Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Heroes Season 4 Episode 4 Translated By Mehrzad
A Commentary by lostmehrzad

Tags

other
Published on: 2009-10-07
Downloads: 13
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

.خيلي چيزا داره درباره من تغيير ميکنه

واقعاً؟

،مثل اين ميمونه که ،وقتي به زندگي گذشته ام نگاه ميکنم

بنظر ميرسه که زندگي من نيست

.که دارم بهش نگاه ميکنم

.اين پستي بلنديهاي زندگيه .همينه

.پيتر، دوباره منم

.برات 3 تا پيغام گذاشتم

.تو بايد به من زنگ بزني

،يه اتفاقي داره براي من ميفته

و فکر ميکنم تو تنها کسي هستي

که ميفهمه .اين چه احساسيه

،چهار سال .من زندگيم رو به خانواده ام ترجيح دادم

،حالا دارم براي شام کورن فلکس ميخورم

و يه مرد عجيب غريب و غريبه .داره تلفن زنِ منو جواب ميده

.اون راهِ زندگي نيست

خب، چي برنده شديم؟

.يه قطب نما

.يه قطب نماي از کار افتاده

.تو هيچ وقت نميتوني گذشته رو تغيير بدي .اين بده

...اگه ميخواي يه چيز رو تغيير بدي

.فقط همين کار رو ميکني

!من برگشتم به کارناوال !برگشتم به 14 سال پيش! جايي که همه اينا شروع شد

!من دليلش بودم که شماها عاشق همديگه بشين

.اين مأموريت منه ...من بايد برگردم و اشتباهاتي که توي زندگيم

.مرتکب شدم رو درست کنم .ولي هيرو، تو داري ميميري

.و اينکه هنوز نميتوني قدرتت رو کنترل کني

اگه ميتونستم موفق بشم اونوقت دانکو

ديگه به تو علاقه اي نداشت چي؟

ميخواي اين براي من چيکار کنه؟

.شايد هر دوي ما دنبال رستگاري هستيم

.ميخوام زندگيم برگرده سر جاش

ميخوام برگردم همون پاي سيبم رو بخورم .و از زندگيم لذت ببرم

.ببخشيد

تريسي؟ تويي؟

.سلام فرماندار

.من برگشتم

.هيرو، من بايد باهات حرف بزنم

.هيچي .فقط ميخوام حرف بزنم

،مثل اين ميمونه که ،وقتي به زندگي گذشته ام نگاه ميکنم

.من و تو هيچ وقت به هم نزديک نبوديم هيرو

.من هميشه کارم رو جدي تر از تو ميديدم

...تو هميشه

جدي نبودم؟

.دقيقاً .ولي الان که بزرگ شديم زمان يه تغييره

.ما هممون بچه هاي همون ناکامورا هستيم

چرا الان داريم در اين باره حرف ميزنيم؟

...چونکه

...من و آندو داريم

!داريم ازدواج ميکنيم

!واي .چه زود

منظورت چيه؟ !ما از زمان دبيرستان با هم دوستيم

.درسته .البته

.تبريک ميگم

!خيلي برات خوشحالم

...هيرو باعث افتخارمه اگه .توي عروسي ما باشي

.براي منم افتخاريه

!آندو

.يه خبر خوب

.هيرو موافقت کرد

...تو به کيميکو گفتي توي عروسيمون شرکت ميکني؟

.آره .يکي بهم بدهکاري

.ولي عروسي يه سال ديگه ست .ممکنه اينجا نباشي

...ممکنه .مرده باشي

:که اين يادم ميندازه

.بايد به ليست آرزوهام چيزاي جديد اضافه کنم

.ليست رو ول کن

!نه

....من بايد تمام اشتباهات رو درست کنم

.تمام اونايي که تو زندگيم مرتکب شدم

!اين مأموريت منه

،تو مأموريت داري .ولي کنترل مأموريت رو نداري

!سفر کردن در زمان ميکشدت

.بايد واقعيت رو قبول کني

.تو داري ميميري

.الان وتشه حقيقت رو به کيميکو بگيم

!اوه، خط به يه قهرمان زنگ بزنيده

.به يه قهرمان زنگ بزنيد امروز چطور ميتونيم نجاتتون بديم؟

.اسم من تاداشيه

من روي پشت بوم ساختمون 614 .توي خيابون کاميناکا هستم

.ميخوام بپرم

.شماره 614 خيابون کاميناکا

!همين جاست !الان ميام اونجا

!همين پايين بمون !الان برميگردم

!نپر

!اي بابا، زهرِ ترک شدم

.ببخشيد .من اومدم نجاتتون بدم

.براي قهرمان بازي خيلي ديره

.زندگي من تموم شده

خب پس براي چي زنگ زدي؟

...چونکه .ميخواستم يه شاهد داشته باشم

.اينجوري مردم ميفهمن چرا من خودمو کشتم

!من تو رو ميشناسم !تو توي بخش مالي کار ميکني

!ديگه نه

