The first 200 lines.
من نميتونم بخوابم
و خيلي سردمه - همه سردشونه -
اگه از اينم بدتر بشه - اين ديگه آخرشه -
فقط برو تو رخت خوابت با داداشت
و من گشنهام - اينجا هيچ چيزي نيست -
من خيلي گشنهام - !اينجا هيچ چي نيست -
یعقوب, تو خوابي؟
بيا اينجا
مامان نمياد؟ - نه -
بیا با ما
ما واقعأ باید این همه راه دور بریم؟
اينا کمه اونجا شاخههاي بيشتر و بزرگتري هم هست
يه گاو
يه گاو
بابا. یعقوب
بابا
بابا
ماري
لعنتي
عوضي
همونجا که هستي وايسا
ما چطوري ميريم خونه؟ - خونه؟ -
ماري, اون مارو وِل کرد
ول کرد؟
چرا؟ - چون اون نميتونست اينو تحمل کنه -
چون اون يه عوضيه
و راجع به مامان چي؟
يه يادداشت از مامان
جيکوب و ماري عزيز " بريد به خونه عمو رامن در اسپانيا
اونجا واسه شما گرمتره اون ميتونه به شماها کمک کنه
"با عشق, مادر
همش همين؟ - آره. و يه آدرس -
!اسپانيا
اون گوشه دنیاست
ببين چيه؟ -
نور کجا؟ -
اونجا
یعقوب من نمیتونم ادامه بدم
فقط ادامه بده - فقط يه دقيقه بشين -
دارم يخ ميزنم اگه ما بياستيم ديگه خوابمون ميبره. براي هميشه
من خيلي خستهام. من خيلي گشنمه
توميخواي بميري؟ - نه, يه چيزي واسه خوردن -
ماري, بخاطر خدا. متوجه شو
کمک
کمک
کمک
دونار
دونار سگ مورد علاقه منه
ما يه گاو تو جنگل ديديم
هر کی میخواد بخوابه میتونه بره بالا بخوابه
اونا دونار رو کشتن
دختره خوابيد
تو با همسر من بريد بخوابيد
تو چي گفتي؟
تو دونلار رو کشتي تو به من يه چيزي بدهکاري
اون داره مياد يا نه؟ - اون داره مياد -
لباساتو دربيار
لباساتو دربيار - من اينکارو نميکنم -
زودباش برو رو اون
این واست خیلی بده عوضی؟ - زودباش -
این خیلی بد نیست که فقط همسر منه
واسه این خیلی نرمه - خب محکمش کن -
پرده رو بکش
زودباش دیگه - عجله نکن. بذار خودش شروع کنه -
یعقوب, داري چيکار ميکني؟
ماري کمکم کن - از شر دختره خلاص شو -
خوب انجامش بده
چرا اينکارو میکنید؟ - پسره داره بهترين کار رو ميکنه -
ما الان ميتونيم بريم؟
لعنتي! چرا؟ من اينکارو کردم, نکردم؟ - بله, خيلي هم خوب -
اون فردا باز هم میخواد
یعقوب, تو نمیتونی این کارو کنی اون هيچوقت نميتونه زنده بمونه
البته که میمونه اگه خیلی قوی نباشه از هوش میره
بیهوش میشه فقط؟ اگه این به گردنت بخوره میمیری
!يا عيسي, جيکوب - !بدو -
يا خدا
اينو بده به من
نه من ميخوام بندازمش دور - چي؟ ديوونه شدي؟ بده به من -
من يه تپانچه نميخوام - اين يه هفت تیره -
من هفت تیر نميخوام
یعقوب ما فردا ميريم دنبال کار ما به تپانچه احتياج نداريم
یه موتور
یه موتور؟ من گشنهام
کوبی اِروند" اینجا نیست؟
ما هیچ "کوبیای" نمیشناسیم
اینجا واسه کوبیِ - اون مُرده -
اون دیروز رفت یه جای دیگه
خدا لعنتش کنه
من چه کاری میتونم براتون کنم آقا؟
,چیکار میتونی کنی هر کاری از دستم بر بیاد
من میتونم خوب انجامش بدم
مشکلی نداره , چقدر؟ پنجاه -
خب چقدر بايد صبر کنم؟
همه پولاتو بذار تو رخت خوابت
,پولاي من تو جيب شلوارمه و شلوارم هم پامه
خب؟
خب من اینکارو میکنم - به آرومي -
اون مُرده؟
بله
