The first 23 lines.
با يک راز خطرنام محاصره شدم پشت يک نقاب
از ته ته قلبم ، هيــس قلب تو رو صدا ميکنم
اينجا مثل شب تاريکه
حتي سايه هم ديده نميشه
اوه تو هميشه اينجوري هستي عشق برات يه بازيه
ميگي که بي ارزشه و مسخرش ميکني
چرا هميشه اين حرفاي بدُ ميزني؟
ميخواي که منُ ناديدم بگيري؟
ضربان قلبم شدت ميگيره هي داره سريعتر ميشه
نه مثل ضربان قلب تو وقتي که منُ ميبيني
حتي تا آخرين لحظه
نزديک و نزديک تر ميشه ديوونه کننده است
خواسته خطرناکي هستي رولت روسي
حتي تا آخرين لحظه
داره هي نزديک و نزديک تر ميشه ديوونه کننده است
خواسته خطرناکي هستي رولت وسي
اين يه راز خيره کننده ايه نميتوني ناديده اش بگيري
دکمتُ فشار ميدم همين حالا قبولش کن
اينجوري قلبت از عشق من پر ميشه
حتي وقتي داري خواب ميبيني چشمات دنبال منه
اوه بازم که داري ميگي که عشق همش يه بازيه
اينجوري بهم ميگي اما صدات ميلرزه
پشت اون چشماي بازيگوش
No comments yet. Be the first to leave one.