The first 200 lines.
مطمئن هستم که اسم نویسنده محشری به نام
میچ استاکریج رو شنیدید
خب چطوری کارشو انجام میده ؟
چطور این ایده های ناب به سرش میزنه
حتما برای شما سئوال شده
بعضی ها در این مورد بحث میکنن کتاباش جونشونو نجات داده
خب هفته دیگه به ما ملحق بشید
تا مستندی رو در مورد زندگی محشر اون ببینید
من طرفدار دو آتیشه ای هستم
برای همین بهتون میگم که پشیمون نمیشید
. . . موفقیت
مگه بیشتر آدما همین فکرو نمیکنن
یه جاده تاریک و طولانی
که احتمالا آشفتگی های زیادی رو پشت سر گذاشته
و اگه مراقب نباشید
بعدش نمیتونید خودتون رو تمیز کنید
آشفتگی هایی که میتونه شمارو تسخیر کنه
خانم دتلر من جان لوگان هستم
تلفنی با هم حرف زدیم
ببخشید معطلتون کردم
مشکلی نیست
آمادم تا داستانم رو تعریف کنم
خیلی خب
مردم باید بدونن میچ واقعی کیه
ادامه بده
خب شش ماه
من با میچ استاکریج رابطه داشتم
-- صبر کن همون نویسنده ؟
بله همون نویسنده
من یه نسخه از کتاب چطور بهترین خودم باشمو رو میزم دارم
چرا ؟ من طرفدارم ، طرفدار دو آتیشم
نمیدونم چطور اون یارو اینکارو میکنه
تمام این ایده های ناب به سرش میزنه
اگه به خاطر مثبت گرایی کتاب هاش نبود
من امروز کارآگاه نبودم
میچ یه هیولا و یه دروغ گوی قهاره
چطور ؟ اون آدم به هزاران نفر کمک کرده
. . . اون کارای
وحشتناکی با بقیه کرده
حتی با منم کارای وحشتناکی کرده
خیلی خب میتونی با جزئیات بیشتری بگی ؟
ببین نمیخوام شریک جرم باشم یا
از دادن اطلاعات با ارزش به پلیسا امتناع کنم میدونید
تو گفتی دوست دختر سابقش بودی درسته ؟
آره
ببین فایده ای نداره
ما تمام دوست دخترای سابق رو بیاریم اینجا
یه همچین چیزی بگن و خودشونو بکشن عقب
ای چی داریم حرف میزنیم ها ؟
مشاجره خانگی ؟ سو استفاده ؟ چی ؟
سو استفاده بود
نه از اون چیزایی که تو کتابنامه ها هست
منظورم اینه که میچ تو مدرسه قلدری میکرد
همیشه قلدری میکرد
بدترین مورد تو دوران کودکی کسی بود به اسم لوک روسو
این اسم کجا به گوشم خورده ؟
در حال حاضر ناپدیده
اون اینو بهت گفته ؟
شما هنوز با هم حرف میزنین ؟
هنوزم گاهی وقتا حرف میزنیم
بهم اعتماد داره
اما میچ آدم خیلی بخشنده ای نیست
کینه تو دلش نگه میداره
- اما به نظرت اون
باشه هر چیزی که باید در مورد میچ بدونید
برمیگرده به دوران کودکیش
میدونم شاید مثل حرفای روانشناسا به نظر بیاد
اما همش برمیگرده به اون دوران
اون همیشه رابطه نزدیکی با مادرش داشت
خیلی از اون حرف میزد
منم مامان داشتم ، میفهمم مسئله مادری ه دیگه
درسته
ادامه بده سوفی
پدر در حال مرگش تو اون خونه باهاش زندگی میکرد
مثل یه راز مهر و موم شده بود
حتی منم اجازه نداشتم وارد اتاق های خاصی بشم
تو طبقه دوم
جالبیش اینه که میچ و باباش کم با هم حرف میزدن
میگفت مادرش
نوشته هاش و این چیزارو تحسین میکرده
باباش از اون آدمایی بوده که میگفته این کار واقعی و بدردبخور نیست
آشغالِ
میچ و کارور خیلی با هم جور نبودن
میدونم کلاسیکِ
از نصف آدمای کله خرابی که آوردید اینجا اینو شنیدید
تقصیر من نیست بابایی منو دوست نداشت از این مزخرفات
آره اما بی خیال
منظورم اینه که میچ ثابت میکنه بابام با من اشتباه برخورد کرده
اون خیلی موفق بود
فکر نمیکنم موفقیت میچ رو تغییر داده باشه
به نظرم اون کسی بود که خیلی فراتر از این بود
خیلی خب ببین بی خیال
اما کسی هست این یارو دوست داشته باشه ؟
. . . خب
خب میچ داری دیوونم میکنی پسر
