Mission: Cross

Mission: Cross (크로스)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mission Cross 2024 NF [ @Qasem Samangani ]
A Commentary by Qasem_Samangani
ویرایش زیرنویس : قاسم سمنگانی -=- دانتِس مووی -=- ناین مووی

Tags

webdl
Published on: 2024-08-13
Downloads: 88
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مدیران سایت ها و چنل های تلگرامی دانلود فیلم و سریال و شبکه های ماهواره ای لطفاً وجدان داشته باشید و حاصل زحمات دیگران رو با حذف نام مترجم بنام خود تمام نکنید چرا که پشت سر اون دسته از کسانی که دست به حذف نام میزنن مطمئن باشین حرف های خوبی گفته نمیشه و اسم تمامی سایت های دزد و چنل های تلگرامی دزد در تمامی محافل با حرف های ناپسندی نقل میشه

‫می ‌سئون، عزیزم. تو دیگه آخرشی!

‫یه وقتایی خیلی شلخته میشه.

‫دستنبد بیاد بیرون.

چرا هیچ‌وقت عوض نمیشه؟

‫ای وای من!

‫می ‌سئون.

می ‌سئون؟

‫سروان کانگ هستم، از ‫بخش تحقیقات جرایم عمده.

‫بله قربان. به زودی بهتون گزارش میدم.

می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟

هان؟

منظورت این پول‌هاست؟

‫پس‌انداز می‌کنم تا بتونیم ‫یه روز بریم مسافرت.

‫تنها تجربه‌ی سفر ما، دیدن جاهای مختلف ‫از صفحه تلویزیون بوده!

‫ببخشید.

‫فقط بیست هزار وون بردار.

‫باشه.

‫شوهرم جرئت می‌کنه از زنِ پلیسش دزدی کنه.

‫اون بلیط بخت‌آزماییِ من توی زندگیمـه.

‫بخت‌آزمایی‌ای که هیچ‌وقت توش برنده نمیشم.

‫اِ، بیدار شدی!

‫تو دیگه آخرشی!

‫تنها خلافکاری که نمی‌تونم دستگیرش کنم.

‫کسی که باید پشت میله‌های زندون ‫باشه ولی آزادانه داره ول می‌چرخه.

‫آیا ازدواج یعنی دو نفر ‫وجود یکدیگر رو توجیه کنن؟

‫می ‌سئون، بیا غذا بخوریم.

‫وای خیلی خوردم!

‫می‌خوای بعدِ خوردن اون همه قرص، ‫صبحونه بخورم؟

‫بیا، غر نزن.

‫عجله کن. دیرت میشه.

‫علی رغم همه‌چیز، می‌دونم که ‫مردهای بدتری هم توی این دنیا هست

‫واسه همین باهاش سر می‌کنم.

چرا دیشب اینقدر هله‌هوله خوردی؟

‫دیدی؟ اگه مراقبِ خودت بودی، ‫لازم نبود این کارها رو بکنم.

‫هیچ مردِ دیگه‌ای جز من، نمی‌تونه تحملت کنه.

‫تحمل کردنِ همدیگه.

‫- دردم اومد! ‫- ازدواج یعنی همین.

‫می ‌سئون!

‫دارن میفتن تو تله!

‫الان می‌رسم. بیرونِ اداره‌ام.

‫- می ‌سئون! ‫- دارم می‌بینمت.

‫- می‌ سئون. ‫- دیگه قطع می‌کنم.

‫چی؟

‫- جوراب‌ها و خوراکی‌هات. ‫- خیلی‌خب.

‫- لباس‌هات رو عوض کن که بوی گند ندی. ‫- باشه.

‫- درود! ‫- باشه!

‫کوچولوهای قشنگم، سر ‫جاتون بشینین تا نوبت‌تون بشه.

‫سلام! بیا بریم تا‌یون.

‫- خداحافظ هان گیول. ‫- یالا یونا.

‫چقدر عزیزی!

‫دونگ‌ هیوک، صبر کن.

‫- حتماً مامانت تو ترافیک گیر کرده. ‫-بله، خانم.

