The first 200 lines.
لرد پورچستر؟
.اينطرف خانم
آخر بار
سلام - سلام پورچي -
راحت اينجارو پيدا کردي؟ - .راننده تاکسي پيدا کرد آره -
.معلومه، خيلي هم عالي
.لرد پورچستر
خانما
فقط منم يا شما هم فهميدين اينجا چقدر مزخرفه؟
،دوتا از بزرگترين نفرتهاي زندگي من .يه شام خوب و مرکز لندن
فقط فک کردم اگه کسي سوال خاصي براي پرسيدن داره اينجا
.يه مکان خاص براي اينکاره
در اين لحظه آرزو ميکردم اي کاش .يه شاعر ميبودن نه يک تيمارگر اسب
با من ازدواج ميکني؟
.اوه، پورچي
به نظر "نه" مياد - .نه اين يه "نه" نيست -
نه، نه نه نه نه .نه نه نه نه نه نه نه
.شد، دوازده تا نه - .من که خيلي مشتاقم -
.فقط به يه شرط
.اينکه ديگه براي اون کار نکني
کي؟
.اوه، اون
،ميدونم چقدر به هم نزديک بودين .و اينکه خانواده هاتون چقدر بهم نزديک بودند
.درسته، من و اون به هم نزديک هستيم
من نزديک پدرش بودم .الانم به خواهرش نزديک هستم
.خانواده هامون به هم نزديکند
در خيلي از جهات، و به عنوان يک .تيمارگر ميگم، رابطه خوبي در ميومد
خيلي هم خوب - .انکار نميکنم -
به غير از اين حقيقت که هرگز .چنين چيزي ممکن نبود
.براي اون، فقط يه فيليپ وجود داشت
و براي تو؟
.فقط تو هستي
ليلي بت؟
"قسمت 9 "آدمکشها
.حق با شماست جاک .بله بهش ميگم ممنونم
مطمئنم خيلي هم خوشحال ميشه، خدافظ
داري موفق ميشي؟
نه فقط يه لحظه ي گذرا بود يه لحظه ي تعيين کننده
.درست لحظه اي که فک ميکردم فهميدم .رفتم که پياده ش کنم
ولي باز يه حرکت اشتباه قلمو .و بعدش همه چيز ازذهنم پريد
و من همين الان داشتم با جاک راجب .به جشن تولد 80 سالگيت حرف ميزدم
.نه نميخواد اشاره کني
چون با روز بازگشايي ،مجلس همزمان شده
.تصميم گرفتند تا مناسبتهارو تلفيق کنند
و براي احترام به تو يه مراسم .در تالار بزرگ بگيرند
.اوه، خيلي هم خوب
.و قراره گراهام ساترلند بياد
کي؟ - نقاشه -
تا ازت يه نقاشي بکشه - چه نقاشيي؟ -
اين يه طراحي رسمي که توسط .هر دو ساختمان تاييد شده. اين معرفي کننده توـه
.ساترلند؟ اسمشم نشنيدم
.اون آدم مشهوريه يه نقاش مدرنيسم
اوه، فک نکنم بتونم به يه مدرنيسم .که اسم انگليسي داره اعتماد کنم
يه مدرنيسم آلماني يا ايتاليايي .بهم معرفي کنم
.اونها کسايين که ميتونند يه نقاشيو از نو شروع کنند
معلوم نيست يه انگليسي ميخواد چيو عوض شده تحويلمون بده؟
بعد از اينهمه مدت خيلي خوشحالم .که دوباره برگشتم خونه
جراحي که منو عمل کرد .بهم گفت ديروز همه چيز خوب پيش رفت
،بايد مدتي را به نقاهت بگذرونم ،کمي وزن اضافه کنم
.ولي چيزي براي نگراني وجود نداره
همونطور که گفتم خوشحالم که .به خانه برگشتم
.بيصبرانه منتظرم تا دوباره به سرکار برگردم
!متشکرم
!ممنونم
سلام؟ - .پورچي؟ اميدوارم مزاحم نشده باشم -
اي واي - .مزاحم شدم -
نه - خوبه -
[راحب به اوريل [اسب نجيب سلطنتي .فک کنم مرتکب يه اشتباه شديم
.فک کنم بايد از شروع هدايت کنيم - .و من فکر ميکنم شما اشتباه ميکنين -
