Aurangzeb

Aurangzeb (औरन्गज़ेब)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Aurangzeb - Blu-Ray - 720p - x264 - DTS [DDR](translated by karim khan@worldsubtitle in)
A Commentary by karimkhan
taranslated by [email protected]

Tags

Blu-ray
blu-ray
x264
720p
720
TS
Blu-Ray
Published on: 2014-10-09
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"گورگاوا"

روستایی که پدرم ساکنشه...

شهر من

جایی که من کار کلکسیون(جمع آوری) رو از مدارس اونجا آموختم

"قرار بود واسه سال بعد"کاپیتان مدرسه" و "دانش آموز نمونه .انتخاب بشن

باید یکی از این پست ها مال من می شد

هر ساله،توی مدرسه مون همچین جمع آوری بود

،روز استقلال،روز معلم

.حتی روز رئیس مدرسه

.هر دانش آموز ده روپیه می آورد

.بچه ها هم از خانوادشون پولو میگرفتن می آوردن

کسانی که توی جمع آوری کمک،مشارکت میکردن

.به عنوان"کاپیتان مدرسه" و "دانش آموز نمونه"انتخاب میشدن

اون سال مدیر مدرسه کلاس مارو به عنوان مسئولین .جمع آوری کمک انتخاب کرد

.از مهد کودک تا کلاس دهم هر بچه 10 روپیه می آورد

اما هر ساله تعدادی از بچه های کلاس دهمی

از دادن پول امتناع میکردن

.اون سال من چند تاشون رو کتک زدم

اونام چند نفر رو واسه کتک زدن من اجیر کردن

من اونارو هم میزدم

.پای پلیس به مدرسه باز شد

.باید از رئیس مدرسه عذرخواهی میکردم

،ولی وقتی قرار بود کاپیتان انتخاب بشه

.اسم "آریا فوگات" روی نشان حک شده بود

.اسم من

خون و عرق به سمت پایین جاری میشن

،ولی پول به بالا روان میشه

و اونی که پائین نشسته میتونه با پول آدمارو به عرش برسونه

"معمولا به چنین آدمی میگن"سخت کوش

."رئیس پلیس"راویکانت فوگات

.عموی من

...اون و خاله "راما" منو همرا ه با

.پسرشون "دیو" و دخترشون"تریشا"بزرگ کردن...

.سلام عمو جان

چطوری پسرم؟

.سلام عمو جان .سالم باشی دخترم-

.بیا بچه ها اومدن

چطوری؟ خوبم مرسی-

زن داداش "تریشا"-

.آروم،شیرینی رو خراب کردی

بخورم؟ آره-

عرض ادب زن داداش .سالم باشی-

.همه اینجان

.سلام خاله جان

.شاد باشی

خیلی خب برین"راکی"رو ببندین

بشین من دستامو میشورم میام

.توی جامعه ما مثل یه خانواده نظامیه معمولی هستیم

.اما ما تجار واقعی هستیم

ما توی تجارت "جمع آوری" هستیم

...صورت ها اینور لبخند بزنین...خوبه

از ویشنو قایمش کن و به تریشا بده

باز مخفیانه به تریشا پول میدین؟

خواهرت یه پلیس درستکاره

.که رنگ پول رو میبینه

سفید یا سیاه

.به ویشنو در مورد داداشت "ویجی" بگو

.اون وقت میفهمه سگ هم اهمیتی به وفاداری نمیده

.ویشنو.داماد عمو

.عمو اون رو از این تجارت دور نگه داشته

.چون ویشنو آدم درستیه

.من نگرانشم

.امیدوارم هیچوقت به سرنوشت پدرم دچار نشه

تو برو من میام

باشه

خونه ام رو دور از شهر ساختم تا با آرامش زندگی کنم

حالا شهر داره به سمت ما میاد

.جایی که براش هیچ کاری نکردی، واسه تو هم کاری نمیکنه

.حتی از دور هم برات جذابیتی نداره

تو به همه چی رسیدی،نه؟

"آریا"

.توی همه این سالها تنها صحبت مون همین بوده

.حتی پلیس ها هم اشتباه میکنن

.آدمای بیگناه کُشته میشن

یه اشتباه کردی،بعد روتو از من برگردوندی

صحبت هات اینا بود:غذاتو خوردی؟ مدرسه رفتی؟

میتونم باهات رُک صحبت کنم؟

.هر جور راحتی

اینو تا حالا بهت نگفته بودم

.چون نمیخواستم توی دردسر بیوفتی

.زندگی دو نفر در معرض خطر بود

،دو نفری که بهم اطمینان داشتن و مسئولیت شون با من بود

کدوم دو نفر؟

.یه زن و یه پسر

زن تو؟

پسر تو؟

آره

...کثافت

بعد فوت مادر اینقدر تنها بودی؟

.عاشق همدیگه بودیم

.وقتی ببینیش بیشتر در موردش میفهمی

.نمیخوام ببینمشون

.آدرسش کافی بود

میخواستی براش پول بفرستم؟

.مرتبا دارم براش میفرستم

.وقتی مُردم بهشون خبر بده

.توی "نانیتال"زندگی میکنن

.ولی به عموت یا کس دیگه در این باره چیزی نگو

.بعد اینکه مُردم مسئولیتشون با توئه

.خانوادت هستن

ویرا فوگات"؟"

