The first 200 lines.
.تويي که اونجايي. باز کن
دختره کجاست ؟
دختره کجاست ؟
."پليس. بخش "کي
ديدي! حالا بگو دختره کجاست ؟
! دختره نيست اينجا
.بريد کنار
شرق لندن سال 1890
پاک و بي آلايش فصل دوم، قسمت اول
! اوهوي پستفطرتها
... اي پستفطرتها. يا آرامش و يا هياهو
.انتخابش با شماست
.نذاريد بيان بيرون
گروهبان "آرترتون" مراتب .عذرخواهيش را ابراز کرده، قربان
کنجکاو بود بداند که آيا مشکلي براي !ملحق شدن به او در طبقه پايين داريم
"اگر زحمتي نيست يک باتوم بده، گروهبان "دريک
کمک کنيد
.از سر راه بريد کنار. از سر راه بريد کنار
... ريد". دوباره ؟ آخه آدم بايد چطوري اينجا"
در اين بحبوحه و غوغا کار کنه ؟
با آرامش باطني، سروان
ميخواي همينجوري بيتفاوت اونجا بايستي ؟
... دريک، ازدواج
.شايد که ضعيفت کرده باشد
.بازرس. اين دفعه سوم در اين ماه بود
.بخش "اچ" از توان افتاده، قربان
.آرترتون - .تمام احترام پليس و نشانش از بين رفته -
بايد نظمي باشد، قربان. و در نتيجه به افراد بيشتري نياز است
آرترتون - ... يا اين و يا مسلسل گاتلينگ -
آرترتون - نميدانم که کدامش کمتر خرج برميدارد -
.آرترتون. در دست اقدام است
مدتي است که اين گونه است، قربان
واقعيت امر پابرجاست که نه .بودجهاش را داريم و نه وجههاش را
.بازرس ريد - بله ؟ -
.در "چيکسند" آشوب شده
.آنجا تن مردي روي نردههاي آهني سوراخ شده
.پس بفرستش به بيمارستان. مرد - .و يا سردخانه -
... قربان. پاسبونه
.و هنوز زنده است
!پليس است! خوک صفت به دام افتاده
.جماعت را عقب بنشانيد
! آن مرد را رها کنيد
کنار برويد - عقب برويد. لعنت بر شما -
اگر از نرده جدايش کنيم، به .لحظهاي از خونريزي خواهد مرد
! پليس خوک صفتي به صلابه
موريس"؟ "موريس لينکليتر"؟"
.برو آهنگر و اره آهنبر بيار
ميشناسيش ؟- .همين حالا -
."بله. گروهبان پليس. بخش "کي
"کي"؟ چه شده که مردي از "لايمهاوس" اينجا در "وايتچپل" بر نرده افتاده ؟
.لينکليتر. محکم بچسب .بيدرنگ آزادت ميکنيم
.همين است. جکسون. مورفين بزن
.با اين بودجهها ؟ آميزهى الكل و ترياك دارم
.خدايا
.خيليخب. هوات رو داريم
.خيليخب آقا
حداقل بايد 50 سانت يا يک متر از فلز، درون پايش باقي بماند
.پس بايد دقيقا از اينجا ببري. سريع و بينقص
.دواي بيشتر. دواي بيشتري بهش بده
هر چه که داشتم رو دادم و انقدري .بود که حتي يه خرس رو از پا بندازه
.گروهبان. تو بايد با او بري
،به محض رسيدن به بيمارستان .بايد بدانند که او پليس است
شديدا از آقاي "تريوز" درخواست کن و اگر او ... تا يک ساعت ديگر در اتاق جراحي نباشد
! قيامت به پا ميکنم
.چشم قربان
.تکون نخور موريس. بيحرکت بمان
.مورفين
.تحليلش کن. يقين پيدا کن
.ديگر آن دختر ايام قديم نيست
.دست کم از اين راه سود ميبرد