ولي هردومون ميدونيم اون .خود به خود دووم نمياره
ما سعي کرديم کاري کنيم جلو داريوش .مقاومت کنه ولي آخرش داريوش برنده شد
.اون گينه بود، که ميشه يک مايل
.اينجا زمين شاه جرجه، که يک مايلو نيم مسافته
اگه قبل از مسابقه بخواد بازيگوشي کنه چکار کنيم؟
.اون هميشه بازيگوشي ميکنه .اون همچين حيوونيه
تو به نظر نمياد يه زره هم نگران باشي
چيز ديگه اي هم هست؟
خب، ميشه يه بار ديگه تاکيد کنم ...براي رکورد زني
،فک کنم بايد استارت سريع بزنه .و با يه برتري خوب بدوه
حتما - ميدوني بعضي وقتا حق با منه -
حتي خودتم گفتي که من غرايز .خوبي دارم
.آره داري .و ممکنه يه روزي باعث پشيموني من بشه
.اين و کلي چيزاي خوبه ديگه - اوه جدي مثلا؟ -
.شب بخير
آقاي ساترلند، نخست وزير
صبح بخير - حالتون چطوره؟ -
صبح بخير، حال شما چطوره؟- صبح بخير -
.حالتون چطوره قربان؟ باعث افتخاره - .نه نه، افتخار متعلق به منه -
خب، ميخواين کجا باشم؟
حالا قراره در شرايط اقراق آميز باشم يا واقع گرا؟
ميخواي يه بچه خوشکل بکشي يا يه گردن کلفت؟
فک ميکنم از آقاي چرچيل خيلي چيزها بشه کسيد
.بله دقيقا ميشه
،خب، حالا که دارين جست و جو ميکنين
شايد لازم باشه از شما تقاضا کنم .خيلي هم با جزئيات نباشه
چرا؟ جزئيات يني حقيقت - .نه براي جزئيات ما دوربين داريم -
.نقاشي کردن يک وراي هنرـه .من خودم يکمي نقاشي ميکنم ميدونين که
.بله قربان ميدونم
و من هرگز اجازه نميدم جزئيات مانع .نشان داده شدن حقيقت بشه
،اگه بخوام منظره بکشم چرا
و اي کاش اون آسياب تو پس زمينه ،نقاشيم نبود
.چون من اون آسياب رو نميکشم
خب، اقاي ساترلند بگين کار چطوري قراره پيش بره؟
،اول چندتا عکس ميگيرم
از اونا براي طراحي اوليه در .استوديو استفاده ميکنم
،بعد طراحي خطي انجام ميدم کمي بررسي روي صورت، دستها
.و بعد اون طراحي خطي رو کامل ميکنم
.طراحي اصلي در استوديو خانه من انجام ميشه
اين مشکلي نيست؟ - .اشکالي نداره ادامه بدين -
خب چه نوع حالتي مد نظرتون هست؟
نشسته
ميتونم ايستاده هم امتحان کنم؟ .ميتونه کمي اقتدار و جذبه بهم بده
.ممکنه منو جوونتر نشون بده
فک ميکردم نقاشي قراره راجب به رسيدن به يک سن خاص باشه؟
.80سالته وينستون
.به نظر من نشسته بيشتر به مديريت ميخوره - اوه مديريت -
چه مزخرفات
.آره قبول دارم
سيگار باشه نه؟
.سيگار نه
روبان رسمي باشه يا نه؟ - بدون تظاهر -
بدون بزرگنمايي
.به اندازه يک فرد مجلس پوشيده باشيد
چقدر بي روح
.ازش خوشم اومد - آره فهميدم -
،تو بدجوري تو کف بودي .مث يه دختر 18ساله حول شده بودي
.خب اون خيلي ابهت داشت - ابهت داشت؟ -
.قد بلند و خوش تيپ، خيلي جدي .مث هيچکليف بود
.اون ميخواد همه چيز دست خودش باشه
خب هر هنرمندي که سرش به تنش .بيارزه قطعا همينو ميخواد
.تو که يه پاچه خوار دوست نداري - چرا دوست دارم -
نخيرم
.تازه، کاملا روشن بود که اون طرفدارته
.اوه، احمق نشو .کل وجودش بوي سوسياليزم ميداد
