The first 200 lines.
این زندگی منه
قسمت چهل و نهم
این یعنی چی؟
مطمئنم که آدرس درسته
یعنی تو این خونه زندگی میکنه؟
یا شاید برای خانواده ای که اینجاس، کار میکنه؟
اول باید بفهمم
کیه؟
سلام. خانم یانگ سونجا اینجا زندگی میکنه؟
بله. درسته. شما کی هستین؟
که اینطور. من شوهر یانگ سونجا ام
خانم یانگ الان خونه نیستن
پس کِی زنم سونجا برمیگرده؟
نمیدونم. لطفا موقعی که خانم یانگ برگشتن بیاین
الو؟ الو؟
خیلی یه دنده ـس
راستش،
آدمایی که تو همچین خونه ای زندگی میکنن درو روی هر کسی باز نمیکنن
خب باید چیکار کنم؟
باید همینجا منتظر بمونم تا برگرده؟
شوهر خانم یانگ؟
اما اون گفت وقتی نام جین بچه بوده از هم جدا شدن
عجیبه
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد لطفا پس از شنیدن صدای بوق
پیغام خود را بگذارید
داری چیکار میکنی؟
چطور جرات میکنی دخترم رو به بازی بگیری؟
بهت واضح و روشن گفتم که...
نمیخوام تو و مادرت جلوی چشمام پیداتون بشه
چرا قیافه ـت انقدر جدی شده؟
اومدی؟ زود اومدی
چی شده؟
چرا قیافه ـت جوریه که انگار یه ثانیه هم نخوابیدی؟
نه اینجور نیستم چرا هستی
نکنه بخاطر حرفیه که دیشب بابام زد؟
اگه بخاطر اونه، نگران نباش
خودم درستش میکنم
چطور میتونم نگران نباشم؟
همش تقصیر منه
منظورت چیه که همش تقصیر توئه؟
دقیق تر بخوایم بگیم، تقصیر ماست
نمیخوام بخاطر من بین تو و پدرت...
فاصله بیفته
منظورت از این حرف چیه؟
دارم میگم نباید عجله کنیم
نمیخوام همچین چیزی رو بشنوم
"نگران نباش"
"تا وقتی رابطه ـمون تایید بشه صبر میکنم"
"میتونیم تا اون موقع رابطه شادمون رو حفظ کنیم"
"تا زمانی که بمیرم ولت نمیکنم"
میخوام همچین حرفایی رو ازت بشنوم
فکر کنم حرفم ناراحتت کرده
من صبر میکنم
من هیچوقت ولت نمیکنم
راستش من خیلی صبورم
تا زمانی که اول تو ولم نکنی من ولت نمیکنم
پس چرا گفتی نباید عجله کنیم؟
منظورم این بود که جایی نمیرم
پس با پدرت بحث نکن و ناراحت نباش
مطمئنم با گذشت زمان
میفهمه که عشقمون واقعیه
منظورت این بود؟ اشتباه برداشت کردم
آیگو. خیلی راحت از کوره در میری
و خیلی زود هم میخندی سونگ جویِ دمدمی مزاج
چی؟ سونگ جویِ دمدمی مزاج؟
صبح بخیر
این چه جَویه؟
دقیقا، بیرون هوا سرده،
اما اینجا گرمه
کو جه سون، تو هم میخوای تنبیه انضباطی بشی؟
تنبیه انضباطی؟
مدیر آن، شما داشتین تنبیه انضباطی میشدین؟
آره. خیلی شدید بود
آره، راستی متقاعد کردن هان میرا چطور پیش میره؟
آسون نیس، اما تا آخرش تمام تلاشمونُ میکنیم
من سرسخت تر از اونی ام که به نظر میرسم
بعد از جلسه ی امروز صبح میریم دیدن هان میرا
اگه امروز موفق نشدیم، فردا بازم سعی میکنیم
اگه فردا موفق نشدیم... پس فردا
آیگو. شما دوتا عین همدیگه ـین
بله وکیل هو؟
چی؟ الان؟
پنجاه هزار دلار؟
آره. فکر کنم...
کو سون گیو، برادر خانومِ رئیس هان...
خواهرشو تشویق به این کار کرده
درسته. منم همینطور فکر میکنم
میخوای چیکار کنی؟
اگه اون پول بتونه به خانومِ رئیس هان...
حداقل یه کم آرامش بده،
باید بهش بدم
میدونستم اینو میگی
اما به نظر میرسه که رئیس هان از این قضیه خبر نداره
همین منو نگران میکنه
نگرانی که شاید فکر کنه سعی داری مسئله مرگ و زندگی رو...
