The first 200 lines.
چیه؟
زود بیدار شدم
به خاطر بازآرایی نیست که هیجان زده ای؟
می دونی که من از اونایی نیستم که دیوونه کار باشم
امروز منو بگیر
تو که خودت یه خونه فوق العاده داری دیگه چرا مزاحم من می شی؟
می خواستم برم برا ورزش صبحگاهی اما به فکر تو افتادم و نظرم عوض شد
باید این چیزا زو برا تو توضیح بدم؟
.مسئله این نیست یه چیزیت شده؟
...لی جی ئی
نمی شه یه کم ارتقاش بدی؟ حتی اگه شده به یه کارمند موقت؟
اگه کارمند تمام وقت بشه که دیگه چه بهتر- بهت گفتم تمومش کن-
همه جا همین طوره. برا امنیت
خطرناکه یه دختر تنهایی تو یه خونه بالا پشت بوم زندگی کنه
چه برا امنیت باشه چه برا هر چیز دیگه، بش هدیه بده به جا این که زندگیتو نابود کنی
حق من تو استخدام و اخراج کارمندا بیشتره مگه نه؟
امور کارمندای موقت و پاره وقت .به خدمات شرکتها ربط داره تو می فهمی داری چی می گی؟
...با این که با هم دوستیم
باید به هم احترام بذاریم
جامعه مرفه 4 قسمت
!هی، مدیر چوئی
شنیدم یکی از کارمندات دردسر درست کرده
چه دلیلی داره تو خودتو درگیر همچین چیزایی بکنی؟ باید اینا رو بسپاری به مدیرا
نگران من نباش
.بذار منم رئیسُ ببینم همه موفقیتها رو برا من خودت بر ندار
بالاخره باید حامی داشته باشی تا بتونی پیشرفت کنی
آدم با هیچ کی به اندازه همکاراش راحت نیست
اما هیچ کس هم به اندازه همکارا خطرناک نیستن
.معاون سونگ، بذار هر کی به کار خودش برسه به مزخرفات فکر نکن
می دونی مردم پشت سرت چی می گن؟
من هر کاری که بکنم بازم کسایی هستن که پشت سرم حرف بزنن
بعضی از آدما تا روزی که بمیرن پشت بقیه حرف می زنن
خیال کردی تا ابد موفق می مونی؟ یه شکارچی بالاخره خودش هم شکار می شه
اگه شکارچی شکار هم بشه از شکار کردن لذت می برده
خوبه که اوقاتی داشته که ازش لذت می برده
بذار امروز به کارمون برسیم
عوضی
امروز دو تا نهار برا من آماده کن
.یه غذای خوشمزه و اعیونی اما ساده به نظر بیاد
تقاضای دشواریه. باشه. فهمیدم
ممنونم
می دونی که من فردا می خوام برم تعطیلات؟- می دونم. من هم امروز مرخصی می گیرم-
واقعاً می خوای با خودت ببریش؟
کار امروزمون چیه؟
سلام
چیه؟ چیه؟ چیه؟
.خوب می دونی چه طور زندگی کنیا بهترین کسُ انتخاب کردی
ممنونم
یعنی چه؟ فکر کرد دارم ازش تعریف می کنم؟
داشتم بش تیکه می نداختم
کجا بودی؟
.دفتر چوئی جون کی یکی بسته غذا مثه مال تو بش دادم
چقدر غذا خوردم؟
همیشه به خودم می گم برا کس دیگه نهار می پیچم حواسم باشه
اما بازم همون وضعه
ناراحت شدم- چرا؟-
برا من و اون یه جور غذا پیچیدی؟ باید برا من بهتر می ذاشتی
می خواستم بش بگم- چی؟-
.می خوام از فردا دو هفته برم مرخصی اگه امروز بش نگم، می ره تا دو هفته دیگه
رفتارت عالیه. تا حالا تو همچین موقعیتی بودی؟
من خوب می دونم چه طور انتخاب کنم و جلو برم
همه چیزو در نظر می گیرم تا یه چیزی رو انتخاب کنم
انتخاب کردن و پیش رفتن خوبه
اما اگه قبولت نکرد می خوای چی کار کنی؟ نمی خوای بیشتر درباره ـش تحقیق کنی؟
خوب، اشکال نداره اگه قبولم نکنه
این قدر شده قبولم نکنن که دیگه برام عادی شده
منم زیاد شده ردم کنن. می فهمم
