The first 200 lines.
از امروز به بعد
تو مو زی چه هستی
باید هرچی که مربوط به اونه رو بشناسی
به عنوانِ یه بازیگر، نباید برات کار سختی باشه
"زندگی دوباره" @ قسمت ششُم @
بخواب
اصلا فکرشم نمیــکردم، جایی که کسی منو نمیشناخت تو اینقد برای من مایه بذاری
ممنونم
قبلنم گفتم
من تو رو انتخاب کردم
تو شغل منی
...یادت میاد وقتی برای"هوا یانگ" آماده شده بودی ...به من گفتی که
میــخوای اولین نقش اصلی باشی؟
اما من گفتم نقش اصلی مرد کسیه که فقط نقش اصلیِ زن عاشقش میــشه
اما دومین شخصیت اصلی کسیه که یه عالمه مخاطب و بیننده عاشقش میــشن
الان رو دستِ ژوفنگ بلند شدی و این محبوبیت به نفعت شد
درآینده، حرف منو باور می کنی.درسته؟
یون شیو،یادت باشه دیگه هرگز از کسی تشکر نکنی
هرچی امروز داری، همه رو با تلاش خودت بدست آوردی
اگه میــخوای از کسی ممنون باشی. اون فقط خودتی
ضمنا به رابطه ت هم اعتراضی ندارم
اما بی زحمت یکی با استاندارد بالا انتخاب کن
حداقل باید شبیه لین شوان باشه
...یه دخترِ زیبا و برازنده .کسی که
برا تو مناسب تره
جدول رِیتینگ سریال هُوا یانگ
تو "یون شیو"رو انتخاب کردی پس قطعا نباید ناامیدمون میــکرد
الان اونو "لیویی" جذابترین زوج هنری مون هستن
باید ازین فرصت نهایت استفاده رو ببریم تا میتونی باید این آتیش رو داغتر کنی
یه آژانس تبلیغاتی یه رقم بالا رو پیشنهاد داده که
اونو لیویی تو یه تبلیغات تشک شرکت کنن
یون شیو بازیگرِ بااستعدادیه
چیزی که الان لازمه اینه که یه کارِ قوی بگیره تا موقعیتش محکم بشه
ولی من این تبلیغ رو قبول کردم
مگه من تو این شرکت، مسئولِ بازیگرا نیستم؟
چیزایی مثل قبول تبلیغات مگه تصمیمش با من نیس؟
همینکه گذاشتم تو "هوایانگ" بازی کنن به اندازه ی کافی بهت اجازه دادم قانونُ زیرپا بذاری
اما حقیقت ثابت کرد که حق با من بوده
داری تو رویِ من وایمیستی؟
این ربطی به شان و ارزش کار نداره باید تقسیم کار انجام بشه
همه ی این سالها ،مگه روشمون همین نبود؟
دلیل پیشرفتِ شرکت، بازیگرای جدیده که بتونن برای شرکت سود بیشتری داشته باشن
میدونم پشت صحنه برای اینکه از هنرپیشه ها آیدلِ بااستعداد و خوش تیپ بسازی، خیلی زحمت کشیدی
تمام این سالها، من به خواسته های تو تن دادم
این یه تِکه تبلیغ نمیــتونه رو برنامه های باارزش تو اثر بذاره
برو در موردش فکر کن
کی از تو خواسته بود اطلاعات آژانس تبلیغاتیُ به رییس لی بدی؟
رییس لی بود که از من سوال کرد
تو مُخت معیوبه؟
الان موقعیت حساسیه نباید یون شیو با لیو یی ظاهر بشه
یون شیو به این نوع شایعات نیازی نداره
بعد از اینهمه سال،هنوز نمیدونی من چه اصولی برای ساختنِ یه بازیگرِ جدید دارم؟
من فکر کردم رییس لی از برنامه های شما خبر دارن
فکر کردی؟؟؟اینجا چیزی به نام "فکر کردم"وجود نداره آماندا،بذار بگمت
من ارشدِ تو هستم
...اگه در آینده ، بدون اجازه ی من به بهانه ی"فکر کردم"هرکاری دلت خواست کردی خودت فورا بذار و برو
رییس فنگ، من همیشه از طرفدارای شما بودم
میشه به من یه امضا بدین؟
من به آدمهای زرنگ و فهمیده اهمیت میدم یکی که بین زنها از نوع مدال طلاش باشه
هر وقت به اینجا رسیدی، بیا تا برات امضا کنم
آماندا
برا توئه
میدونم خوشت میاد از یکی از دوستام خواستم تو خریدنش کمکم کنه
ژوفنگ، ممنونم
...آماندا،میشه بهم بگی
چرا گریه می کنی؟
چیزی نیس
