The first 200 lines.
این داستان بر اساس دو قتل است که در شهر معدنی ناتینگهامشایر رخ داد این شهر جایی است که نویسنده در آن بزرگ شد اهداف نمایشی، شخصیتها و رویدادها تخیلی هستند
چیکار میکنی ایان؟
ایان سنت کلر کوچولو چه لباسی پوشیده
باید خجالت بکشید. خجالت بکش- فکرشو بکن پدرت چقد بهت افتخار میکرد -
فکر کن اگر این طرف بودی چقد بهت خوش میگذشت
ما باحال نیستیم؟
بیاید شروع کنیم
گری، گری
نه گری، نه - بیاید بچهها -
خفه شید، خفه - گری
ما معدنچی هستیم، متحد هیچوقت شکست نمیخوریم
ما معدنچی هستیم، متحد هیچوقت شکست نمیخوریم
ما معدنچی هستیم، متحد هیچوقت شکست نمیخوریم
خب بچهها
ما معدنچی هستیم، متحد هیچوقت شکست نمیخوریم
ما معدنچی هستیم، متحد هیچوقت شکست نمیخوریم
پلیس مسلح، به خط بشید
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
مترجم Dark_Coffee
ولم کن. دستت رو بکش
ولش کن. ولش کن
بس کن . ولش کن
کسی که می خوایم فورا باهاش صحبت کنیم
اسکات راولیه، ۲۴ ساله
و من باور دارم که آقای راولی
یه جایی توی جنگلهای انسلی، نیواستید و هاکنال سکونت داره
فکر میکنیم اون پیادهست
و ماموران ما در حال گشتن مکان های مختلفی هستن
بر اساس بینش ما
و بر اساس شواهد چندین نفر از مردم
میخوام تاکید کنم که مردم
اگر اسکات رو دیدن نباید بهش نزدیک بشن
اون مسلح و خطرناکه
پس اگر به حوالی اون نزدیک شدید
با ۹۹۹ تماس بگیرید
و حالا میخوام از کاترین
کتی راولی دعوت کنم
که مادرخوندهی اسکاته
و میخواد با اسکات مستقیما صحبت کنه
اسکات
ازین که اینجام احساس حماقت میکنم
حماقت کلمهی مناسبی برای الان نیست
احساس پر رویی
که دارم با تو حرف میزنم
اگر داری گوش میکنی
چون میدونم من فقط مادرخوندهی توام
اما حس میکنم ما همیشه میتونستیم با هم حرف بزنیم
من و تو
هرچند حس میکنم به خاطر اتفاقی برای خانوادهی قدیمیم افتاده
و اتفاقی که برای خانوادهی جدیدم افتاده
به دو نیمه تقسیم شدم
میخوام بدونی
که بهترین کار اینه که خودت رو تسلیم کنی
و اگر این کار رو بکنی همه چیز بهتر می شه
میدونم ناراحتی و گیج شدی
می دونم اینطوری هستی
اما خواهش می کنم میشه بیای؟
به خاطر همه
ممنون کتی
از هرکس که هرگونه اطلاعاتی
که ممکنه داشته باشه و با ما تماس بگیره تشکر میکنیم
چطوری رفیق؟- خوبم رفیق -
بابا - سلام -
یه هدیه از شهر منچستر
ممنون
داغون به نظر میای
آره، یه کم ناخوش بودم یه روز مرخصی گرفتم
این ایستگاه رو از بالا دیدم
برای موسته
موس کامپیوترت
تو هنوز موس داری، نه؟
البته بخش جلویی این ساختمان رو که سبک ویکتوریایی بود
توی دههی ۱۹۶۰ خرابش کردن
تا ریل قطار رو برقی کنن
یه جورایی مایهی خجالته ولی همینه که هست
ببین، نگران اون شب نباش
دربارهی اون چیز
اون
آره
چطوره بعد بیای چاییای چیزی بخوریم با هم؟
نظرت چیه؟
باشه
باشه؟ - باشه -
بعد می بینمت
سارا
عزیزم
سارا
خدای
خدایا
کمک
خانم اسپارو
میدونی؟ توی محلهی ما
که اتفاقا محلهی تو هم هست
وقتی کسی رو به اشتباه به چیزی متهم میکنی
باید ازشون عذرخواهی کنی
خب، اگر مزاحمتی براتون ایجاد شده متاسفم
و ازتون به خاطر کمک به ما در تحقیقاتمون تشکر میکنم
دفنی
اسکات تا حالا میدون تیراندازی اومده بود؟
داری ازم بدون وکیل بازجویی میکنی؟
بازجوییت نمی کنم فقط یه سواله
اون از شماها تیراندازی یاد گرفت؟
تیرهاشو از شما خرید؟
خدایا، ذهنم کاملا خالیه
ببخشید
پس همین؟
این بچه عقلش رو از دست داده باید دستگیرش کنی
فقط همین - چطوری؟ -
اون آهنگه چی بود؟
«به نظر میاد متاسفم سختترین کلمهست»
نگران نباش پدرت چی می گه؟
