The first 200 lines.
به جو وون بگو...
من هم نمیخوام تو رو از دست بدم
مهم نیست اگه قضیه رو فیصله نده
قسمت 8
چرا داری اینکارو...؟
متاسفم واقعا سوپرایز شدی ، درسته؟
واقعا متاسفم
فکر میکنی قلب اون جریحه دار شده؟
دوست دارم اونم اینطوری باشه
میخوام اینقدر گریه کنه نتونه چشماشو باز کنه نتونه دوش بگیره و بخوابه
به طوری که قیافش زشت بشه
پس داری ازم استفاده میکنی؟
ممکنه اینکارو چندین بار انجام بدم
را ایم ، کمکم کن
چرا باید کمکت کنم؟
اون به طرز وحشیانه ای منو دورانداخت بعد یهویی پیداش شد و شروع به جنگیدن با من کرد
اما میخوام تا جایی که بتونم این مبارزه رو کِش بدم
بنابراین اون نمیتونه جایی بره
اون واقعا در مورد این جدیه
هی ، تو اونجا داری چیکار میکنی؟
زودباش منو بیار بیرون
خودتو مُرده فرض کن
اگه بهم کمک کنی ، منم بهت کمک میکنم
من دقیقا میدونم اون چه فکری میکنه
اون چیه؟ هدفش چیه؟
اون به پری دریایی کوچولو اشاره نکرد؟
اون یه پسر وحشتناکیه که، فکر میکنه افسانه ی پری غم انگیزه
اگه اون باهات بهم زد ، کمکت میکنم ازش انتقام بگیری
باشه
لطفا کمکم کن
راستش، هیونگِ من ماشین رو ندزدیه
چرا اون اینقدر تو کار بقیه دخالت میکنه؟
درسته؟
برو کنار
اوپا ، ضربه خوبي بود
تو خیلی خوبی
ضربه خوبي بود
منم همینطور
منو ترسوندی
چرا جواب تلفنم رو ندادی؟
مگه نشنیدی که بعد از این فیلم میرم؟
شنیدم
سفر خوبی داشته باشی
گفتم بیا با همدیگه بریم
گفتم که دلیلی ندارم که بخوام با تو بیام
این بخاطر چویی وو یونگه؟
خیلی دوسش داری؟
آره
واقعا دوسش دارم
و اونم منو خیلی دوست داره
اون اینو گفته؟
اون گفت تو رو دوست داره؟
تو اینو باور کردی؟
آره باور کردم
بر خلاف شما دختر بازا ، اون بی ریا هست
بی ریا؟
تو کُلا احمقی
واسه مردا ، خالی بستن و بی ریا بودن مثل همِ
فکر میکنی چویی وو یونگ فرق میکنه؟
میخوای بهت ثابت کنم اگه اون فقط یه دختربازِه یا بی ریا هست؟
منظورت چیه؟
چرا شما دو تا آدم بالغ اینکارو میکنید؟
ماشین اونجاس
معذرت میخوام
واقعا معذرت میخوام
بیا اینجا
امروز خودتو مُرده فرض کن
چرا داری اینکارو میکنی؟
کمکم کن
چرا باید کمک کنم؟
مگه شما دو تا تصمیم نگرفتید به همدیگه کمک کنید؟
هی
فکر میکنی داری کجا میری؟
به نظر میاد حالت بهتره که که منو اونجا زندانی کردی
فکر نمی کردی من حتی تو حال گرفتن بهتر باشم؟
بیا امروز تابوتت رو درست کنیم
من واقعا اینکارو نکردم
تو اینکارو نکردی اما با من تو ایستگاه پلیس رو در رو شدی تو حرومزاده فاسدی
تو به مُچ دست یه هالیو استار دستبند زدی چون ماشینتو واسه چند روز استفاده کرده بود؟
میخوای با طرفدارام درگیر بشی؟
اگه اینکارو ادامه بدی مجبورم از آخرین گزینه ام استفاده کنم
میخوای چیکار کنی؟
هی ، وایسا
وایسا ، وایسا ، وایسا
داری کجا میری؟ بیا با ما برو...