وقتی آدم رد می شه خیلی ناراحت می شه
من خودمُ نمی باختم اما اگه اون قبولم نکنه چی کار کنم؟
برا برنامه جدید آماده شین- بله قربان-
ببینین آشپز ریموند کیم چی کار می کنه- بله-
این چیه؟
لطف شما همیشه شامل حال همه می شه اما برا من اولین بار بود. ممنونم
به چی نگاه می کنی؟
آشپزی آتشی یک روزه آشپز ریموند کیم غذای سئولی: سوپ برنج کیمچی پدر برا این که سیرُ آماده کنین باید خوب لهش کنین
اوه
درش که آوردین، کار شروع می شه
تو ظرفتون بازم تیکه های گوشت هست
به خصوص وقتی می خواین از ماهی کولی استفاده کنین
باید بذاریدش تو آب 70 درجه
.حدوداً ده تاشو باید سعی کنین بیشتر مواد اولیه ـتونو قبل از این که پختنُ شروع کنین، خورد کنین
این به شما کمک می کنه که بتونین بدون معطلی پختنُ انجام بدین
همه جور کیمچی ای خوبه اما هر چی کهنه تر باشه بهتره
خوش مزه تر می شه
راستش، وقتی بچه بودم پدرم بعد از این که اونا رو می شست می دادش به من
فرق بین برنج سرخ شده و برنج حلیم اینه که حلیم بافتش آبکی ترـه. پس خیلی نپزینش
تموم شد- خیلی خوب شد-
بهتره از روغن کنجد استفاده کنین اما روغن پریلا هم خوبه
کافیه فقط یه قطره روغن پریلا اضافه کنین و مخلوط کنین
.من مخصوصاً فلفلیش کردم می دونم که مسن تر ها غذای فلفلی بیشتر دوست دارن
خوب تموم شد
یه کم بچشین
سلام- بله-
لی جی ئی
صدات کردم ببینم برنامه ـت برا آینده چیه
.اول می خوام یه کارمند قراردادی بشم گفتن اگه خوب کار کنم بعد از شش ماه کارمند قراردادی می شم
فهمیدم. می خوای یه کاری کنم زودتر به اونجا برسی؟
چرا؟- یکی ازم خواسته-
اما فکر کردم نظر خودت از خواسته اون مهمتره
من با تلاش خودم می تونم یه کارمند موقتی بشم
پس براش تلاش کن. این فکر درستیه
چشم، ممنون که نگران من بودین
هی، تو شماره موبایل اون رئیس بد اخلاقُ داری آره؟
آره، دارم- بده ـش به من-
درباره من چی فکر کرده؟
رو پشت بوم؟ واسه چی گفتی بیام تو همچین جایی؟
می خوای چقدر منو ببری بالا؟
چرا باید ببرمت بالا؟- گفتم موقعیت منو تا کجا می تونی ارتقا بدی؟
...می دونی، من از اون آدمایی هستم
که اگه بخوام یه کاری بکنم و یکی بم بگه اون کارو بکنم، دیگه اون کارو نمی کنم
حالا که داری می گی، یه کم پول به من قرض بده
منظورت چیه که به من پول قرض بده؟
حالا که خوشت نمیاد درخواست مردمُ انجام بدی یه کم پول به من قرض بده
تو باید بری دوباره کره ای بخونی؟ اصاً می فهمی چی داری می گی؟
داره از من بدت میاد آره؟
نمی دونم تأثیر داره یا نه اما دارم این کارو می کنم که دیگه از من خوشت نیاد
من... فکر نمی کنم هیچی تو زندگی مفت باشه
سر جای اول- پس چرا این کارو کردی؟-
وقتی معاون چوئی سمت کارمند موقتی رو جلوی چشم می چرخوند، می خواستم بگیرمش
من یاد گرفتم که هیچی تو دنیا مفتی نیست اما می خواستم اونو بگیرم
تو می تونی همچین چیزایی رو بگیری
می خوای مسئولیت همه خواسته های منو به عهده بگیری؟- این طوری نکن، آدم می ترسه-
تو بدون خوردن الکل هم می تونی آدم ترسناکی باشی آره؟
من با کسی که مطمئنم می خواد رابطه َـشو با من به هم بزنه، قرار نمی ذارم
مگه من گفتم با من قرار بذار؟- دلت که می خواد-
