The first 200 lines.
من یه خبرنگارم
میدونم ممکنه عجیب باشه ولی تا جایی که یادم میاد همین بودم
فکر کنم اگه بدنم رو بشکافن ازم جوهر بریزه بیرون
بابام هم یه خبرنگاره
مامانم میگه ما دوتا مثل هولمز و واتسونیم
بابام میگه پیدا کردن حقیقت چیزیه که همه چی رو سر جای خودش قرار میده
من باید حقیقت رو بفهمم
ولی از اونجایی که فقط یه بچم مردم همیشه بهم دروغ میگن
خب من یاد گرفتم چجوری به چیزا نگاه کنم و واقعا ببینمشون (بفهممشون)
من تو روزنامه ی خودم مینویسم
و برای خودم انتشارش میدم
خواهرم فکر میکنه این یه شوخیه
ولی این روش منه که بفهمم چی واقعیه
پدرم بهم گفت باید از کشور خارج شیم
تا بتونه رو کتابش کار کنه ولی من میدونم بخاطر اینه که شغلشو از دست داده
اون سعی میکنه خوشخال باشه و همه چی رو جوری نشون بده که انگار همه چی رو به راه میشه
ولی من میدونم اون غمگینه
ما قراره خونه ی بابابزرگ زندگی کنیم
از اونجایی که اون تو خونه ی سالمندانه
پدر و مادرم میگن میریم اونجا که کنارش باشیم
ولی فک کنم بخاظر اینه که رایگانه و ما جای دیگه ای رو واسه زندگی کردن نداریم
خیلی ناراحت کنندس که باید بهتون بگم این اخرین مقاله ایه که
توی بروکلین مینویسم
دارم میرم یه جایی که اسمش اری هاربوره جایی که پدرم بزرگ شد
میگن قشنگ و عالیه
ولی میدونم اصلا اینجوری نیست
اوکی بریم وسایلمون رو باز کنیم تو خوبی؟
خب بچه ها رسیدیم
خیلی خب بریم تو کارش
هیلدی تو خوبی؟ حواسم هستا
چرا مردم فکر میکنن نیویورک ترسناکه؟
حداقل تو یه کوچه یه نفر ممکنه صدای جیغت رو بشنوه
چرا اصلا باید کسی بخواد صدای جیغت رو بشنوه؟
نمیدونم اگه یهو بهمون حمله شئ یا چیزی
توی ایری هاربور خبری از حمله و صدای ماشین و الودگی نیست
بخاطر همین اینجاییم یه ماجراجوییه
یه سفر یه سفر؟ اره همین که گفتی
ولی ما تو سفر نمیریم مدرسه
شاید تو بری
راستشو بگو قرار نیست دیگه برگردیم بروکلین درسته؟
چرا حتما برمیگردیم
اره تا چند ماه دیگه برمیگردیم
میدونی شما بچه ها یه سال اینجا میرید مدرسه
و بعدش دوباره دور هم جمع میشیم دقیقا جمع میشیم
کسی که نتونه یه تخت جور کنه تو زیرزمین میخوابه
هی تو
میدونی فک کنم اینجا خوش بگذره
منظورم اینه نگا کن یه حیاط داریم که میتونی توش بازی کنی
منم کارارو راست و ریست میکنم اره فک کنم خوش بگذره
دوبار گفتی خوش میگذره یبار دیگه بگو تا زنگ بزنم پلیس
هی تو ماشین داشتی چی مینوشتی؟
میتونم ببینم؟
بزار ببینیم
هیلدی کوتاه بیا اون فقط یه یه خرت و پرت فروشی رو زمین بود
ولی اون زنه هیچ مشتری ای نداشت خب که چی؟
اون یارو که بیل دستش بود چی؟
فکر میکنی داشت چیزی رو از زیر خاک در میاورد یا خاک میکرد؟
احتمالا داشته یه چیزی میکاشته میدونی مردم درخت میکارن
واقعا این کارو انجام میدن
خیلی خب گوش کن
زندگی همیشه دوییدن دنبال داستان نیست
باید ازش لذت ببری باشه؟
فهمیدی؟
مثل مامان شدی
خب میدونی توهم مثل من شدی دستت سرده
میدونم مثل من نباش نباید مثل من باشی
کمک کن بلند شم
بابا !ریچی
بابا؟ بابا؟
باشه باشه بیا بریم داخل
قبل از ایکه این سکوت و ارامش جفتمون رو دیوونه کنه باشه؟
دوربینم رو پس بده
!عجیبه بسه
نگاش کن نمیخوام بشکونمش متاسفم
برو و تو جنگل پیاده روی کن پیاده روی کن
چقد باحاله؟
دوستت دارم
بسه
خدای من
شاید باید با ویراستارت تماس بگیری
که بتونه دوباره اخراجم کنه؟
بهتره این کارو نکنم
بعلاوه من دیگه اخبارو گزارش نمیکنم
خب باشه شاید بهتره برگردم سر کار
با توجه به مراقبت کردن از پدرت و چیزی که توی نیویورک پشت سر گذاشتیم
فک کنم مجبورم
کمک بزرگیه که میتونیم اینجا رایگان زندگی کنیم