‫تا نیم ساعت دیگه؟

‫حتماً، منتظر می‌مونیم.

‫عجله نکنید.

‫خدانگهدار.

‫- دونگ ‌هیوک. ‫- بله؟

‫می‌خوای تا مامانت میاد ‫قایم‌ موشک بازی کنیم؟

آقای پارک، میشه اون حرکته رو بزنی؟

حرکت؟

خانم؟

‫خیلی‌خب.

‫اگه لازمه.

‫ایول!

‫برو بریم!

‫حال‌تون خوبه، خانم؟

‫خوبم.

‫- دونگ‌ هیوک! ‫- مامانمه.

‫- نباید به مامانت چیزی بگی، خب؟ ‫- چشم.

‫- یخ! ‫- بشکن!

‫بشکن!

‫- خیلی ممنون. ‫- مراقب خودتون باشین.

‫- بهت خوش گذشت؟ ‫- آره.

‫حالا چی باید بگی؟

‫- ممنون! ‫- خدانگهدار!

‫- روز خوش. ‫- خداحافظ.

‫هفته‌ی گذشته که خونه‌ی مواد فروش رو گشتیم

‫یه نمونه‌ی یک گرمی پیدا کردیم.

‫یه معامله‌ی بزرگ در راهه...

‫کانگ می‌ سئون، هیچ‌وقت ناامیدمون نمی‌کنه.

‫تمساح!

‫- رئیس! ‫- چیه؟

‫ولی چرا تمساح؟

‫چرا شیر نه؟

‫نرخ موفقیت شکارها رو ببین.

‫شیرها 15 درصد. کوسه‌های سفید 45 درصد.

‫مار آناکوندا، 55 درصد.

‫تمساح، بیش از 90 درصد!

‫زمان‌بندی دقیق مهم‌ترین عامله.

‫تمرکز کامل.

‫تموم شد و رفت.

‫برای ما چانگ گی که تو کل کشور ‫فعالیت داره، مواد جابه‌جا می‌کنه.

‫خب حالا این معامله‌ی ‫بزرگ کجا قراره بسته بشه؟

‫اونا از پیام‌های رمزگذاری شده درباره‌ی ‫خودروهای کارکرده استفاده می‌کنن.

‫دو عدد اول پلاک خودرو مقدار رو مشخص می‌کنه.

‫چهارتای آخر تاریخ رو.

‫مثلاً معامله‌ی پنج کیلویی ‫در بیست و هشتم ژوئیه.

‫- خوبه. برین بگیرین‌شون. ‫- بله قربان.

‫بله قربان!

‫دوتا ورودی داره. اینجا و اینجا.

‫ما از این سمت وارد میشیم.

‫می‌ سئون، تلفن شبیه‌سازی ‫شده پیامی دریافت کرده.

‫بذار ببینم.

‫ ‫

‫نمی‌تونیم با معتادهای مسلح ‫درگیر بشیم. بیا با تیم پشتیبانی بریم.

‫اگه صبر کنیم، دیرمون میشه.

‫هون ‌کی، به تیم پشتیبانی بگو ‫هرچه زودتر بهمون ملحق بشن.

‫باشه.

‫مانع‌مون نشین. ‫این کار مانع از اجرای عدالت میشه.

‫- تو داری مانع کارِ ما میشی... ‫- چی؟

‫عوضی!

‫کجا میری؟

‫آهای! بیا اینجا ببینم!

‫بیا اینجا.

‫گفتم بیا اینجا!

‫آشغال!

‫ای بابا!

‫هِی.

‫آروم باش، رفیق.

‫از دیدنت خوشحالم، چانگ ‌گی. خوراکی میل می‌کنی؟

‫افردام چیزی نخوردن برای ‫همین می‌خوام بهشون ویتامین بدم.

‫کارآگاه‌های محترمِ من.

‫حکم هم دارین؟

‫حکم برای چی؟ ‫ما اومدیم ماشین‌های کارکرده رو ببینیم.

