Release info

Its My Life E49(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-02-12
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت چهل و نهم

‫این یعنی چی؟

‫مطمئنم که آدرس درسته

‫یعنی تو این خونه زندگی میکنه؟

‫یا شاید برای خانواده ای که اینجاس، کار میکنه؟

‫اول باید بفهمم

‫کیه؟

‫سلام. خانم یانگ سونجا ‫اینجا زندگی میکنه؟

‫بله. درسته. شما کی هستین؟

‫که اینطور. من شوهر یانگ سونجا ام

‫خانم یانگ الان خونه نیستن

‫پس کِی زنم سونجا برمیگرده؟

‫نمیدونم. لطفا موقعی که ‫خانم یانگ برگشتن بیاین

‫الو؟ الو؟

‫خیلی یه دنده ـس

‫راستش،

‫آدمایی که تو همچین خونه ای زندگی میکنن ‫درو روی هر کسی باز نمیکنن

‫خب باید چیکار کنم؟

‫باید همینجا منتظر بمونم تا برگرده؟

‫شوهر خانم یانگ؟

‫اما اون گفت وقتی نام جین بچه بوده ‫از هم جدا شدن

‫عجیبه

‫ دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد ‫لطفا پس از شنیدن صدای بوق

‫ پیغام خود را بگذارید

‫داری چیکار میکنی؟

‫چطور جرات میکنی دخترم رو به بازی بگیری؟

‫بهت واضح و روشن گفتم که...

‫نمیخوام تو و مادرت جلوی چشمام پیداتون بشه

‫چرا قیافه ـت انقدر جدی شده؟

‫اومدی؟ زود اومدی

‫چی شده؟

‫چرا قیافه ـت جوریه که انگار ‫یه ثانیه هم نخوابیدی؟

‫نه اینجور نیستم ‫چرا هستی

‫نکنه بخاطر حرفیه که دیشب بابام زد؟

‫اگه بخاطر اونه، نگران نباش

‫خودم درستش میکنم

‫چطور میتونم نگران نباشم؟

‫همش تقصیر منه

‫منظورت چیه که همش تقصیر توئه؟

‫دقیق تر بخوایم بگیم، تقصیر ماست

‫نمیخوام بخاطر من ‫بین تو و پدرت...

‫فاصله بیفته

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫دارم میگم نباید عجله کنیم

‫نمیخوام همچین چیزی رو بشنوم

‫"نگران نباش"

‫"تا وقتی رابطه ـمون تایید بشه صبر میکنم"

‫"میتونیم تا اون موقع ‫رابطه شادمون رو حفظ کنیم"

‫"تا زمانی که بمیرم ولت نمیکنم"

‫میخوام همچین حرفایی رو ازت بشنوم

‫فکر کنم حرفم ناراحتت کرده

‫من صبر میکنم

‫من هیچوقت ولت نمیکنم

‫راستش من خیلی صبورم

‫تا زمانی که اول تو ولم نکنی ‫من ولت نمیکنم

‫پس چرا گفتی نباید عجله کنیم؟

‫منظورم این بود که جایی نمیرم

‫پس با پدرت بحث نکن و ناراحت نباش

‫مطمئنم با گذشت زمان

‫میفهمه که عشقمون واقعیه

‫منظورت این بود؟ ‫اشتباه برداشت کردم

‫آیگو. خیلی راحت از کوره در میری

‫و خیلی زود هم میخندی ‫سونگ جویِ دمدمی مزاج

‫چی؟ سونگ جویِ دمدمی مزاج؟

‫صبح بخیر

‫این چه جَویه؟

‫دقیقا، بیرون هوا سرده،

‫اما اینجا گرمه

‫کو جه سون، تو هم میخوای تنبیه انضباطی بشی؟

‫تنبیه انضباطی؟

‫مدیر آن، شما داشتین تنبیه انضباطی میشدین؟

‫آره. خیلی شدید بود

‫آره، راستی ‫متقاعد کردن هان میرا چطور پیش میره؟

‫آسون نیس، اما تا آخرش تمام تلاشمونُ میکنیم

‫من سرسخت تر از اونی ام ‫که به نظر میرسم

‫بعد از جلسه ی امروز صبح ‫میریم دیدن هان میرا

‫اگه امروز موفق نشدیم، فردا بازم سعی میکنیم

‫اگه فردا موفق نشدیم... ‫پس فردا

‫آیگو. شما دوتا عین همدیگه ـین

‫بله وکیل هو؟

‫چی؟ الان؟

‫پنجاه هزار دلار؟

‫آره. فکر کنم...

‫کو سون گیو، برادر خانومِ رئیس هان...

‫خواهرشو تشویق به این کار کرده

‫درسته. منم همینطور فکر میکنم

‫میخوای چیکار کنی؟

‫اگه اون پول بتونه به خانومِ رئیس هان...

‫حداقل یه کم آرامش بده،

‫باید بهش بدم

‫میدونستم اینو میگی

‫اما به نظر میرسه که رئیس هان ‫از این قضیه خبر نداره

‫همین منو نگران میکنه

‫نگرانی که شاید فکر کنه سعی داری ‫مسئله مرگ و زندگی رو...

