The first 200 lines.
ارائه دیگری از تیم ترجمه Opus - Sub
"اين سريال داستاني تخيلي بر پايه رويدادهاي واقعي است"
"بعضي سازمانها و شخصيتهاي اين سريال تخيلي هستند"
عاليجناب
اينکه اين همه راه رو تا اينجا اومدي حتما
حرف مهمي براي زدن داشتي
به خاطر شما اينجا نيستم عاليجناب
به خاطر اون اومدم
برو کنار، شمشیر دفتر بازرسی کل دستمه
اینجا
اون شمشير چيز خاصي نيست
بذار ببینیم
ديدنش
مفرحه
ميدونم
که تو جانگ ساجونگ رو کشتي
کی بهت دستور کشتنش رو داد؟
اگه حرف نزني امروز همينجا ميميري
اما اگه بهم بگي
موقعيتم رو در خطر ميندازم تا نجاتت بدم
اگه اون آدم اينجاست
بهش اشاره کن
فقط اينطوري ميتوني جونتُ نجات بدي
!بگو
کي هستي که در مورد کشتن يا حتي زنده نگه داشتنم حرف ميزني؟
خودم يه راهي براي زنده موندنم پيدا ميکنم
پس اينقدر تو کار بقيه دخالت نکن و راهت رو بکش و برو
ميتوني از پس عواقبش بربياي؟
عالیجناب کسياند
که بايد بعدا با پيامدهاش دست و پنجه نرم کنند
اگه ميخواي من رو بکشی پس بکش
اگه ميخواي زنده نگهم داري
بهم يه پياله آب بده
قسمت هفتم
بياحتياطي کردي
اگه حرف زده بود در جا کشته میشدی
اوضاع داره طبق نقشهمون پيش ميره
نميفهمي؟
به خاطر اون عوضي دونمايه همه چيز ميتونست براي من
و تو تموم شه، ماهايی که همه چيزمون رو تو خطر انداختيم
اينقدر غر نزن
احساسات شخصي
شمشيرت رو کُند ميکنند
راجع به زرادخانه چيکار ميکني؟
،حتي گشت پايتخت هم درگير کرديم اگه اوضاع از کنترل خارج شه
تو مسئول همه چيزي
نقشهمون رو ادامه ميديم
نمیتونسته اينکارو تنهايي کرده باشه
حتما يه کساني
کمکش میکنند
همهشون رو بگير
پس تو جانگ ساجونگ رو کشتي؟
هشتاد درصد سربازان يگان پشتيبان من قبلا لات و گردنکلفت بودن
آدمهاي بيرحم و قاطعياند
اما نميتونم کارهاي مهم رو بهشون بسپارم
افرادي مثل تو که ميتونن نقشه بريزند
و حرکات بقيه رو بخونن خيلي کمياباند
به نظر
فکر ميکني من مشکوکم
توجهم رو جلب کردي
ميشه اينطورم گفت
بگو
چرا بهم نزديک شدي؟
اين رعيت فکر کرد عاليجناب
طنابيه که ميتونه باهاش به اون بالا بالاها برسه
ميخواستم زندگيم رو زير و رو کنم
اما کاشف به عمل اومد که طناب و همينطورم همه سلاحها پوسیدن
،همه چيز پوسيده لعنتي
سلاحها پوسيدن؟
شمشيرها از شکل دراومدن
و همه نيزهها عملا غيرقابل استفادهاند
اگه باور نميکنيد چرا نميريد خودتون ببینید؟
...تو
داري سعي ميکني گولم بزني
...اما من دارم فکر ميکنم
اگه اون سلاحها رو
دفتر بازرسي کل مصادره کنه چی میشه؟
يه تله است
بيا بريم زرادخانه
عاليجناب
اینم میبریم
بشکنينش
چيکار ميکني؟
داشتن زرادخانه خصوصي خيانته
هرکسي که از تسلیم کردن زرادخانهاش طفره بره بايد به دستور اعليحضرت
در جا اعدام بشه
شرط ميبندم مطمئني يکي هواتُ داره
که اينطوري رفتار ميکني
من فقط به خودم مطمئنم
هرکسي که طغیان کرد رو صرفنظر از رتبه و مقامش بکشید
!توجه
لحظهاي که در رو باز کردند
بايد همهشون رو بکشيم
من اون در رو باز ميکنم
همهتون ميتونين در ترس کشته بشيد
شگفتزده شدم
که جرات کردي اسبم رو بکشي
و حتي تنهايي بياي محل اقامتم
به خاطر شجاعتت تحسينت ميکنم
هرچند
اينکارت ديگه زيادهروي بود
عواقبي
واست داره
از عواقبش دوري نميکنم
بريم
