The first 200 lines.
...آن چه در "پــاور" گذشت
هولیو رو میدم بهت
تو هم کلکشو بکن
:ولی من یه شرط دارم
جوری نکشش بفهمن کار توروس لوکوس ها بوده
خب، تامی، تو
در مورد توزیع کننده میخوای چکار کنی؟
یکی از شماها، یه تورو
با خونسردی توزیع کننده منو کشته
منطقه ای که بهتون دادیم رو میخوام
و 6 تا منطقه جدید هم میخوام
ببین اوریل، اگه این باعث شروع یه جنگ بشه
هر دوتامون میبازیم
رشید تیت، عضو انجمن شهرداری از کویینز
و در مورد علاقه شما
به کمیسوین تجارت شنیدم
بیلی مارخام، جو
فکر میکنم مدارکی داشت
که میتونست سن پاتریک و ایگن رو متهم کنه
فکر میکنم اونا کلکش رو کندن
اونم یه دروغگوی لعنتیه مثل بابا و عمو تامی
...لعنت بهت، طارق از اتاقم گمشو بیرون
آخ، طارق، بس کن
من باباتم
میخوام ببینمت
این نمای پله های اصلی
درست قبل از تموم شدن نوارها است
...اون لعنتی مایک سندواله
سلام؟
سلام. دنبال بابات میگشتم
تاشا، دیگه نمیخوام وکیل شوهرت باشم
ولی ما بهت نیاز داریم
من بهت نیاز دارم
*پاور* فصل چهارم قسمت هشتم "انجام شد"
صبح بخیر
باید همین حالا حرف بزنیم
تنهایی؟
دیگه نیستم
جیمز، چه خبره؟
چرا صبح به این زودی باید بیایی آپارتمان من؟
نمیتونستی صبر کنی؟
آخرین بار کی با پراکتر حرف زدی؟
یادم نیست
شاید هفته پیش
در مورد تحقیقاتی که
که شامل اون هم بشه نشنیدی؟
پراکتر؟ نه، یعنی
شاید بعد از اینکه از پرونده تو کنار گذاشته شد
هنوز دنبالش باشن، ولی
در مورد اتهامات واقعی چیزی نشنیدم
چیزی میدونی که منم باید بدونم؟
نه
میدونی که پرونده من هنوز مختومه نشده
میخوام مطمئن بشم اون درگیر
چیزی که بتونن به ما برسن نباشه، همین
ما؟
...خب، اگه تو... یا من
شامل هر چیزی بشیم
کاملا مطمئنم تا حالا حتما خبردار میشدم
میخوام چندتا زنگ بزنم؟
بفرما، مشکلی نیست
باشه
خب، اگه مشکلی نیست
نمیدونستم زن داری
زنم صداش نمی کنم
میدونی این روزا چطوریه
قانون درست و حسابی نداریم که
خب، اگه به تمیزکاری نیاز داشتی
تاشا میتونه شماره نظافتچی خونه رو بهت بده
اون کارش عالیه
نه، مشکلی نیست
ممنون
میبینمت
هنوز به فکر جنگ با خیمنزی؟
هنوز به پیشنهادم جواب ندادن
مجبورم کردن همش گوشیمو نگاه کنم انگار امیدوارم به مهمونی رقص دعوتم کنن
ببین، ما تازه دیدیمشون
هی، صربستانیها در جریانن؟
ما بهش رسیدگی می کنیم
جیسون نیازی نیست در این مورد چیزی بدونه
این یه گندکاریه که خودمون میتونیم تمیزش کنیم
چرا داری منو سوال پیچ میکنی؟
اگه تا نصفه شب ازشون خبری نشد
به همه میگی خودشون رو جمع و جور کنن
قراره همه جا جسد بریزه
خب، میدونی من آماده ام
و پسرا هم همینطور
آره
سه تا کامیون دیگه مونده
حداکثر، 4ساعت طول میکشه
خوبه
باید برم، ولی بعدا بهت زنگ میزنم
چندتا کار دارم باید انجام بدم
گندش بزنن
به آنجلا: داره دیر میشه تا 15 دقیقه دیگه اینجا باش
مایک
اینجا چکار میکنی؟
دیروز، ماک منو تنهایی آورد اینجا
گفت به اطلاعات نهایی در مورد داناوان نیاز داره
عالیه، اونا در مورد نفوذی بودن داناوان جدی هستن
آره
تو هم با ماک تنها حرف زدی؟
