The first 200 lines.
«اثری از نیککاتسو»
یوکوهاما در تمامی جهان به عنوان یک شهر .بینالمللی شناخته شدهست
بندر بزرگیه. یک مرکز تجاری معروف .برای صادرات و وارداته
.و آدمهای متفاوت زیادی اینجا زندگی میکنن .این بندر همیشه با رفت و آمد کشتیهای خارجی شلوغه
.یوکوهاما گذرگاه اصلی ژاپنه
باغهای چینی به خوبی و زیبایی .باغهای ژاپنیه
...یک گورستان خارجی به خوبی
.معابد بودا داره
.یک بندر آسیایی بی نظیره
.زنان بندر شگفت انگیزن
.اونها مهربون و جذابن
.برای ملوانهایی مثل ما حکم بهشت رو داره
.مشتریهامون اومدن
!زود باش
!بریم سر کار
.خیلی ذوق داری ها - .باید پول دربیارم خب -
.یک صدف دریایی پشتته
از روم برش میداری؟
.خیلی بانمکی
!زود باش، زودتر بریم - !بریم -
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی: @screeningchannel ارائهدهندهی آثار نایاب سینمای جهان
«فقط دوشنبهها»
تهیه کننده: تاکیکو میزونه نوسیندهی داستان اصلی: مینورو یاسوکاوا
نویسندگان: کویچی سایتو و سو کوراموتو
فیلمبردار: یوشیهیرو یامازاکی
موسیقی: توشیرو مایوزومی تدوین فیلم: ماسانوری سوجی
طراح لباس: روری اوچیای
:بازیگران
ماریکو کاگا (شوچیکو)
آکیرا ناکائو
یاسوهارو اومِنو میچیو هینو کِن هاتانو
تاکشی کاتو تانیه کیتابایاشی
کارگردان: کو ناکاهیرا
.هی، چه دختر جیگری
.اسمش یوکاست - چند سالشه؟ -
.فکر کنم 18 باشه - یوکاهاما به دنیا اومده؟ -
.آره. خیلی دختر خوبیه
.شوگر ددی داره
.یکی هم هست حکم پدربزرگش رو داره .جوونتر هم داره
.همشون معشوقههاشن - مخ همه رو میزنه؟ -
.ولی دختر خوبیه
.به نظر مهربون میاد - .خیلی مهربونه -
.خون گرم و شوخ طبعه
.میخوام باهاش باشم - .نگران نباش، زود پا میده -
واقعا؟ - .آره. خوب هم سرویس میده -
خودش میگه بزرگترین لذتش .خوشحال کردن مردهاست
.هدفش تو زندگی همینه - !شوخی میکنی -
مرد بارهست؟ - .نه، از اوناش نیست -
اما دوست داره این کار رو انجام بده؟ - .با خودش رو راسته -
.بی غل و غشه - .اما بوسه تو کارش نیست -
چی؟ - .حق نداری ببوسیش -
.اینکه فقط یک شایعهست - .نه، واقعیت داره -
بوسه گریزه؟
.دختر تمیزیه
.فاحشه نیست
.به کلیسا هم میره - کلیسا؟ -
.در یک کلام، یک دختر دوست داشتنی و مهربونه
.به نظر میاد همونیه که ما میخوایم
.پاپا
بله؟
چرا رنگ پوست یک سیاه پوست، سیاهه؟
.نمیدونم
.سیاهه دیگه
.رنگ پوست تو هم سفیده
.دو رگه
.یک سفید پوست کامل
.جامائیکایی
.تیره مثل نسکافه
.آی
.همسایهی کناریم یک رگ جامائیکایی داره
.پوستت خیلی سفیده
رنگ پوست نسکافهای سکسیه؟
...آره
تحریکت میکنه؟
.داغم میکنه
.و تو تخت هم خوبه
.وای
.این چیزیه که دوستم گفت
دوستت؟ - .آره. کارمند آژانس مسافرتیه -
!میخوام برم مسافرت
.خب برو
.میخوام برم جامائیکا
جامائیکا؟
خیلی دوره؟
.نه
.میتونی بری
.میرم برنز میکنم
.ترجیح میدم سفید بمونی
.نه
.پاپا، خودت الان گفتی رنگ پوست نسکافهای سکسیه
.ترجیح میدم سفید بمونی
.نه
.این گویندهه هنوز سرماخوردگیش خوب نشده
...هر شب بدون اینکه خسته بشه و حوصلهش سر بره
!موندم کِی میخوابه؟
.توی طول روز
وقتی سرما میخوره و صداش تو دماغی .میشه سکسی میشه
.داره سخت کار میکنه
.وقتشه
.بازم یکم دیر شد