میدونم.همش زیر سرِ فنگ جینه
میرم سراغش
ژو فنگ
نمی خوام به خاطر من ،در حقت بی انصافی بشه
با این هدیه و اهمیتی که برام قائلی
الان دیگه خوبم
کافیه.هنرپیشه ها یه استراحتی بکنن ما هم باید یه تنظیماتی انجام بدیم
خوبه
محبوبیتت زده بالاها
یه عالمه آژانس تبلیغاتی می خوان که تو مُبلغــشون باشی
حالا چرا این یکیُ انتخاب کردی؟ اونم با من ؟تبلیغِ تشک؟
من که انتخابی نداشتم شرکت مجبورم کرد
کارگردان، این صحنه ای که گرفتیم زیادی معمولی بود
به نظر یه زن خشن میام بهتره یه کم خودمو صمیمی و خودمونی نشون بدم
ارزش امتحان کردنُ داری همه بیان، آماده بشین یه بار دیگه می گیریم
ممنون، کارگردان
سلام رییس فنگ
رییس فنگ ،شما هم اومدین بدنسازی؟ من یه تبلیغ ورزشی قبول کردم
اینه که هر روز میام تمرین می کنم
یون شیو ،یه تبلیغِ تشک داره، منم یه تبلیغ ورزشی قبول کردم
لِگسی رو شما درست کردین
من و یون شیو ناامیدتون نمی کنیم
ببینم..جدیدا عاشق کسی شدی؟
نه.اصلا.من تازه کارمو شروع کردم دیگه کجا وقتِ عاشق شدن دارم؟
کی این مزخرفاتُ پخش می کنه؟
تو دنیا هیچ دیواری نیس که بدون تَرک باشه
اگه کسی هست به من بگو
نگران نباشید رییس فنگ من دروغ نمیــگم،هیچ رابطه ی عاشقانه ی مخفیانه ای ندارم
سخت تلاش کن
این قانونِ اول بازیگریه
...از توجهــتون ممنونم رییس فنگ
برای من، صداقت از همه چی مهمتره
یه هدیه برای تو
چطوره؟ با این تشک میتونی امشب یه خواب راحت بری.نه؟
میرم یه نوشیدنی بزنم
همه ی این شایعات بیخوده واقعا هوایانگِ 2 تو راهه
تازه هنرپیشه های اصلی رو هم برای ایفای نقش تو سریِ جدید می خوان
شما دو تا آمادگیشُ دارین؟
لیویی که تو سریال مُرد پس نقش اصلیِ زن کیه؟
شرکت داره تلاش می کنه که لیویی رو بگیره
میخوان نقش اصلی رو به عنوان خواهر کوچکترِ لیو یی بهش بدن
...همینطور که یون شیو گیج و سرگردونه
یه برخورد عاشقانه با خواهر کوچیکِ لیو یی داره
من می خوام اول فیلمنامه رو ببینم
هنوز فیلمنامه رو به من ندادن.اما در حال تکمیله
مدیر لی گفت همینکه فیلمنامه به قسمت 8 رسید فیلمبرداریُ شروع می کنیم
فقط با 8 قسمت فیلمبرداری شروع میشه؟
اینجوری شاید شور و هیجان ایجاد کنه، اما نمی تونه چیز باکیفیتی باشه
تصمیم این کارها با شرکته
بازیگرها فقط باید اطاعت کنن
فهمیدم
نیست فکر میکنه الان معروف شده،دیگه نمی خواد نقش دوم باشه
داره شکایت می کنه که کیفیت کار خوب نمیشه ...فقط می خواد توجهِ فنگ جینگ رو بدست بیاره
که بتونه نقش اول رو بگیره
منظورت اینه که نمی خوای تو ادامه ی "هوایانگ" بازی کنی؟
به این خاطر که فکر می کنی معروف شدی و نمی خوای دیگه نقش دوم باشی؟
نه اصلا- پس چرا؟-
یادمه اولین بار که بازی در هوایانگ رو قبول کردم
به من گفتی، یه بازیگر نباید فقط نقشش براش مهم باشه
باید به کیفیت فیلم هم اهمیت بده
اینه که ترجیح میدم با یه تیم مسئولیت پذیر
تو یه فیلم باکیفیت بازی کنم حتا شده یه نقش کوچیک
برای هوایانگ؛ دیگه ماموریتم تموم شده
امیدوارم که از کاراکترهای دیگه با تجربه های متفاوت استفاده کنی
و نخوای که روح و روانمُ برای این کار بی ارزش از دست بدم
چرا داری می خندی؟
یعنی تا اینجا رشد کردی که دیگه لازم نیس نگرانت باشم
نباید خوشحال باشم؟
ازینکه درکم می کنی ممنونم
اینجا یه نقش ـه که میتونی بگیریش تا چند روز دیگه ازت تست می گیرم.خوب آماده شو
