The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

the mentalist 112 hdtv xvid notv
A Commentary by sirvaan

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2019-04-07
Downloads: 84
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

w

ww

www

www .

www . T

www . Tv

www . TvC

www .TvCe

www . TvCen

www . TvCent

www . TvCente

www . TvCenter

www . TvCenter .

www .TvCenter . i

www .TvCenter . ir

م

مت

متر

مترج

مترجم

: مترجم

مترجم : ك

مترجم : كا

مترجم : كام

مترجم : كامي

مترجم : كاميا

مترجم : كاميار

... من نميدونم ، اما اون زنگ زد و بهم گفت که

اون واقعاً تمومش کرده

دوستي ، آشنايي باهاش نيست ؟

هر خبر ديگه‌اي که داشتيد ، ما رو در جريان بذاريد ، باشه ؟ - ممنونم -

اسم بچه کودي الکينز ، 16 سال داره

چند روز قبل گزارش گُم شدنش رو دادند

... وقتي که پليس محلي به ما زنگ زد

و بدنش رو دو خيابون دورتر توي جوبِ آب پيدا کرد ، بحث جدي شد

منتظر آزمايش دي.ان.اي هستيم . معلوم شده که آدم دزدي بوده

قتل حرفه‌اي بوده ، که باعث شده پرونده رو بِدَن به سي.بي.اي - اسم پدر و مادرش مايکل و جنيس هستند ، جفتشون سابقه‌اي ندارند -