با پول حل کنی؟
بله
اول تو این پیشنهاد رو ندادی
اون پول خواسته پس حتی اگه سوء تفاهم پیش بیاد
میتونی بهش توضیح بدی که چرا به خانومش پول دادی، نه؟
درسته
واقعا شرمنده ـتون شدم، وکیل هو
حالا که بهش فکر میکنم،
دیروز به نظر میومد مامانم میخواد چیزی بهم بگه
انقدر غرق مشکلات خودم شده بودم که نتونستم بفهمم چه حسی داره
مادرت خیلی نگران بود و فکر میکرد شاید سربارته
من پسرشم. اون سربارم نیس
چرا نام جین با این دختره بوده؟
به هر حال بی فایده ـس
دقیقا مثل باباشه
تا وقتی اینو دارم نمیتونه بهم پشت کنه
هان میرا
خانوم چویی، جلسه ی طراحی مرحله دوم بزودی تشکیل میشه
باشه
عنوان مرحله دوم مسابقه "زیباییِ کامل یک زن" ـه
برای منحصر به فرد کردن هان میرا،
که قراره بعد از 7 سال به کار نمایشی برگرده
طراحی ها باید با ظرافت و قابل تحسین باشن
از پیش طراحی های آقای جانگ و جونگ جین آه خوشم میاد
اما، هردوتون باید طراحی هاتونُ بهتر کنین
دقیقا چی رو باید بهتر کنیم؟
آقای جانگ، لباساتون خیلی ظریف و باوقارن اما یه کم معمولی ـَن
مثل لباسای عادیِ خانومای مُسن به نظر میرسن
اوکی
اصلاحش میکنم تا صفات منحصر به فرد هان میرا برجسته تر به نظر برسه
خیلی خب
جونگ جین آه، مشکل طراحیت پارچه ـس
به راحتی چروک میشه و مدل باید مواظب باشه
پس چطوره از پارچه ای استفاده کنیم که به راحتی چروک نشه؟
به نظرم اگه از پلی استر میکس شده استفاده کنیم خوب میشه
از طراحی سو یونجی هم خوشم میاد
طراحیش بهتر از بقیه استایل هان میرا رو نشون میده
شیک و با کلاسه
قراره هان میرا بعد از 7 سال برای اولین بار بره رو استیج
به جای یه طراحی معمولی و محبوب،
به یه چیز جدید و مسحور کننده نیاز نداریم؟
درسته، اما همونطور که تو مرحله اول دیدین،
اگه لباسا فروش خوبی نداشته باشن بی فایده میشه
خیلی از مشتری ها مرجوع میکنن یا درخواست ترمیم میدن
واقعا به همچین ریسکی نیاز داریم؟
پس چطوره نمونه ها رو درست کنیم...
و ارزیابی ـشون کنیم؟
باشه. همین کارو میکنیم
از اونجایی که یه برنامه دقیق داریم، شروع به ساختن نمونه ها می کنیم
آه، راستی. هان میرا موافقت کرده که بیاد رو استیج ـمون؟
آخرش مدلمون میشه. پس نگران این موضوع نباش
خیلی خب. بیاین جلسه رو تموم کنیم
خسته نباشین خسته نباشین
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
کیه؟
منم آن نام جین
اونی، منم اومدم
نمیخوام ببینمتون، پس لطفا برین
اونی، واقعا میخوای اینطوری باشی؟
ما باید سوء تفاهم رو برطرف کنیم
نمیخوای دیگه هیچوقت منو ببینی؟
عمو بلوگا
سوجی سوجی
سوجی، خاله دلفین هم اومده
خاله دلفین خنده داره
بیاین تو
اینم همونجوره
بلوگا و این
میتونی نگاش کنی
خانم هان میرا من با تو هیچ حرفی ندارم
براتون سوء تفاهم شده سوء تفاهم؟
تاریخ همه عکسای سوجی که به رسانه ها فرستاده شده، مالِ دیروزه
صورتِ سوجی رو میشه خیلی واضح دید
میشه عکسا رو ببینم؟
اگه میدونستم خانم چویی شما رو فرستاده،
از همون اول حاضر نمیشدم ببینمتون
خانم چویی ما رو فرستاده؟
خانم چویی اینو بهم گفت
گفت اون شما رو فرستاده
اونی، ما داریم با تیم خانم چویی رقابت میکنیم
این مسئله داخلی شرکته واسه همین نمیتونم جزییات رو بهت بگم
اما مدیر چویی یا نام جین...
بعد از اینکه سه مرحله رو گذروندن...
رئیس هیون گانگ میشن
چرا باید هر کاری که اون میگه کنیم؟
صبر کن
این همون کافه ای نیس که همدیگه رو دیدیم؟
آره فکر کنم
اگه همونطور که میگین من این عکسا رو از سوجی گرفته باشم
چطوریه که هیچ عکسی از آکواریوم نیس؟
عکسا در طول روز باید واضح تر باشن
اما...
تو تنها کسی هستی که میدونستی...
من جلوی کافه ام
شما و خانوم چویی...
کجا همدیگه رو دیدین؟
تو اون کافه همدیگه رو دیدیم
پس مشخصه
مطمئنم یه نفر رو استخدام کرده که از سوجی عکس بگیره
ممکنه اینطورم باشه
خانم چویی چی گفت؟
گفت اگه مدلِ تیمش نشم...
به رسانه ها میگه که من و پدر سوجی
رابطه نامشروع داشتیم
واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.