The first 200 lines.
تال هي توسط کاهنه متوجه شد سورو همان کسيه که در پيشگويي نامش آمده
صف آرايي بين يي بي گا و شين گو گوان فضاي خفقان آوري رو ايجاد کرده
سونوشت سورو چه خواهد شد ؟
Ep 10
قهرمان مسابقات،سورو
شمشيرت رو ....ايا پيشکش خدايان مي کني ؟
بله چئون گون شمشير اين سرزمين رو ،من به خدايان تقديم خواهم کرد
من ار خواسته خدايان آسمان و زمين حمايت خواهم کرد و بعنوان چئون گون يي بي گا
اعلام مي کنم که شمشير چئون گون پيشکش خدايان خواهد شد
چي کار ميخواي بکني ؟
حالا که اون رو بهت دادم ميخواي دهنت رو باز کني؟
..اون !..لطفا نجاتش بديد
اون فردي که در پيشگويي هستش کيه؟
اون...قول بده که ازش محافظت مي کني بايد اينکار رو بکني ،باشه..؟
حتما ،اون کيه؟
..کسي که اون نشانه پيشگويي رو دريافت کرده ! استاد هستش
چي..؟سورو؟ گفتي سورو؟
ارباب من سورو
! صورتش خيلي ميدرخشه
دخترهاي ديگه حتي يک لحظه هم خوابشون نمي بره
اونا يه همچين روي زيبايي رو ديدند
تصوير استاد به همين راحتي فراموش نمي شه چطور مي تونند اينجوري بخوابند؟
اينطور نيست ؟
ببخشيد ...؟ ...اوه بله ،درسته
زنده باد ! زنده باد
!..سورو اينکارو کرد
!...نه،اينطوري نبودش
!اينجوري بود !...نه،اينجوري بود
!...نه،اينجوري بود
هر جور که بوده ،نشون ميده که
استاد بهترين شمشير ساز ملت هستش
ما اين رو قبلا هم ميدونستيم
ما اين رو قبلا هم ميدونستيم
..اون شمشير استاد چئون گون مثله
بيشتر ..بيشتر شبيه يه حرکت هنري بود
ولي رئيس ،چطور يه شمشير مي تونه يه شمشير ديگه رو بشکونه؟
!احمق جان بخاطر همينه که بهت مي گم بايد روحت رو تقويت کني
هي،يکبار ديگه انجام بده يکبار ديگه انجام بده
چرا يکبار ديگه بکنم ...؟
باشه
! با دقت نگاه کنيد ،با دقت
!...رئيس خيلي طبيعي انجام ميده
يه جاي کار اشتباه نيست ؟
با وضعيتي که اون داره ،چطور مي تونه در مقام يه پادشاه قرار بگيره ؟
! اصلا هيچ شانسي نداره
تو هم همينو فکر مي کني ؟
سورو توانش رو نداره ولي راش هم غير ممکن نيست
شما خوب مي دونيد
سورو يه پسر معمولي نيست حتي زماني هم که بچه بود
! درسته کاملا تو مسابقه معلوم بود
اون شمشيري که استاد چئون گون شخصا درست کرده بود رو
با يک ضربه شکوندش
زمانيکه اون جريانات شيره درخت اتفاق افتاد
مردم بر خواستند
تبديل شدن به قهرمان مسابقه
! ...خيلي غير عادي به نظر مياد
اول ،بايد از شر خلاص بشم
اين واقعا يک شمشير حيرت آوره
تا حالا همچين شمشيري رو نديده بودم
خدايان
دارند به توجه مي کنند ،اينجور فکر نمي کنيد ؟
بله فکر کنم زمانش رسيده
...موضوع و همچين مسابقه
بايد اون وحي رو که به ربط داره به واقعيت تبديل کنيم
استاد جوان حتما خيلي نا اميد شدند
بريد بهش دلداري بديد
..پدر
اون کسي که قلب تو رو تسخير کرده
قهرمان مسابقه هستش ؟
!پدر ..
اون يه مرد جوان ساده نيست
ولي ..براي تو،استاد جوان هستش
فکرش رو از سرت بيرون کن
..من منتظر خواهم ماند
تا زمانيکه اون در نظر شما يه ادم رضايت بخش بشه
منتظر مي مونم
داري ميگي نمي تونه ازش بگذري ؟
لطفا به من اعتماد کنيد
من دخترتون هستم ،پدر
استاد چئون گون امروز دليرانه جنگيديد
مي فهميد چي ميگيد ؟
بله ،يه مسابقه تماشايي بود
نه،چيزي که ارزوم بود اين نبود
! من يه مسابقه تماشايي نمي خواستم
مي خواستم رو شکست بدم
بخاطر تو ! ...نه کَه ديگه اي
فقط بخاطر بود که
مي خواستم ديوانه وار پيروز بشم و رو شکست بدم
بنظر مياد که استاد جوان کمي با کارهاي تو نرم تر شده
بخاطر همينه که فکر مي کنم آسان نيست
مگه چي هستش که فکر مي کني سخته؟
با اونها مهربون باش و هر چي رو که ميخوايم بدست بيار
مگه اون با تو صادق نيست ،درسته؟
براي يه جاسوس چيزي بعنوان صداقت وجود نداره
تنها کاري که بايد بکنيم ،به دست آوردن اطلاعات لازمه
اگه استاد چئون گون ازتو خوشش بياد
اونوقت تو هم بايد همين حس رو بهش داشته باشي
فهميدي ؟
بله
فقط خواهش مي کنم به همه چي بخاطر اون پسره گند نزني
اون الان قهرمان مسابقات هستش
اون ديگه فقط يه ولگرد خياباني نيست
تو حتي روي يه حرکت کوچک هم نمي توني بدنت رو کنترل کني
