Sometimes I Think About Dying

Sometimes I Think About Dying

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sometimes I Think About Dying 2023 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Sometimes I Think About Dying 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-27
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چی؟

من این کابل رو می‌خوام، اِم...

یه کابل HDMI PGA ئه، آداپتورم هست، و من...

...من ندارمش.

باشه. می‌رم از داگ می‌پرسم.

وایسا، فکر کنم منم یکی می‌خوام، اگه...

چی؟ تو که دو تا داری.

خب، من فقط یکی می‌خوام.

یه کابل.

باشه، اِم...

داگ؟

اینجاست؟

آره.

هی.

آره، بریم قهوه بخوریم.

بی‌خیال، ریچ چی میشه؟

برام مهم نیست.

اون رابط اصلی بود.

یخچال‌های طبیعی رو می‌بینی؟

می‌تونی از آب ذوب شده‌شون بخوری.

واقعاً؟

تمیزترین آب دنیاست.

امیدوارم منظورشون از بار باز این نباشه.

تو خیلی شیطونی.

می‌دونم.

عکساشو می‌ذاری؟

اوه، آره، #بدون_فیلتر.

صبح بخیر، گرت.

صبح بخیر.

صبح بخیر.

صبح بخیر.

صبح بخیر.

اون کشتی تفریحی رو اونجا می‌بینی؟

همینجا؟

آره، اون کشتی رو می‌بینم. خیلی بزرگه.

ایده ای داری که چقدر قراره اونجا باشه؟

نه. فقط می‌دونم حداقل کل صبح اونجا بوده.

آره، امروز صبح که اومدیم هم اونجا بود.

می‌دونی، من ماه‌هاست دارم این کارو می‌کنم.

آره، آره. نه، اونا میان و...

...یه جورایی اونجا پارک می‌کنن، پارکینگ طولانی‌مدت دارن.

خب، نمی‌دونم چرا باید کشتی رو اونجا بذارن و همینطوری...

...می‌دونی، خوب بود اگه فقط یه توقف می‌کردن و بعدش می‌رفتن یا همچین چیزی.

آره. - مردم پیاده میشن.

دیگه نمی‌شه کوه‌ها رو دید.

راسته. کشتی خیلی بزرگیه.

یه جورایی.

آره، همینطوره.

یعنی، من ندیدم کسی سوارش بشه.

من قایق‌ها رو دوست دارم البته، ولی اون یکی اونجا رو...

خب، چیزی که من می‌خوام بدونم اینه که...

...کی داره تصمیم می‌گیره که این کشتی همینجا بمونه.

فکر کنم اونا، اونا...

هی، فرن.

ببخشید.

ببخشید، من، من ترسوندمت.

دارم یواشکی از پشت می‌آرم.

اوگا بوگا.

اِم، می‌تونین برای آخرین روز کارول فردا، اونو امضا کنین؟

داریم سعی می‌کنیم سوپرایز باشه، پس ساکت باشین.

یه رونمایی بزرگ خواهیم داشت، و آره، پس ممنون.

اوه، میزتو یه کم جابه‌جا کردم.

مشکلی نیست.

باشه.

صبحونه، ناهار و شام.

فکر کنم "تبریک" خوبه.

من ترجیح میدم یه امضاکننده باحال باشم.

می‌دونم، ولی تو همین الانشم...

کارول؟

آره.

سلام.

ببین، اِم...

این چیزیه که کامپیوترها با من می‌کنن.

نمی‌تونم، پاک نمیشه.

می‌بینی؟

انجام بدیم.

نه، نه، اِم... باید با اداره دارایی پیگیری کنیم.

باشه، باشه.

می‌تونم توی میزم نگهش دارم. - نمی‌دونم به باتری نیاز دارم یا نه.

در واقع باید پوشه‌های بیشتری داشته باشی.

پوشه‌ها؟ پوشه رو پیدا می‌کنم.

توی کدوم پوشه هست؟

منظورم اینه که، باید یه پوشه بسازی.

آفرین. - اوه، یه پوشه می‌سازم.

اگه کسی فوت کرده باشه.

باشه، باشه.

باشه؟

هی، نه، نه، نه، نه، نه.

گفتم توی خونه.

دخترا.

باید برین تو خونه،

کمکم کنین این خریدها رو ببرم.

شش، نه.

چطوری، فرن؟

بد نیستم.

اوه، فرن، من دیگه به هیچکدوم از اینا نیاز ندارم.

منگنه می‌خوای؟

یا، نمی‌دونم، یه ماشین حساب چی؟

که احتمالاً تو سال ۸۷ خریدمش؟

ولی هنوزم عالی کار می‌کنه.

