The first 200 lines.
خب، دیروز من داشتم سر مراسم ختم
.اولین دختری که باهاش خوابیدم صحبت میکردم
."متاسفم، "اد
از دخترعموهای نزدیکت بود؟
هی، هی، "اد" الان کسی رو از دست داد که براش مهم بود
و الان داره زمان سختی رو .پشت سر میگذاره
."بگو چه احساسی داری، "اد
...غمگین
.اون آدمها میدونستن من باهاش خوابیدم
در تابوتش باز بود
.و اون قیافش خیلی ترسناک بود
ولی وقتی داشتم صحبت میکردم مطمئن شدم
،که مردم بدونن که وقتی من باهاش خوابیدم
.اون زن خوش قیافهای بوده
.مطمئنم این دلداری بزرگی برای خانوادش بوده
کسی چیز دیگهای برای گفتن نداره؟
،آره، اگه کسی خواست لیموزین اجاره کنه
،بیا
.من کارت تجاری جدید درست کردم
".نولان جانسون، راننده عادی لیموزین"
.آره، این به فرانسوی میشه عادی
."این عکس قشنگی از توئه، "نولان
.ممنونم - .این "متیو مککانهی" هست -
چرا عکس این رو گذاشتی روی کارتت؟
چونکه اونجا نوشته سرویس برنده جایزه
.و من جایزه اسکار نگرفتم
.خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب
.میدونی، تو باید یکی از اینها به "شان" بدی
اون رفت و آمد زیادی با رانندههای لیموزینی داره
.که آدمها رو میارن به استریپ کلابش
خوبه. این دادن کارت به دیگران
.خیلی بهتر از نقشه تبلیغاتی قدیمیم هست
منظورت تنها نشستن توی خونه و هیچ کار نکردنه؟
.آره. من حتی سعی کردم تا ظهر بخوابم
.خبری نشد
.منم یه خبری دارم
میخواستم از همگی به خاطر پوشیدن
.لباسی که سه ماه پیش پوشیده بودم عذرخواهی کنم
خب، ممنونم که بالاخره چیزی رو گفتی که .هیچ کدوممون بهش فکر نمیکردیم
هنوز مشکل مالی داری؟ - .آره، من کاملاً ورشکست شدم -
من غذایی واسه خوردن ندارم و .برقم هم تازه قطع شده
.متاسفم. نمیدونستم اوضاع اینقدر بد شده
.نه، این عالیه ،هر چی وضعیت من بدتر بشه
زودتر پدرم دلم به رحم میاد .و یه پول درشت به من میده
اینقدر به پول پدرت وابسته نباش
.و با یه میلیاردر اینترنتی ازدواج کن
."من بهت افتخار میکنم، "اد من مطمئن بودم که تو
(میخوای بگی میلیاردر نقطه به سر. (هندی
.مگه این رو نگفتم؟ لعنتی
.لیسی"، تو نباید به کسی وابسته باشی"
تو باید مسئولیت زندگی خودت رو .به دست بگیری
گرفتم. من کسی هستم که از خودم سلفی میگیریم .تا پدرم احساس گناه کنه
اگه کسه دیگهای این عکسها رو بگیره
.بهش میگن یکی دیگهای
.اوه، صبر کن. یکی دیگهای
.فکر کنم الان یه چیزی اختراع کردم
.آره، بهش میگن عکس گرفتن
بسیار خب، "لیسی". ما هفته بعد .درباره این حرف میزنیم
باشه، ولی تا اون موقع حالم بهتر شده
.چونکه کلی پول از پدرم گرفتم
باشه. من حالا میخوام برم به آشپزخونه
.و توی دستمال آشپزخونه جیغ بزنم
.هفته بعد میبینمتون
.اوه، هی
هی، میتونی اون کاغذهای روی پیشخون رو امضا کنی؟
.این فقط یه امضای روتینه
اون زندانیها برای آزادی زودهنگام .مورد تایید قرار گرفتن
.صبر کن. این آدم وحشی
این قاتل؟ این روانی؟
.بفرما
میتونم نظرت رو درباره چیزی بخوام؟
.البته
چی میشه اگه به پدر "لیسی" بگم
بهش بگه که ورشکست شده؟
اینجوری اون باید جداً .دنبال پیدا کردن یه شغل بره
.این ایده خیلی بدیه
دروغ گفتن به بیمار هیچوقت .خوب پیش نمیره
.عالیه. پس اینکار رو میکنم
چی؟ پس چرا ازم پرسیدی؟
بعضی وقتها آدم باید .یه سری چیزها رو بلند بشنوه
،وقتی تو اینجا نیستی .من با این یخچال حرف میزنم
،از همه ایدههام خوشش میاد، بهم یخ میده
.و چیزها رو سرد نگه میداره
.هی، این رفتارت هم سرده
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
چایی میخورین؟
چرا؟ چونکه هندی هستم و همه هندیها چایی میخورن؟
.شاید من آبجو بخوام
.متاسفم. براتون آبجو میارم
.نه، من همون چایی رو میخوام
.ولی حالا نمیتونم بخورم
.من خودم رو توی دفاع نژادی خودم گیر انداختم
.نوشابه بیار
خب این کار رو میکنی، "سانجی"؟
اینکه به "لیسی" بگی تمام دارایی خانواده رو از دست دادی
.بهترین چیز برای اونه
فقط چند ماه لازمه تا .روی پاهاش بایسته
مگه به اندازه کافی رنج نکشیده؟ من یه عکس ازش دارم
.که با یه مرد بیخانمان ساندویچ میخوره
