The first 200 lines.
خیلی وقتا,با بدبختی به اینجا چسبیده بودم.
حضورم هیچ معنی ای براش نداره.
اما اونموقعه, مشکلای بین اون و شوچه رو شدن..
پس,فکر کردی امیدی هست و بازم موندی؟
نه.هیچوقت فکر نکردم که امیدی باشه.
کِی یواشکی عاشقِ خواهرم شدی؟
شو چه هم همینو ازم پرسید.
چی؟میدونه اینو؟ اوه
وقتی خواهرت داشت عروسی میکرد,یواشکی بدونِ اینکه به کسی بگم اومدم آمریکا.
اولین کسی که فهمید اینجام شو چه بود.
میدونه از وقتی دانشگاهِ سینگوها بودی خواهرمو دوست داشتی؟
بهش گفتم از اولین باریه که خواهرتو دیدم.
سلیقه ـت خوبه.
خواهرم میدونه؟
الآنشم نمیدونه؟
هیچوقت احساساتتو بهش اعتراف نکردی؟
چرا؟هان؟
الآن میتونی دیگه.اونا که بِهَم زدن.
من اون طور آدمی نیستم که بتونم کاری کنم شو چه رو فراموش کنه.
پس یواشکی تا نیویورک دنبالش میری.چی قراره بهش بگی؟
دوباره بهش میگی مدرسه ـت رو انتقال دادی؟
هنوز بهش فکر نکردم.
نمیفهمم؟برنامه ـت چیه؟
این احساسات,
معنی ای واسه اون داشته باشه یا نداشته باشه,یه معنی ای واسه من داره.
من قبل تو زانو زدم.
این چی میگه دیگه؟
همه چیز درباره ی عشق...
همه ی انواع عشق کامل کردنِ خودته.
پس این واقعا چیزیه که گفتی؟
داداش,نه تنها جانشینِ خوبِ منی, پشتیبانِ خوبِ خواهرمم هستی..
واسا,اگه تو و خواهرم برین نیویورک,درس و مشق های من چی میشه؟
بیا باز شروع شد.
تو خیلی باهوشی. چرا خودت نمیتونی بری سر کلاسات و فارغ التحصیل شی؟
من هنوزم خودم میرم سر کلاسا.
میگم این چی؟تو برگه هارو تو نیویورک برام بنویس.
برای امتحانا هم برگرد.
هنوز بهت حق کمیسیون میدم. میتونی از پس هزینه های زندگیت تو نیویورک بر بیای.
نمیشنوم.نمیتونم بشنوم.
حتی اگه نمیشنوی, باید بهم قول بدی. معامله ـس,داداچ.
نمیشنوم.نمیتونم بشنوم.
داداش. اگه تو و خواهرم یه زوج بشین,شوهر خواهرم میشی!
فکر کن.نیویورک.
حق کمیسیون.هزینه های زندگی.
این هیچ ربطی به این قضیه ندا... - خواهرم!
اگه بری نیویورک میتونی بری دنبال خواهرم.
اونا بِهَم زدن..
شوهر خواهر.شوهر خواهر.
دست از سرم بردار بابا
قول بده بهم.
سر تکون دادی!
سر تکون دادی.سر تکون دادی.
این معامله ـست.
تام,رودی چنگ رو دیدی؟
دانشجویی که دوره ی مهندسیِ مالی رو ترم قبل با تو گذروند
اوه آره
خب بهش بگو دنبالش میگردم
میخوام دعوتش کنم به پروژه ی خاصم
باشه,حتما, آره اگه دیدمش بهش میگم
رودی؟
ببخشید پروفسور اریک,دنبالِ رودی میگردین؟
اره
آره,سی ثانیه پیش دیدمش
واقعا؟
هی جرج
تازه هم دیگه ـرو دیدیم,هنوز اینجام
کجایی؟
باشه,میام اونجا.
هی,چه خبرا؟
پروفسور اریک دنبالت میگرده.
رودی؟
رودی چنگ؟
منو تو قراره یه صحبتی داشته باشیم.