دلم نمیخواد
نمی خوای قرار بذاری؟ چرا؟
چون به قرار گذاشتن و ازدواج نمی خورم
چون داشتی اون طوری زندگی می کردی خواستم کمکت کنم
اگه کس دیگه ای هم بود همین کارو می کردم
...کمکی رو که می خوای نثار کسی بکنی
بذار وقتی نچسب و پیر و مریض شدی بکن
چرا؟
چون دل منو می لرزونه
.به هر حال، ممنونم که نگرانم بودین دیگه می رم
هی، اون داره احساسات منو تحریک می کنه؟
بله، مدارکی رو که که فرستادین به دستم رسید
تا ماه آینده، به همکاری با فروشگاه شما فکر می کنم
برا جزئیا بیشتر باهتون تماس می گیرم بله، ممنون
شرمنده ـم که مزاحمتون می شم می خواستم بدونم از نهارتون لذت بردین؟
ببخشید که دارم دیر جواب می دم. خوب بود
وقتی کارتون تموم شد می شه یه کم به من وقت بدین
خیلی کوتاهه
زمان و مکانش رو بگین
معاون چوئی، خط 3
او
بله، چوئی جو کی هستم
...موسسه خیریه وون جونگ
با این امید آغاز به کار کرد که شرکت ته جین مورد علاقه عموم قرار گیرد
بازار موسسه خیریه جوون جونگ که توسط همسر رئیس گروه ته جین اداره می شود
به آرامی و بدون در نظر گرفتن رسوایی سرمایه گزاری مخفیانه گروه ته جین برگزار شده است
به دلیل رسوایی سرمایه گزاری مخفیانه اخیر به نظر می رسد سمت معاون جانگ گیونگ جون
اهمیت بیشتری پیدا کرده است
!خانوم
بله
به من بگو خانوم جوان
بله؟
نشنیدی چی گفتم. بم بگو خانوم جوان
چرا خانوم جوان؟
.اون دلش می خواد بگه من خیلی پولدارم .چون این روزا پولدارا قدرت هم دارن اما من با کلاسم
بله
بگو دیگه
کم کم می گم
بیا بریم بیرون
.می خوام نشونت بدم من چه جور آدمی هستم اون وقت راحت تر صدام می کنی خانم جوان
خوش اومدین
مدلای جدید برامون اومده- می خواستیم بهتون زنگ بزنیم واقعاً؟-
خواهرتون هستن؟
نه، فقط یه پیرزنه. خانوم برو یه چیزی بپسند من برات می خرم
نه، نیازی نیست- لطفاً به خانوم کمک کنین-
از این طرف بفرمایین
از این مدل خوشتون میاد؟
من همچین چیزایی لازم ندارم اما اینو خریدم چون سبک و به درد بخوره
پس شما چیزی دوست دارین که استفاده کاربردی داشته باشه
این چه طوره؟
قیمتش چقدرـه؟- وقتی تعارفتون می کنه قبولش کنین-
این فروتنی شماست که اجازه بدین مردم با پولشون به شما تکبر کنن
با این حال، چقدرـه؟- 2700 دلار-
با یه کم تخفیف
مدلهای تک هم دارین که تازه اومده باشه؟ من خوشم میاد تک باشم
بله داریم. دوست دارین نشونتون بدم؟
.همین طوری بده ببرم مدل های اینجا همه ـش مثه همه
بله
من دیگه وقت ندارم
.می خوام برات یه کیف بخرم اونو به جای وقت فرض کن
من کیف لازم ندارم
.چرا؟ آداب معاشرت بلد نیستیا ظاهری هم که شده باید چیزی رو که من برات می خرم قبول کنی
من کیف خودمُ دوست دارم. سبُکه
ای بابا، واقعاً که. چی کارت کنم وقتی این طوری با من رفتار می کنی؟
پس من دیگه می رم- چیزی یادت نرفت؟-
نگام که میفته به شما نمی تونم به زبون بیارم
خانوم، تو هم یه چیزیت می شه ها
خانوم جوان
بله؟
:ترجمه و زيرنويس فاطيما
چرا چیزی نمی گی؟
دارم فکر می کنم چه طوری بگم
...اوه
من با پدر مادرم رابطه خوبی ندارم
ولی با برادرم خیلی صمیمیَم
No comments yet. Be the first to leave one.