.پاپا، بهتره درستش کنی
.دوباره دیر کردی
«آساهی شیمبون»
«سرگذشت مک آرتور»
«نمیدانستم» «کشف بمب هستهای»
«اصلاح ساختار به دست بشر»
چی شده؟
.نه، اذیتم نکن
.پاپاته
بریم دنبالشون؟
!باید جالب باشه ها
.عصبانی میشه
.نه. پیدامون نمیکنن
.فقط محض تفریح
!هی، بیا بریم
!زود باش
چقدر دیگه باید تعقیبشون کنیم؟
.خونهی پاپا همین سر نبشـه
.اگه پیدامون کرد تقصیر من نیست ها
.از راه رفتن خسته شدم
.بیا همینجا بی خیال بشیم و یکم استراحت کنیم
.با فانوس دریایی قرمز هم مشکلی ندارم ها
...یوکا
به زنش حسودیت میشه؟
.تمومش کن
.حسادت خیلی حس زشتیه
.یوکا
.چقدر یکدندهای
.دیگه بیا بریم
.دیگه بسمه
!میگم... بیا اینجا انجامش بدیم
.بیا اینجا انجامش بدیم
...یوکا
.میگم بیا اینجا انجامش بدیم
.پول دارم که پول اتاق هتل رو بدم
.نه، بوسه نداریم
دیشب جلوی خونهی پاپا با یک مرد .یک قسمت تاریک خوابیدم
.من بودم که ازش این درخواست رو کردم
اوسامو گفت نمیخواد روی چمنها ،انجامش بده چون خارش میگیره
اما من اصرار کردم، چون واقعا دلم میخواست .جلوی صورت پاپا انجامش بدم
دلیلی که میخواستم این کار رو با پاپا بکنم اینه که ،هدف من توی زندگی راضی کردن مردهاست
برای همین شب و روز عین اسب کار کردم و به خودم فشار آوردم تا پاپا رو راضی کنم
اما با وجود تمام تلاشهام، بازم پاپا به نظر میومد که نصفه و نیمه راضی میشه
برای همین فهمیدم که تلاشهام کافی نیستن
تا جایی که احساس گناه میکردم ،اما دیروز
وقتی دیدم پاپا وقتی دخترش ازش میخواد براش عروسک بخره، چقدر خوشحاله
و تا حالا وقتایی که با من بوده انقدر خوشحال نبوده
وقتی به این فکر کردم که خانواده
چقدر راحت میتونه چیزهایی که هر چقدر هم من تلاش کنم بازم نمیتونم به دست بیارم رو به دست بیاره
خیلی شوکه شدم و حس بازندهها بهم دست داد؛ و با وجود اینکه میدونستم دارم الکی تلاش میکنم
.نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
یادمه که پدر روحانی میگفت .حسودی چیز بدیه
شما هم فکر میکنین من دختر بدیام؟
.بله، تو دختر بدی هستی
.تو به جرم نانجیبی در ملاء عام گناهکاری
!همین الان میندازمت زندان
اما من اینجا اومدم که اعتراف کنم
...اعتراف باید گناههای من رو پاک کنه
ساکت شو! داری به من توهین میکنی؟ - ...توهین نمیکنم. من فقط اومدم تا -
!خفه شو
پاپا؟
بله؟
پاپا، از من راضی هستی؟
...آره
واقعا راضیای؟
.آره
...هممم
چی شده؟
دختری از من خوشمزهتر هم هست؟
کی میدونه؟
.بهم بگو
.احتمالا که باید باشه
تو میشناسیش؟
.خب، تو جزء بهترینهایی
.جزء بهترینهام
چی شده؟
...و دارم از جون هم مایه میذارم
پاپا؟
بله؟
چی بیشتر از همه خوشحالت میکنه؟
من چی کار میتونم بکنم که بیشتر از همیشه خوشحال بشی؟
.مثل اینکه دردسرهای بزرگی تو راهه
.جدی دارم میگم
.پاپا همینطوری که هستی راضیه
.خیلی راضیه
...خب
...اجارهت
...پول خرید لباس
...پول غذا
.یک چیزی کمه
.تو حتی نمیذاری من ببوسمت
...پول آب و برق و گاز
به خاطر بوسه راضی نیستی؟
...هزینهی رفت و آمد
.اما این غیرممکنه
...هزینههای پزشکی
به جای بوسه، هر کار دیگهای .بگی برات میکنم
.پول تو جیبیت
.آه، کیف پول پاپات خالی شد
No comments yet. Be the first to leave one.