خب اگه ما میتونستیم جای دیگه ای زندگی کنیم
باور کن میکردیم
هی
هی بیا اینجا
من خوبم
ببین میدونم این چیزی نبود که انتظارشو داشتی
اره و متاسفم
قول میدم دوباره نزارم چیزی بینمون قرار بگیره باشه؟
ایزی صبحانه. ببخشید عزیزم
کسی ماشینی که دیشب در خونمون بود رو دید؟
شروع شد
چرا؟ کجا بود؟
تو خیابون حدود 4.32 دقیقه ی صبح رفت
حدود 4.32 دقیقه ی صبح؟
نه نه تو بیدار بودی؟
خیلی خب هممون برا روز اول هیجان زده ایم؟
هممون برای روز اول هیجان زده ایم؟
اره اره هستیم؟
چرا موضوعو عوض میکنی؟ چی؟ عوض نمیکنم
عوض کردن چیه؟ کسی عوض نکرد
فقط داریم حرف میزنیم باشه؟
چرا همیشه انقد سوال میپرسی؟ خب اینم یه سوال بود
نمیتونی کلا بیخیال چیزی بشی میتونی؟
البته که میتونم
جدی؟ بیخیال شو زود باش
بیاید فقط یه صبحانه ی راحت بخوریم
زودباش خوش میگذره
نگاش کن داره دمیخوره
فقط داره از غذاش لذت میبر
درمورد چیز دیگهع ای فکر نمیکنه
هیچی فقط غذاش
عالیه
فک کنم ماشینه یه پلیس مخفی بوده
از این کلاه توپیا و یه چراغ قوه طرف در راننذده داشت
و من اینجوری بودم که دیدی بهت گفتم
هی میتونی بهش بگی انقد
گ*و*ه بازی در نیاره؟ !ادب
من یه روزنامه نگارم میتونم هجی کنم
اوکی هیلدی چیزای روزنامه نگار واقعی نیستن
اون تو بروکلین صدتا دنبال شونده داشت
دنبال کننده ولی مرسی
هیلدی فک کنم گفته بودی وقتی برسیم اینجا این کاراتو تموم میکنی
میدونی که بتونی عادی باشی
من هیچوقت اینو نگفتم تو گفتی
خب بهرحال توی ایری هاربور میخوای درمورد چی گزارش بنویسی؟
یه کیک سیب که میخوره به پرچم امریکا؟
مامان بسه
ببین فقط دارم میگم اون یارو که بیرون بود میخواست
مارو ب*ک*ش*ه
منم میتونم چی؟
هجی کنم اها باشه
خب وقت استراحت دوستان نه
میدونی همه چیز قراره خوب پیش بره باشه؟
عالی میشه اره
باشه؟ باشه
خیلی خب مرسی
حله میشه یکم میوه بخوری لطفا؟
عالیه ساعت سه میام دنبالتون بریجت انقد نیا نزدیک مدر
خدایا بیخیال عزیزم من حتی نزدیک مدرسه هم نبو
بریجنت
حواست به خواهرت باشه و اسم من مامانه
باشه باشه پسش بده
لباسشو دیدی؟
داره برف میاد یخ نکنی
اره
باشه کاملا جدی باش
نخند. برف
یخ نزن
خب برف رو بگیر ههمه ی برف رو بگیر
یخ بندونه دو اره
ولی کاملا جدی باش نخند
نخند کاملا جدی
بیا فرشته برفی بسازیم اماده ای؟ فرشته برفی
مواظب گل خوشه ایا باش
ببخشید
قیمت ها کجان؟
برای چی؟
هرچیزی مثلا این
قهوه میخوری
من عاشق قهوم ولی خانوادم فقط بهم اجازه میدن نسکافه بخورم
بگیر به محله خوش اومدی
چطوری میدونی ما تازه اومدیم اینجا؟
شهر کوچیکیه
خب چرا الان میخوای تو حیاط چیزات رو بفروشی؟
همه مشغولن تو اینجایی
ولی بزرگتر ها پول دارن
تو هرروز چیز میزاتو تو حیاط میفروشی؟
من یه خبرنگارم
خب تو پسر مت لیسکو ای درسته؟
من و پدرت قبلا با هم دوست بودیم
چند وقتی بود که ندیده بودمش
حالش خوبه؟
چرا نباشه؟
وقتی داشت میرفت میگفت دیگه هیچوقت برنمیگرده اینجا
گفته بود؟ چطور؟
میخوای بهترین راه نگه داشتن راز رو بدونی؟
وانمود کن که رازی نیست
یه لطفی بهم میکنی؟
میتونم بازی کنم؟
مدرسه چطور بود؟
نوشتن چطور بود؟
خب touché touché معنیش چیه؟
معنیش اینه میخوام موضوع رو عوض منم
این معنیشه فرانسویه و خیلی باحاله
خیلی خب دیر وقته
ببین دوس دارم وقتی گشت و گزار میکنی
ولی باید قبل از تاریک شدن هوا خونه باشی اوکی؟
بهش میگن ساعت جادویی باشه؟
پس چرا باید بیام خونه؟
خب چون این یه شهر جدیده و چون من بهت میگم
مشکلی نیست اون خانومی که خرت و پرت تو حیاط میفروشه منو رسوند خونه
خانم گیلیس
صبر کن چی؟ اره خانم گیلیس
No comments yet. Be the first to leave one.