پس روسپي است ؟
نشان اندکي از تقلا قبل از .آنکه از پنجره بيرون پرتاب شود
... موقعي که نرده به بدنش فرو رفته
... زخم صاف و مستقيم بود و تقريبا عمود
.از پشت تا به جلو
.مستقيم و بيعيب رد شده
.مستقيم افتاده پايين
و به گمانم که او نزديک ،به 90 کيلو وزن داشته باشد
... پس بايد فرض بر اين بگذاريم که
.توسط بيش از يک مرد پرتاب شده است
.مگر اينکه پرواز کرده باشد
... اگر يک ساعت ديگر ميگذشت، آتش ميافروختند
.و آن نرده، سيخ کبابشان ميشد و او را ميخوردند
،يک پليس به شدت تحقير شده است
و جماعت خيابان شادماني . ميکنند. بايد بزهکار را يافت
... و اين جماعت را تاديبي سنگين و محکم
.آشکار و بيوقفه بايسته است
.اينجا کنارت هستم موريس
بنت دريک ؟
تويي ؟ - .آري. خودم هستم برادر -
! پس حتما به منجلاب افتادهام - آنجا چه اتفاقي افتاده بود موريس ؟ -
از کليساي "کرايست" گذشتيم، نه ؟
.آري، گذشتيم - آن فراش کليسا را به ياد داري؟ -
فراش کليسا ؟
.آري. "اکفورد" بود
.يک هفته طول کشيد تا آن بشکه را پر کنيم
شاش را به جاي سيبآبه به او فروختيم، نه؟
.هيچکداممان مثل قديم نيستيم
،دوباره ميپرسم
تو را چه شده است برادر؟
.اين خيابانها
،رنج و عذابي که اينجاست
!در برابر آن رنجي که ميآيد، هيچ است
... از هم ميگسلد
.همچون درياي سرخ که گسيخت . همچون درياي سرخ، بني
.بيحرکت نگهش دار. بست را بگير
.بيحرکت بمان آقا
.آن مرد را ضدعفوني و آماده کنيد، جارويس - .آقاي تريوز -
.بازرس - .تشکرات بسيار -
مردي به زبردستي شما و .اين مرد شانس آورده است
.بايد ديد - .بيشتر بدهيد به حق مسيح -
.آن مورفين، اثر اندکي بر او گذاشته .يک دوز ديگر بدهيد و بعدش كلروفرم
،وقتي به اينجا ميآمديم .حرفهايش بيمعنا بود، قربان
،ولي ميگفت که چيزي در راه است
.موجي از رنج و عذاب
منظورش چه بود؟
.ديگر حرفي از آن نزد
.دستکم هيچ حرفي نزد که به عقل بخواند
.و ترسيده بود، قربان. و ترسش جدي بود
.بايد اميد داشته باشيم که زنده بماند
.هيچکس بيش از اين تريوز، قادر به نجات او نيست
... اولين عمل برداشت آپانديس در اين کشور
.همينجا و به دست او در ژوئن سال 1888 انجام شده
اين تريوز است ؟
.کارش خيلي خوب است
بازرس. آمريکايي شما بايد همين حالا .سيگار برگ هنديش را خاموش کند
.هي
.تريوز
آقاي آمريکايي ؟
روي جناغ سينهي آن مرد. کبودي است ؟
.بله
به اندازه يک مشت است. مگر نه ؟
.احتمالا
اثر ضربه ديگري روي بدنش مشاهده ميکني؟
،به غير از موارد مشهود
،شکستگي استخوان کشکک و بالاتر در اينجا
.مقداري عفونت مشاهده ميشود، علائم آبله
تزريق هاش هم به احتمال زياد .براي التيام درد زانويش بوده
حالا، ميتونم ادامه بدم؟
.آره، راحت باش
،اون اتاق هارو بررسي کردي که به تصورت کرايه نشين کي ميتونه باشه؟