حتي سوسيال ها هم اعتراف .ميکنند که تو مملکتو نجات دادي
.از دندوناي حريس کشيدم بيرون
من خوي محافظه گراي يک همسر عاشق و دارم
.و بهت ميگم اين يکي آدم کش نيست
اوه، واي واي واي .نگاش کن
،.اين اسب نجيبه، اسب نجيبه ملکه ...اسب ملکه
فوق العاده نيست؟
چه باهوشه نه؟
تلاش تو بود...نه
نه اون برنده شد
کاملا حق با تو بود
!اون خيلي باهوشه - ميدونم ميدونم -
چه قهرماني -
پسر خوب - سلام -
.ياد يه تماس تلفني از پدرتون افتادم
وقتي که به دنيا اومد گفت .مثل يک افسانه و وراي مخيلات
آره، اولين بار ما بهش شير داديم يادت مياد؟
زماني که داشت بزرگ ميشد، همه فکر .ميکرديم برادر بزرگترش ميشه يک ستاره
پدر باهوشتون هميشه به اين يکي .باور داشت
اون توسري خور بود - آره و هميشه هواشو داشت -
و يه توسري خور شد يه ستاره - آره و اسب مورد علاقه ش -
خب، حرکت بعدي براي قهرمانمون چيه؟
خب ما از مسابقات بين المللي .لارل يک دعوت نامه دريافت کرديم
آمريکا؟ - آره، ماه بعد -
چندسالشه چهارسال؟ .ديگه طيف بيناييش هم به انتهاي خودش رسيده
...اگه نظر منو بخواي - .من براي همين خواستم بياي اينجا -
نظر صادقانه من اينه که .الان اونو بازنشسته ش کنيم
در روزهاي اوجش
.بهترين اسب مسابقه در اروپا .با ارزش مبادله اي بالا در بازار
بزاريد به عنوان يه اسب پرورشي .براتون پول خوبي در بياره
وقتي شنيدم تو فرصت رفتن به .آمريکارو از رد کردي تعجب کردم
چرا؟
،خب، شنيدم دوست دخترت اهل اونجاست
مگه نه؟
نامزد - نامزد؟ خداي من -
.کي هست؟ پول، اميدوارم .تا بتوني اسطبلهارو سرپا نگه داري
.راستش اون اهل پورتموثه - اي خدا، پس پول بي پول -
.يکم پول داره. ولي ديوونه ي اسبه .خب، يه جورايي مجبوره
.فک کنم تو تاييدش بکني
خب ميتونم باهاش ملاقات کنم؟ - اگه قول بدي نترسونيش -
چرا بايد بترسونمش؟ - !خب تو ملکه اي -
خب فقط بعضي وقتا - هميشه -
.و اين موضوع تورو ترسناک ميکنه .او هم کلي چيزا راجبت شنيده
از طرف کي؟ - از طرف من. يکمم چيزاي خوب گفتم -
.اوه، اون همونيه که ردش کردي
چي؟ - .اون هميشه يه نيم نگاهي به تو داشته -
.پورچي؟ خزعبلاته
.خودش بهم گفت .يه شب وقتي پيک ميزد
.اون حساب نميشه
،وقتي يه مرد داره مينوشه .اون زمانيه که حرف راست ازش بيرون مياد
.نه، اون زمانيه که حرف مزخرف مياد بيرون .تازه، ما فقط به چيزاي مشترکي علاقه داريم
.اسب براي تو يک علاقه نيست .يک هيجانه
هيجاني که شوهرت اونو نداره - اون به چيزاي ديگه هيجان داره -
.تو گفتي منم شنيدم
قربان - صبح بخير -
وزير خارجه اينجا هستند قربان بهشون بگم بيان داخل؟
نه
اينجا نه
.ببخش که منتظر نگه ت داشتم
.مثل هميشه به موقع
.منظورم اين نبود
بوي ناسازگاري توي هوا پيچيده انتوني - من حرفاي خوبي براي گفتن ندارم -
،پس حرفي که بايد بزنيو بگو .ساز ناکوکت رو بزن و برو
من کاراي مهمتري دارم تا انجام بدم
خيلي خب
،از يه نقطه اي به بعد
No comments yet. Be the first to leave one.