نزدیک تر نیا
برو گمشو
را ایم ، بگیرش
چطور میتونی اینجوری ول کنی بری؟
اين فقط اتفاقي بود
اتفاقی؟ واقعا اتفاقی بود؟
داری با لبم چیکار میکنی؟
دست بزن بهش تمیز بشه زود باش
راستشو بگو اینو از قصد انجام دادی ، نه؟
اگه نمیخوای لباس زندانی که یه هنرمند
توی 40 سال اونو دوخته بپوشی ، فقط رانندگیتو کن
همونجا وایسا
داری با لبم چیکار میکنی؟
تو ارزش لبمو پایین آوردی و توی تاریخ لکه دارش کردی
گفتم داری با لبِ من که کثیف شده ، چیکار میکنی؟
آجوشی
میدونی زمین گُلف تو ساحله درسته؟
میخوام الان برم اونجا اونجا پولتو میدم
صبر کن
تو منو نمیشناسی؟
باید برات آشنا به نظر بیام؟
آشنا به نظر میام ، نه؟
میتونی بگی من کی هستم ، درسته؟
تو کی هستی؟
این آجوشی ، واقعا که
با دقت نگاه کن
یادت میاد....یادت میاد
حالا یادت میاد...
من خیره میشم
به اونجایی که تو رفتی
من خیره میشم
هر چند تو نمیخوای برگردی
خیلی آدمای دیوونه تو دنیا هست
اگه میخوای تقلید کنی حداقل دُرست تقلید کن
آجوشی...
آجوشی
هی ، عمو
چطور میتونی وِلش کنی؟
هیونگ
میخوام برم زمین گُلفی که توی ساحله باشه؟
پس خوب نگاه کن
من خیره میشم
به اونجایی که تو رفتی...
چرا در ماشین رو محکم میزنی؟
با من حرف بزن
تو زودتر برو
میخوام برم اوپا جونم رو بیارم
قبلا به کارگردان چویی گفتم
تو واقعا دختر عجیبی هستی
چرا اون قولت رو نگه میداری؟
نکنه از چویی وو یونگ خوشت میاد؟ به عنوان یه مرد؟
من از اون به عنوان یه زن خوشم نمیاد
اینطوری شونه خالی نکن
میخوای چیکار کنی اگه ازش خوشم بیاد؟
الان داری حسودی میکنی؟
حسودی؟
اون دیوونه ست
چطور تونستی فکر کنی که من آدم احمقی ام؟
تو میخوای که حسودی کنم ، درسته؟
چرا دخترا اینطورین؟
البته که خوشحال میشم اگه یکی مثل من حسودیش میشد
چون این احساس بهت دست میده که آدمایی مثل تو تویِ کُل دنیا هست
واقعا که
تو یه کم عقل لازم داری
خیلی خب
پس بیا اینکارو کنیم
من میشم حسود پس تو هم چویی وو یونگ رو فراموش کن
اون خانواده یا عشق قدیمیت نیست، چرا پس اینقدر خودتو براش فدا میکنی؟
چون که طرفدارشم
فقط همین؟
فقط همین؟
وقتی بعد از فیلمبرداری با گاز و مُسکن درد میرفتم خونه
" بدلکار، دیپلمه
بی تربیت" وقتی که میگفتم معذرت میخوام همیشه اینو می شنیدم
وقتی می شنیدم یه دوستی که دیروز به من لبخند زده
دیگه هیچوقت نمیتونه راه بره،
و وقتی بابام فوت کرد...
تمام اون لحظه ها آهنگ اُسکا مُسکنِ دردم بود
این اولین باریه که فکر میکنم خوش شانسیه که بدنمون با هم عوض شده
چون میتونم به اُسکا کمک کنم
اين درست نيست
کاری میکنم از این که فکر میکنی خوش شانسیه که بدنمون عوض شده پشیمون بشی. فقط صبر کن و ببین
میخوای چیکار کنی؟
ممنون
از طرف مردم... من به شما درود می فرستم!
بِدرود
چطوری تو...؟
فکر کردی پیاده میام؟
تو منو تو اون وضعیت وِل کردی؟
هنوز هم به خودت میگی خانواده؟
کیم جو وون هیچ اشتباهی نکرده
من بودم که بهش گفتم که تو رو تنها بذاره
آره
اون اصرار کرد
تو؟ چرا؟
میخواستی کی باشه؟
من واقعا ازت بدم میاد
هی
فکر کردی آیدولی ؟
تو میانسالی میانسال
تو باید بالغ باشی ، نه اینکه ماشین رو بدزدی
مخصوصا اون موهات
مامان منم موهاش اینطوری نیس
این که بد نیست
شنیدم حتی با پارک چه رین عکسای خفن گرفتی
چندش آور
حرومزاده
تو بهش گفتی؟
را ایم
اون عکسا...
اگه اونا رو دیدی شاید بدونی اما...
اونا خیلی خوب شده بودن ، نه؟
فقط زاویه ش...
اوه ، چه به موقع
اون یون سوله
No comments yet. Be the first to leave one.