The first 200 lines.
چارلی" به کسی گفت که قراره دیر کنه؟"
.نه. نمیشه ما واسه همیشه اینجا منتظر بشینیم
.من میگم بریم - چقدر گذشته؟ -
.تا همین لحظه، 30 ثانیه
کی با منه؟
.بگیر سر جات بشین
!گفتم بگیر سر جات بشین
چارلی"، چی کار داری میکنی؟"
.این عروسک درمانیه
یه عروسک میتونه به شما چیزهایی رو .بگه که یه روانشناس نمیتونه بگه
.حالا بیاین جلسه رو شروع کنیم
.اد"، تو پیر و کچل هستی" .این باید عصبانیت کنه
چیزی که من رو عصبانی میکنه اینه که .من موبایلم رو توی گلاو باکس جا گذاشتم
.من نمیتونم راحت با یه عروسک حرف بزنم
چرا نمیای اینجا، عزیزم؟
.من کاری میکنم احساس راحتی کنی
.این عروسک بامزه هست
."خفهشو، "نولان
.لعنتی
.هر وقت به یه عروسک اعتماد میکنم
اینجا چه خبره؟
رفیق، داری چیکار میکنی؟
."هی، "چارلی چه خبر؟
.بای-بای، همگی
.خداحافظ
چارلی"، چرا یه عروسک از خودت داری؟"
.یه بار با یه عروسکگردان جذاب قرار میگذاشتم
.اون یه عروسک از من درست کرد .اون یه عروسک از خودش درست کرد
.عروسک اون خیلی وابسته شد .عروسک من داشت خفه میشد
.یه داستانی بود برای خودش
.به هر حال، ببخشید دیر کردم
.توی دادگاه من رو نگه داشتن
."دیگه وقتش بود، "چارلی
.یعنی، تو مثل خرگوش داری سکس میکنی
باید تا حالا دو جین چارلی کوچولو .این اطراف میدویدن
."آره، به خاطر این نبود، "اد
.اوه، خب، پس بیشتر حرفام رو پس میگیرم
.در واقع، من توی دفتر دادستانی بودم
مشخص شد که اخیراً اونها یه نمونه دیانای پیدا کردن که ثابت میکنه
.مردی که 50 ساله تو زندانه در حقیقت بیگناهه
و اونها میخوام من بهش کمک کنم .تا بتونه به اجتماع برگرده
اوه، من اون روز وقتی اتفاقی داشتم اخبار رو میدیدم
.قبل از اینکه بزنم شبکه "ای" نگاه کردم
"شماها میدونستید که "هلی بری یه فروشگاه ماست فروشی باز کرده؟
."اسمش هست "خیلی بری بری
.من دیدمش. چه داستان جالبی بود
.آره،عجب چیزی
.بسیار خب، بیاین بریم سراغ شما نولان"، تو میخوای شروع کنی؟"
آره. میخواستم ببینم میشه .علفم رو پس بدی
میدونم که گفتم من نمیخوام نئشه بشم
،و دیگه این رو تحت هیچ شرایط بهم پس ندید
.ولی الان برام یه مشکل بزرگ پیش اومده - و اون مشکل چیه؟ -
.من خیلی میخوام نئشه بشم
و منم میخوام با یه عروسکگردان قرار بگذارم ،که عقل از سرش نپریده باشه
.ولی این اتفاق هم قرار نیست بیوفته
آره، سلام. میتونم کمکتون کنم؟
.سلام. "کیری میرس"، نیویورک تایمز
.شما لازم نبود روزنامه رو تا دم در بیارید
.میتونستید این رو از توی ماشین پرت کنید
.من خبرنگار نیویورک تایمز هستم
و اونها شما رو مجبور میکنند که اینها رو دم خونه مردم برسونید؟
.پسر، اوه، پسر. حرفه روزنامهنگاری توی مشکل بزرگیه
در واقع، من دارم مثل خیلیهای دیگه ،یه مقاله درباره "ویل جیکینز" مینویسم
.برای همین دارم سعی میکنم از زاویه دیگهای وارد بشم - و اون چیه؟ -
یه داستان درباره یه مرد بیگناه و روانشناسش
که بهش برای کنترل خشمش و .بازگشت مجدد به جامعه کمک میکنه
.پس این در مورد منه. خب، چه زاویهی خوبی
پس اگه شما بتونید بهم کمک کنید که بتونم زودتر
