The first 188 lines.
مسئله اینجاست، نفسک، اگه زندگی جالبی داشته باشی، ملت همیشه پاپیچتان
فقط خربازی در نیار، مامانی
اوی! حرف دهنت رو بفهم
من به کسی میخورم که قراره خربازی در بیاره؟
آره، میخوری
میشه خواهشاً باز کنی؟
فکر میکنن ما گنگستری چیزی هستیم؟
کاستلو جونز، میدونیم اونتوئی
کاستلو جونز، تو دوهزاروْنهصدوْنودوْنه پوند !وْ نودوْهشت پنی به صاحبخونه بدهکاری
یالا، کاستلو. کاری نکن دریل رو در بیارم
کلّۀ سحره، مگه نه؟
باید غیرقانونی باشه قبل از 9 صبح !برینی توی زندگی کسی. پفیوزها
اه، مامان، خربازی درآوردی
خیلیخب، فرصتش رو داشت، رفیق، بزن بریم
زنگ بزن سلبی
اون داره از مادر مریضش مراقبت میکنه
خالهجی؟ - اوه، تا الآن باید میومد. لپتاپ، لپتاپ -
من از نوشتهت مواظبت میکنم. به من نمیتونن دست بزنن
دستت درد نکنه، نفسک
صحیح، «بریمور» رو بده من
چی گوش میدی؟
انتخاب خوبیه
آروم باشید، آقایون، بعداً انقدر به یاد این میزنید که زخم شه
ممنون
!فحشای فقر در عالیترین حالت خودش
« ســگهای بــارانــی »
« سخته توی شهر پاکدامن باشی »
بفرما، میسن. کتاب
سطح فرهنگت رو ببر بالا
واسه ما هم شاخ شدی، آره؟
حقیقت اینه که، سلبی، ما جفتمون میدونیم تو هر شب گریه میکردی
،خب، من رو توی یه قفس زندانی کردن وْ وحشی صدام کردن
به این معنا نیست که تمام مدت باید وحشی باشم
،اه، یادت نره، اگه بهخاطر من نبود
سوراخکونی برات نمونده بود - ...هوم -
هر جمعه پول رو بریز به حساب مادرم
هر موقع دراومدم، یربهیرش میکنیم
کاری نکن بیوفتم دنبالت
خداحافظ، میسن
میگفتم مایۀ لذت بوده
اما جهنمِ زنده بوده
!تو بهترین اوبی دنیائی، سلبی - !برو بهسلامت، عزیزم -
حبس خوش بگذره، پسرها
بعداً میبینمت، مردک - من زندگیم رو سروْسامون میدم -
آره، برگرد به «ایتن» خرابشده
یکی از گرانقیمتترین دبیرستانهای شبانهروزی ] [ پسرانۀ انگلستان برای سنین ۱۳ تا ۱۸ سال
شستوْشوی خدماتی، لطفاً، رفیق. فردا میام میگیرم
اوی! دفعۀ قبل بهتون گفتم
اینجا که «شرکت خودانبار بیگ یلو» نیست
بیخیال، شِیدی، مواظب وسایل من باش
توروخّدا، توروخّدا - توروخّدا -
،فردا صبح
وگرنه میرن توی سطلآشغال - ممنون. ممنون -
بجنب، واسه مدرسه دیرمون میشه
بجنب - ممنون -
فکر کردم پولی نداریم - فقط دنبال من بیا -
اه، «چِینی واک»، لطفاً، راننده
« تو 99 روزه که الکل مصرف نکردی »
!الگرا
!من برگشتم
.انتظار نداشتم انقدر زود برگردی » « نمیتونستم برنامههام رو لغو کنم. مامان
اون خونه رو میبینی؟
شرط میبندم اون استخر داره
اوه، و سه تا بولداگ فرانسوی
هوم. با یه مربی تولۀ شخصی
آره
...و یه پیانوی بزرگ، میدونی، مثل یه یه پیانوی گندۀ سفیدِ شکوهمندِ گِیطور
میدونی، از اونهایی که «التون جان» مینوازه
اوه، قطعاً - میشه من بهزودی برم کلاس پیانو؟ -
قول میدم، بهمحض اینکه راستوْریس شدیم، میفرستمت کلاس پیانو
« سلبی - جواب نده »
حالتتهوع داری؟
فکر کنم قراره استفراغ کنی
اوه، عزیزم، حالت خوبه؟
،آم... ببخشید، آقای راننده، خیلی شرمنده
بهنظرتون میشه بزنیم بغل؟ فکر کنم قراره بالا بیاره
اوه، البته، آره، می... میزنم بغل
اه، روم سیاه
قراره بالا بیاری؟
خیلیخب، آمادۀ فرار شو - گرفتم. گرفتم -
کار دیوثانهایه
فرار کن! من معمولاً پفیوز نیستم - !هی! اوی! چه گُهی دارید میخورید؟ برگردید اینجا -
قول میدم. خب، گاهی اوقات هستم - !زنیکۀ دودرهباز -
اوه، خدا
خب، دوستت دارم - دوستت دارم -
نمیری، بهت احتیاج دارم - خیال کردی من واقعاً میمیرم وْ تو رو توی این دنیا تنها میذارم؟ -