ساعت از وقت کاری گذشته منو کشوندی اینجا
چون میخوای یه چیز مهم بهم بگی
در حالی که من باید خونه پیش لورا باشم
در حال دیدن سریال چیزهای عجیب
طرح نهایی تا هفته آینده آماده میشه دیگه ؟
فقط به یه پایان بندی نیاز دارم
همینو نیاز داری پایان بندی
همین خب ، این برای تو آسونه میچ
اما دلیل اینکه تورو به اینجا فراخوندم به خاطر اینه که دوستمی ، نیک
این مسئله خیلی خیلی مهم تره
میخوای از سوفی خواستگاری کنی ؟
داری اینکارو میکنی پسر -- میدونستم این مسئله پیش میاد
لورا گفت میخواد تمام عمرش مجرد باشه
اون یه مجرده
من گفتم نه من میچ رو میشناسم میخواد یه سامونی به زندگیش بده
میدونستم این مسئله پیش میاد میدونستم میخوای اینکارو بکنی
راستش بین من و سوفی دیگه جریانی نیست
الان حس میکنم یه غول آشغالم
چون هستی آره
خدایا
متاسفم پسر خوبی ؟
آره خوبم میاد و میره
هنوزم با هم یه وقتایی حرف میزنیم
بگذریم اینو ببین
لوک روسو روسو برات نامه نوشته ؟
اون یارو اصلا میتونه بنویسه ؟
کی اصلا نامه میده دیگه ؟
چی نوشته ؟
عذرخواهی ه . . . خب
هر چقدر هم دیر بازم بد نیست ، درسته ؟ به گمونم
پس قضیه نامه رو میدونی ؟
صبر کن چطور در مورد نامه خبردار شدی ؟
خانوادش در گزارش افراد گمشده بهش اشاره کردن
اون نامه رو داری ؟ نه
من یدونه از اون ساندویچای کوبایی میخوام
حتما
مرغ سوخاری چه انتخاب عالی ای
جدا یا با هم ؟
با هم جدا
-- میچ ، نه حله
لجباز
میچ استاکریج ؟ خود خودشم
فکر میکردم شما باشید
اوه خدا شروع شد
من عاشق تمام کتابای شمام
کتاب زندگی زیباست شمارو کاور به کاور دوبار
هر باری که میومد میخوندم
واقعا به بهبود افسردگیم کمک کرد
اوه ببخشید اطلاعات بیش از حد دادم
اشکال نداره لطف داری دوست دارم این داستانارو بشنوم
الان رو کتاب جدیدی کار میکنی ؟
اوه همیشه من یه میز پر از این چیزا دارم
دارم روی کالکشن جدیدم کار میکنم
امیدوارم به زودی اولین رمانمم تکمیل کنم
! واو
خب باید برم غذاهاتونو بیارم
اما ترتیب اینم براتون میدم بچه ها
چی به سر باباش اومده بود ؟
تو خونش پیش اون زندگی میکنه
میچ تو خونه هم کار میکنه
هی بابا خوبی ؟
آره
خوبه ، نه ؟
چی میخونی ؟
میدونی که اون نویسنده و من یه کارگزار داشتیم
این یارو رو میشناسی ؟
شرم آوره که ازش خوشم میومد
ما همیشه با هم تو لیست پرفروش ها نیستیم
اما نویسنده قابلی ه
لوک بیا تو سلام میچ
پس لوک بهش سر زد
آره میچ بهم گفت
لوکی که تو بچگی قلدریشو میکرد ؟
آره ، جان بزار ادامه بده نپر وسط حرفش
برای این اونجا بودی ؟
نه
بفرما
میتونم چیزی برات بیارم ؟
آب لطفا
الان هاش 2 اُ رو میارم ممنون
راحت باش فکر کن خونه خودتِ
باشه باشه
جای قشنگی ه ، پسر ممنونم
فقط خودتی ؟
من و بابا ازش مراقبت میکنم
اون یه لاشی پیر بد زبونِ اما خانوادمه دیگه ، درسته ؟
آره حتما
واقعا غافلگیر شدم بعد از اون نامه باهام تماس گرفتی
میدونی من خیلی عوضی بودم
میدونی فکر میکردم هنوز از دستم شاکی باشی
بچه ها بچه میمونن درسته ؟
درسته درسته
ممنونم میچ همه تغییر میکنیم
از درکت ممنونم آره
آخرین دسته از داستان هات رو خوندم
خیلی جالبه پسر
داستانی که به دلت نشسته باشه داری ؟
آره
اونی که در مورد بخششِ
بخش هفتم
واقعا میخوام منو ببخشی لوک
. . . و
کتاب عالی ایه میچ
ممنون ، دوست دارم در مورد احساسات انسانی بنویسم
به نظرم بخشش بخش خیلی مهمی از اون داستانه
No comments yet. Be the first to leave one.