،آهن خالصه حتي چُدن هم نيست و هم چکشکاري و
هم حرارتدهيش خيلي ناشيانه انجام شده
برو با آبنباتي چيزي عوضش کن
اون سلاحها رو کجا بردي؟
پرسيدم اسلحهها کجاست
وزراي خائن"
عمدا به اعليحضرت فشار ميارن از ارتشهاي خصوصی به عنوان بهانه استفاده ميکنند
،و حتي منم تهديد ميکنند شاهزاده رو
اينکارشون اسفناکه
پس
من همه اسلحههام رو به دفتر بازرسي کل میفرستم
تا دیگه بیش از این "به وفاداريم شک نکنيد
اينها رو عاليجناب شاهزاده جونگان گفتند
داديتشون به بازرسی کل؟
،نه دقيقا به خاطر شما دورشون ريختم
اون آشغالهاي به درد نخور رو بريزید دور
و واسه خودتون شمشير و نيزه درست و حسابي بگيرید
چطور جرات ميکني
با دور ريختن اون سلاحهاي بيفايده تونستي
بهم کمک کني تا اعتماد اعليحضرت رو بدست بيارم
و کاري کردي نام سونهو
به خاطر اتهام اشتباه بهم گناهکار بشه؟
درسته
بايد با اين
عوضي چيکار کنم؟
ييهارو
اين بايد ديدار دومت از ييهارو باشه
اونوقت چه اهمیتی داره؟
ممکنه آخرين ديدارت بشه
همهشون بايد برن
بله عاليجناب
هيجه
عاليجناب
من این مرد رو ميشناسم
درسته، احتمالا قبلا شما دو نفر هم رو ديديد
اينجا هنوز بوي خونِ جانگ ساجونگ رو ميده
دوباره يه خون و خونريزي ديگه راه ميافته؟
امروز، فقط اومدم يه مقدار نوشيدني بنوشم
نگران نباش
چرا نميخوريد؟ توي دهن آب ميشه
از آهني
يا سنگ؟
يا مادرت جاي
شيرش بهت جينسينگ وحشي داده؟
دارم در مورد تو حرف ميزنم
آدمهايي رو ديدم که از گرسنگي داشتن ميمردن
اما تا حالا کسي رو نديدم از خوردن مُرده باشه
وقتي کتک ميخوري غذا کمک ميکنه دردت تخفيف پيدا کنه
ميگن هرکي که کتک بخوره واپس میده
انگاري تو استثنايي
ميگن وقتي يکي رو بزني دلت واسش ميسوزه کي ميدونه؟
ممکنه آخرش خيلي بهم نزديک شيم
يه جوري زندگي ميکني انگار فردايي نيست
وقتي فردا نيومده کي ميتونه توش زندگي کنه؟
ازت سوال احمقانهاي پرسيدم ولي تو بهم جواب هوشمندانهاي دادي
عاليجناب
گفتي شکارچياي
حالا کنجکاوم
چطوري ببر ميگيري؟
بايد يه گوشه گيرش بندازي
بايد يه جاي بسته گوشهگيرش کني و بعد با سگها حواسش رو پرت کني
بعد با یه تير ناتوانش کني و گلوش رو با نيزه سوراخ کني
واقعا؟
که اينطور منم بايد از اين روش استفاده کنم
چقدر عجيبه
حتي وقتي يه شمشير
روي گلوت بود بازم مصمم بودي
اونها کاري نکردن بذارید برن
ظاهرا توي اين قضايا دخيل بودن
!عاليجناب
اين سر تير و پر قرقاول
ماله منه
از الان به بعد بايد رهبري اين بازي دست من باشه
دروغ به بهاي جونتون تموم ميشه
اگه حرفهاتونم جور درنياد ميميريد
پس اگه ميخوايد زنده بمونيد
بايد راستشُ بگيد راهِ ديگهاي نداريد
حالا ازتون ميپرسم
کي شماها رو فرستاده؟
اگه جواب نديد سرتون رو از تنتون جدا ميکنم
براي آخرين بار ميپرسم
کي شماها رو فرستاده؟
!سرشون رو بزنيد
!پوششم بديد
ما دسته پيشروي بوديم که به ليادونگ اعزام شديم
بعد از اينکه ازمون استفاده کردن و به خاک و خون کشيدنمون ولمون کردن
به چشم من
توام فرقي با اونا نداري
ما به خاطر اين کشور دستمون رو به خون آلوده کرديم
اما از اون خون فقط براي دست انداختنون استفاده شد
این وضعیت تو و مائه
خب؟
کشور عاليجناب
کشور مردم رها شده
دوست دارم در کنار شما ببينمش
No comments yet. Be the first to leave one.