The first 200 lines.
آنچه گذشت...
یه قلاده رادیویی از رودخونه یلو استون بیرون کشیدیم...
اخیرا گرگی این دور و برا دیدین؟
انگار کار شکارچیای غیر قانونی بوده.
- دقیقا. - لطف میکنی باهامون بیای؟
مونیکا میخواد مراسم تدفین بگیره.
میخواد همینجا دفن بشه که بتونه بره سر مزارش.
پسرم، هر چیزی که میخواد بهش بده.
نمیتونم به جفتشون خدمت کنم.
من مونیکا و پسرم رو انتخاب میکنم.
شما قول داده بودین، میلیونها دلار پول اجاره ازمون گرفتین!
شکایتتون راه به جایی نمیبره.
خودتون هم این رو میدونین.
کارت از چیزی که انتظار داشتم بهتره.
من اومدهام تا با هم به یه توافق دو سر برد برسیم.
فردا شب سرت چقدر شلوغه؟
هیئت مدیره مایلن شکایت رو پس بگیرن.
الیس، یه راهی برای بدبخت کردن این خانواده پیدا کن.
بیاین امشب به یکی از بارای بوزمن بریم.
این همیشه فکر بدیه.
چقدر خوشتیپی شما.
من زن دارم. برو پی کارت.
میخوام شوهرت رو ببرم خونه.
.::زیرنویس از شهریار::. «TheCatalystIR»
امروز چند شنبهست؟
فکر کنم پنجشنبهست.
چه بلایی سرت اومده؟
امان از این مردای تخمی.
حسابی گوشمالیت دادن، نه؟
منظورم پلیسیه که دستگیرم کرد.
عوضی هفتهای سه شب میاد کلوب.
نمیتونست واسهام پارتی بازی کنه؟
به جرم رانندگی در مستی گرفتنت؟
ضرب و شتم عامدانه.
یه جنده کالیفرنیایی سعی کرد با شوهرم روی هم بریزه...
منم با یه بطری آبجو زدمش.
پس خلافت حسابی سنگینه.
من تجسم خشم زنیام که بهش اهانت شده.
هر اسمی دلت میخواد روم بذار.
همیشه پای یه جنده کالیفرنیایی در میونه.
همیشه خدا.
بثانی داتون. بلند شو بریم.
بهت نمیخوره اسمت بثانی باشه.
من بثانی نیستم. بثم.
به به، قهرمان من.
هر وقت کارتمون تموم شد در بزنین.
پسر، این دفعه دیگه واقعا شورش رو درآوردی.
جیمی، چرا انقدر گندهاش میکنی؟
توی یکی از بارای بوزمن دعوا کردم.
حقیقتش به نظرم هیئت گردشگری مونتانا...
باید از همچین موضوعی تیشرت درست کنه.
فکر نمیکنم هیئت گردشگری مونتانا...
زیاد از این که محلیها...
مسافرا رو بزنن له و لورده کنن استقبال کنه.
من هم برای همین بهت زنگ زدم دیگه.
تو میتونی این قضیه رو ماستمالی کنی، درسته؟
بث، این یکی رو نمیشه ماستمالی کرد.
پای دادستانی شهرستان در میونه.
حداکثر چیزی که میتونی بهش امیدوار باشی اینه که این زنه از قبل بلیط هواپیما گرفته باشه...
و عجله داشته باشه یا انقدر بابت مستی دیشبش سرگیجه گرفته باشه...
که نتونه بیاد اینجا و رسما ازت شکایت کنه.
توصیهات به عنوان یه وکیل اینه؟
که اینجا بشینم و امیدوار باشم؟
این توصیه نیست، تنها راه پیش روته.
اگه ازت شکایت نکنه...
که با توجه به عکسی که از زخم روی پیشونیش دیدم...
احتمالش کمه...
از دادستان شهرستان درخواست میکنم...
که با توجه به این که ظرفیت کنترل احساسات کوفتیت رو...
از دست دادی، بهت رحم کنه.
پس آره، فقط همینجا بشین و امیدوار باش.
ولی در هر صورت، اگه رسانهها از این قضیه بو ببرن...
آبروی پدرمون بدجوری میره.
منظورت پدر منه.
جیمی، واسه پدر تو که دیگه آبرویی نمونده، نه؟
میخوام برگردم به سلولم.
یه چرتی بزنم.
تو هم قراره روی پلههای کوفتی همین ساختمون بگیری بشینی...
و منتظر خوشگلترین دختر کالیفرنیا بمونی...
که تشریفش رو بیاره. وقتی هم که اومد، جلوش رو میگیری.
آخه چطوری همچین کاری کنم؟
جیمی، این مشکل من نیست.
سلام. این پرونده ضرب و شتم داتون دست شماست؟
بله قربان.
چرا شاکی به چیزی متهم نشده؟
توی بار دعوا کرده بودن، درسته؟
با توجه به گزارش پرونده دعوای خیلی بزرگی هم بوده.
توی دعواهایی که توی بارا پیش میان چیزی به اسم دفاع از خود وجود نداره...
که یعنی قربانی هم متهم محسوب میشه.
اون خانم قراره بیاد؟
- منتظرشم. - من هم پیشت میشینم و منتظرش میمونم.
قراره واسه ظهر به مراسم ناهار هیئت آموزگاران مونتانا برین.
لغوش کن.
آقای فرماندار، به نظرم این کار نمود خوبی نداره.
خیله خب، دقیقا کیا به مراسم ناهار هیئت آموزگاران مونتانا میان؟
همه. سناتور پری میاد.
نمایندههای شورا، مدیرای مدارس،
رئیس مونتانا استیت.