بیا تو.
من با دفتر امور دانش آموزا یه بررسی ای داشتیم
بهم گفتن فقط یه رودی چنگ برای کارشناسی دوهزار و دوازده هست
خب آقای چنگ.توضیحی داری؟
از چی فرار میکنی؟
نزن منو!
وایسا!
خیلی عصبانی ـم!
درو باز کن!
خواهر. اگه نمیزنمت معنیش این نیست که نمیتونم بگیرمت که . تا وحشی نشدم هُلم نده دیگه
وحشی بشی؟
کی کاری کرد با یه زنگ تو فرودگاه نیویورک کنترلمو از دست بدم؟
دارم بهت میگم.امروز فقط دارم گرمت میکنم.
یه کتک کاریِ دیگه فردا داری
با کی؟
بابا؟کی بهش گفت؟
مدرسه بهش اطلاع داد.
فردا میاد اینجا.صبر کن فقط.
تمومه دیگه.فردا روزیه که میمیرم
خواهر. چیکار باید بکنم؟
چرا اونموقعه که از نینگ مینگ خواستی جانشینت بشه از خودت نپرسیدی باید چیکار کنی؟
دارم میگم. مدرسه داره تحقیق میکنه. بعد از اینکه مدرک در بیارن شاید زنگ بزنن به پلیس..
به عنوان کلاهبردار تحت پیگرد قرار میگیری.
یعنی قراره دستگیر شم و برم زندان؟
یه کوچولو تقلب کردم.نترسون منو.وگرنه امروز روزیه که میمیرم..
میدونی که رفتارت...
تنها نقض اخلاقیِ تو نیست؟
و جعل کردن امتحانات فقط یه فساد آکادمیک ساده نیست.
این مثل محروم کردن حقوق دیگران از حق تحصیلشونه.
تو آمریکا,این یه نقض جدیِ ارزش برابریه.
پس به بابا بگو زودتر بیاد اینجا.
میشه زنگ بزنی ازش بپرسی سوار هواپیما شده یا نه؟
دنبالِ اینی که ببینیش؟
بهش بگو بیاد نجاتم بده.فقط اون میتونه نجاتم بده.
هر موقعه گند میزنی,روش حساب میکنی...
که مراقب دردسرات باشه.
تو دبیرستان,مدرسه پرتت کرد بیرون.
الان یکی رو پیدا کردی بره جات امتحان بده, دانشگاه هم اخراجت میکنه..
نمیتونی هر غلطی دلت میخواد بکنی فقط چون یه نفر قراره بعدش هواتو داشته باشه.
دیگه وقتشه بهای اشتباهات رو بدی.
این دیگه خیلی گرونه.
باید آماده شی کتک بخوری و بری زندان.
خواهر.کجا داری میری؟دیگه کاری باهام نداری؟
میرم نینگ مینگ رو پیدا کنم.میخوام بپرسم چرا کمکت کرد..
تقصیر اون نیست که اون میخواست پول دربیاره. با پول وسوسه ـش کردم.
تو احمقی.اونم هست مگه؟جفتتون اخراج میشین.
اون برای خودش احساس مسئولیت نکرده.
نه.اون اخراج نمیشه.
چرا اخراج نشه؟
چون اون نمیره مدرسه ی من اصلا.
استادیش رو تو مدرسه ی شما نمیگیره مگه؟
خواهر.وضعیت مالی خانواده ـش رو نمیدونی مگه؟
چجوری میخواستن خرج مدرسه ـشو بدن اخه؟
چرا اینجاست پس؟
نمیتونی ببینی؟
بخاطر تو امده.از این تابلوتر آخه؟
نینگ مینگ برای خودش مسئولیت پذیر نیست. چون فقط در برابر عشقی که به تو داره مسئوله.
ممنون.
دوست قدیمی,مجبورم باز ازت کمک بخوام.
یکم پیش با مدیر مدرسه حرف زدم.
قبول نمیکنه خارج از مدرسه ببینتمون.
فقط تو مدرسه میتونیم ببینیمش.
