Little Rose

Little Rose (Różyczka)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Rozyczka 2010 DVDRip XViD-N30CR4ZY
A Commentary by ebr@him

Tags

other
Published on: 2010-09-16
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چرا شما آقايان از چنين داستانهايي درس عبرت نمي گيريد؟

آدام ميکي ويچ در مراسم عيد نياکان

تهيه ، تنظيم و ترجمه ماهان ح

رز کوچک

ورشو تابستان سال 1967

يه گيلاس ديگه از همون مشروب بده - نه رامون من ديگه نيستم -

يک گيلاس واسه من بيار و يه ليموناد هم براي خانم بيار

قشنگن

بدون دليل اينجان؟

از کجا فهميدي؟

پس بالاخره پيدا کردم؟

منتظرم

من در کنار تو احساس خيلي خوبي دارم

اسنک و مشروب در مقابل

عکسهاي عروسي و غسل تعميد. باشه؟

تشييع جنازه

رفيق منشي ،گزارش مي کنه

تجسس ادامه داره

يک حلقه مشکل براي نفوذ وجود داره و ما واقعا کوشش خودمون رو دو برابر کرديم

بله قربان

بله قربان مي فهمم

يک ماه

توي تابستان اجبارا از ورشو عقب نشيني مي کنند

روزهاي فشار و اضطراب

افزايش در تهاجم در خاور ميانه

در روز دوشنبه پنجم ژوئن اسراييل تهاجم را آغاز کرد

درگيري هواپيماهاي اسراييل با هواپيماهاي مصري

که براي دفاع از فرودگاهها و نقاط استراتژيک صحراي سينا برخاسته اند ادامه دارد

سار کشورهاي عرب مصر را تحت حمايت کامل خود درآورده اند

تهاجم اسراييل به سمت کشورهاي عربي

موجب دلگرمي صهيونيستها شده است

متنفرم از اينکه بخوام به اين حرفهاي مسخره گوش کنم

هر يک از شهروندان لهستاني بايد شرکت کنند

تنها افرادي که به سرزمين مادري خود لهستان تعلق دارند

نمايشگاه کتاب ماه مه

همه ساله جمعيا در کاخ فرهنگ

به محاصره کتب درمي آيد

من تازه اومدم، وقتي که داشتي

ميامدي اينجا چي گفتي؟

فعلا خيليها توي نوبت هستند. بعدا بهت ميگم

آره منم خيلي دلم برات تنگ شده

کاميلا؟

بله قربان دارم ميام

شما هستيد پروفسور؟

تويي؟ ... بذار معرفي کنم، خانم

کاميلا ساکوويچ

خانم زارسکا از آشنايان

خانم کاميلا مسئوليت مهمي در کارخانه ما دارند

من فقط يه ماشين نويس توي دفتر رييس هستم

شما اغلب همديگه رو مي بينيد. من درک مي کنم

ببخشيد من ديگه بايد برم

اومده بودي زنگ بزني - به اميد دبدار -

رفيق سرهنگ، سروان رومن روزک

فراموشش کن

نمي دونستم اينقدر قشنگ مي رقصي

ميشه بدونم اين دوست دخترت کيه؟

يه آشنا - آشناي نزديک؟ -

نه، نه زياد

اينو اينجا مي شناسي؟

در حقيقت اين - من مي شناسمش -

دلم نمي خواد اين صهيونيست آشغال اين دور و برها باشه

مي دوني که اول از همه کجا ميشه درگيرش کرد؟

زير سر من

بشين

سيگار مي خواي؟

بس کن

بس کن مي شنوي؟

مشکلي پيش اومده؟

متاسفم

دوروتا برگرد

قربان...نامزدمه که باهاتون راجع بهش صحبت کرده بودم

از آشناييتون خوشوقتم. وارچوسکي هستم - روزک هستم -

پروفسور در دانشکده من سخنراني دارند - در مورد شما زياد شنيده ام -

بذاريد من هم پيش شما بشينم

خانم روما کجا هستند؟ خيلي وقته نديدمش

بابا باهاش دعوا کرد

به من هم گل سرخ ميدي؟ - دوروتا -

با دونالد داک باشه - چي مي گي؟ -

ممنون - برگرد بيا -

شغل نامزدت چيه؟ ببخشيد اسمش رو فراموش کردم

رومن توي کار تجارت خارجيه و شغل مديريتي داره

توي چه کالايي؟ - چرم -

تجارت وسايل چرمي؟ - دقيقا -

پس به خارج هم سفر ميکني - اغلب -

خيلي از ديدارتون خوشحالم

به مدت چهار سال ممنوع الخروج هستم چون پاسپورتم رو نشون ندادم

شنيده ام کس ديگه اي بجاي من مي ره

در نهايت اون فرد رو با چشمهاي خودم ديدم

چه هواي خوبيه امروز. رومن ميشه بريم کنار رودخانه؟

اون کليسا ميره؟

کي؟

اون پروفسورت رو ميگم

نمي دونم

يکشنبه است. نمي توني بفهمي که ميره يا نه؟

من از کجا بدونم؟ من که کليسا نميرم

پس برام پيدا کن

از چي شاکي هستي؟

هيچي. فقط به نظر قلابي مياد

يک آدم خوب و بامزه است - يک آدم رياکار عوضي -

بهش حسوديت ميشه؟

اينطور نيست؟ يه کم؟

اون تو رو خيالاتي کرده، درسته؟

اگر هم اين کار رو کرده من متوجه نشده ام. اون با من خوب رفتار مي کنه

همين کافيه

تو بدون ايجاد شک مي توني بهش نزديک بشي

باهاش صحبت کن...گولش بزن

فکر کنم بتونم اما چي مي خواي؟

دوروتا برگرد

يه آدامس ميکي موس نداري؟

دوروتا

مي بينم که بيدار هستي

بابا

