The first 200 lines.
تقديم به تمامي پارسي زبانان و طرفداران کاميک استريپ
خيزش عدالت ، بزرگترين رسانه اينترنتي دي سي کاميکس در ايران ، با افتخار تقديم ميکند
براي آگاهي از اخبار ، شايعات ، دريافت فيلم ها ، سريال ها و فيلمنامه هاي فيلم هاي دي سي ، به کانال تلگرامي ما مراجعه کنيد
"دارم بهت ميگم ،" ادي
اگه اين کارخونه هارو تو "سن ميگل" تاسيس کنيم
کارمون حسابي ميگيره
ترجيح ميدم به جاي پول ، تو رو داشته باشم
...تو خيلي دوري ، "اسليد" ، و من
حالت خوبه ؟
...وقتي خونه اي ، وقتي هممون کنار هميم ، من
...هيچوقت بهش فکر نميکنم ، ولي
...به محض اينکه ازمون دور ميشي ، من
"محض رضاي خدا ، "ادي قضيه "کمبوديا" مال سال ها پيشه
حتي قبل از اينکه ازدواج کرده باشيم
ما عاشق هم بوديم با هم نامزد کرده بوديم
و هردوي ما به اندازه کافي تجربه داشتيم
...که بدونيم با اينکه خيلي زخم ها خوب ميشن
چطور تونستي اينکارو باهام بکني ؟
!من بهت اعتماد کردم
آثار زخمشون هيچوقت جايي نميره
ميشه باهاش صحبت کنم ؟
ميدونم. ميدونم
"جون خودت قسم ميخورم ،" ادي از اون موقع ، بهت دروغي نگفتم
و هيچوقت هم نخواهم گفت
حرفمو باور ميکني ، مگه نه ؟
...البته که باور ميکنم ، فقط
ميشه حرف بزنم ؟
يه نفر منتظرته
موندم کي ميتونه باشه - سلام ،بابايي -
سلام ، رفيق! دندوناتو مسواک زدي ؟
آره
برام قصه بگو
کاش ميتونستم ، "جو" ، ولي براي يه قرار شام ديرم شده
فقط يه ذره
يه ذره کوچولو ، هوم ؟
...سرزمين پر بود از اژدها"
و مردم ترسيده بودن
ولي شواليه درخشان ، سوار بر اسب خودش اومد
تا از مردان و زنان سرزمين ، محافظت کنه
اون با ترسناک ترين موجوداتي که دنيا به چشم ديده بود ، جنگيد
و اين کارو ، بدون هيچ کمکي انجام داد
تمامشو به تنهايي انجام داد
و وقتي کارش تموم شد اژدهاها از بين رفته بودن
و بنابراين ، شواليه به راه خودش ادامه داد
"تا تبديل به يک افسانه بشه ، يک فرهنگ
و همين براي امشب بسه ، بچه جون
بيشتر بگو ، لطفا
بايد برم ، رفيق
بايد بخوابي
باشه
دلش برات تنگ ميشه
دل هر دومون برات تنگ ميشه
با آخرين پرواز امشب ، برميگردم
"دوستت دارم ،" ادلين ويلسون
...و منم عاشقتم
"اسليد ويلسون"
!برو زير سنگرت ، سرباز کوچولو
!به روي چشم ، فرمانده
برام قصه بگو ، مامان
ولي بابايي همين الآن برات قصه گفت - !لطفا -
به من اون نگاه هاي مظلومانه و چشماي درشتتو تحويل نده ، آقا پسر
لطفا ، مامان
اون يکي نه اون يکي فقط براي باباييه
!مثل اينکه تو جدي جدي فرمانده اين خانواده اي
شب به خير ، سرباز کوچولو
شب به خير ، مامان
نيازي نيست بترسي
اگه ميخواستم ، تا الآن مرده بودي
چي ميخواي ؟
پسرت
...اگه دنبال يه قرباني بيچاره ميگردي
!خونه رو اشتباهي اومدي
"مثل اينکه داري پير ميشي ،" ادلين
اونطوري که من شنيدم ...قبلا براي خودت کسي بودي
قبل از اينکه ازدواج و وظايف مادري نرمت کنه
تو فرمانده يگان ويژه کلاه پوشان سبز که به اسم "تيم 7" مشهور بودن بودي
به "اسليد ويلسون" تعليم دادي
کمک کردي تا تبديل به قاتلي بشه که امروز هست
قاتل ؟
!اون يه تاجره
"اوه ،" ادلين
چيزاي زيادي هست که تو نميدوني
تو کدوم خري هستي ؟
"جکل"
مولينا " تو رو فرستاده"
رئيس جمهور خوشش نمياد
که فرماندهانش ، عليه اون توطئه کنن
انقلاب رو نفرت انگيز ميدونه
پس ادامه بده ، گلومو ببر
هيچوقت از اينجا جون سالم به در نميبري
!ها! البته که ميبرم
اين چيه ؟ - "سر رئيس جمهور" مولينا -
!صورت تعجب زدشو به خاطر داشته باش
خيلي شبيه حالتيه که الآن داري
...من نميفهمم. اگه "مولينا" استخدامت کرده که منو بکشي
من يه مزدورم ، نه يه احمق
رئيس جمهور شما يه فاشيست ستمگر بود
که مردمشو به بدبختي کشيده بود