میخواد چیزای عمومی رو عمومی نگه داره.
آره.
بخاطر تقلب کردن رودی چنگ,
اخلاقیات و آینده ـشو زیر سوال بردیم.
خودش به درس خوندنش ضربه زد.
مثال بدی برای رفیقای دانشجوش بوده.
به اعتبار دانشگاه آسیب زده, بنابراین -
کاملا اگاهم که اشتباه پسرم چقدر جدیه..
از تنبیه مدرسه واسش حمایت میکنم.
اما,میخوام از مدرسه درخواست کنم...
که یه شانسی بهش بده که بمونه اینجا و درس خوندنشو ادامه بده..
شنیدم قانون تعلیق اجباری تو این دانشگاه هست.
قانون واسه کسایی تنظیم شده که کلاس هارو میوفتن و قوانین کلاس رو میشکنن.
پیشنهاد میدم مدرسه میتونه از این قوانین برای چنگ ران استفاده کنه.
یه سال معلقش کنین. یه سال دیگه میتونه باز برگرده و آزمون ورودی بده.
حداقل میتونه یه جایی اینجا داشته باشه.
یه جمله ی چینی ای هست که میگه...
از جایی که زمین خوردی بلند شو.
یه جله ی چینی هست که میگه, "وقتی سقوط میکنید باز هم باید صعود کنید".
آقای چنگ وی,دفتر امور دانشجو های کارشناسی
قبلا تصمیمشو گرفته...
که رابطه ی آموزشیمون با رودی چنگ رو خاتمه میدیم
میشه بهش فکر کنید؟
بازم میتونیم درموردش بحث کنیم.
"اصلا بازم میشه درموردش بحث کرد؟"
تصمیم شخصیِ من نیست.
این سیاست اصلی برای دانش آموزایی که اینجا تقلب میکنن.
کمیته ی کار های دانش جویی..
و کمیته ی انضباطی دانش آموزا...
دارن تحقیقات بیشتری انجام میدن...
درباره اینکه رودی چنگ یکی رو استخدام کرده...
که به کلاساش و امتحاناش رسیدگی کنه.
موظفم بهتون اطلاع بدم که اگر اونا بفهمن روش های پیچیده ی بیشتری هم ,
از ریاضیات پیشرفته در اخرین دوره سال اول هست
و مهندسی مالی آینده
دانشگاه این حق رو که گزارششو به پلیس بده ,
و به دفتر وکیل محلی گزارش بده,و
و رودی چنگ و جانشین چینیشو تحت تعقیب قرار بده
برا تقلب و توطئه به ارتکاب جرم حفظ میکنه.
من به این وسیله برای تمام دردسرایی که..
منو پسرم برای مدرسه باعث شدیم عذر خواهی میکنم.
این شکست من تو تربیتِ پسرمه.
اما, امکانش هست یکم بهش رحم کنین؟
بهش یه شانسی بدین که دوباره شروع کنه و اشتباهشو جبران کنه؟
به عنوان یه پدر این درخواستمه.
"به عنوان یه پدر این درخواستشه."
آقای چنگ وی.احساساتتون رو میفهمم.
ولی متاسفم.کارِ دیگه ای نیست که بتونم بکنم.
ممنونم.
رونی برگشت.
وضعیت چیه؟
رئیس مدرسه موافقه که شایعه رو تو مدرسه نگه داره,
و به پلیس گزارشش نکنه.
ولی,باید به حوزه ی مالی گزارش بشه.
تازه, اخراج شدن هم غیر قابل پیشگیریه.
ممنونم,دوست قدیمی.همینم کلی خوش شانسیه. مرسی.
باعث افتخاره.
فقط اخراج شدن,پلیسی در کار نیست؟بهترین نتیجه ایه که میتونستیم امیدوارش باشیم.
وقتی برگشتی بهش نگو.
بزار یه مدت ترسیده باشه.خوبه واسش.
باشه,زود میبینمت.
چنگ ران.
چنگ ران؟
چنگ ران؟
بابا.خواهر.میترسم.
No comments yet. Be the first to leave one.