Yellowstone

Yellowstone

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Yellowstone S05E04 XviD-AFG
Yellowstone S05E04 1080p HEVC x265-MeGusta
Yellowstone S05E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Yellowstone S05E04 Horses in Heaven 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Yellowstone S05E04 Horses in Heaven 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Yellowstone S05E04 PROPER WEBRip x264-ION10
Yellowstone S05E04 REPACK 1080p WEB H264-GLHF
Yellowstone S05E04 REPACK 720p WEB H264-GLHF
Yellowstone S05E04 WEBRip x264-XEN0N
Yellowstone S05E04 720p WEB H264-GGEZ
A Commentary by TheCatalystIR
🅱️🅼🅱️ شهریار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

XviD
1080
x265
HEVC
web
x264
webrip
720p
720
BRip
Published on: 2022-12-04
Downloads: 146
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫یه قلاده رادیویی از رودخونه یلو استون بیرون کشیدیم...

‫اخیرا گرگی این دور و برا دیدین؟

‫انگار کار شکارچیای غیر قانونی بوده.

‫- دقیقا. ‫- لطف می‌کنی باهامون بیای؟

‫مونیکا می‌خواد مراسم تدفین بگیره.

‫می‌خواد همینجا دفن بشه ‫که بتونه بره سر مزارش.

‫پسرم، هر چیزی که می‌خواد بهش بده.

‫نمی‌تونم به جفتشون خدمت کنم.

‫من مونیکا و پسرم رو انتخاب می‌کنم.

‫شما قول داده بودین، ‫میلیون‌ها دلار پول اجاره ازمون گرفتین!

‫شکایتتون راه به جایی نمی‌بره.

‫خودتون هم این رو می‌دونین.

‫کارت از چیزی که انتظار داشتم بهتره.

‫من اومده‌ام تا با هم به یه توافق دو سر برد برسیم.

‫فردا شب سرت چقدر شلوغه؟

‫هیئت مدیره مایلن ‫شکایت رو پس بگیرن.

‫الیس، یه راهی برای بدبخت کردن این خانواده پیدا کن.

‫بیاین امشب به یکی از بارای بوزمن بریم.

‫این همیشه فکر بدیه.

‫چقدر خوشتیپی شما.

‫من زن دارم. برو پی کارت.

‫می‌خوام شوهرت رو ببرم خونه.

‫.::زیرنویس از شهریار::. ‫«TheCatalystIR»

‫امروز چند شنبه‌ست؟

‫فکر کنم پنجشنبه‌ست.

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫امان از این مردای تخمی.

‫حسابی گوشمالیت دادن، نه؟

‫منظورم پلیسیه که دستگیرم کرد.

‫عوضی هفته‌ای سه شب میاد کلوب.

‫نمی‌تونست واسه‌ام پارتی بازی کنه؟

‫به جرم رانندگی در مستی گرفتنت؟

‫ضرب و شتم عامدانه.

‫یه جنده کالیفرنیایی سعی کرد ‫با شوهرم روی هم بریزه...

‫منم با یه بطری آبجو زدمش.

‫پس خلافت حسابی سنگینه.

‫من تجسم خشم زنی‌ام که بهش اهانت شده.

‫هر اسمی دلت می‌خواد روم بذار.

‫همیشه پای یه جنده کالیفرنیایی در میونه.

‫همیشه خدا.

‫بثانی داتون. بلند شو بریم.

‫بهت نمی‌خوره اسمت بثانی باشه.

‫من بثانی نیستم. بثم.

‫به به، قهرمان من.

‫هر وقت کارتمون تموم شد در بزنین.

‫پسر، این دفعه دیگه واقعا شورش رو درآوردی.

‫جیمی، چرا انقدر گنده‌اش می‌کنی؟

‫توی یکی از بارای بوزمن دعوا کردم.

‫حقیقتش به نظرم هیئت گردشگری مونتانا...

‫باید از همچین موضوعی تی‌شرت درست کنه.

‫فکر نمی‌کنم هیئت گردشگری مونتانا...

‫زیاد از این که محلی‌ها...

‫مسافرا رو بزنن له و لورده کنن استقبال کنه.

‫من هم برای همین بهت زنگ زدم دیگه.

‫تو می‌تونی این قضیه رو ماست‌مالی کنی، درسته؟

‫بث، این یکی رو نمی‌شه ماست‌مالی کرد.

‫پای دادستانی شهرستان در میونه.

‫حداکثر چیزی که می‌تونی بهش امیدوار باشی ‫اینه که این زنه از قبل بلیط هواپیما گرفته باشه...

‫و عجله داشته باشه ‫یا انقدر بابت مستی دیشبش سرگیجه گرفته باشه...

