慎重勇者~この勇者が俺TUEEEくせに慎重すぎる~
The first 200 lines.
الان چی گفتی؟
گفتم که این دختر، اِلولو .قراره تبدیل بشه به ایگزاشیونه
این یعنی چی!؟ مگه ایگزاشیون یه سلاح نیست؟
البته! قویترین شمشیر مقدسی ـه که میتونه .ارباب شیاطین رو نابود کنه
طبق افسانهها فقط وقتی که ...یه دختر با خون اژدها و ظاهر انسان
زندگیش رو پیشکش کنه .اون خودش رو نشون میده
...ولی این دلیل نمیشه که اِلولو بخواد
نیروهای ارباب شیاطین .تاالان 70% دنیا رو تسخیر کردن
اینقدر!؟
.هیولاها مردم رو میبلعن
.شیاطین اهریمنی شهرها رو به آتش میکشن
و غولها، قلعهها رو .یکی پس دیگری در هم میکوبن
.تقریباً همۀ پادشاهیها نابود شدن
.فقط چندتایی شهر و روستای کوچیک باقی موندن
.تنها قلعۀ باقی مونده، قلعۀ "رُزگارد" ـه
حتی اگه شهر و روستایی سالم مونده باشه .همش از روی شانس و اقبالشونه
از اونجایی که دائم ...به سرزمین الهی میریم و برمیگردیم
.هنوز تصویر کاملی از این دنیا ندیدیم
.دیر یا زود تمام دنیا رو تسخیر میکنن
...غیر از شکست دادن ارباب شیاطین
.راه دیگهای برای نجات گیابرند وجود نداره
.اِلولو، من به تو حسودیم میشه
.تو قدرتی هستی که میتونه دنیا رو نجات بده
شمشیر مقدسی هستی که میتونه .ارباب شیاطین رو نابود کنه
!تو افتخار ما نژاد اژدهایانی
...ممنون از لطفتون
.امشب مراسم شمشیر مقدس رو اجرا میکنیم
به عنوان آخرین خداحافظی .تا امشب میتونی با دوستانت باشی
واقعاً از این بایت مطمئنی؟
مطمئن؟ منظورت چیه؟
درسته که به خاطر نجات دنیاست .ولی میمیری و تبدیل میشی به شمشیر
،خب این وظیفۀ منه .پس کاریش نمیشه کرد
.اون گفت که افتخار بزرگیه
...شاید اینطور باشه ولی
من همیشه دوست داشتم .برای بقیه مفید باشم
خب الان خوشحالم که میتونم .به این خواسته برسم
...اِلولو
ریستا، تو هم به خاطر نجات دنیا به اینجا اومدی، درسته؟
اینجوری میتونم برای تو مفید باشم، مگه نه؟
...آ... آره
شنیدن حرفای لیوایه ...بازم بهم یادآوری کرد
شکست دادن ارباب شیاطین ...و نجات این دنیا وظیفۀ منه، ولی
...میگم، سِیا
!...اِه
.پسر جون، اینا دانههای سرعت هستن
!توی شهر آدما از اینا نمیفروشن، ها
.خوردن هر دونه 10 دقیقه سرعتت رو زیاد میکنه
راست میگی؟
!اگه دروغ گفته باشی، نمیبخشمت !ازت شکایت میکنم، ها
!هوی، سِیا
!الان که وقت اینکارا نیست !یکم هم به فکر الولو چان باش
کاری که باید انجام بده .از قبل مشخص شده
.پس دیگه لازم نیست من چیزی بگم
...راست میگی
!درسته، همینطوره که سِیا کون میگه
!اِلولو
.چی شده؟ تعارف نکنید
اهالی روستا با جون و دل .این مهمانی رو ترتیب دادن
...و... ولی اِلولو هنوز
.اِلولو ساما درحال پوشیدن لباس هستن .به زودی ایشون هم میان
...ولی
!هی! هی
.شیرینی درست کردیم، یکی بردار
.آه... ممنون
!اونی چان، تو هم یکی بردار .برای درست کردنش خیلی تلاش کردم
.یکی بخور
.وقتشه
.خیلی خب، دیگه زمانش رسیده
!مراسم شمشیر مقدس رو شروع میکنیم
...در پرتگاه اژدها
دایرۀ جادویی وجود داره .که اولین امپراتور اژدهاها اون رو ساخته
،با پریدن درون اون ...گوشت و خون فرد جذب میشه
!و تبدیل میشه به شمشیر مقدس اگزاشیون
و اینگونه شمشیر مقدسی که !ارباب شیاطین رو نابود میکنه، متولد میشه
...اِلولو چان
!صـ... صبر کن... وایسا
...بای بای ماش، ریستا
.و همینطور تو، سِیا کون
...وقتی شمشیر شدم
.هر چند وقت یه بار صیقلم بدید که زنگ نزنم
،خیلی خب، اِلولو !همین الان از پرتگاه اژدها بپر پایین
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
اینکار درسته؟
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
...ماش
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
!با اینکه برای نجات دنیاست ولی این کار اشتباهه
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
!برید کنار
!ولم کنید! هوی
...ماش
!ولم کنید! هوی
...من
اوه؟ الان دچار تردید شدی؟ !یکی کمکش کنه
!صبر کنید! این کارتون آدم کشیه
!این یه اتفاق فرخنده است - !بندازینش توی پرتگاه -
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
!کاملاً عقلشون رو از دست دادن
