The first 200 lines.
نگران نباش، برادر
ممنون
تو مندلوری نیستی
یکی از اونهاست
یکی از کیها؟
« ...آنچه گذشت »
شمشیر سیاه
اگر اون بخواد دوباره شمشیر سیاه رو به دست بگیره،
باید تو رو توی مبارزه شکست بده
پس نقشههات برای پس گرفتن مندلور چی؟
وقتی بدون شمشیر سیاه برگشتم، نیروهام ولم کردن و رفتن
ناوگانی که دزدیدیم کجاست؟
دارن بهعنوان مزدور کهکشان رو میگردن
من میرم مندلور
نه!
بدون آیین، چی ازمون میمونه؟
نماد چی هستیم؟
مردممون عین ستارههای کهکشان پراکنده شدن
تو نجاتم دادی؛ من هم تاابد مدیونتم
کلاهت رو بردار
مردم ما از راه و رسم دور شدن
و چند تا پیرو کافی نیست
بوکاتان کریز قراره بقیهی مندلوریهای طرد شده رو بیاره پیش ما
تا دوباره دست به دست هم بدیم
ولی چهرهاش رو نپوشونده
بوکاتان ساکن هر دو دنیاست
اون میتونه تمام محافل رو متحد کنه
وقتشـه مندلور رو پس بگیریم
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
یه راه واسه دور زدن مسیرهای تجاری به تراسک پیدا کردم
عالیـه
سنسورها یه سفینهی امپراتوری رو شناسایی کردن، فرمانده
امپراتوری؟
از پسشون برمیایم؟
نه. حسابی مجهزن
با فرماندهشون تماس بگیر
درود، دوستان امپراتوری
این یه سفینهی باری صلحطلب متعلق به کورنهاست؛
ما برای تجارت عازم حلقهی میانیایم
از حضور جنگسالار باجبگیر توی این منطقه هم اطلاعی نداشتیم
من جنایتکار نیستم
صد البته
قصد اهانت نداشتم
این زبان مادری من نیست
منظورم این بود که اطلاعی از
حضور ناوگان مجستیک امپراتوری توی این بخش نداشتیم؛
با کمال میل هزینهی محافظتتون رو پرداخت میکنیم
ما نیروهای امپراتوری نیستیم
ما مندلوری هستیم
متأسفانه، برای اجیرکردن ما دیر شده
در واقع، ما رو اجیر کردن تا ردِّ شما رو بزنیم، فرمانده شاگث
این کار باعث جنگ میشه
جنگ؟
ما سرباز اجیری هستیم. در ازای پول کار میکنیم.
نرخمون بالاست؛ اما توی کارمون استادیم
وفادار هم هستیم
به همین خاطر مجبوریم پیشنهاد سخاوتمندانهتون رو رد کنیم
در اصل، یکی از نایبالسلطنههای مون کالاماری، که بنا به دلایلی
معتقده شما با پسرش فرار کردید، ما رو اجیر کرده
اینطور نیست
کالاماریها بالاخره با ما صلح کردن
چرا باید صلح و آسایشمون رو بهخطر بندازم؟
آتش جنگ برای همهمون خانمانسوز بوده
من که حرفی از جنگ نزدم
میدونم از روی عشق بوده
ولی کار من قضاوت نیست؛
وظیفهام صرفاً انجام مأموریتیـه که کارفرمامون به ما محول کرده
نه. من نمیرم. نمیرم
ما عاشق همدیگهایم
شرمنده. باید برت گردونم خونه پیش مامان و بابات
بعدش دیگه آزادی
خیلیخب، بیاید قال قضیه رو بکَنیم
توی پلازیر-۱۵ میخوان یه قرارداد جدید باهامون ببندن
دیگه تحمل اون کاخ مزخرف رو ندارم
وادارمون نکن به سفینهی خوشگلِ دوستدخترت شلیک کنیم
فرمانده، خواهشاً باهاش صحبت کن
باید همراهشون بری
نه. من دوستت دارم
خواهش میکنم برو
نمیتونم سر یه رابطهی بچگونه هر چی که ساختم رو به باد بدم
پس عشقمون واسهات یه رابطهی بچگونهست؟
نه، منظورم این نبود
ولی باید بری
میدونستیم ما قسمَتِ هم نیستیم
قسمت چه اهمیتی داره؟ من عاشقتم
من هم تاابد عاشقت میمونم
شاهزاده، باهامون بیا
از پسش برمیای. به امید دیدار
تا خونه خیلی راهـه
فکر میکردم مندلوریها باشرفـن
هستیم، بچهجون. فقط کافیه سر کیسه رو شُل کنی.