این هیچ معنی ای نمیده یه آینه احتیاج داریم
يه آينه؟
اگه زنده باشه بخار میکنه آینه - يه آينه ميتوني تهيه کني؟ -
نه
اونجا ي آينه هست
در نمیاد ما باید از اینجا دور بشیم
کمکم کن - خدا من -
اوم مُرده - من قبلأ بهت گفتم که -
یا خدا. پول
لعنت بهش یعقوب یه نفر رو واسه پول کُشتی؟
هدف ما این نبود
یعقوب بيا بريم به يه نهاد رسمي
کسایی هستن که به ما کمک کنن میتونیم لباسامونو بشوریم و حموم بریم
کسایی که بتونن به مرد کمک کنن وجود ندارن؟
ما کجا ميريم؟ - اسپانيا -
اونجارو نگاه کن ببین ما شبیه چی شدیم؟
ما نمیتونیم بریم پیش عمو رامن - چرا نمیشه؟ -
اون عموی ماست. میتونیم توضیح بدیم - من نمیخوام برم -
سخت ترش نکن
ماری لطفأ - من نمیخوام این شکلی باشم -
من میخوام حموم برم و لباسامو عوض کنم - نمیتونی. ما هیچی نداریم -
آره, یه موتور
ماری این کار عملی نمیشه
منو حمايت کن
,من عصبي شدم و ميترسم ولي ميخوام انجامش بدم
عوضي
ماری فراموشش کن - ولم کن -
لباسهاتو بده به من
نميتونم
باید این کارو کنی لباساتو در بیار
لباساتو در بيار وگرنه ميزنم - من بايد به يه مراسم تشييع جنازه برم -
!برام مهم نيست. لباساتو دربيار
نه
تو ميخواي بميري؟
لطفأ, لطفأ, نه. خواهش ميکنم
,تا پنجاه بشمار و بعدش ميتوني بري بيرون
متوجه شدي؟
با شمارش, يک, دو, سه
يک, دو, سه, چهار
ترجمه و زيرنويس از مهدي .: MH21TH :.
هنوز تو گرسنهاي؟
بيا اينجا
بیا بیرون
قانون اينجا تا ده دقيقهاس
رامون چي؟
رامون کاسِرو
اون مُرده
مُرده؟ - مُرده -
چند وقته؟ - يه سال -
شما خاله پيلار هستيد؟ - چي؟ -
شما همسر رامون هستيد؟ - همسر رامون هم مُرده -
اونم مُرده؟ - اون هم مُرده -
جفتشون مُردن؟ - مگه تو کَري؟ -
چطور؟ - چي چطور؟ -
چطور مُردن؟ - تو يه تصادف -
رامون کاسرو احمق بود
اون عموی ما بود - عموی احمق -
یه کم پول میدی؟
میخوای چیکار؟ - میخوام نون بخرم -
خوبشو میخوای؟ - نه -
آقا
یعقوب تو اينجارو پيدا کردي
برادرم, یعقوب
من ديِگو هستم
خواهرت خیلی آسون هم با من نیومد من بهترین کارو کردم
تقصير منه اگه يه کم نگران شديد دوست داري يه چيزي بنوشي؟
بله, لطفأ - شراب؟ -
بله يه ليوان شراب لطفأ - لطفأ بشينيد -
چرا یهو رفتی؟ - من اون آدرس رو اونجا گذاشتم, نذاشتم؟ -
چرا صبر نکردی؟ - ما صبر کردیم ولی تو زودبرنگشتی -
ولي الان اينجايي
به سلامتي
اون پزشک جراح هست
و شما چي؟
من هيچي
بیایید داخل
لوئيس. و صوفيا
ماري لطفأ بشين
یعقوب, اینجا بشین
خیبی خب. بشینیم
خواهرم, تِرِسا
سوپ گاسپاچو این سوپ, سوپ گاسپاچو هست
هلند سرده ولي سوپهاش داغه
اسپانيا گرمه ولي سوپهاش سرده
تِرِسا خيلي خوب نيست
لوئيس
تِرِسا چش شده؟
اون مريضه
يا عيسي مسيح
اسمش چی بود؟
کارلوس پیریمِرو
چطور خوابیدی؟ - بد -
کارلوس پريمرو دوستان و شيطان
چه فکری میکنی؟
چه فکری میکنی؟
میشه واسه یه لحظه هلندی حرف بزنیم؟
عاشق اون کله خر شدی؟
اون یهو شد کله خر؟ - آره, ناراحت شدی؟ -
چه زبون جالبیه که شما دارید حرف میزنید
کله مریض؟
نه. کله خر
No comments yet. Be the first to leave one.