.من يه ماه پيش اخراج شدم

پس چرا هنوز اينجايي؟

.من ميخواستم برگردم به ستختمون

...من از اينکه حقيقت رو بگم .خيلي شرمنده بودم

،هر روز صبح که بيدار ميشم

...لباسامو ميپوشم .و وانمود ميکنم دارم ميرم سر کار

.از دست دادن شغل شرمندگي نداره که

.توي حالت من داره

.من به خاطر رفتار بدم اخراج شدم

چيکار کردي مگه؟

...من فکر ميکنم همه اينا .از مهمونيِ آخر پارسال شروع شد

...من خيلي مشروب خورده بودم .و کنار دستگاه کپي طبه چهارم از حال رفتم

...و ...از خودم کپي گرفتم

...از کونت کپي گرفتي؟

.اون که بد نيست

...منم کارايي کردم

،وقتي خانواده ام فهميدن براي چي اخراج شدم

!خيلي خجالت کشيدن

...اگه من ...بتونم برگردم به گذشته

و اشتباهت رو درست کن چي؟

.اين غير ممکنه

.خداحافظ

!صبر کن !من ميتونم کمکت کنم

.نيتن

.مامان

چي تو رو کشونده به واشنگتن؟

داري گاراژ رو تميز ميکني؟

.آره، راستش رو بخواي آره

.بيا اينجا يه نگاهي بنداز

: درست چيزي که دکتر گفته .يه سفر به خاطرات قديمي

،آخرين باري که با هم حرف زديم تو يه چيزي درباره ي

نگاه کردن به زندگي گذشتت گفتي

.و اينکه احساس ميکردي متعلق به کس ديگه ست

،خب نيتن

.اين زندگيِ توئه

،خدايا مامان ،تو واقعاً لازم نبود اون کار رو بکني

آره، من هيچ کدوم از اين وسايل رو .نميشناسم

.خب، البته که ميشناسي

،زود باش .يه چيزي بردار

،مامان، واقعاً ...من بايد

.بيا

.اين قبلاً اسباب بازي مورد علاقه ات بود

عمو تيم برام اون موقعي که

يه سفر به کنار دريا داشتيم .اونو برام خريد

من روي صندلي عقب ماشين .نشسته بودم

همون موقعي بود که تصميم گرفتي

.خلبان هواپيماي جنگنده بشي

تو يادته؟

آره، يادمه، انگار همين .ديروز بود

.آره واقعاً

چيزي شده نيتن؟

.نه، همه چي خوبه

زود باش بگو ببينم چه اتفاقي برات افتاده؟

منظورم اينه که، انگار اصلاً .آب شده بودي رفته بودي تو زمين

.درباره خانواده ام بود

.يه دعواي خونوادگي بود

،خيلي پيچيده و رمانتيک بود

.و اينکه پشت سر گذاشتمش

.پس تو برگشتي

.من برگشتم

.و دارم دنبال کار ميگردم

،ديگه نه .تو برنگشتي

.ميتونم توي نيويورک ازت استفاده کنم

اين کار رو ميتونم بکنم، اگه دوست داري .برگردي براي خودم کار کني

.بايد احمق باشم که مخالفت کنم

.عاليه

خب، چه خبره؟

ميتونستم تا اونجايي که

توي حيطه ي کاريِ من بود .کاراي قانوني رو برات آسونتر کنم

،ميدوني ،ميايي يه چيزي رو درست کني

.يه چيز ديگه رو بهم ميزني

.ديگه ميل خودته تريسي

درسته، عزيزم؟

.مشکلي نيست فرماندار

.امشب...با هم يه شامي بخوريم

.ميتونم درباره ش حرف بزنيم

.خب، خوشحالم دوباره شيرزنِ من برگشت

.پيتر

،سلام نوآه يه دقيقه وقت داري؟

.البته، بيا تو

من فکر ميکردم که نميخواستي .من ربطي به اين ماجرا داشته باشم

.بايد يه چيزي بهت نشون بدم

.عجب بازويي داري

...نه، اين .يه خالکوبي بود

.درست اينجا .ديشب فهميدم

خالکوبيِ مرموز؟

.نه، يه قطب نما بود

درست مثل هموني که تو

...از تو اون صندوق امانات پيدا کردي .خالکوبيِ مرموزِ قطب نما

.من ميدونم کجا داري ميري، نوآه

.و من چيزايي رو نميبينم .اون اونجا بود

...فکر کردم کمکم ميکني

نميدونم، ميخوايم چيکار کنيم .پيتر

جدي ميگم، ميخوايم ،بزنيم به جاده

،و دنبال اين آدم سرعتي با اون چاقوهاش بگرديم

و يه سري اطلاعات شخصي کشف کنيم؟

.نه دقيقاً ميخواي دوباره دستگير بشي؟

.نه، نميخوام

،منم دارم همينو ميگم .نميخوام تو دردسر بيفتم

.همين

.گرفتم

خب، من اينجا چيکار ميکنم؟

.ببخشيد اذيتت کردم نوآه .نه، چيزي نيست

.خواهش ميکنم. بيخيال

.کلير اينجا چيکار ميکني؟

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left