اون اونقدر ناراحت به نظر میرسید که به زور .تونست حالت بوس رو توی سلفی نشون بده
مرد، اون داره شما رو بازی میده
.مثل یکی از اون گیتارهای بزرگ هندی
سی تار؟ - .نه، فکر نکنم -
یه گیتار بزرگ هندی؟ - .آره -
.اون سی تاره - .باشه، بعداً دربارش تحقیق میکنیم -
.به هر حال، اون داره شما رو بازی میده
.خیلی خب، اینکار رو میکنم
.ممنونم
و فقط برای همین، حرفتون رو قبول میکنم
.و میگم که همون سیتاره
.هی. شرمنده که دیر کردم
من الان داشتم با یه آدم بیخانمان دعوا میافتادم
که میخواست ساندویچی که من میخواستم
.باهاش عکس بگیریم و برای... بابا
."سلام، "لیسی
اینجا چیکار میکنی؟
."برای همین باهات تماس گرفتم، "لیسی
پدرت حرفی برای گفتن داره
.و میخواست روانشناست برای پشتیبانی پیشت باشه
.خبر خوبی نیست
منظورت چیه که خبر خوبی نیست؟
چی خبر خوبی نیست؟ این یعنی چی؟ منظورت چیه؟
."حرفت رو بزن، "سانجی
من و مادرت یه سری سرمایهگذاری بد کردیم
و الان فقط به اندازهای پول داریم .که من و اون زندگی کنیم
.پول خانوادگی از بین رفته
منظورت چیه که از بین رفته؟
مثلاً فقط 20 میلیون دلار مونده؟
لیسی"، فکر کنم پدرت داره" اینو بهت میگه
.که خودتی و خودت
صبر کن. بابا، روی چی سرمایه گذاری کردی؟
."بهش بگو، "سانجی
به نظر میاد ما یه سری سرمایه گذاری ناآگاهانه
وسیع روی بارهای ورزشی .تیمهای کریکت انجام دادیم
.مشخص شد که آمریکاییها نمیدونن کریکت چیه
...ملت فکر کردن منظورشون
.بارهایی پر از حشراته
...پس تو داری میگی
.من... من فقیرم
.من خیلی فقیرم
.چارلی"، من یه کم نگران هستم"
.نباش. نباش .ما این رو همیشه میبینیم
!من میخوام بمیرم
.اون حالش خوبه
حقیقتش، اگه این کارا رو نمیکرد .من نگران میشدم
پس تو رفتی به "لیسی" گفتی که پدرش ورشکست شده؟
و تا کی آه و نالش ادامه پیدا کرد؟
.حدود یه ساعت
...بعدش اون یه جیغ خیلی بلند کشید مثل
تا حالا سگ نژاد شیهواهوا رو لگد کردی
و بعد تمام پولش رو گرفتی؟
.ها
پس تو به مریضت دروغ گفتی .و یه سگ رو لگد کردی
.تو آدم بدی هستی
...ولی اثر کرد. بعد از اینکه آروم شد
اون قبول کرد بیاد اینجا و من بهش .توی پیدا کردن شغل کمک کنم
واقعاً؟ - پس فکر کنم یه نفر به یه نفر دیگه -
".باید بگه "معذرت میخوام، چارلی
،تو اولین نفر هستی .من هم "چارلی" هستم
.سلام به همگی
اوه، هی. خبر خوب. من چند تا موقعیت .شغلی عالی برات توی اینترنت پیدا کردم
اوه، ممنونم، ولی من دیگه .به شغل احتیاج ندارم
.مشکل مالی من برطرف شد عزیزم؟
.دارم میام
.همگی، این نامزد من "دادلی"ـه
نامزدت؟ - .و تو باید "چارلی" باشی -
و تو هم باید دستیار دست پا چلفتیش باشی
.که در جستجوی رابطه جنسیه
.دادلی" دیشب روی قایقش از من خواستگاری کرد"
.خب، از لحاظ تکنیکی اون قایق نیست
.اون یه کشتی تفریحی 200 پایی هست
ولی تنها قایقی که
ایشون لازمه دربارش خبر داشته باشن
.یه قایق موتوریه
.خوب به نظر میرسه
.خیلی خب، قضیه اینه
حالا، وقتی داری آدمها رو از فرودگاه
.یا هتل میاری، تو فقط باید درباره کلاب حرف بزنی
.برای هر کسی که بیاری 20 دلار گیرت میاد
نمیدونم. معمولاً وقتی ،مردم میخوان برن به استریپ کلاب
."من میبرمشون به کلاب "دخترها دخترها دخترها
.آره، ولی ما امکاناتمون بیشتر از اینهاست
ما اینجا غذا هم داریم. ما اینجا از این .بال مرغهای بدون استخون عالی داریم
،معمولاً وقتی مردم میخوان بال بخورن
."من میبرمشون به "بال بال بال
باشه، خب، برای بال و دخترها کجا میبریشون؟
،اونجایی که توی آکسنرد هست. میدونی ."دخترها دخترها دخترها و بال"
.آره، اونجا خیلی خوبه
اونها قبل از اینکه به دخترها دست بزنی .بهت دستمال مرطوب میدن
.ما هم باید این رو اضافه کنیم
.خیل خب، 30 دلار
باشه. - آره؟ - .خیلی خب، من یه قرار ملاقات دارم
...فقط یه لطفی در حقم بکن با دخترها بشین
و یه کم باهاشون آشنا بشو تا بتونی .دربارشون با مسافرها حرف بزنی
.گرفتم
.سلام، من "نولان" هستم
.و من قراره این کلاب رو توی لیموزینم تبلیغ کنم
.سلام، من "جید" هستم
.تو من رو یاد مادرم میندازی
No comments yet. Be the first to leave one.