‫که نتونه بیاد اینجا و رسما ازت شکایت کنه.

‫توصیه‌ات به عنوان یه وکیل اینه؟

‫که اینجا بشینم و امیدوار باشم؟

‫این توصیه نیست، ‫تنها راه پیش روته.

‫اگه ازت شکایت نکنه...

‫که با توجه به عکسی که از زخم روی پیشونیش دیدم...

‫احتمالش کمه...

‫از دادستان شهرستان درخواست می‌کنم...

‫که با توجه به این که ظرفیت کنترل احساسات کوفتیت رو...

‫از دست دادی، بهت رحم کنه.

‫پس آره، ‫فقط همینجا بشین و امیدوار باش.

‫ولی در هر صورت، ‫اگه رسانه‌ها از این قضیه بو ببرن...

‫آبروی پدرمون بدجوری می‌ره.

‫منظورت پدر منه.

‫جیمی، واسه پدر تو که دیگه آبرویی نمونده، نه؟

‫می‌خوام برگردم به سلولم.

‫یه چرتی بزنم.

‫تو هم قراره روی پله‌های کوفتی همین ساختمون بگیری بشینی...

‫و منتظر خوشگل‌ترین دختر کالیفرنیا بمونی...

‫که تشریفش رو بیاره. وقتی هم که اومد،‌ جلوش رو می‌گیری.

‫آخه چطوری همچین کاری کنم؟

‫جیمی، این مشکل من نیست.

‫سلام. این پرونده ضرب و شتم داتون دست شماست؟

‫بله قربان.

‫چرا شاکی به چیزی متهم نشده؟

‫توی بار دعوا کرده بودن، درسته؟

‫با توجه به گزارش پرونده ‫دعوای خیلی بزرگی هم بوده.

‫توی دعواهایی که توی بارا پیش میان ‫چیزی به اسم دفاع از خود وجود نداره...

‫که یعنی قربانی هم متهم محسوب می‌شه.

‫اون خانم قراره بیاد؟

‫- منتظرشم. ‫- من هم پیشت می‌شینم و منتظرش می‌مونم.

‫قراره واسه ظهر به مراسم ناهار هیئت آموزگاران مونتانا برین.

‫لغوش کن.

‫آقای فرماندار، به نظرم ‫این کار نمود خوبی نداره.

‫خیله خب، دقیقا کیا به مراسم ناهار هیئت آموزگاران مونتانا میان؟

‫همه. ‫سناتور پری میاد.

‫نماینده‌های شورا، ‫مدیرای مدارس،

‫رئیس مونتانا استیت.

‫اگه قرار نیست آموزگاری اونجا باشه،

‫چرا بهش می‌گن مراسم ناهار هیئت آموزگاران مونتانا؟

‫کلارا، امروز پنجشنبه‌ست، ‫همه آموزگارا توی مدرسه‌ان.

‫ببین چی می‌گم، هر وقت مراسم هیئت آموزگاران ‫واسه دبیرا و معلما برگزار بشه...

‫من هم می‌رم.

‫اونا کی‌ان؟

‫مشاورین سیاست‌گذاری‌ها جلسه گذاشته‌ان.

‫واسه کی کار می‌کنن؟

‫شما دیگه.

‫خب، مشاورای سیاست‌گذاری‌های من...

‫چطور می‌تونن بدون من ‫راجع به سیاست‌ها جلسه بذارن؟

‫خب...

‫جای من نشستی.

‫خب،‌ امروز قراره راجع به چه سیاست‌هایی صحبت کنیم؟

‫کسی جوابی نداره؟

‫بذار ببینم...

‫«ایالت مونتانا در راستای لایحه یو اِس گرین...

‫7000 فرسخ از زمین‌های شهرستان پودر ریور رو...

‫به شرکت سان انرژیز اجاره خواهد داد.»

‫سان انرژیز دیگه چیه؟

‫یه شرکت تولید انرژی خورشیدیه.

‫شما کی باشی؟

‫استنلی...رابرتس.

‫چیکاره هستی؟

‫جناب فرماندار، رئیس مشاورین سیاست‌گذاری‌هاتونم.

‫به به، خوشوقتم.

‫سعی کردم برای ناهار جلسه‌ای تنظیم کنم ولی شما...

‫اون گفت شما قرار ناهار نمی‌ذارین.

‫استنلی،‌ دفترت کجاست؟

‫انتهای راهرو.

‫می‌دونی چیه؟ ‫دفتر من هم همونجاست.

‫تا حالا به ذهنت رسیده ‫که یه سری بهم بزنی؟

‫کوتاهی کردم.

‫موافقم.

