The first 200 lines.
شهر اوبیت
شهر اوبیت
شب اول چی؟ روی قصر متروکه ماه هست؟
شب اول چی؟ روی قصر متروکه ماه هست؟
شیکی یار ماکوتو
توموئه یار ماکوتو اژدهای قدرتمند سابق
میو یار ماکوتو عنکبوت سیاه فاجعه سابق
اما اورک کوهستان
برن کوتوله اعظم
کوموئه تکهای از توموئه نسل دوم
البته که هست
تصوراتم از گرگینه
تصوراتم از گرگینه
دور دوم: تست کردن دستپخت میو
دور دوم: تست کردن دستپخت میو
لیم هیومان جاسوس توموئه
آگارس اورک کوهستان
لیدی مارمولک مه
آکینا آلکه
آکوا و اریس و موندو دیو های جنگل
سوپ گیاهی مرموز
گوشت پیکاتای هیولا
(موز تزئینی( پوشیده شده در روغن
خودت رو با شرایط وفق بده
قسمت بعد
قهرمانا چقدر خوشگلن
.هیچ کس بدشانس تر از میسومی ماکاتو نیست
اگرچه بقیهشون به دنیاهای دیگه فرستاده می شن
.ولی الههی این یکی یه شیطان واقعیه
.ماه های زیادی از وقتی که به این ایسکای اومدم گذشته
تنها با تکیه بر خانوادهی نیمه انسانم
سفرم برای پیدا کردن والدینم که زمانی .اینجا زندگی می کردن ادامه داره
برای امرار معاش به عنوان یه تاجر
.به آکادمی روتسگارد می ریم تا یه مغازه جدید باز کنیم
.راه رفتن آدمو خسته می کنه ها
و استفاده از دایره تلپورت و لو رفتن .توسط الهه هم خسته کنندهاس
.اگه محتاط نباشیم ممکنه سر از یه جنگ در بیاریم
.همش تقصیر اون الهه لعنتیه
.به روتسگارد نزدیک شدیم
.یه اتاق برای خودمون پیدا می کنم
تو چرا یه چیزی برای خوردن پیدا نمی کنی، ارباب جوان؟
.هرجا باشه خوبه
!هرجا؟
!نه، هرجا که نمی شه
می دونی اگه بذارم توی یه مسافرخونه ارزون بمونی
توموئه ساما و میو ساما که منتظرمون هستن چه فکری می کنن؟
توموئه و میو ها؟
یعنی مشکلی پیش نمیاد که شبه مکان رو .به اونا سپردم
.که اینطور
من علاقه اخیرت به آشپزی
و تمایلت برای نشون دادن مهارت هات .به ارباب جوان رو درک می کنم
.پس تصمیم گرفتی برای دوستات آشپزی کنی
حالا نظرت راجع به این صحنه وحشتناک چیه؟
.نمی دونم انتظار داری چی بگم
حق با من بود که برای غذاهای ارباب جوان .تستر استخدام کنم
تستر غذا؟
من که فقط...کاری آماده کردم؟ .اونم طبق خاطرات ارباب جوان
تو تاحالا کاری خوردی؟
.معلومه که نه. اون غذا از یه دنیای دیگهاس
از ارباب جوان پرسیدی که چطوری درست می شه؟
.نه، ناسلامتی قرار بود سورپرایز باشه
...میو ساما، این چیزای سبز
سنگ معدنیه، نه؟
.بله
.توی خاطرات ارباب جوان که خوشمزه به نظر میومد
این یه زمرد نرمه
.یک ماده معدنی کمیاب که در زمین بایر یافت می شه
مواد سبز مورد استفاده در کاری احتمالا .فلفل دلمه یا مارچوبهاس
...دسته گلدون هم
.خدای من
.گلدون ذوب شد
اونو می خوری؟
.اونطوری که انتظار داشتم نشد
ولی آخه تا این حد بده؟
...میو
خیلی از جونورای شبه مکان که شامل ارباب جوان هم می شه .مواد معدنی نمی خورن
چی؟
.بهتر یگم، نمی تونن بخورن
.همچنین نمی تونن تسلیحات یا سازه ها رو مصرف کنن
چی؟
اونا مواد آشپزی نیستن؟
.برای تو، هرچیزی توی دنیا غذاس
اصلا تا به حال آشپزی رو اصولی یاد گرفتی؟
نحوه استفاده از آتیش رو بلدم
پس این نونو برام برشته کن
.مثل اما
منظورت سوخاریه؟
.خب این یعنی سوزوندن نون روی شعله کم
.بیشتر عین یه شعلهی کم نحس بود
!ولی چرا؟
.آشپزی، ها؟ راه زیادی در پیش داری
گوشت آبی؟
این چه بافتیه؟
.بیخیال مرد. صورتت داره کج و موجه می شه
حداقل نمی شد یجور رفتار کنی که داری لذت می بری؟
.ببخشید. بافت خاصی داره، ولی مزهاش خوبه
چی؟
نگارش جادویی؟
.بنابر دلایلی، نمی تونم عادی حرف بزنم
.ها
