The first 200 lines.
*مادهوماتي*
ساعت چنده؟ 8:10-
8:10! دير شده بيهاري، سريعتر برون
ديوونه شدي؟ شب طوفانيه، با اين ..جادههاي کج و کوله
...فقط يه اشتباه و بعد مستقيم ميريم پايين
هنوز سي و دو کيلومتر مونده بيهاري، چرا سريعتر نميروني؟
چرا اينقدر بيقراري؟
چرا نباشم؟ ماشين دير اومد، و ماهم دير به ايستگاه رسيديم، بعد
رادها بچه کوچيکمون رو بيدليل نگران ميکنه
چه نگران شده باشن چه نه ...تو واسه اين بيقراري که
زن و بچهات رو ببيني...
چرا دارم با تو بحث ميکنم؟ بيهاري، تندتر برو
قربان، يه تعداد سنگ تو جاده ست
خب به چي زل زدي؟ برو رديفش کن
بيا، بذار ماهم کمک کنيم باشه-
ميتونم اين رو بردارم؟- آره-
چي شد؟- قربان، سنگها خيلي بزرگن
نميتونم تنهايي تکونشون بدم
شما تو ماشين بشينيد يه روستا اين نزديکيهاست
چندتا مرد از اونجا ميارم
باشه، بدو
قربان
يکم طول ميکشه يه خونه اونجاست
بريد و اونجا استراحت کنيد
نگران ما نباش برو و سريع چند نفر رو بيار. برو
شايد يکم طول بکشه. چرا نميري تو خونه شايد بتونيم
آتيش درست کنيم
نه، همينجا ميمونم
اگه همينجا بشينيم راه باز نميشه بيا
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.آ - ويرايش: سميرا
انگار کسي داخل نيست
حالا که اومديم، بذار يه نگاهي بندازيم
کي در رو باز کرد؟- من. دستگيره اونجاست-
و شما؟
بخاطر اينکه جاده مسدوده مجبوريم اينجا وايستيم
يه جا بهمون پيشنهاد ميدين که بمونيم؟
آره، بياين تو
به نظر ميرسه يه عمارت قديميه
گوش کن، يه نقاشي اينجا آويزون بود؟
آره، ولي سال پيش وقتي زلزله اومد افتاد و شکست
از کجا ميدونستي يه نقاشي اينجا بود؟
نميدونم. فقط حس کردم يه نقاشي بايد اينجا باشه
بجاي اينکه مهندس باشي بايد کارآگاه ميشدي
ميتوني آتيش درست کني؟ داره سرد ميشه
آره. بياين طبقه بالا- طبقه بالا-
آره
براتون آتيش روشن ميکنم
کل شب رو ميخواي اينطوري بيقراري کني؟
هنوز از راننده خبري نيست
تو اين شب باروني يکم وقت ميبره
تا چندنفر بياره و راه رو باز کنه
برو ببين بارون کمتر شده يا نه
دکتر
وقتي از پنجره بيرون رو نگاه کردي يه آبراهه ديدي؟
آره، از کجا ميدوني؟
قبلا اومدي اينجا؟
نه، ولي از وقتي اومدم به عمارت
حس کردم با چيزايي که اينجاست آشنام
همش به خاطر ترس و اضطرابـته
يکم برندي(يه نوع شراب) ميخورم بعد ميخوابم
نه نه من برندي نميخوام
کي اونجاست؟
چي شد؟
صداي جيغ زدن رو نشنيدي؟- نه-
...شايد فقط خيال کردم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ديوان، به چي نگاه ميکني؟
اين نقاشي رو خودم کشيدم- چي ميگي؟-
اين نقاشي خيلي قديميه
نميدونم ولي من همه چيزش رو ميشناسم
چي شد؟ صداي چي بود؟
اوگرا ناراين- اوگرا ناراين کيه؟
اون آخرين صاحب خونه اينجا بود اين عکسشه
ديوان، تو از کجا ميدوني؟
نميدونم. ولي من اين نقاشي رو با دستهاي خودم کشيدم
الان کاملا يادمه
چه کسي ميدونه کي اين اتفاق افتاد
شايد در آخرين تولد
من به عنوان مدير اورگا ناراين تو اين مناطق بودم
روز قشنگي بود
گلها انگار براي خوش آمدگويي بهم شکوفه داده بون
يه سفر دلپذير" "و هوا هم عاليه
"ترسيدم که نکنه از خود بيخود شم"
"يه سفر دلپذير و هوا هم عاليه"
"کيه که پشت گلها قايم شده و ميخنده؟"
با شنيدن صداي چه کسي" "بهار بيقرار شده
"کيه که پشت گلها قايم شده و ميخنده؟"
با شنيدن صداي چه کسي" "بهار بيقرار شده
"گاهي زمزمه، گاهي آواز، زمين ميرقصه"
"يه سفر دلپذير و هوا هم عاليه"
ميترسم که از خود بيخود بشم
"يه سفر دلپذير و هوا هم عاليه"
اين حرکات مواج و جهنده رودخونه ...مثل اينه که
يه روستاي بعد ملاقات با معشوقه اش درحال راه رفتنه
اين حرکات مواج و جهنده رودخونه ...مثل اينه که
يه روستاي بعد ملاقات با معشوقه اش درحال راه رفتنه
اين تصورات همه خيلي دوست داشتني و زيبا هستن
"يه سفر دلپذير و هوا هم عاليه"
"مي ترسم که از خود بيخود بشم"
"مي ترسم که از خود بيخود بشم"
"آسمان به زمين خم ميشه"
"اين همدلي رو فقط اينجا ديدم"
"آسمان به زمين خم ميشه"
"اين همدلي رو فقط اينجا ديدم"