چیزای خیلی زیادی هست که میتونیم به خاطرشون شما رو زندان بندازیم
تو خوبی؟- آره -
کارت خوب بود
ایان. دو دقیقه بیا. توی گروه مشاوره ایمنی لازمت دارم
امشب مسابقه جنگلی هست
وسط انجام یه کاریام
یه لحظه فقط
یه تیم از یورکشایر توی ناتینگهام ممکنه یه کم خطرناک باشه
اما تیم زمینی ما که چند بار توی سال این کار رو نمیکنه
ببخشید، چند وقتی میشه که توی مسابقهای نبودم
یعنی میگی طرفدارهای رقیب دیگه سر فارست داد نمیزنن، نه؟
همتای من توی بارنسلی میگه اونا قبول نمیکنن این کار رو انجام ندن
و اونا دارن همهی سعیشونو میکنن جلوشون رو بگیرن اما با این حال این یه رسمه
وقتی بعضی از تیمهای یورکشایر با ناتینگهامفارست بازی دارن
بیشتر وقتا طرفدارهاشون یه شعار بهمون میدن
اعتصاب شکنها - آره -
یه سری چیزها رو هم از اینترنت فهمیدیم
بعضی از طرفدارها هم میخوان امروز برن روستای گری
یه جورایی میخوان همزمان با مسابقه یه مراسم یادبود برای رفیق کشتهشدهشون
توی این طرف مرز اجرا کنن
خب
به خاطر اومدن اعضای قدیمی اتحادیه ملی کارگران معدن
و به خاطر اینکه هیجانات بالا میگیره نظرم اینه که خیلی مراقب باشیم
یعنی میتونید سطح مراقبت دهکده رو از سطح بی به سطح سی ارتقا بدید
خطر بالاتری هست
که معنیش اینه که شما باید تعداد مامورهاتون رو افزایش بدید
من افرادم رو از تعقیب قاتل منحرف نمیکنم شوخی میکنی؟
اندازهی منطقهای که باید بررسیش کنیم رو که دیدی
الان طرفدارهای بارنزلی مشکل ما هستن
چرا مامورای یورکشایر رو اینجا نیاریم؟
حق نداری نیروهای پلیس شهر مجاور رو برای کمک به بحرانی
که خیلی سال پیش توی بخش بزرگی رخ داده
بکشونی توی دهکدهی ما
پس به یه عده از افراد شما که در حال تعقیب قاتلن نیاز داریم
چه انتخاب دیگهای داریم؟
گرفتینش؟
نه، نه هنوز ممکنه یه کم طول بکشه
فقط میخواستم
ما فکر میکنیم بعضی از دوستای گری
از اتحادیه ملی کارگران معدن از شمال مرز
ممکنه یه سر به دهکدهمون بزنن
به رسم ادب و احترام ...اما من
چیه؟ فکر میکنی ممکنه زیاد احترامآمیز نباشه؟
درسته
ازم میخوای چیکارش کنم؟
..هیچی فقط
فقط میخوام مراقب باشی
درسته. باشه
خب ممنون باشه مراقبم
گوش کن
گری هیچوقت دربارهی جلساتش با وکیلش باهات حرف زده بود؟
چون ما فکر میکنیم اون احتمالا دنبال کسی میگشته
دنبال کسی میگشته؟
یه کسی که اون فکر میکرد توی دههی ۸۰ اینجا پلیس بوده، پلیس مخفی
یه نفر که با دستگیری ناعادلانهش مرتبطه
...اون گفت داره دنبال
البته من حرفش رو جدی نگرفتم
اما گفت داره دنبال یه جور جاسوس
توی دهکده میگرده، اما
من اینجوری بودم که
"چرت و پرت نگو ، مسخره"
اسم خاصی رو هم گفت؟
فکر میکنی برای همین کشته شده؟
نه
...نه، فقط
داریم هر احتمالی رو توی تحقیقاتمون بررسی میکنیم
خدایا، این چیه دیگه؟
...قربان، این
جسد رو همسرش پیدا کرده
که همسایهی پدرشه
اسمش ساراست - سارا وینسنت -
همین آخر هفته توی جشن عروسیش بودم
متاسفم قربان
نه، نه. من نمیشناختمش
اون فقط همکار زنم بود
اندرو فیشر پدر شوهرشه
چی؟ همون رانندهی قطار؟ - جسد سفت شده -
به نظر میاد احتمالا دیروز بین زمان بعداز ظهر تا عصر کشته شده
اما کالبدشکافی زمان دقیقتری رو نشون میده
این بیل آلت قتاله بوده؟
آره، اینطور فکر میکنم
با خون و مویی که بهش چسبیده مطابقت داره
به نظر میاد لبهاش با قدرت توی جمجمهش نفوذ کرده
هیچ اثر انگشتی روش نیست
اثری از ورود اجباری هست؟
نه، اصلا
پس شاید اون به قاتلا اجازه داده بیان تو
یا شایدم خودشون اومدن
ارتباطی با اسکات داره
No comments yet. Be the first to leave one.