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
!اِلولو! اِلولو
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
!ایگزاشیون! ایگزاشیون! ایگزاشیون
خیلی خب، به اون کمک کنید !تا وظیفه ـش رو انجام بده
چیکار میکنی؟
سِیا کون! چرا؟
...گفتم لازم نیست من چیزی بگم
یعنی تا خودم برات توضیح ندم، تو نمیفهمی؟
!تو باربر منی
.اگه شمشیر بشی که دیگه نمیتونی بار ببری
.من گفتم این دوتا باربرهای من هستن
.این تصمیمم تغییری نکرده
ولی اگه اِلولو چان ...به ایگزاشیون تبدیل نشه این دنیا
...من که شک دارم
حتی شک دارم که این شمشیر .میتونه ارباب شیاطین رو شکست بده یا نه
چطور جرأت میکنی؟ !این چیزی که اولین امپراتور اژدهاها گفته
!واقعاً متعجبم کردی !اینکه اصلاً نشد دلیل منطقی
!اینا فقط مزخرفات یه ننه مارمولکه
ننه مارمولک!؟
چی شده؟ به چی میخندی؟
...نکنه شما هم مثل قهرمان
قصد ندارید ارباب شیاطین رو شکست و دنیا رو نجات بدید؟
!نه
!ما هرطور شده این دنیا رو نجات میدیم
ولی حاضر نیستیم به خاطرش !دوستمون رو فدا کنیم
...ما دنبال راه دیگهای غیر از ایگزاشیون میگردیم
!و ارباب شیاطین رو شکست میدیم
واقعاً که... نه قهرمان مثل قهرمانهاست !و نه الهه مثل الههها
.انگار این دنیا براشون هیچ اهمیتی نداره
!رفتارتون خیلی خودخواهانه ـست
!مزخرف نگو
!این تویی که خودخواهی
...اِلولو، الان میام نجاتت
!ماش
چت شد!؟
ها!؟
.من خیلی محتاطم
.حدس میزدم این اتفاق بیوفته
برای همین توی غذاتون !داروی فلج کننده ریختم
توی شیرینیهایی هم که ما پختیم !از این داروها بود
!با جادو یا پادزهر نمیتونید اثر دارو رو خنثی کنید
،حتی تو که یه الههای !تا یه مدت نمیتونی حرکت کنی
!دیگه هیچکی از ما نمیتونه حرکت کنه
.پس مراسم شمشیر مقدس رو ادامه میدیم
!یالا، یکی بره اِلولو رو از پرتگاه بندازه پایین
!اِلولو چان
!گندش بزنن! لعنتی! لعنتی! لعنتی
!...ها
چطور ممکنه!؟
دارو روی تو اثر نکرده!؟
.اثر کنه؟ من که اصلاً چیزی نخورم
!دروغگو! خودم دیدم که خوردی
فقط وانمود کردم که خوردم .بعد یواشکی استفراغش کردم
درسته بچهاید ...ولی غذایی که مارمولکها پختن
.اونقدر چندشه که عمراً بخورمش
!بدجنس
کدوم از ما بدجنسه، فسقلیها خبیث؟
.همونطور که انتظار داشتم مسموم بودن ...درضمن
من فقط غذایی که .اون دختره درست کنه رو میخورم
.آه... شُل کردم
البته قبلش هم شُل بودم !ولی به عنوان یه همسر احساس خوشبختی میکنم
،نه، ولی من که زنش نیستم ...یعنی فعلاً نیستم
!سِیا، امشب خیلی خفن شدی
...از دست شماها
.حالا که اینطوره پس چارهای نیست
نمیخواستم با شما که قراره .شمشیر مقدس رو حمل کنید، خشن رفتار کنم
.ولی انگار لازمه کمی خشونت به خرج بدم
!اوه! جرأت داری بیا
خیلی خب، ولی به نفعته که !من رو دست کم نگیری
...نشونت میدم
...فن مخصوص اژدهایان منتخب قبیله
!دگرگونی خدای اژدهایان
لیوایه
لیوایه
!ـش خیلی زیادهHP !اِه ...از اون مهمتر
!ـش خیلی زیادهHP !اِه ...از اون مهمتر
.فلسهای اژدها از هر فلزی سختـتره
با یه شمشیر معمولی .حتی نمیتونی روی من یه خش بندازی
مطمئنم فکرشم نمیکردی .یه روزی باید با اژدها بجنگی
!هوی، ماش
چیزی که بهت دادم رو گذاشتی تو کیف؟
!بله
...اون شمشیر
اژدها کُش!؟ از کجا همچین چیزی گیر آوردی!؟
...از همون لحظه که قرار شد به آشیانۀ اژدها بریم
.احتمال میدادم قراره با اژدها مبارزه کنم
هه هه! سِیا همیشه و همه جا !کاملاً آماده ـست
!ای ول استاد ولی اون سلاح رو از کجا گیر آوردی؟
.معلومه، خودم ساختمش
...مواد تشکیل دهنده ـش، شمشیر پلاتینی
یه تار موی ماش و اِلولو .که از نژاد اژدهاها هستن
.و آخرشم با 100 تار موهای ریستا تکمیلش کردم
ها!؟
وایسا ببینم، زیادی از موهام نریختی توش؟
اصلاً بگو ببینم از کجا این همه مو گیر آوردی!؟
وقتی خواب بودی .یواشکی از سرت کندمشون
چی!؟
وایسا ببینم! ها!؟ وقتی خواب بودم یواشکی کندیشون!؟
...د... درسته !فعلاً این مبارزه مهمتره
!باشه! متوجه شدم !فعلاً روی مبارزه تمرکز کن
...ولی... ولی میدونی ...مطمئن باش بعداً
No comments yet. Be the first to leave one.