.همش بخاطر یه الهه لعنتیه
خب حالا این از اسلایم درست شده؟
از کجا می دونی؟
.باید ماجراجوی خیلی خوبی باشی
.فکر کنم
.بهرحال اسلایما خیلی خوشمزهان
.من درخواست یه شکار به انجمن دادم
.اگه تو یه ماجراجویی، خوشحالم می شم بهم کمک کنی
،من توی انجمن ثبت نام کردم .ولی عمدتا به عنوان تاجر کار می کنم
.دارم از تسیگه به روتسگارد می رم
.چه سفر طول و درازی
.ممنون بابت غذا. بقیهاش مال خودت
!یه سکه طلا؟ هی
مطمئنی؟
.من پول خرد ندارم
این یعنی تاجر بدیم؟
صورتشو ببین
.وحشتناکه
.چه ناراحت کننده
.اون حتما یه نیمه انسانه
.امکان نداره اون انسان باشه
.شاید نفرین شده
.می دونم تصمیم گرفتم نقاب بذارم، ولی الان راحت نیستم
ولی در مقایسه با دفعه اول که یه شهر انسانی رو دیدم
.این یکی خیلی قابل تحمل تره
ها؟ چی؟
!ترسناکه
وقتی که لول یک و سطح ای بودی تونستی یه کار رنک ویژه رو تموم کنی؟
رنک ای؟
لول یک؟
.لطفا رنک و لولم رو مطرح نکنید
.نمی دونم چرا اصلا بالا نمی رن
.پس شغل شکار اسلایم یه کار رنک بیه
.توی رنک ای نمی تونم قبولش کنم
.بهت گفتم که، ماه روی قصر متروکه داره حمله می کنه
ماه روی قصر متروکه؟ .از آواش خوشم اومد
منظورش از حمله چیه؟
.من می خوایم یه جایزه بذارم
چرا هیچ کس هیچ کاری نمی کنه؟
.هیچ کس الان نمی تونه کاری کنه
.اونا یه مشت راهزن وحشین
.صدها نفر عضو دارن
.ولی چندتا روستایی برای درس عبرت سایرن کشته شدن
.ما هنوز کمبود نیرو داریم
.باید تا اواسط ماه آینده آماده بشیم
.تا اون موقع صبر کن
...ولی
.چرا؟ ما همیشه به درگاه الهه دعا می کنیم
اگه دعا کردن به الهه برای نجاتت کافی بود
.اونوقت دیگه هیچ ماجراجویی وجود نداشت
!الهه بخاطر وجود افرادی مثل شما عصبانیه
!برای همینه که اینقدر با هیومان ها بده
الهه بده؟
.فکر نکنم به اندازهی کاری که با من کرده باشه بد باشه
خانم کوچولو، گمونم برای این کارت باید .پاداش ویژهای داشته باشی
.برو کنار
.لطفا برو کنار
.می دونستم
.نباید یه سکه طلای کامل می دادم
سه مرد از رستوران تعقیب میکنن
.و چهارتاشون انجمنو ترک کردن
!اتو، بیدار شو، اتو
.دختر بیچاره. کاری می کنیم حالت بهتر شه
.نه، نکن. ولم کن
.وقتت رو با دعا کردن هدر نده
...اگه می خوای دعا کنی، به درگاه کسی دعا کن که
!اون چی بود؟
.تو توی انجمن بودی
مردی با چهره نیمه انسانی در کنار نیمه انسان ها؟
...اون صورت زشتت رو خط خطی می
.این هیومان ها خیلی نادونن
اجازه می دی اونو درمان کنی؟
تو یه نیمه انسانی؟
برای همین به ما کمک می کنی؟
.برخلاف ظاهرم، من یه هیومانم
ها؟ داری چیکار می کنی؟
.کای درمانگر
...چی؟ زخمش
.قدرتی که از تسوکویومی ساما گرفتم فوقالعادهاس
.من کوزونوهام
.من یه ماجراجوئم، ولی عمدتا به عنوان یه تاجر کار می کنم
.اوه، آم...ببخشید همچین چیز بی ادبانهای گفتم
.ممنون از کمکت
.من لانام، از روستای تاپا
.این اتوی گرگینهاس
یه گرگینه؟
این شوتا کوچولوی خزدار؟
.نه، مطمئنم گرگینه ها همه جور سایز و شکل دارن
.لطفا همینطوری باشه
چیزه؟
.اوه، ببخشید. بذار کمکت کنم
راستی، دربارهی حملهی ماه روی قصر متروکه
بله؟
حقیقت داره که نمی تونی صبر کنی تا یه گروه بیاد باهاشون بجنگه؟
اونا بارکلی سان رو شکنجه کردن
،اون قویترین مبارز روستای ماست .تا برای بقیه درس عبرت بشه
.زنش هم کشتن
.وحشتناکه
سایر اهالی روستا می گن ما باید به خواسته هاشون عمل کنیم و منابعشون رو تامین کنیم
ولی اونا تا الان به هر روستایی که حمله کردن
No comments yet. Be the first to leave one.