« مـنـدلـوری »
« قسمت ۲۲: سربازان اجیری»
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:
ایناهاش
عجب ناوگانی
خیلی طول کشید قطعاتش رو جمع کنم
بیشتر قطعههاشو از امپراتوری گرفتیم
گفتم آشنا میزنن
واسه پسگرفتن مندلور خیلی به کار میان
الان اَکس ووز رهبرشونـه
به این راحتیها قبول نمیکنن که به ما ملحق بشن
اینجا چیکار میکنن؟
این سیاره به عضویت جمهوری جدید درنیومده
پس گمونم یه سیارهی مستقلـه که واسه محافظت اجیرشون کرده
بعید میدونم ووز از دیدنت خوشحال بشه
آره
خارج از محدودهی ناوگان فرود میام
بهتره پیاده بریم پیششون
خوش آمدید به پلازیر-۱۵
تنها حکومت مردمسالارِ باقیمانده در حلقهی بیرونی
سکوی فرودی رو به سفینهتون اختصاص دادیم
شما رو به محل مقرر هدایت میکنیم
فعالسازی هدایت خودکار
چی شد؟
کنترل سفینه رو بهدست گرفتن
گمونم یه مدت تو راهـیم
جالبـه
به پلازیر-۱۵ خوش آمدید
لطفاً وارد محفظهی سریعالسیر بشید
رباتهای امپراتوری توی دنیای مستقل چیکار میکنن؟
اینجا حلقهی بیرونیـه
من هم نمیدونم
ما رو توی نزدیکترین ایستگاه به ناوگان مندلوریها پیاده کن
بنا بر بند ۹ توافقنامهی کورسانت،
دسترسی به نیروهای تدافعی
در منطقهی حافظصلح منوط به اجازهی مجلس سنای عالیست
اجازه هست کد زنجیریتون رو اسکن کنم؟
دین ژارین و بوکاتان کریز
رهبر حکومت مردمسالار خواهان حضور شما در…
متأسفانه کارهای مهمتری داریم
شاید بعداً
لطفاً اقدام به ترک محفظه نکنید
این یک درخواست نیست
اولین باره میام اینجا. تو چی؟
تا حالا اسمش هم به گوشم نخورده بود
بهنظرت باید با درگیری از اینجا خلاص بشیم؟
میفهمیم
بیاید پیشمون! بیاید!
مهمونی گرفتیم
بیاید! دوستان، مهمون ویژه داریم
مندلوریها
امیدوارم ترشحاتش بابمیلتون باشه. یه قلپ بخورید.
بیاید، خواهش میکنم
عزیزم
دوستم داری؟
- یا خدا - بله، دارم
بریم سر اصل مطلب
من قبلاً توی جنگ افسر تدارکات بودم
به لطف برنامهی عفو جمهوری جدید،
تونستم نقش بهسزایی در بازسازی پلازیر-۱۵ داشته باشم
از نیروهای امپراتوری بودی؟
بود
پلازیر تحت سلطهی امپراتوری چه لطمهها که نخورد
شوهر من در جریان فرآیند اصلاحش به اینجا اعزام شد
از زمان شکلگیری تمدن توی پلازیر، خانوادهی من از طبقهی اشرافش بودن؛
شوهرم ناظر بازسازی این سیاره بود؛ همون موقع بود که عاشق هم شدیم
ما عاشق هم شدیم. عاشق شدیم
میشه بچه رو بغل کنم؟ خواهشاً؟
اون به غریبهها روی خوش نشون نمیده
عجب سرعتی! ایول
عرضم به حضورتون، سیارهمون باید دوران جدیدی رو شروع میکرد
برای اولین بار توی تاریخمون، انتخابات دموکراتیک برگزار کردیم
ما هم از خاندان سلطنتی هستیم، هم منتخبِ مردم
اونوقت سفینهی جنگیِ مندلوریهای مزدبگیر توی سیارهتون چیکار میکنه؟
بهشون پول میدیم تا ازمون حفاظت کنن
طبق منشور چون شوهرم قبلاً به امپراتوری خدمت میکرده،
حق تشکیل ارتش نداریم
اما به همین خاطر، تمام منابعمون
صرف پیشرفت سیاره و مردممون میشه
میخوام با این مزدبگیرها صحبت کنم
میتونیم ترتیبـش رو بدیم
فقط یه شرط داریم
چی؟
حیفـه این منظرهی قشنگ رو نبینید
از این طرف
الان برمیگردیم. از غذاتون لذت ببرید، بلند نشید.
بریم چشمانداز رو به مهمونهامون نشون بدیم
یه مشکلی هست
- بله - در رابطه با رباتها
چه مشکلی در رابطه با رباتها؟
- نقص فنی - یه نقص سازمانیافته
اینطور فکر میکنیم
به چه دلیل؟
رباتهای امپراتوریمون برای مقاصد صلحجویانه بازبرنامهنویسی شدن
شخصاً روش نظارت داشتم
مطمئن باشید که اصلاحشون منحصراً در راستای اهداف صلحطلبانه
- صورت گرفته - اینطور فکر میکردیم
عشقم، خودم شخصاً ناظر فرآیند بودم
چهجور نقصی پیدا کردن؟
اولش قضیه جدی نبود
یهو خاموش میشدن؛ شرح وظایفشون پاک میشد
بعدش اوضاع وخیم شد
سوانح ترافیکی. خرابی تجهیزات سنگین که منجر به صدمه شده
- ضرب و شتم - ضرب و شتم؟
جسارتاً، این چه ربطی به ما داره؟
افسرهامون تسلیحات لازم برای مقابله با رباتهای جنگی رو ندارن
رباتهای جنگی؟
نه، نه، رباتهای جنگی سابق. بعد از اصلاح وظایف مدنی بهشون محول شده
- اینطور فکر میکردیم - آخه همینطور هم بوده
No comments yet. Be the first to leave one.