیلی ازت ممنونم
...تاکاناشی کون
.واقعا که
کی میخوای یاد بگیری سرت توی کار خودت باشه؟
چه انتظاری داشتی؟
.من یه دختر بیکار بیعارم که پسرا ازش خوششون نمیاد
.من هیچ کدومشون رو نگفتم
.اگه بخوای امروز استثنا قائل میشم و میبرمت سر قرار
چی؟
.به رامن فروشی
دوباره؟
میخوای بیای یا نه؟
.میام
رامن درجه یک
!بفرما! اینم رامنی که سفارش داده بودین
ببخشید! میشه یکم برنج بگیرم؟
بازم تکرارش کردی؟
چیکار کنم آخه؟ !این موقع روز خیلی گرسنهم میشه
.خب، معلومه از آدمای عادی بیشتر انرژی میسوزونی
.به نظرم تو هم یه تکونی به خودت بدی بد نیست
.کاری نیست که ارزشش رو داشته باشه
اصلا باحال !!نیستی
!اصلا باحال نیستی تا حالا شده به چیزی علاقه نشون بدی؟
.شده
...البته مال زمان راهنمایی بود
.ولی بود
به چی علاقه داشتی؟
.بهت نمیگم
!چی؟! الآن نمیتونی ولش کنی! از فضولی میترکم
.اینم که نشد قرار
چی، مشکلی داری؟
!آره، مشکل دارم
.همیشهی خدا رامنه
پس، میخوای امتحانش کنی؟
.یه قرار واقعی رو میگم
ها؟ واقعا؟
!فکر خودت بود! یکم ذوق نشون بده
.مامانم گفت بهت بگم بعضی وقتا بازم برای شام بیا پیشمون
چی؟
.و گفت بپرسم چه غذایی دوست داری
واقعا؟
.آره
چه غذایی دوست دارم...؟
.دوست دارم بازم نابه بخورم
نابه دوست داری؟
...خب، بیشتر انگار
.دفعه قبل که همه از توی یه ظرف غذا میخوردیم خیلی خوش گذشت
.آره، گمونم
.راستی، توی خانواده ما اودن رو جزء نابه حساب نمیکنیم .میذاریمش جزء غذاهای جوشوندنی
.اه، باشه
.و قانونه هروقت خرچنگ داریم باید به مامان بگیم خدا
چرا؟
.«ظاهرا چون «دردسرش بیشتر از سودشه
.پس دوشنبه میبینمت
.باشه
.فصلها دارن... عوض میشن
.من برگشتم
چـ چیکار میکنی؟
چی؟
!پرسیدم چیکار میکنی؟
چی؟
.ببخشینا، دارم برای ایروها چان پیشبند میدوزم .مزاحم نشو
چی؟ عه، چرا...؟
خب؟ از ایروها چان خواستی برای شام بیاد؟
دفعه بعد کی میاد؟
.اه، آره. گفت نابه باشه خوبه
.نابه. گرفتم
.و هنوز معلوم نیست کی میاد
وای من، واقعا؟
پس تعطیلی سه روزه چطوره؟ .بههرحال مطمئنم برنامهای ندارین
.داداش
.در بزن
.دایرهالمعارف دریاییت رو بهم قرض بده
!جان؟
.میخوام آنزو چان رو ببرم آکواریوم
...سنگینه
کوچیکترشو نداری؟ .یه چیزی که بشه اینور و اونور برد
.نه
!این چه طرز برخورد با داداشته؟
.نمیفهمم ایروها سان چی توی تو دیده
.حالا هم داری بهم توهین میکنی
.ناگهانی نیست
.همچین دختر زیبا و باوقاری دوستدختر تو شده
...فقط این نیست
.کسی باحالتر از داداشت نیست
.و انقدرم دست بالا میگیرتت
.با عقل جور در نمیاد
.منم همین فکرو میکردم
...ولی
...توضیحش یکم سخته. واقعا برام مهم نیست .چه فکری دربارهم میکنه
...من
.من فقط میخوام خوشحالش کنم
کائورو؟
.دارم نکته برداری میکنم .با جزئیات برام تعریف کن تا حالا چیکارا کردین
چقدر براش خرج کردی؟ از چه روشهایی خودتو براش فدا کردی؟
چرا تو-؟! چیکار کردم که حقم این باشه؟
!اومدم سر قرار
!اونم یه قرار واقعی و راستکی
!خیلی بزرگه! تاکاناشی کون، اون ماهی بزرگه رو ببین
.صدای تو بزرگتره، ایشینو سان
!آخه خیلی وقته نیومدم آکواریوم
،آخه یه قرار راست !راستکیه
اوه، اون مارماهیه رو ببین! چندشه! چندشه، نه؟
میخوای تمام روز همینجوری باشی؟
!بیا بریم اون طرفو ببینیم
.یه لحظه وایسا
الآن دستمو گرفتی؟
!معلومه! خیر سرمون قراره
...شرمنده، مطمئن نیستم که بتونم
.یه جورایی حس عجیبی داره
!بیخیال، فقط دستته مگه چیزی ازت کم میشه، خسیس؟
بههرحال، ایشنو سان، گرسنهت
!پام طرف اشتباهی چرخید
!چی؟
وقتی بلد نیستی با پاشنه بلند راه بری و .میپوشیش، اینجوری میشه دیگه
.و زیادی ذوق داری
ها؟ چیزی شده؟
.چیزی نیست؟ میخواستی ناهار بخوری دیگه؟ بیا بریم
.هی، یکم یواشتر، ایشینو سان
.آنزو چان
چی میخوای ببینی؟
!خورشیدماهی
No comments yet. Be the first to leave one.