این منگنه رو می‌شه برداشت؟

آه، بفرمایید، مال شما.

ممنون. - خواهش می‌کنم.

این رو می‌خوای؟

نه.

نه؟

این پانچ سه سوراخه چطور؟

ببرش.

خواهش می‌کنم.

چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

نه، ممنون.

دلت براش تنگ می‌شه.

می‌دونم، می‌دونم، حق با توئه.

من بدجنسم.

ها.

من دارم می‌رم کروز!

باشه، می‌دونیم. - ها ها ها!

چرا به من چیزی نرسید؟

چیزی چی نگرفتی؟

مثلاً، تو که بهم آشغال نمی‌دی.

صبر کن، داری چیزا رو پخش می‌کنی؟

بیا، آره، بیا اینجا.

هرکی عکس سگ مرده‌مو می‌خواد،

بفرمایید، مال خودتون.

نه ممنون.

باشه.

اون رو می‌بینی؟

آره.

زیادی بزرگه؟

عالیه.

فکر نکنم زیادی بزرگ باشه.

همین‌جوری می‌خورمش.

بقیه این گیلاس‌های شامپاین رو بردار.

شاید بهتر باشه اینو کوچیک‌تر برش بزنم. - نمی‌دونم.

نه، فکر می‌کنم اون تیکه خیلی قشنگه.

خیلی بزرگه. - اون یکی رو می‌تونیم برای کارول بذاریم.

باشه.

چون اون کسیه که واقعاً داریم براش جشن می‌گیریم.

داریم براش جشن می‌گیریم.

دلم براش تنگ می‌شه. می‌دونستی داره می‌ره کروز؟

آره، شنیده بودم.

باشه، باشه، باشه.

دست بزنید براش، دست بزنید.

بچه‌ها، این خیلی قشنگه.

کارت روی میزم هست.

صبر کنید، صبر کنید.

مگه کل اون بطری مال من نیست؟

من تقسیم نمی‌کنم. و اون کیک چی؟

می‌دونم، خیلی خوب به نظر میاد.

بابت اون متاسفم، کارول. - ممنون، عزیزم.

خب، خودتون با هم حرف بزنید.

اما، کمک می‌خوای یا...؟

خوبی؟ - خوبم.

ممنونم.

این کیک رو از کجا گرفتی؟

آه، خیلی لطف دارید.

همه‌تون خیلی دلنشین، و مهربون، و خوبید.

ممنونم.

لیاقتش رو داری، کارول.

آره، دوستت داریم.

ممنون. دوستتون دارم. دلم برای همه‌تون خیلی تنگ می‌شه.

باشه، گریه نمی‌کنم.

گریه نمی‌کنم.

باشه، باشه، باشه. - خوبم.

خب، به سلامتی کارول. - بفرمایید.

عالیه. حالا دیگه نزدیکه گریه‌م بگیره.

تموم شد.

فکر کنم من می‌خوام،

فکر کنم دلم برای همه‌تون تنگ می‌شه،

و فکر کنم دلم برای این دفتر مسخره هم تنگ می‌شه.

هی!

یعنی، این دفتر فوق‌العاده.

اینم از این.

بفرمایید.

آه، با همه اینا یهو غافلگیر شدم.

یکی بهم بگه نرو.

نرو. - همین‌جا بمون.

باشه.

همین‌جا بمون.

اجازه نداری بری.

هیچ‌جا نمی‌ری.

آه، ممنونم.

باشه، حالا می‌تونم.

شامپاین قانعت می‌کنه حداقل بمونی؟

حداقل تا آخر امروز می‌مونم.

تا شب.

ریچ، چی می‌خوای؟

شامپاین یا کیک؟

نمی‌دونم. مشکل اینه که،

اصلاً کار نمی‌کنه.

آها، این یه دکمه روشن/خاموش داره.

می‌تونی فقط بیای اینجا؟

نمی‌خوام احمق به نظر بیام، ولی به برق وصله؟

آره، مشکل همینه. - وقتی وصلش می‌کنم، هیچ کاری نمی‌کنه.

هیچ چراغی روش روشن نمی‌شه یا چیزی؟

یه چراغ داره، ولی چراغش دیده نمی‌شه،

یه چراغ داره، یه علامت یا سیگنال هشدار دهنده داره

می‌گه "سیگنال هشدار HC".

آره، می‌تونیم فقط یه بار ریستارتش کنیم.

باشه، خب بریم یه نگاهی بندازیم.

More Farsi Persian subtitles for Sometimes I Think About Dying

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left