‫بیاین یه نگاهی به بقیه سیاست‌های پیشنهادیم هم بندازیم.

‫توقیف حقوق استخراج گاز طبیعی از زمین‌های دولتی...

‫در شهرستان پودر ریور به منظور حمایت...

‫از پروژه احیای سیاه‌خروس‌ها.

‫خب، تعداد سیاه‌خروس‌ها ‫به سرعت رو به کاهش بوده...

‫و ادله کاربردی قابل استنادی...

‫مبنی بر تاثیر منفی کشف و استخراج گاز...

‫روی محیط زندگی سیاه‌خروسا وجود دارن.

‫و به نظر شما 7000 فرسخ از صفحات خورشیدی...

‫چه تاثیری روی محیط زندگی اونا می‌ذاره؟

‫هیچ گواهی مبنی بر...

‫تاثیر صفحات خورشیدی ‫روی محیط زندگی سیاه‌خروسا وجود نداره.

‫حالا موقعی که بخوان صفحات خورشیدی رو...

‫کار بذارن، برنجاسپ‌ها رو چیکار می‌کنن؟

‫اونا رو...

‫قبل از کار گذاشتن صفحات خورشیدی، ‫زمین رو پاکسازی می‌کنن.

‫یعنی برنجاسپ‌ها رو می‌کنن.

‫بله قربان.

‫سیاه‌خروسا بین برنجاسپ‌ها زندگی می‌کنن.

‫درسته.

‫فکر نمی‌کنی کندن برنجاسپ‌ها...

‫روی جمعیتشون تاثیر بذاره؟

‫همین الان گفتم که مدرکی مبنی بر...

‫استنلی، می‌دونی از چیت می‌ترسم؟ ‫این که جدی و مصممی.

‫با جدیت تمام داری باهام صحبت می‌کنی.

‫به نظرم مهم‌ترین برنامه کاری امروزم...

‫ساماندهی بودجه باشه. ‫همگی اخراجین.

‫پول مالیات‌دهنده‌ها برای من خیلی مهمه...

‫شما هم دارین کلش رو حروم می‌کنین.

‫کلارا، خودم کار مشاورای سیاست‌گذاری‌ها رو انجام می‌دم.

‫الان چقدر پول ذخیره کردیم؟

‫فکر کنم...

‫اگه جدی باشین، حدود 1.6 میلیون دلار که خرج...

‫حقوق و مزایاشون می‌شه.

‫آره بابا، کاملا جدی‌ام.

‫به به.

‫ببین ایالت مونتانا چه روز عالی‌ای رو داره می‌گذرونه.

‫بعدش کجا بریم؟

‫با مامورای پارک جنگلی و سازمان شیلات و حیات وحش آمریکا...

‫جلسه اضطراری داریم.

‫موضوع این جلسه اضطراری چیه؟

‫نگفته‌ان.

‫این معمولا به این معنیه که یکی توی پارک مرده.

‫اونا توی دفترتونن.

‫چه مسئله اضطراری‌ای پیش اومده؟

‫جناب فرماندار، ازتون می‌خوایم ‫یه نگاهی به این نقشه بندازین.

‫خطوط قرمز نشون‌دهنده مسیری‌ان ‫که گرگی که قلاده رادیویی داشته...

‫و جزئی از گله «رسکیو کریک» بوده طی کرده.

‫خیله خب.

‫همونطور که می‌تونین ببینین...

‫همه این خوشه‌ها در...

‫محل‌های کشتار دام‌ها مشاهده می‌شن.

‫اونا چند روز از یه جسد تغذیه می‌کنن ‫و بعدش به جای دیگه‌ای می‌رن.

‫حدود سه هفته پیش از این قسمت از پارک خارج شدن...

‫در امتداد مرز جنگل به اینجا رفتن...

‫و بعدش هم به این دره اومدن.

‫اون مزرعه منه.

‫ما این رو می‌دونیم.

‫گرگا یه چند روزی اینجا جمع شده‌ان...

‫گویا دور و بر یکی از شکارهاشون بوده‌ان...

‫بعدش 48 کیلومتر مستقیما ‫به سمت جنوب رفتن و به اینجا رسیدن.

‫اونجا رودخونه یلو استون...

‫بر اساس این داده‌ها، ‫اونا توی رودخونه پریدن...

‫و پنج کیلومتر در مسیر جریان رودخونه شنا کرده‌ان.

‫نمی‌دونستم گرگا ‫توی رودخونه شنا می‌کنن.

‫نمی‌کنن.

‫یکی از قلاده‌های رادیویی رو از رودخونه بیرون کشیدیم.

‫به کجا می‌خوای برسی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left