معلوم نيست ،در اينده مي توني از عهده يه کار هم بر بياي يا نه؟
من هم ميخواستم که رو شکست بدم ولي نتونستم
!پسره ابله
! تو بخاطر اون پيشگويي مورد لطف قرار گرفتي
ميخواي به من بگي که از يک ولگرد خيابوني ترسيدي ؟
وقتي نتونستم ببرم ،معلومه که ترسيده بودم
! پس تو قبل از اينکه مسابقه شروع بشه ،به باخته بودي
فکر کردي با چشم اگه خيره بشي مي توني قلبي که از دست دادي رو بدست بياري ؟
ولي اين فقط يه امتحانه
اين يه امتحانه که بايد با تحمل رنج هاي زيادي از اون عبور کرد
اتفاقي که افتاد تا اندازه اي برات مفيد بود
!..مادر
ديگه نمي خوام که تو رو تو اين وضع ببينم
تو پسر من هستي
تو پسر هستي
ديگه موقعش نشده که برگردي ؟
تو پسر رئيس آهنگري هستي
جايي که بهش تعلق داري اينجا هستش
با رئيس شمشيرسازي همکاري کن و بعنوان معاون اون اينجا مشغول شو
..قربان ،من
اينجا چکار داري ؟
من گفتم که بياد
سورو قهرمان مسابقات هستش
اون مهارتي که داري ..بايد ازش در آهنگري استفاده بشه
اون همون کسيه که با دوپاي خودش از آهنگري رفت
چطور مي تونيم اجازه بديم که دوباره برگرده؟
من خودم هم هيچ علاقه اي به برگشتن ندارم
پس با اجازه کي براي خودت دوروبر آهنگري مي گردي ؟
! بانو
فکر کردي حالا که استاد جوان رو شکست دادي مي توني هر کاري که بخواي بکني ؟
حتي فکرش رو هم نکن که بتوني به اهنگري برگردي
لطفا دوباره دربارش فکر کنيد اينجا حرف حرفِ شماست قربان
شما مي تونيد دربار اينکه من رو معاون شمشير سازي کنيد تجديد نظر کنيد
بيدار شدي /
اونا کي بودن ؟
مي خواستن تورو بکشن
منو ؟
کي ميتونه اين ادمکشها رو فرستاده باشه؟
خوب ،چي شد؟
1 يک مُشت احمق
چطور تونستيد از پَسش بربيايد ؟
! لطفا منو بکشيد
حالا بايد چکار کنيم ؟
با اين وضعيتي که پيش اومده
بايد اول به ضربه وارد کنيم
بايد بخاطر مخفي کردن پيشگويي ،توئبه و مجازات بشه و بعدش هم بايد طردش کنيم
پس يعني منظورتون اينه که بايد به همه بگيم که اون شخصي که در پيشگويي بوده هستش ؟
نه،امکان نداره
اگه اينجوري بشه،اونوقت تمام توجه به سمت اون بر مي گرده
اگر مردم از اينقضيه بويي ببرند
اونوقت کاري خواهند کرد که به قدرت برسه
پس فکر مي کني چکار کنيم ؟
بايد از اعترافاتي که کرده استفاده کنيم
! کاملا درسته
خدايان اين فرصت رو به من دادن
نبايد ازش به موقع استفاده کنم؟
! درسته
براي اينکه پسرش رو به تاج و تخت بشونه
..اون پيشگويي رو مخفي کرده تا فرصتي که ميخواد رو بدست بياره
..همين ها هم کافيه تا سرنگون بشه
اونوقت ،دهن کاهنه بسته مي مونه؟
خيلي واضخه
همونطور که خودش گفته بود ...ميذارم که تا آخر عمرشون با هم زندگي کنند
نمي تونه زيرش بزنه
اگه برگرده بگه ! ...که شخص داخل پيشگويي هستش
! ..اونوقت همه چي رد وازگون ميشه
..نه ،نه
...اگه خود بگه که
يي جين آه شي "همون شخص پيشگويي شده هستش چي..؟ اونوقت چه اتفاقي مي افته؟
وحي خدايان هيچ وقت واضح نيست
همش بستگي به نوع برداشت ها داره
يک در ميليون مثل پيدا ميشه
بخاطر خواسته خودش سعي کرد که پيشگويي رومخفي کنه
اين چيزيه که براي گير انداختنش لازم داريم
به چشم من ،قوي ترين آدم شما هستيد ،قربان
ولي ...چه مدت ديگه ميخوايد که وابسته باشيد ؟
وابسته...؟
من ،هيچ وقت زير دست کسي نبودم اين رو نمي دونستي ؟
بزودي به قدرت زيادي مي رسه
ولي بدون من ...اون مثل يه ببر بدون دندون مي مونه
مي دونستم بخاطر همين بهتون اينو گفتم،درسته؟
واقعيت داره ،مگه نه؟
ولي ..به نظر مياد که يک اتفاقي براي ملت قراره بي افته
يک حرف هايي از يک کاهنه در پخش شده
جديدا هم
شين گويي گان داره خودش رو براي کاري آماده مي کنه ،درسته؟
مکنه که شما اين چيزها رو ندونيد ؟
ندونم ؟گفتي ،ندونم؟
هر اتفاقي که در بي افته
فکر کردي که از اون خبر نداره ؟
پس شما بايد برام از اين چيزهاي سرگرم کننده تعريف کنيد
..اوه ...حتما... حتما مي کنم
نمي خوايد بهم اعتماد کنيد ؟
! ...معلومه که اينطور نيست
...پس يه لحظه لطفا
قبلا يک پيشگويي در شده بود
قبلا؟
No comments yet. Be the first to leave one.