چقدر شیرینه. از کجا آوردیش؟

‫چئونگسونگ بهترین سیب‌ها رو داره.

‫زندانِ قشنگی هم داره.

‫کارآگاه‌ها.

‫به خاطر کارهای امروزتون

‫بابت آسیبِ روحی و جسمی‌ای که ‫بهم وارد کردین ازتون شکایت می‌کنم.

‫هیچ‌جوره هم کوتاه نمیام.

‫ازمون شکایت نکن. همین الانشم ‫درگیرِ رسیدگی به هزینه‌های تیم هستم.

‫بگذریم، شنیدم یه معامله‌ی بزرگ در پیش داری.

‫مواد رو کجا قایم کردی؟ ‫بگو. ما همه‌چیز رو می‌دونیم.

‫من مشتری‌ام. اشکال نداره یکم قهوه بخورم؟

‫- هون‌ کی، می‌خوری؟ ‫- چرا که نه!

‫منم همینطور!

‫رفیق، هنوز هم قهوه فوری می‌خری؟

‫الان یه دستگاه‌های گردی دارن ‫که ازشون قهوه‌های خوبی می‌گیرن.

‫بهتره از این چیزها بخوری و یه بار برای ‫همیشه دست از قاچاق مواد مخدر برداری.

‫حالا واسه ما داروساز شدی؟

‫من ماشین کارکرده می‌فروشم. بهت که گفتم.

‫گوش کن.

‫ 0919 رو پیدا کنین. یالا.

‫بله قربان!

‫- اونجا رو بررسی کن. ‫- باشه.

‫بیایین اینجا!

‫جاساز رو توی خودرو با پلاک ‫06-دی‌ای- 0919 پیدا کردیم.

‫پیداش کردن!

‫گندش بزنن.

من و محکوم نکن

به عنوان یه زن بی عاطفه

محکومش نکن

این به نفع خودته

که در بند انداختمت

فراموش نکن

مزه مشتم رو

تو توی دستامی

خیلی طول نمی کشه

که زندانی بشی

برای همیشه

! همیشه

‫چه مهمونیِ خوبی بود. ‫خیلی ممنون.

‫خواهش می‌کنم. بیشتر باید بهمون سر بزنی.

‫سوزشش تا ده دقیقه دیگه تموم میشه.

‫مرسی.

‫- یه لحظه اینجا منتظر بمون. ‫- باشه.

‫کی گرمادرمانی یاد گرفتی؟

‫رفیق، به لطف تو امشب شانش آوردم.

‫خب این...

‫نه، نیازی نبود!

‫مچ‌بند نمی‌خوام.

‫یه هدیه برام خریدی؟

‫مال تو نیست.

می سئون، از شوکر استفاده می‌کنه. درسته؟

‫خب...

‫همیشه بهش میگم ازش استفاده نکنه ولی...

‫می‌دونم.

‫فکر کنم مچ دستش درد گرفته.

‫چرا خودت بهش نمیدی؟

‫می‌دونی که چه جور آدمیه.

‫هیچ‌وقت به حرفم گوش نمیده ‫چون فکر می‌کنه غرغروام.

‫لطفاً از طرف من بهش بده.

‫خیلی‌خب. باشه.

‫ممنون.

‫- فایل حساب کجاست؟ ‫- کدوم حساب؟

‫از فروختن کشورت چی بهت رسید؟

‫یه تیراندازی توی قلبِ سئول؟

‫قربانی چطوره؟

‫جلیقه ضدگلوله پوشیده بود. زنده‌ست.

‫- جلیقه ضدگلوله؟ ‫- بله.

‫ولی به خاطر سقوطِ سختی که داشته ‫بیهوشه. نمی‌دونن کی به هوش میاد.

‫این پوکه هم توی صحنه‌ی جرم پیدا شده.

‫داریم سعی می‌کنیم مظنون‌ها رو از روی ‫دوربین‌های امنیتی و داشبورد شناسایی کنیم.

‫ساختمون دوربین نداره؟

More Farsi Persian subtitles for Mission: Cross

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left