،با اون مصاحبه کنم .داستان شما همه جا پخش میشه
.خب، اون که قراره کلی مصاحبه انجام بده
پس من اشکالی نمیبینم که شما .رو به عنوان اولین نفر ببرم
."شما قراره معروف بشی، "چارلی
.هفته بعد میبینمتون - .هی -
فکر میکنی بگذارن من نقش خودم رو توی فیلمی که درباره خودمه اجرا کنم؟
.اگه دست من بود، من میگذاشتم این کار رو بکنی
،ممنونم. محض اطلاع بگم
،اگه دست من هم بود .میگذاشتم شما کارهای زیادی انجام بدید
.وجداناً، این محض اطلاع نبود
.این رو جایی چاپ نکنی
.این خیلی عالی بود
.فکر کنم این بهترین کارت بود
و منم باید کارم خوب بوده باشه، ها؟
.چونکه تا حالا نشنیده بودم صدات اینقدر بلند بشه
،وسط کار عضله پام گرفته بود
.ولی تصمیم گرفتم همونطور ادامه بدم
تا حالا نمیدونستم چقدر باحاله که با
.یه مرد رابطه کاملاً جنسی داشته باشی
.این بهترینه
ما با هم سکس میکنیم و .بعد برمیگردیم سراغ زندگیمون
.ما حتی لازم نیست با هم حرف بزنیم - آره، اصلاً ما چرا داریم حرف میزنیم؟ -
.روحمم خبر نداره .من باید برگردم سر زندگیم
فردا حدود ساعت 8 میبینمت؟
.نمیدونم
میدونی، فکر نمیکنی شاید ما بهتره
یه کم فاصله بین خودمون بندازیم؟ - چرا؟ -
خب، یه تعداد مشخصی رابطه جنسی وجود داره
.و بعد از اون زنی مثل تو عاشق مردی مثل من میشه
.اوه، بیخیال
.جدی میگم
این مثل خوشبو کننده میمونه، میدونی؟
...وقتی خیلی باهاش اسپری کنی و بعدش
زیربغل عاشق خوشبو کننده میشه؟
.آره
،پس فقط به خاطر اینکه من زن هستم
به این معنیه که من خود به خود عاشق تو میشم؟
میدونی کی این حرف رو زیاد میزنه؟
.زنهای که عاشق من میشن
.خب، نگران نباش، رفیق
احمق بودن تو تضمین میکنه که .این اتفاق هیچوقت نمیافته
.این رو هم زیاد شنیدم
.صبر کن نیویورک تایمز داره یه مقاله
درباره اینکه تو چطور به این مرد کمک کردی مینویسه؟
.تو هنوز یارو رو ندیدی - .خب همین بخش جالبشه -
،هر بار که یه مرد بیگناه از زندان آزاد میشه
.خشمش کاملاً به خاطر لذت آزادی از بین میره
".تنها چیزی که ازش میشنوی اینه که: "خدا رو شکر که اومدم بیرون
مثل همون چیزی که یه مرد وقتی .صبح از خونه تو بیرون میره میگه
پس تو میخوای برای کاری که .نکردی برای خودت اعتبار به دست بیاری
آره. این به جای اون همه کارهای فوق العادهای که انجام .دادم و کسی نفهمید
.این خیلی بده
پس من هم میتونم توی این مقاله باشم؟
.من هم توی این کلینیک همکارت هستم
.ولی توی لاس زدن با خبرنگار باهام همکاری نکردی
.اوه، برو دم همکاری خودت بگذار
.سلام - .اوه، هی -
.خب، بیا تو. بیا تو
.من "چارلی گودسون" هستم. اینم "جوردن دنبی" هست
.واو، تو اسم من رو آوردی
...سلام، "ویل". ما همین الان داشتیم
.ببین، فکر کنم بهتره بریم اینجا و کار رو شروع کنیم
."تبریک میگم، "ویل
نمیتونم تصور کنم که چه حسی داره
.که 50 سال بیگناه توی زندان باشی
اوه، من فقط از خدا ممنونم
.حقیقت پیروز شد و من آزاد میشم
.این حرفیه که من دوست دارم بشنوم
خب خیلی چیزها از سال 64 عوض شدن
.برای مثال، الان همه چیز کامپیوتری شده