يه پسر ديگه هم دارند که چهارده سالشه و اسمشم براد هستش

اونا يه گلفروشي دارند . چو الان باهاشونه - بياييد بريم -

فکر کنم من اين بيرون وايسم بهتره

مشکلي نيست

چي ؟

سلام رفيق - چرخ باحالي داري -

چي کار داري ميکني ؟ - ... شما پسرا بايد حسابي مشتاق باشين تا براي ديدن -

چيزي اين رو برونيد ، ها ؟ - ها ؟ -

... تو يه چرخ صورتي رو دور شهر رکاب نميزني

تا بيايي به اين مغازه ، مگه نه ؟ چي شما رو به اينجا کِشونده ؟ - هيچي -

واقعاً ؟ - بيا بريم کلايد -

کودي الکينز کجاست ؟ - من نميدونم -

! من ميدونم که شما ها ميدونيد اون کجاست

مجبور نيستيد با صداي بلند بگيد . فقط به اونجايي که هستش نگاه کنيد

اون طرف ؟ - چرا اون کار رو کردي ؟ -

ممنونم . بفرماييد اينم چرخ‌ِتون

مواظب خودتون باشيد

چو ، الکينز ها رو ميبره خونه

! من نظر خيلي خوبي دارم که الکينز کجاست

مشورت هم چيز خوبيه

چي باعث شده که فکر کني اون اينجاست ؟

بخاطر اينکه بچه‌ها لوش دادند

تازه اونا بوي درخت اوکاليپتوس ميدادند - اما اينجا پره از درخت اکاليپتوسِ -

کلاغ‌ها - خب که چي ؟ -

کلاغ ها پرنده‌هاي لاشخورند ، اونا از چيزاي مُرده خوششون مياد

يا عيسي مسيح

بچه‌ي بيچاره

معنيش چيه ؟

جادوي سياه

قرباني کردن

اما چيزي به نام جادوي سياه وجود نداره

خب ، مثلِ اينکه يه نفر باهات مخالفه

شماره‌ي اول ، ما دنبال سلاحِ قاتل ميگرديم

هرچيزي رو که پيدا کردي ، بردار و بپيچش

ممنونم ، آقايون

يه لحظه صبر کن

آخرين بار کِي کودي رو ديدي ؟

شب جمعه ، بعد از بازي

کودي براي تيم فوتبال مدرسه‌ش بازي ميکنه

اون شب تيمش خوب بازي نکرد

اما درکُل امسال ، تيم خوبي هستند

توي رده بندي ملي قرار دارند - جمعه ، آخرين بار کِي ديدينش ؟ -

وقتي که رفت بخوابه

فقط ما سه تا بوديم ، بعدش صبح زود

وقتي عصر ما برگشتيم ، کودي نبود

اون قرار بود اون روز صبح مربي‌شو ببينه

واسه يه سري تمرين بيشتر و بعدش پيداش نشد

براد

و شب جمعه حال روحي روانيش چطوري بود

اون خوب بود

خوب بود - البته يه کمي درباره‌ي بازي‌اش ناراحت بود -

اون يه سري اشتباهات رو کرده بود

مربيش حسابي حالش رو گرفته بود

کودي يه ذَرّه توي بازي عقب رفته بود

اونا با هم دعوا کردند ؟ - ميشه گفت . ولي در کُل چيز مهمي نبود -

از اين مسائل توي رختکن هست . يه ذره سرش داد کشيده بود

کودي ميخواست بهتر بازي کنه

اون چطوري مُرد ؟

يه نشانه‌هايي دور جسد بود

نشانه‌هايي از جادوي سياه و مراسم‌هاي مذهبي

... اون دوستي ، آشنايي توي حيطه‌ي

جادوي سياه و از اين جور چيزا نداشت ؟ - اوه خداي من ، کار اون بوده -

البته - اين کيه ؟ -

تامزين داو

اون با اين چيزاي جادوي سياه و اين مزخرفات ، سر و کار داره

اون ادعا ميکنه که ساحره‌س

... ميگه که قدرت‌هايي داره

و اون با کودي مشکلاتي داشت ؟

... اوه ، حدود يه هفته پيش

اون ادعا کرد که کودي گربه‌ش رو دزديده

دزديده بود ؟

البته که نه

اما اون براي گرفتن انتقامش اون رو طلسم کرد

طلسم ؟ چه نوع طلسمي ؟

... من نميدونم اون يه چيزايي گفت و

بعد گفت که طلسمش کرده - نمي‌بايستي که شما يه کم نگران ميشديد ؟ -

اون وقت‌ها ، کودي فکر ميکرد که خنده داره

منظورم اينه که اون داره اَدا در مياره ، از اين جور چيزا ؟

فکر ميکنم واسه اين بود که جدي نگرفتنيمِش

تامزين داو رو کجا ميشه پيدا کرد ؟

اوضاع داره هِي بدتر ميشه

ما داريم ميريم تا يه ساحره رو ببينيم

اوه ، مواظب باشيد - آره ، آره -

چيز بدرد بخوري پيدا کرديد ؟ - نه هيچي ، نه آلت قتاله ، نه خون زيادي -

بنظر ميرسه يه جاي ديگه کُشته شده

آزمايش‌ها نشون ميده که اون صبح شنبه مُرده

دليل مرگ ، زخم‌هايي بوده که به وسيله‌ي يه شيء سنگين ايجاد شده

به نظر لوله يا دِيلم مياد

... باشه ، من از شما دوتا ميخوام که بريد و با