‫با پول حل کنی؟

‫بله

‫اول تو این پیشنهاد رو ندادی

‫اون پول خواسته ‫پس حتی اگه سوء تفاهم پیش بیاد

‫میتونی بهش توضیح بدی که چرا ‫به خانومش پول دادی، نه؟

‫درسته

‫واقعا شرمنده ـتون شدم، وکیل هو

‫حالا که بهش فکر میکنم،

‫دیروز به نظر میومد ‫مامانم میخواد چیزی بهم بگه

‫انقدر غرق مشکلات خودم شده بودم ‫که نتونستم بفهمم چه حسی داره

‫مادرت خیلی نگران بود و فکر میکرد ‫شاید سربارته

‫من پسرشم. اون سربارم نیس

‫چرا نام جین با این دختره بوده؟

‫به هر حال بی فایده ـس

‫دقیقا مثل باباشه

‫تا وقتی اینو دارم نمیتونه بهم پشت کنه

‫ هان میرا

‫خانوم چویی، جلسه ی طراحی مرحله دوم ‫بزودی تشکیل میشه

‫باشه

‫عنوان مرحله دوم مسابقه "زیباییِ کامل یک زن" ـه

‫برای منحصر به فرد کردن هان میرا،

‫که قراره بعد از 7 سال به کار نمایشی برگرده

‫طراحی ها باید با ظرافت و قابل تحسین باشن

‫از پیش طراحی های آقای جانگ ‫و جونگ جین آه خوشم میاد

‫اما، هردوتون باید طراحی هاتونُ بهتر کنین

‫دقیقا چی رو باید بهتر کنیم؟

‫آقای جانگ، لباساتون خیلی ظریف و باوقارن ‫اما یه کم معمولی ـَن

‫مثل لباسای عادیِ خانومای مُسن به نظر میرسن

‫اوکی

‫اصلاحش میکنم تا صفات منحصر به فرد هان میرا ‫برجسته تر به نظر برسه

‫خیلی خب

‫جونگ جین آه، مشکل طراحیت پارچه ـس

‫به راحتی چروک میشه و مدل باید مواظب باشه

‫پس چطوره از پارچه ای استفاده کنیم ‫که به راحتی چروک نشه؟

‫به نظرم اگه از پلی استر میکس شده ‫استفاده کنیم خوب میشه

‫از طراحی سو یونجی هم خوشم میاد

‫طراحیش بهتر از بقیه ‫استایل هان میرا رو نشون میده

‫شیک و با کلاسه

‫قراره هان میرا بعد از 7 سال ‫برای اولین بار بره رو استیج

‫به جای یه طراحی معمولی و محبوب،

‫به یه چیز جدید و مسحور کننده نیاز نداریم؟

‫درسته، اما همونطور که تو مرحله اول دیدین،

‫اگه لباسا فروش خوبی نداشته باشن ‫بی فایده میشه

‫خیلی از مشتری ها مرجوع میکنن ‫یا درخواست ترمیم میدن

‫واقعا به همچین ریسکی نیاز داریم؟

‫پس چطوره نمونه ها رو درست کنیم...

‫و ارزیابی ـشون کنیم؟

‫باشه. همین کارو میکنیم

‫از اونجایی که یه برنامه دقیق داریم، ‫شروع به ساختن نمونه ها می کنیم

‫آه، راستی. هان میرا موافقت کرده که ‫بیاد رو استیج ـمون؟

‫آخرش مدلمون میشه. پس نگران این موضوع نباش

‫خیلی خب. بیاین جلسه رو تموم کنیم

‫خسته نباشین ‫خسته نباشین

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫کیه؟

‫منم آن نام جین

‫اونی، منم اومدم

‫نمیخوام ببینمتون، پس لطفا برین

‫اونی، واقعا میخوای اینطوری باشی؟

‫ما باید سوء تفاهم رو برطرف کنیم

‫نمیخوای دیگه هیچوقت منو ببینی؟

‫عمو بلوگا

‫سوجی ‫سوجی

‫سوجی، خاله دلفین هم اومده

‫خاله دلفین خنده داره

‫بیاین تو

‫اینم همونجوره

‫بلوگا و این

‫میتونی نگاش کنی

‫خانم هان میرا ‫من با تو هیچ حرفی ندارم

‫براتون سوء تفاهم شده ‫سوء تفاهم؟

‫تاریخ همه عکسای سوجی که ‫به رسانه ها فرستاده شده، مالِ دیروزه

‫صورتِ سوجی رو میشه خیلی واضح دید

‫میشه عکسا رو ببینم؟

‫اگه میدونستم خانم چویی شما رو فرستاده،

‫از همون اول حاضر نمیشدم ببینمتون

‫خانم چویی ما رو فرستاده؟

‫خانم چویی اینو بهم گفت

‫گفت اون شما رو فرستاده

‫اونی، ما داریم با تیم خانم چویی ‫رقابت میکنیم

‫این مسئله داخلی شرکته واسه همین ‫نمیتونم جزییات رو بهت بگم

‫اما مدیر چویی یا نام جین...

‫بعد از اینکه سه مرحله رو گذروندن...

‫رئیس هیون گانگ میشن

‫چرا باید هر کاری که اون میگه کنیم؟

‫صبر کن

‫این همون کافه ای نیس که همدیگه رو دیدیم؟

‫آره فکر کنم

‫اگه همونطور که میگین ‫من این عکسا رو از سوجی گرفته باشم

‫چطوریه که هیچ عکسی از آکواریوم نیس؟

‫عکسا در طول روز باید واضح تر باشن

‫اما...

‫تو تنها کسی هستی که میدونستی...

‫من جلوی کافه ام

‫شما و خانوم چویی...

‫کجا همدیگه رو دیدین؟

‫تو اون کافه همدیگه رو دیدیم

‫پس مشخصه

‫مطمئنم یه نفر رو استخدام کرده ‫که از سوجی عکس بگیره

‫ممکنه اینطورم باشه

‫خانم چویی چی گفت؟

‫گفت اگه مدلِ تیمش نشم...

‫به رسانه ها میگه که من و پدر سوجی

‫رابطه نامشروع داشتیم

‫واقعا؟

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left