پس، هوایانگ چی؟
خودم حواسم به اون هست
از کجا همیشه اینقد مطمئنی؟
داری تواناییِ منو زیرسوال میبری؟
من فقط نگرانتم
چیزی که الان باید روش تمرکز کنی، اون فیلمنامه ایه که تو دستته
و نقشی که قراره بگیری..نه من
بله،رییس فنگ
کلِ رستورانُ رزرو کردی؟
نمیخوام وقتی با همیم بقیه مزاحممون بشن
راستی، شنیدم که یون شیو ،بازی در ادامه ی هوایانگ رو،رد کرده درسته؟
پس حالا که نمیــخواد بازی کنه، شاید که باید گروهمونُ منحل کنیم
وگرنه باید به در کارهای دیگه به اون ملحق بشم نظر تو چیه؟
شاید این بهتر باشه
من همه چیزو ردیف می کنم
نگران نباش.منم نقشه های خودمو دارم
به خاطر کارایی که برام کردی ،ممنونم
عزیزم، بیا امشب در مورد کار صحبت نکنیم فقط در مورد خودمون حرف بزنیم
برای دنباله ی هوایانگ، هیچ کدوم از هنرپیشه های اصلی نمی تونن سرخود رفتار کنن
به عنوانِ بازیگر شرکتمون، یون شیو بهانه ای نداره که این نقش رو رد کنه
یون شیو، شبیه بقیه ی بازیگرا نیس
نباید استعدادش با یه فیلمنامه ی بد به فنا بره
مگه پیشرفت یه بازیگر میتونه از پیشرفتِ شرکتش جدا باشه؟
الان که شرکت به اونا نیاز داره باید بدون هیچ چون و چرایی همکاری کنن
یه نقطه ی کلیدی برای عرضه ی اولیه ی سهامه ESE باید امسال بتونیم به بازار بورس سهامِ آمریکا نزدیک بشیم
الان تو چه دوره ای هستیم؟میــفهمی تو؟ دنیای ارتباطاته.دنیایی که بین سرگرمی و جذب سرمایه رابطه ی مستقیمه
ما باید ازین ارتباطات برای افزایش سودمون نهایت استفاده رو ببریم
یعنی تو دنبالِ جذب سرمایه و افزایشِ سودی؟ در حالیکه میتونیم برنامه های بهتری داشته باشیم
اینحوری پول بدست آوردن که موفقیتی به دنبال نداره
به خصوص تو این موقعیت فکر پول در آوردن فقط باعث میشه بدون برنامه و با عجله کار کنیم
من دیگه نمیخوام بیشتر از این با تو بحث کنم نتیجه برام مهمه
ادامه ی هوایانگُ میخوام.همین و بس
باشه.منم گوش دادم
من میدونم تو نگران چی هستی
نگرانی که فیلمنامه... به اندازه ی کافی خوب نباشه
بذار اونا این نقش رو بازی کنن.بذار بازم اونا فعال بشن
اینه طرز فکرت؟
تو که میدونی.شرکت دو ماهه وقت برا این مورد گذاشته
خیلی از شرکتها جرات می کنن و فیلمبرداریِ فیلمنامه ای که فقط برای یک ماه نوشته شده رو شروع می کنن. تازه خیلی هم خوب به یه شبکه ی معتبر می فروشندش
اینه که الان وقتش نیس با پول در آوردن دشمنی کنیم
ببخشید، ولی من هنوزم نمی تونم موافقت کنم
..فنگ جینگ! تو
رییس فنگ
تو واقعا تنبلی ها
وقتی میای بیرون باید این تیپی باشی؟
مثلا الان یه بازیگر مشهوری چرا وقتی میای بیرون بیشتر به خودت نمیرسی؟
تازه ماسکتُ هم نزدی
یعنی هرچی به تو می گم، باد هواست؟
عجله داشتم زود بیام ببینمت اینه که وقت نداشتم لباس عوض کنم
یعنی یکی نیس که من نخوام نگرانش باشم؟
چی شده؟
به این خاطره...که بازی در دنباله ی هوایانگُ رد کردم؟
راستش، من می تونم بازی کنم
به خاطر من با مدیر لی در نیُفت
این موضوع به این سادگیا نیس
اون همیشه از هر تصمیمی که من میگرفتم، حمایت میــکرد
حتا دلیلشُ از من نمی پرسید
اما الان بین من و اون
با اینکه چیزی عوض نشده، اما انگارهمه چی تغییر کرده
بین ما یه چیزِ مهم از بین رفته
اونم اعتماده
الان اصلا نمیــتونم درکش کنم
آدمها همینطورن
No comments yet. Be the first to leave one.