نه، حرف نزدم
چرا؟
من و تو و ساکس هنوز یه قرارداد داریم
که با هم دیگه کار کنیم؟
تا قاتل واقعی گِرگ رو به محضر عدالت بیاریم
بی خیال مایک، منم به اندازه تو میخوام
داناوان تقاص پس بده
هر چیزی که پیدا کنم
به تو هم میگم
خوبه، به زودی حرف میزنیم
تاشا
سلام؟
!دختر
تو تلویزیون دیدمت
مطمئنی کار درستی بود؟
تری گفت برام مهمه که
در کنار گوست باشم
خب، منم به خاطر پرونده کنارش وایسادم
تری؟
همون وکیله، سیلور؟
هنوزم با هم حرف میزنید؟
آره
ببین، کیشا، باید یه چیزی بهت بگم
مامان؟
سلام سلام، عزیزم
سلام. میخوام این رو نشونت بدم
راینا
چه بلایی سر بازوت اومده؟
تو مدرسه خوردم به یه نفر
ولش کن
نظرت چیه من برم اینجا؟
این چیه، یه مدرسه است؟
چرا میخوای مدرسه ات رو عوض کنی؟
بده ببینمش
معلومه چرا میخواد مدرسه رو عوض کنه
خونه مثل یه تفریحگاه مضخرف شده
کیشا
خاله کیشا
اونا آکادمی های دقیق و سختگیری دارن
مشاور مدرسه ام میگه اونا تعداد کمی از بچه ها
تو تعطیلات زمستونی قبول میکنن
یا تو تعطیلات تابستونی
ولی، عزیزم، نمیتونم بفهمم چرا
در کمال ناباوری میخوای به یه مدرسه
درو از خانواده ات بری؟
همینجوری
بهش فکر میکنی؟
لطفا
باشه، حتما
برو، وسایل مدرسه ات رو آماده کن
باشه، خداحافظ
طارق
برو ژاکتت رو بپوش
تا یه دقیقه دیگه میریم
به برینز: منم میخوام باشم
بهتره، بعدا با جزئیات زنگ بزنی
سلام، آقای استیو
سلام، خانم جوان، صبح بخیر
برگشتن به محله همیشه خوبه
آره، همینطوره. آره، همینطوره
برای شروع آماده ایم؟ تقریبا
فقط منتظر یه نفر دیگه ام
فکر میکردم فقط من و تو هستیم
میخواستم دیدمون رو به حداکثر برسونم
چه راهی بهتر از اینکه تو رو به یکی از بچه هایی
که از محله نجاتش دادی معرفی کنم؟
با این که مشکلی نداری؟
نه، نه، عالیه آندره
عضو شورای شهر
ممنون که اومدی ممنون منو دعوت کردی
جیمز آندره
خب، چجوری باید شروع کنیم؟
بریم انجامش بدیم بریم
خب مایک دیشب اومد خونه ات؟
آره. با دخترم حرف زده
بهش گفته به من نگه که اومده
نمیدونسته که بچه ها آخر هفته ها پیش منن
فکر میکرده من خونه تنهام
شاید فقط میخواسته در مورد پرونده حرف بزنه
مضخرفه
به ماک گفته داناوان نفوذی بوده؟
فکر میکنم اون رفته خونه ات تا تو رو بکشه
چون یه آدم مرده نمیتونه خودشو تبرئه کنه
در مورد یه هرزه نبوده. لعنتی
صبح قبل از اینکه بیام اینجا
مایک ازم پرسید هنوزم داریم با هم دیگه
روی این کار میکنیم که ثابت کنیم داناوان نفوذی بوده
بهش گفتم آره
ای جاسوس دو جانبه کثافت
نه، هی، هی، اشتباه ها قبلا انجام شدن، شاید
ولی اگه آنجلا درست بگه
اون میخواد یه نفر رو بکشه و برای یه نفر پاپوش بدوزه
میریم پیش ماک، به اندازه کافی مدرک برای حکم دستگیری داریم
یا هممون میریم تو لیست مرگ مایک
فیلم ها نشون میده اون میره طبقه بالای تروث
هیچ زاویه ای اون رو با تفنگ نشون نمیده
هیچ تصویری ازش نیست که نشون بده اون داره تفنگ رو جاسازی میکنه
دوتا شانس داریم، در بهترین حالت 3 تا شانس داریم، بدون از دست دادن چیزی
No comments yet. Be the first to leave one.