.داشتم به اونجا هم ميرسيدم
،خب سوال اينجاست که ...آيا موريس که اينجاست
.با نشانش رفته بيرون يا در مجموع با چيزي ديگه
.بذار رد بشم، لعنت خدا بر تو باد
موريس، زنده اي؟
بازرس شاين، شما خودتون و ....گروهبان بارتن رو برميداريد
،و از اتاق عمل من خارج ميشيد
وگرنه من بيني ـتون رو .از صورتتون برميدارم
متوجه منظورم شديد؟
.بازرس
.بايد حرف بزنيم ادموند
اگه پرونده اي وجود داشته که اونو ...به وايتچپل آورده و اين زن
کي ميگه که نبوده؟
.در اون صورت پرونده پيش من بود، جدادايا
پرونده؟ فکر ميکني فقط بخش اچ هست که با ضرب و شتم مواجه ميشه؟
که ما توي لايمهاوس، فقط نشستيم و با چايي مون بيسکوييت ميخوريم؟
،تازه، همونطور که ميدوني
.ما اشتياق شما براي کارهاي دفتري هم نداريم، بازرس
،اين جرم، يک مامور پليس
.بايد در جستجوي رسيدن به حقيقت، سرسخت باشيم
.پس من با کمال مطلوب کمک ميکنم
...در حاليکه ذره بين و مغز متفکرت رو برميداري
،و روي هرآنچه که دراون اتاق ها هست ،به کارشون ميگيري
بايد تک تک سنگفرش ها رو از خيابون هاي .چيکسند تا پنيفيل، زيرو رو کنم
،هرجايي که اين زنيکه چيني ممکنه مخفي شده باشه
پيداش ميکنيم و حقيقت رو ...از زير زبونش ميکشيم بيرون
.تاوقتيکه دندون هاش بريزه
ميتونم باهاش حرف بزنم، تريوز؟
.نميتوني، و نبايد هم اينکارو بکني
.به احتمال زياد ميميره
،ولي شانس کمي که براي زنده موندن داره
،تنها به شرطي باقي ميمونه
.که استراحت کنه و در آرامش باشه
متوجه حرفام شديد، بازرس؟
همه ي چيزهايي که از اتاق هاي ...خيابان چيکسند نياز داشتيم
.الان به خيابان ليمان بازگشته اند
.روز خوش، آقاي ماريک
.روز شما هم خوش، بازرس
کسي تا حالا بهت نگفته که خيره شدن کار زشتيه؟
ريد مرد فيلي رو ميشناسه؟
.اون براي تو آقاي ماريکـه
در مواقع نادر، ممکنه سفر کنه .و براي مدتي شهر رو ترک کنه
،وقتي اينکارو بکنه، افراد بخش اچ .ايشون رو همراهي ميکنن
.روز خوش، قربان
.روز شما هم خوش
.آقاي ماريک
اون دوستته، ريد؟
.نميشه اينطور گفت .گرچه، تحسينشون ميکنم
،زندگيش، درد و رنجي که تحمل ميکنه
مجبوره که چيزهايي که ديگران خودشون رو .درش مخفي ميکنن رو آشکار کنه
و با اينوجود هيچوقت ايشون رو به جز داشتن .خصوصياتي همچون مودب، باملاحظه و اميدوار نديدم
.شما دوتا برگردين به خيابون ليمان و شروع کنين
تو کجا ميري؟
،اگه اون زن واقعا هرزه بوده
،يه نفر بخصوص وجود داره که .بهش اعتماد دارم در شناساييش کمکم کنه
.پس، دارم ميرم که با همسرت چايي بخورم
روزي که دختري مثل اين ،در اينجا ناديده گرفته ميشه، خب
خودم هم بايد به دنبال .به کارگيري دخترهاي ديگه اي باشم
و با اينوجود درخواست شمارو رد کرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.