اگه اطلاعاتی بخواهی یا اینکه ،بخوای چیزی رو بدونی
میتونی اونو توی آیفون گوگل کنی .و لینکش رو دانلود کنی
.هیچ کدوم از حرفهایی که زدی رو نفهمیدم
.منظورم همینه .همه چیز اون بیرون پیچیده شده
زنها هنوز واژن دارن؟
.آخرین باری که دیدم آره
.پس بقیهاش رو خودم سر در میارم
خب اولین چیزی که تو باید .باهاش روبرو بشی رسانههاست
.درسته. آمادهام
.حالا، این کار میتونه خیلی پر استرس باشه
پس فکر کردم بهترین راه برای شروعش
،یه مصاحبه رو در رو ساده هست، بگذار بگیم
.نمیدونم، نیویورک تایمز
.منم به همین فکر میکردم
.خب، خوبه، خوبه
در این صورت، من میتونم با بزرگترین روزنامه کشور شروع کنم
.و اون خبرنگار رو از وسط جر بدم - ببخشید؟ -
تنها دلیلی که من این همه سال اینجا بودم .اینه که دادرسی منصفانه نداشتم
و میخوای بدونی چرا؟ .چونکه من توی رسانههای نژادپرست محکوم شده بودم
اونها میخواستن یه مرد سیاه پوست .جوون خوشتیپ گیرشون بیاد
ولی حالا قراره یه پیرمرد
.خوشتیپ سیاه پوست گیرشون بیاد
.این عالیه. این عالیه
مبشه یه دقیقه من رو ببخشید؟
.ببین، من تا حالا یه کم خودخواه بودم
.ما اعتبار این کار رو با هم شریک میشیم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
فقط برای اینکه بدونید، "وین" اینجا نیست
.و قراره برای چند هفته غایب باشه - .آره، و من هم عصبانی هستم -
این خیلی نامردیه که "وین" بتونه بره بیرون و توی کشور دور بزنه
.در حالی که ما اینجا گیر افتادیم
خب، اگه تو هم کلی آدم کشته بودی
و داشتی به مسئولان نشون میدادی ،که جنازههاشون رو کجا دفن کردی
.تو هم میتونستی بری بیرون
،فقط کنم این ثابت میکنه هر چقدر سختتر کار کنی
.خوش شانستر به حساب میایی
،خب، اگه احساس بهتری بهتون دست میده
بهم گفتن که اون رو روی ویلچر در حالی .که ماسک هانیبال لکتر روی صورتشه اینور اونور میبرند
پس اون حتی لازم نیست که راه بره؟
.اوه، "چارلی"، تو داری من رو میکشی
."هی، "چارلی
توی زندان پیچیده که تو داری .به "ویلی جیکینز" کمک میکنی
.بله، بله، همینطوره
من الان یه مصاحبه بزرگ با نیویورک تایمز .گرفتم تا در مورد پروندش صحبت کنیم
تو یه مصاحبه با نیویورک تایمز برای
ویلی من قراره همه خبرنگارها رو بکشم جنکینز"، گرفتی؟"
."هی، "کتلز خیلی خوب میشه اگه یه لیست از
اسمهای مستعار اینجا رو داشته باشم .قبل از اینکه آیندم رو بهشون وصل کنم
.حتماً
ببخشید، تو الان این رو به
.به مامور "هیچ گهی یادش نمیمونه کیتلز" گفتی
.بچهها، من الان یه مشکل واقعی دارم
من قراره بدترین روانشناس خشم تاریخ به نظر بیام
.اگه "ویلی" توی این مصاحبه خرابکاری کنه
خیلی خب، پس تو بیسبال بازی کردی، درسته؟
بازیکنهای بیسبال همیشه خم میشن
.و در همون حال به هم دیگه با دست علامت نشون میدن
.این ایده عالیه
اون و من از قبل بین خودمون ،یه سری علامتهای دست رو تعیین میکنیم
و اگه اون عصبانی شد من از .اونها استفاده میکنم تا آرومش کنم
اوه، من منظورم این بود که شما باید ،توی حالتی که خم هستید مصاحبه رو انجام بدید
No comments yet. Be the first to leave one.