مربي فوتبالِ کودي صحبت کنيد

اون و کودي شب جمعه با هم دعوا داشتند

اونا قرار بوده که صبحِ شنبه همديگه رو ببنند

گرفتم . ما ميريم دنبال مربي فوتباله - باشه -

نگاه کن ، يه بُز

بُزها يه نشونه‌ي شيطان هستند

پس ميخواسته که با اين حيووناي باغ وحش اين در رو مثلِ ورودي جهنم بکنه ؟

اينطوري به نظر ميرسه

اوه ، نگاه کنيد . يه نشونه‌ي بد ديگه

اااه

بووو - اوو ، وواه ! تو نبايد اين جور چيزا رو مسخره کني -

به نظر ميرسه که کسي خونه نيست

به نظر ميرسه که خونه‌ي خادم شيطان ، زياد امنيتش بالا نيست

من ميتونم با اين اون قفل رو تو پنج ثانيه باز کنم

ما منتظر ميمونيم - حالا نگاه نکنيد -

اما ما ميتونيم يکي از اون بچه‌ها رو برداريم و باهاشون حرف بزنيم

لعنتي - اينا همون بچه‌هايي هستند که جلوي مغازه‌ي الکينز‌ها بودند ؟ -

آره

بياييد يه کمي بيشتر زور بزنيد

اين واقعاً يه تراژدي زندگي خوب در انتظارش بود

تازه ، بچه‌ي خوبي هم بود

برو ، برو ، برو ، برو

وينسون تو يه گاو دريايي هستي ! اون کون بزرگت رو بردار ببر پايين زمين

بچه‌ي عالي بود ! ارزش‌هاي خوبي داشت . عادت‌هاي خوبي هم داشت

شما قرار بود شنبه صبح اون رو ببينيد

درسته ، سر ساعته 9 صبح

تمرين جلوگيريِ از دست دادن توپ

اون هيچوقت نيومد - شما باهاش يه بحث جدي داشتيد ، شب جمعه رو ميگم -

درسته ، کودي بازي شرم آوري رو انجام داده بود

نه گلي ، نه پاسِ گلي ! دو بار توپ رو از دست داده بود پنج بار هم تو جاي خودش نبود

و با خطا هم که يه ضربه آزاد ، توي بيست و پنج متري به حريف داد

اون گذاشت که خودش ببازه و با اين کارش باعث شد تا تيمش هم ببازه

اواخر بد بازي کرده بود . ميخواستم بيارمش روي فرم

واسه همين بود که قرار شنبه صبح رو گذاشتيم - شرم آور ! اين يه مقدار توهين آميز نيست ؟ -

من اينجا با واقعيت‌ها کار دارم

اگه ميخواييد مزخرف بشنويد . بريد به کلاس زبان انگليسيش

تيلز ! من دارم ميبينمت تيلز ! من دارم ميبينمت

کودي چي جواب داد ؟

بحثي که من با کودي داشتم ، به شماها مربوط نيست

من به فکرهاي آشغالي مَردم کاري ندارم

به شما ربطي نداره بين بازيکن و مربي چي ميگذره ؟ - آره ، به ما ربط نداره -

من شک دارم - ما به سابقه‌ي شما نگاه کرديم ، آقاي ديتر -

پنج سال پيش شما شغل مربيگري‌تون رو توي دبيرستان از دست داديد

به دليل ارتباط نامناسب فيزيکي با دانش‌آموزان - يه لحظه ، وايسا -

تو يه جوري داري ميگي انگار که من بچه‌باز يا يه همچين‌چيزي هستم

... من فقط يه چند تا

بچه رو اَدَب کردم

اون ننه باباهاي شلوار کوتاهشون قضيه رو بزرگ کردند - پس يعني مشکلي نبوده ؟ -

اين فوتباله - در حقيقت اين آزارِ فيزيکي خردسالانه -

هيچ اتهامي به من وارد نشد - ولي مجبورت کردند که استعفا بدي -

نه ، نه من خودم استعفا دادم - و قول دادي که به کلاس‌هاي خشم درماني بِري -

چهل و شش ساعت بود . که من همه‌ش رو رفتم

يه ديوونه رو از من کِشيد بيرون

هرچي ميخواييد بپرسيد

من چيزي رو براي مخفي کردن ندارم - خوبه ، ما بايد بگرديم -

توي سالن ژيمناستيک و رخنکن‌ها - هرکاري رو که لازمه بکنيد -

فرانک

فرانک ، تو بايد دورش بزني

و به بالاي زمين برسي - نه ، بهتره تکل‌زنِ سمت چپ اون کار رو بکنه -

چونکه پاهاي تيزتري داره

و مهاجم گوشه هم داره راهش رو ميگيره

آهاي ، دست درست ، زود فکر کن

من رو بزن ، من خاليم - اه ، نه -

تو ديگه چه جور مربي بچه‌اي هستي ؟

بابات شرمنده ميشه - باشه ، برو دورتر -

اوه

اووه ، خوب بود

هِي ، اين رو نگاه کن - جالبه -

بايد اين رو به دادگاه ببريم

باشه رئيس

مينلي ميگه ما ميتونيم وارد بشيم . گروه پشتيباني تو راه هستش

بياييد بريم تو

... اما تو نميتوني اين کار رو توي پنج ثانيه

فکرشم نکن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left