دنياي من و روياهام" "شايد آنها را اينجا پيدا کنم
"يه سفر دلپذير و هواي عالي"
"يه سفر دلپذير و هواي عالي"
"مي ترسم که از خود بيخود بشم"
آقا! نريد جلو
"لطفا بيا"
"غريبه من"
راه شامگارهي اين يکيـه يا اون؟
!فهميدم
بالا رو ببين نترس، من آدم نيستم
پس کي هستي؟- اگه دوتا آنا(پول کمتر از روپيه)ديگه بندازي بالا ميگم
ميتوني دوتا آنا رو نگه داري ولي اول بيا پايين
باشه، دارم ميام
چه اتفاقي افتاده؟ من برعکس شدم يا تو؟
حالا دو انا(پول کمتر از روپيه) بهم بده تا بهت بگم
بيا! حالا خلاص شديم
اسمت چيه؟- اول تو بگو-
من آناند هستم- عه پس منم آناند بالايي هستم-
درود بر خدا
مسير شامگارهي تيمبر کدومه؟
مسير شامگارهي تيمبر رو ميپرسي؟
تو آناندي، مگه نه؟- بهت گفتم که آناندم-
آقا، من چارانداس هستم و اومدم شما رو ببرم
وسايلتون کجاست؟
وسايلم ايستگاهه
بعدا مياد، شما با من بياين. بيا
اينجا خيلي قشنگه
فکر ميکني اينجا قشنگه ولي از من بپرس
سه روز طول کشيد اينجا رو تميز کنم پر گرد و خاک بود
حتي شراب هم نميتونست پاکش کنه
خسته به نظر ميرسي
چرا چاي نميخوري؟- من نميخوام، براي شما ميارم-
تازه اومدين اينجا
اينجا از بالا تا پايين همه دزدن
...و حسابدار اينجا بزرگترين شونه
آره، اون بهترينه حسابدار، خوش اومدي
داشتم از تو تعريف ميکردم زندگي طولانيي داري
سلام مدير- سلام-
اميدوارم مشکلي براتون پيش نيومده باشه- نه-
من فرستادمش
اون شراب خوردن و مست کردن رو دوست داره ...تو راه هم يه شراب فروشي هست. خداکنه
تورو داخل ايستگاه ديد
آره. اسمش چاران بود؟- اگه من نبودم چطور ميتونست بياد اينجا؟-
باشه، الان استراحت ميکنم و از فردا ميام سر کار
نترس من اينجام دو سه روز استراحت کن، يه چرخي اين اطراف بزن
اطراف شهر خيلي قشنگه ...ولي قسمت بد ماجرا اينجاست که
مردم اينجا به همين اندازه که زمين قشنگه، بد هستن
تو تازه اومدي اينجا، مراقب باش
...از بالا تا پايين، همه دزدن
و اون رئيس همه دزدهاست
من بچه خودتم- چه ربطي داره. اگه مراقبش نباشي
استاد سرت رو ميبره
من دردسر درست نميکنم قربان، ولي اون ميتونه هر دردسري بخواد برام درست کنه
آقا، فعلا استراحت کنيد، اگه چيزي خواستين به من بگين، روز خوبي داشته باشيد
چرا اينجا وايستادي؟ چاي من کو؟- الان ميارمش-
"لطفا حالا بيا، غريبه من"
خيلي وقته اينجا ايستادم" "و چشمانم در انتظار آمدنت خسته شدند
کل اين منطقه مال ماست
همه کار اينجا رو گوريراجا بهمون داده
ولي از بدشانسي چند روز پيش فوت کرد
الان همه تجارت دست پسرشه
پسرش کجاست؟- يه گوشه از شهر زندگي ميکنه-
اون بيعرضه ست. حتي اجازه نداشت بياد اينجا
ولي الان که تجارت مال اونه يه روز مياد اينجا
سلام آقاي بير سينگ سلام، سلام-
آقا، اين بير سينگه اون مراقب همه کارهاست
اين مدير جديدمونه آقاي آناند- درود-
سلام، سلام
بير سينگ امروز چندتا درخت قطع کردي؟
شيشصد يا هفتصد تا فرستاده شد صدتا اينور و اونور مونده
يعني چي صدتا اينور و اونور مونده
شما ميخوايد همه چي رو يه روزه ياد بگيرين؟ بعضي چيزا رو بذارين براي بعد
بيايد، بريم دفتر
بيا بريم
حسابدار، اشتباهات زيادي تو دفترحسابها هست
آقا، تو اين تجارت بزرگ اشتباههاي کوچيکي پيش مياد
ولي اين بده، همچين اتفاقاتي نبايد بياُفته
چي؟- آقا-
يه تلگرام دارين
اوه خداي من، چيزي که ازش ميترسيدم اتفاق افتاد، مالک جديد داره مياد
خب کجاش ترس داره؟
آره، ما که دزد نيستيم چيزي براي ترسيدن وجود نداره
بير سينگ. بير سينگ، گوش کن
...آقا
شنيدي، مالک جديدمون داره مياد
آره شنيدم
شنيدي ولي هنوز داري گلهارو بو ميکني
همه مردم دارن اينور اونور ميرن بعد شما آروم وايستادين
چه تاثيري رو من داره؟
آقا، آقا، آقا
آقا، آقا! ميريد اون طرف؟
آره، دارم ميرم اونطرف
اگه دارين ميرين، يه رودخونه رو جلوتون ميبينين از داخل اون رد نشيد
چرا؟- يه جنگل بزرگ پر حيوونهاي وحشي اونجاست-
ولي همچين حيوونهايي اينجاهم هستن
من براي شما مثل حيوونم؟ حيوونهارو ولش کن، بيا جلو
No comments yet. Be the first to leave one.