چند بار بهت گفتم با غريبه ها شوخي نکن؟

غريبه؟ لعنتي اين آدم خوبيه؟

لطفا بيا اينجا رو ترک کنيم باشه؟ خواهش مي کنم

اين وارچوسکي اسم واقعيش جانوس واجنر است

يه يهودي، يه باهوش

يک صهيونيست استتار شده يک دشمن براي مردم لهستان

ما از اين جور آدمهاي باهوش، بامزه و خوش مشرب

توي وزارتخانه ها، توي هيئت هاي تحريريه و توي دانشگاهها زياد داريم

که همه شون وانمود مي کنند که براي کشور مي خواهند فعاليت کنند

اما در واقع در هر زماني آماده تاخت و تاز بر عليه کشور هستند

اين افراد بايد مشخص شده و برداشته شوند

حالا فهميدي چي ازت مي خوام؟

دست از سرم بردار - کاميلا -

خواهش مي کنم

موضوع چيه؟

اونها توي کار منو سخت تحت فشار گذاشته اند

من بايد مي رفتم خارج از کشور و بيشتر از اينها درآمد پيدا ميکردم

اين کار بخاطر خود ماست. ازت خواهش مي کنم

ورشو کلوپ فروشندگان کتاب

آگوستين عادت داشت بگه که خداوند

به انسان توانايي انتخاب

بين خوب و بد را داده

و اين انتخاب پايه هاي اصلي ساخت رمان من رو تشکيل داده

آيا نوشتن در مورد تاريخ باعث نميشه که ما از واقعيت دور بشيم؟

شايد به زبان ساده بشه گفت که جرات نداري - خانمها و آقايان -

من فکر نمي کنم که انساني هستم با جرات خارق العاده

مطمئنا در اينجا افراد شجاع تر از من هم وجود دارند

شايد خود شما

گذشته من کاملا براي همه مشخصه

مخصوصا براي کساني که دنبال بيوگرافي ديگران هستند

بنابراين هيچ چيز سري در مورد کارهايي که من در زمان اشغال نازي ها انجام دادم وجود نداره

و به همين خاطره که

هشت سال و سه ماهه که

من نتونستم به هيچ انجمني که به واقعيتهاي تازه مي پردازه نزديک بشم

که اين موضوع بر اساس خواسته هاي من نبوده

اگه جراتشو داري براي خودت قضاوت کن

چرا در مورد عشق چيزي نمي نويسيد؟

در اين مورد بايد بگم که جراتشو ندارم

ممنون

براي کي؟ - براي من قربان -

خيلي از مردم اينجا هستند... تو اينجا چه کار مي کني؟

من براي کنجکاوي نيومده ام بلکه علاقمندم. اشکالي داره؟

خب من فکر کردم

که دختراني مثل تو کارهاي جالبتري دارند که انجام بدهند

من دو سال دانشجوي ادبيات لهستاني بودم - و بعد اخراج شدي؟ -

تا همون حد کافي بود. بعدش يک دوره ماشين نويسي گذروندم

و به همين خاطر در دفتر رياست کار مي کني

من سعي کردم که تند بنويسم

کوششهاي زيادي در اين زمينه کردم

جالبه. چرا اين کارها رو به من هم نشون نمي دي؟

من الان يه قرار دارم اما امشب حتما دوست دارم ببينمتون

بسيار خوب درک مي کنم

ما اين موقعيت رو خواهيم داشت تا در مورد ادبيات با هم صحبت کنيم

سلام منو به نامزدت برسون. خداحافظ

گزارش... روز 26 سپتامبر 1967 من شرکت داشتم

چرا اينقدر دير اومدي؟

اينجا

اين چيزيه که ازم مي خواستي

حتي سرسري هم نگاه نمي کني؟

اين چيه؟

اين چيه که بهم دادي؟ - تو بهم گفتي...ازم خواستي -

آره... من ازت يه چيزي خواسته بودم. درسته؟

تو هم گفتي باشه. اما حالا چي بهم دادي؟

در مهماني آدام وارچوسکي در مورد

حس نويسندگي خودش صحبت کرده... يک سري حرفهاي مسخره

من ازت خواسته بودم بري به مجالس مسخره مهماني؟

نمي دوني که فرد باهوشي مثل اون

چطور مي تونه خودش رو استتار کنه و در مورد روحياتش صحبت کنه

و اذهان ديگران رو منحرف کنه؟

قرار بود بهش نزديک بشم - بهش نزديک بشي لعنتي -

بهش نزديک بشي اما توي لعنتي نزديک شدي؟

من علاقه اي به شنيدن حرفهايي که توي جمع مي زنه ندارم

اما وقتي تنها باهاش باشي و مستش کني

اونوقته که بهش نزديک شدي

اونوقته که مي توني روي انگشت بچرخونيش

بايد وارد خونه اش بشي، وارد رختخوابش بشي

شب و روز باهاش باشي تا بالاخره يه چيزي ازش دستگيرت بشه

تو وظيفه ات رو اينطوري نمي توني انجام بدي

برو بيرون - آروم باش -

برو بيرون. بهم دست نزن خواهش مي کنم برو بيرون

برو بيرون و وسايل مسخره ات رو با خودت ببر

من همه چيز رو توضيح مي دم فقط بهم فرصت بده

خب؟ - اينجا نه -

من جايي نميام - بيا بريم خونه من -

خونه ات؟

بهم اعتماد کن - فکر کردي احمق هستم؟ -

فقط يکبار ديگه بهم اعتماد کن رز کوچولوي من

قهرمان پليس و سرويس امنيتي

Little Rose subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Little Rose

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left