.خودمم

.من "آریا" هستم

...مامان،من دارم میرم

مامان،چی شده؟

.پدرت

.آریا بهم خبر داد

آریا؟

.بابا خیلی ازت تعریف میکرد

.ولی اون چند روز قبل مرگش در مورد شما بهم گفت

آره

.میترسید بهت بگه

.میدونست من و مادرم رو هیچوقت نمی پذیری

بعد گفتن حقیقت هم اونو نبخشیدی؟

...آریا

...آریا

.عمو جان

.باورم نمیشه

چیو؟

"داداشم"ویجی

.بیست و پنج سال پیش از نیروی پلیس اخراج شد

...توی ماموریت برای گرفتن یه مجرم،تصادفی زن و

.بچه سه ساله اش رو کُشته بود...

.ولی امروز اون زن و بچه روبروی من ایستادن

چی داری میگی؟

درست گفتم یا نه؟

.من چیزی نمیدونم

یاشواردان سینگ" رو هم نمیشناسی؟"

یاشواردان سینگ" دیگه کیه؟"

.ویشال" برو توی اتاقت"

شمام لطفا از اینجا برین

.نمیخوام جوابی بهتون بدم

.مهم نیست .ما باز هم سئوال میکنیم

.من"یاشواردان سینگ" رو نمیشناسم

یاشواردان"دیگه کیه؟"

.پدر واقعیه تو

.یه داداش هم داری،اونم دوقلو

...اینا

اینجا چه خبر،مادر؟

.یه چیزی بگو دیگه

..."یاشواردان سینگ" توی 3 ایالت"دهلی" "یو پی" و "هاریانا"

.بزرگترین گانگستر بود...

.تا قبل از ازدواجمون من چیزی در این باره نمیدونستم

وقتی در این باره فهمیدم دیگه دیر شده بود

.و صاحب دو تا بچه بودم

"آجای"

"و "ویشال

.بازرس"ویجی کانت"اون زمان یه پرونده بر علیه"یاشواردان" تشکیل داده بود

.میخواستم از اون خونه و زندگی فرار کنم

.بخاطر همین برای ویجی کانت خبرچینی میکردم

...چه کسایی با "یاشواردان"دیدار میکردن ...چه وقت از خونه میرفت

...همه اینارو گزارش میکردم

،به این کار ادامه میدادم...زمان هم داشت میگذشت

.ولی بدون مدرک محکمی پرونده بسته موند

.دقیقا مثل درگیری که اصلا اتفاق نیفتاده بود

.پرونده هیچوقت به جریان نیفتاد

.ولی من و ویجی عاشق هم شدیم

پس چرا یکی از بچه هاتو پیش خودت آوردی؟

.هر چی لازم بود پسرم بدونه رو گفتم

،اگه چیز دیگه ای میخواین بفهمین

.مجوز بیارین و دستگیرم کنین

.وگرنه،بسلامت

...یه چیزو نفهمیدم

.پدرم بخاطر شما از نیروی پلیس اخراج شد

.توی اداره و رسانه ها تحقیر شد

.ولی بازم ساکت موند

اگه میخواست چه کارایی که میتونست بکنه

"اون همیشه میگفت:"تن آدمی شریف است به جان آدمیت

واقعا؟

.تا حالا فکر میکردم اون ارزشی برام قائل نیست

.حالا متوجه شدم که اون هیچوقت منو از خودش نمیدونست

.داداشم هیچوقت نتونست بر علیه اون مدرکی بدست بیاره

...امروز یاشواردان یه تجارت غیر قانونی

.در زمینه املاک و مستغلات به راه انداخته...

پلیس نه از قبل و نه الان از اون مدرکی نداره

.اگه یاشواردان بازداشت بشه

و شما هم بیایین خودتون رو نشون بدین

اینجوری داداشم دوباره میتونه به زندگی عادیش برگرده

ولی الان چجوری به زندان میوفته؟

تا حالا اسم"اورنگ زیب"رو شنیدی؟

پادشاه مغولها؟

،اگه توی گروه یاشواردان یه"اورنگ زیب"باشه

که بخاطر قدرت،پادشاه و خانواده ی اونو بکشه؟

منظورت"آجای"هست؟

"آجای" رو بذاریم جای"ویشال"

،وقتی زمینهای روستایی به فروش رسیدن

پلیدهای خارج شهری به سمت شهر روانه میشن

.شمام با فروش زمیناتون پولدار میشین

پول دارین ولی جنبه شو ندارین

راننده رو ول کن،حرومزاده

،این بیچاره رو ول میکنم

...با شما عوضیا چکار باید بکنم فکرشو کردین؟

.بزنم مُخِت رو بپاشم رو زمین

.مغزت کمی هوا که بهش بخوره شاید سر عقل میاد

.بابام میگه من کله خر هستم

.بزن ببینم گلوله ازش رد میشه یا برمیگرده

.بزن...بزن...بزن

...کثافت

.این مشاور املاک واسه ما کار میکنه

.فرستاده بودیمش ازت امضا و اثر انگشت بگیره

Aurangzeb subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left