اگه قرار نیست آموزگاری اونجا باشه،
چرا بهش میگن مراسم ناهار هیئت آموزگاران مونتانا؟
کلارا، امروز پنجشنبهست، همه آموزگارا توی مدرسهان.
ببین چی میگم، هر وقت مراسم هیئت آموزگاران واسه دبیرا و معلما برگزار بشه...
من هم میرم.
اونا کیان؟
مشاورین سیاستگذاریها جلسه گذاشتهان.
واسه کی کار میکنن؟
شما دیگه.
خب، مشاورای سیاستگذاریهای من...
چطور میتونن بدون من راجع به سیاستها جلسه بذارن؟
خب...
جای من نشستی.
خب، امروز قراره راجع به چه سیاستهایی صحبت کنیم؟
کسی جوابی نداره؟
بذار ببینم...
«ایالت مونتانا در راستای لایحه یو اِس گرین...
7000 فرسخ از زمینهای شهرستان پودر ریور رو...
به شرکت سان انرژیز اجاره خواهد داد.»
سان انرژیز دیگه چیه؟
یه شرکت تولید انرژی خورشیدیه.
شما کی باشی؟
استنلی...رابرتس.
چیکاره هستی؟
جناب فرماندار، رئیس مشاورین سیاستگذاریهاتونم.
به به، خوشوقتم.
سعی کردم برای ناهار جلسهای تنظیم کنم ولی شما...
اون گفت شما قرار ناهار نمیذارین.
استنلی، دفترت کجاست؟
انتهای راهرو.
میدونی چیه؟ دفتر من هم همونجاست.
تا حالا به ذهنت رسیده که یه سری بهم بزنی؟
کوتاهی کردم.
موافقم.
بیاین یه نگاهی به بقیه سیاستهای پیشنهادیم هم بندازیم.
توقیف حقوق استخراج گاز طبیعی از زمینهای دولتی...
در شهرستان پودر ریور به منظور حمایت...
از پروژه احیای سیاهخروسها.
خب، تعداد سیاهخروسها به سرعت رو به کاهش بوده...
و ادله کاربردی قابل استنادی...
مبنی بر تاثیر منفی کشف و استخراج گاز...
روی محیط زندگی سیاهخروسا وجود دارن.
و به نظر شما 7000 فرسخ از صفحات خورشیدی...
چه تاثیری روی محیط زندگی اونا میذاره؟
هیچ گواهی مبنی بر...
تاثیر صفحات خورشیدی روی محیط زندگی سیاهخروسا وجود نداره.
حالا موقعی که بخوان صفحات خورشیدی رو...
کار بذارن، برنجاسپها رو چیکار میکنن؟
اونا رو...
قبل از کار گذاشتن صفحات خورشیدی، زمین رو پاکسازی میکنن.
یعنی برنجاسپها رو میکنن.
بله قربان.
سیاهخروسا بین برنجاسپها زندگی میکنن.
درسته.
فکر نمیکنی کندن برنجاسپها...
روی جمعیتشون تاثیر بذاره؟
همین الان گفتم که مدرکی مبنی بر...
استنلی، میدونی از چیت میترسم؟ این که جدی و مصممی.
با جدیت تمام داری باهام صحبت میکنی.
به نظرم مهمترین برنامه کاری امروزم...
ساماندهی بودجه باشه. همگی اخراجین.
پول مالیاتدهندهها برای من خیلی مهمه...
شما هم دارین کلش رو حروم میکنین.
کلارا، خودم کار مشاورای سیاستگذاریها رو انجام میدم.
الان چقدر پول ذخیره کردیم؟
فکر کنم...
اگه جدی باشین، حدود 1.6 میلیون دلار که خرج...
حقوق و مزایاشون میشه.
آره بابا، کاملا جدیام.
به به.
ببین ایالت مونتانا چه روز عالیای رو داره میگذرونه.
بعدش کجا بریم؟
با مامورای پارک جنگلی و سازمان شیلات و حیات وحش آمریکا...
جلسه اضطراری داریم.
موضوع این جلسه اضطراری چیه؟
نگفتهان.
این معمولا به این معنیه که یکی توی پارک مرده.
اونا توی دفترتونن.
چه مسئله اضطراریای پیش اومده؟
جناب فرماندار، ازتون میخوایم یه نگاهی به این نقشه بندازین.
خطوط قرمز نشوندهنده مسیریان که گرگی که قلاده رادیویی داشته...
و جزئی از گله «رسکیو کریک» بوده طی کرده.
خیله خب.
همونطور که میتونین ببینین...
همه این خوشهها در...
محلهای کشتار دامها مشاهده میشن.
اونا چند روز از یه جسد تغذیه میکنن و بعدش به جای دیگهای میرن.
حدود سه هفته پیش از این قسمت از پارک خارج شدن...
در امتداد مرز جنگل به اینجا رفتن...
و بعدش هم به این دره اومدن.
اون مزرعه منه.
ما این رو میدونیم.
گرگا یه چند روزی اینجا جمع شدهان...
گویا دور و بر یکی از شکارهاشون بودهان...
بعدش 48 کیلومتر مستقیما به سمت جنوب رفتن و به اینجا رسیدن.
اونجا رودخونه یلو استون...
بر اساس این دادهها، اونا توی رودخونه پریدن...
و پنج کیلومتر در مسیر جریان رودخونه شنا کردهان.
نمیدونستم گرگا توی رودخونه شنا میکنن.
نمیکنن.
یکی از قلادههای رادیویی رو از رودخونه بیرون کشیدیم.
به کجا میخوای برسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.