تحت رهبري اون ، "سن ميگل" رو فقر فرا گرفته بود
اينجا پر از گرسنگي و بيماري بود ، در حالي که خودش هر روز ثروتمند تر و چاق تر ميشد
"تو بهتر از اون باش ، ژنرال" سوارز
وگرنه عاقبتت اين ميشه
و ، اوه ، راستي... يه مشکل کوچولوي دستمزد من باقي مونده
که خوشحال ميشم پرداختش کنم
ميبينم که آسيب ديدي
چيزي نيست
تا حالا فکر کردي که چه اتفاقي ...براي "ادلين" و "جوزف" ميفته اگه
با يکي از اين گلوله ها بميري ؟
چند ساله که داري اينکارو ميکني ؟ هشت سال شده ؟ نه سال ؟
...شايد وقتشه که دست از مزدور بودن برداري و
"بايد هرچه زود تر منتقل بشم ،" وينترگرين
و به زودي ميشي ، دوست قديمي
هرچي پير تر ميشم ، بيشتر به قابليت خود درمانيت حسوديم ميشه
ارتش قطعا چيزي که براش پول داده بودو تحويل گرفت
و بيشتر
جواب نميده ، لعنتي
زنده ميمونه ؟
مهم نيست
بازم شکست خورديم
...اونا گفتن
گفتن زنده بودن من يه معجزه بوده
بهت گفته بودم براي اون آزمايش دارويي لعنتي داوطلب نشي
...وقتي که حتي بهت نگفتن اون دارو براي چيه ، ميدونستم
انتخاب خودم بود
ميتونستم قبول نکنم - پس چرا قبول کردي ؟ -
چون بهم نياز داشتن
و فقط تعداد کمي از افراد ، مناسب شناسه ي اونا بودن
و تو هم هميشه يه سرباز خوب بودي
شايدم زيادي خوب
چند روز ديگه ميفرستنم خونه
و منم باهات ميام
ولي وظايفت چي ميشن ؟ - من به کشورم خدمت کردم -
و خيلي هم خوب ، وظايفمو انجام دادم
...ولي تو الان به من احتياج داري و - نه -
...تو 14 ماه ديگه بايد بموني
و بايد کاري که براش استخدام شديو به اتمام برسوني
بذار سعي کنم تا يه زندگي براي خودم دست و پا کنم
...براي خودمون ، اونوقت
...اونوقت اگه هنوزم منو ميخواستي
چرا نبايد بخوام ؟
"من عاشقتم ،" اسليد
ما کلي برنامه داريم يه زندگي خوب منتظرمونه
"ارتش ، تنها زندگي ايه که من ميشناسم ،" ادي
اينکه سرباز خوبي باشم
از دستورات پيروي کنم
دشمنانو بکشم
تو بيشتر از اينايي
اميدوارم
ادي " ؟"
خداي من ، چي شده ؟
جوزف " کجاست ؟"
گفت اگه به پليس زنگ بزنم ، اونو ميکشه
کي ؟ کي اينکارو کرده ؟
گفت تو کسي هستي که اون ميخواد
کي اينکارو کرده ؟
"جکل"
جکل " کدوم خريه ؟"
!تو ميشناسيش
"بهم گفتي" از اون موقع ، دروغي بهت نگفتم
"و هيچوقت هم نخواهم گفت"
ولي همش دروغي بيش نبود ، مگه نه ؟
...نميدونم داري درباره چي حرف ميزني ، من - !بس کن -
جکل " همه چيزو بهم گفت"
ارتش فکر ميکرد آزمايش با شکست مواجه شده
فکر ميکرد دارو جواب نداده
بخاطر همين از وظيفه خلعت کردن
ولي فقط يه خرده طول کشيد ...تا اون دارو ، تو رو تبديل کنه به
چي صدات زد ؟ "دث استروک"
من يه تاجرم
منم هميشه همينطور فکر ميکردم
اسليد ويلسون " ، يه مرد خوب و صادق"
که عاشق زن و پسرشه
که هرکاري براي خانواده خودش ميکنه
!ولي تو يه مزدور کثافتي
مرگ رو به بالاترين قيمت پيشنهادي ميفروشي
و همه اينا رو ازم مخفي کردي
!اين همه سال
چرا ؟
من "جوزف" رو برميگردونم
و جنازه "جکل" هم با خودم ميارم
من بهت نيازي ندارم ما بهت نيازي نداريم
...ميتونم بدون تو هم انجامش بدم
!پام شکسته ، لعنتي
به نظر مياد چند جاش شکستگي داشته باشه
برو
وقتي اين قضيه تموم شد ، "ادي" ، باهم صحبت ميکنيم
!ديگه سعي نکن بهم دروغ بگي ، حرومزاده فريبکار
فقط "جوزف" رو برگردون خونه
و خدا به دادت برسه اگه شکست بخوري
من هيچوقت شکست نميخورم
همسرت چطوره ، "ويلسون" ؟
خودتو نشون بده
من درست همينجام
...پسرم
حالش خوبه فقط يه طعمه براي معامله بود
معامله رو قبول کن تا بهش آسيبي نرسه
من با "هايو" کار نميکنم
دفعه قبلم که ازت خواستم همينو گفتي
و به تصميمت احترام ميذارم ، ولي متاسفانه
مافوق هاي من اينطور نيستن
No comments yet. Be the first to leave one.