The first 94 lines.
KARA
آیوفیلم تقدیم میکند
اونا سنپای رو مثل یه مست احمق بردن خونشون؟
،برای مردی با قدرت غیر قابل تصور
نقاط ضعفش هم کم نیستن، نه؟
.اون خیلی رقت انگیزه
،اونا بعد از کوتاه اومدن پیتر
احتمالا میکشنش
...به هرحال
.ما چهار نفر باید برای نجات پیتر-ساما به تیم کمک کنیم
...نمیدونم
چه انتخاب دیگهای داریم؟
.ما باهم متحد میشیم تا اونو نجات بدیم
...فکر اینکه اون گوبلینهای لعنتی آبشو بکشن بیرون
.حالمو یجورایی خراب میکنه
:مترجم
KARA
آیوفیلم تقدیم میکند
،ازش لذت ببر چون از این به بعد زندگیت اینجوری میشه !گوب
.ملکه مطمئنا دست بالا رو داره
!گوب-گوب
!من گذاشتم سوسیسم خیس بشه
چه مرگم شده؟
!و اونم توسط یه هیولا
!اه پیتر، تو خوشمزهای
!و اونم توسط یه موجود هیولا، نه کمتر
...اما حس خوبی داد
...اون کاری که کرد
منظورم اینه که کی میتونه مقاومت کنه؟
!نه
!من نمیتونم اینجا بمونم
!اونا منو تبدیل به آلت دستشون میکنن
!اطرافو نگا کن
!باید راهی برای فرار کردن باشه
...نه
...من گیر افتادم
تو...؟
چرا داری کمکم میکنی؟
میتونی منو جایی ببری که لولیا سنپای رو گرفتن؟
اون زن قبلی؟
.ببخشید، اما نمیتونم
!بیخیال
نمیتونی انتظار داشته باشی .من اونو پشت سرم ول کنم
!من یه جوری اونو از اینجا میبرم بیرون
تو منو یادت نمیاد، نه؟
ببخشید اما تنها گوبلینی که میشناسم خیلی وقته که مرده
...اون منم پیتر
!این منم! گوبوکو
گوبو
صب کن، گوبوکو؟
همون گوبوکوی سال های قبل؟
...دلم برات تنگ شده بود
...همه ی این مدت،من
!خیلی دلم برات تنگ شده بود پیتر...
.اونه-چان نگا کن، یه بچه گوبلین پیدا کردم
گوبوکو خوشگلترین چیزی نیست که دیدی؟
گوبوکو؟
!اره، این اسمیه که براش گذاشتم
...هم، خیلی سادهست
!ما یه خانوادهی خوشحالیم
!گوبوکو،نه
شانس آوردم و از دست شکارچیهای .گوبلین فرار کردم
.بعدش ملکه منو آورد پیش خودش
اوضاع سختی بود تا وقتی به زندگی ...مثل گوبلین عادت کردم، اما
...امکان نداره
تو این همه مدت زنده بودی؟
...ببخشید اون شب نمیتونستم ازت مراقبت کنم
،وقتی که بچه بودم اندازهای که الان قویم، قوی نبودم
!اما خدایا شکرت
...گوبوکو کوچولوی عزیز من
!چقدر بزگ شده
...از چند جهت
..اما برای اطمینان
گورو-گورو-گورو
،من اون قیافهرو میشناسم !تو مطمئنا گوبوکویی
فکر کردی دارم دروغ میگم؟
.ن-نه! معلومه که نه
...همممم
بیخیال گوبوکو، ما یه خانوادهایم، مگه نه؟
،من هیج وقت فراموشت نکردم !حتی برای یه لحظه
خ-خانواده؟
!اره درسته! ما دوتا یه خانوادهایم
!ما هیچوقت همدیگه رو فراموش نمیکنیم
...به نظر خانواده کلمهی جادوییه
.گوش کن، گوبوکو
اعضای یه خانواده باید به هم کمک بکنن، مگه نه؟
.پس لطفا منو ببر جایی که لولیا سنپای رو نگه میدارن
!حتما
!چون این کاریه که خانواده میکنه
.ما باید هوای همدیگرو داشته باشیم
.راستش من هیچوقت فراموش نکردم
...اما به خاطر این تلاش نکردم
.جدا شدنمون دردناک بود
سنپای! تو این پایینی؟
No comments yet. Be the first to leave one.