هیچوقت. هرگز، هرگز
خیلیخب
مشکلی برامون پیش نمیاد - از کجا میدونی؟ -
،خب، همونطور که واقفای، من پیوند تنگاتنگی با ارواح دارم
و یه روح پیر داره میگه که
تا 5 بعدازظهر، یه جای امن واسه موندم داریم
خیلیخب - خیلیخب -
اما گیر میاریم. دوستت دارم
:سلبی - جواب نده » .من برگشتم از دستم عصبانیای؟ « واقعاً از دستم عصبانیای
:سلبی - جواب نده » « میشه تو وْ آیریس رو ببینم؟ بوسبوس
!گلوریا
با گلوریا تماس گرفتید
من به پیغامهای صوتی گوش نمیدم. پیام بده، دیوث
« کاستلو جونز: تماس ازدسترفته »
سلیطۀ ابله
خانم جوان
خانم جوان! اسمت چیه؟
اصلاً میدونی؟ - گلوریا -
اسمم گلوریاست - گلوریا؟ -
میشناسمت، لنی، جقی فرتوت
دوست کاستلوئی
آها. گُه بگیرن
اوه، گوشیم. من کجام؟
توی «وست اِند لندن»ای
«تئاترلند»، «دابلیو1» - توی بد دردسریام -
میشه کُتت رو قرض بدی؟ - آره -
،یالا، بیا یه نوشیدنی دیگه برات بگیریم
قبل از اینکه افسردگی ریشه بدوونه
دلم برات تنگ شده بود، دل تو برای من تنگ شده بود؟
آره
پس، حال مادرت بهتر شده؟
خیلی. خیلی بهتر
اوه! فکر کنم یه چیزی انداختی
من رو ندیدی
ممنون - خیلیخب -
بهتره من برم. قبل از اینکه با بچهبازها عوضی گرفته بشم
اوه، چیپس اعیانی
خیال کردی کی هستی، ملکۀ وامونده؟
و 10 پوند بازپرداخت نقدی، لطفاً
خیلیخب
شنیدم امروز صبح بیرونت کردن
چطوره سعی کنی مثل بقیۀ ما اجارهبهات رو بدی
شرموْحیا که نداری
اوه، ببند دهنت رو، نیکی
آره، موجودی کافی نیست
چرا یه خونۀ سازمانی واسه خودت نمیگیری؟
اوه، آره، چون بذلوْبخشششون میکنن، مگه نه؟
خب، آره. اگه خارجی باشی - راست میگه -
اون میدونه من چی میگم
امروز صبح خودش وْ بچهش رو بیرون کردن
میشه خواهشاً دوباره کارت رو بکِشی؟
خیلیخب - باهات همدردی میکنم، دختر -
من رو هم یه مادر تنهایی بزرگ کرد
روزگار سختیه
موجودی کافی نیست
دو پوند، عزیز
اوه، عزیز، میشه اونور شیرها رو یه نگاه بندازی؟
روبهراهای، دختر. آم... من میتونم کمک کنم
من توی «میلبنک اِستِیت» یه سوئیت دارم
منظورم اینه، کاخ نیست
کِی در دسترسه؟
الآن. میدونی، مثلاً، بلافاصله
آ... «کاربریج گاردن 11»، پول پیش هم نمیخواد
اجارهبهاش چقدره؟
اول بیا ببین. بعدش میتونیم دربارۀ مفاد وْ شرایط حرف بزنیم
...مفاد وْ شرایط
اوه، اجارهبها، هرچی. من خودمونی نگهش میدارم
مهمون من. نوش جان
سلام - سلام -
سولاخیت رو میبری اون بیرون وْ میرقصی
سهشنبه وْ پنجشنبه، تموم شد رفت
نمیخوام کونت رو ببینم
توروخّدا، کانستنتین، واقعاً به پولش احتیاج دارم
هفتۀ پیش، پیدات نشد
یه دختر برام کم گذاشتی، یادته؟
لالی، میشه امروز جای تو وایسم؟
نه، شرمنده. نمیتونی روی وبکم روحی کار کنی؟
توروخّدا، کانستنتین. میدونی که من چقدر سخت کار میکنم
گوش کن، نرین توی دهن من و بگو همبرگر «بیگ مک»ـه
خب، خب، خب، سلیطه برگشته
کجائی؟
زدیم توی کار ساکزدن پیرمردها، آره؟
حتماً زمونۀ سختی شده
خدا، با استاد انگلیسی پیرمون مو نمیزد
گفت یه باریستای 190سانتی از «فیتزرُویا»ست
خدا، دلم برات یهذره شده بود
خب، زندگی بدون من گُهیه، مگه نه؟
،منظورم اینه، اتفاق که همچنان میوفته فقط بهاوناندازه هیجانانگیز نیست
زندان چطور بود؟
هوم. وانمود نکن برات مهمه
دستت طلا
اما حالا که پرسیدی، خستهکننده
اوه، کی فکرش رو میکرد، روزی سه وعدۀ غذایی و اونهمه ک×رهایی که میتونستی بخوری، برات کسلکننده میشد
- نویسندگی چطور پیش میره؟ - عالی. خب، بدک نیست
خوبه. فقط چهحیف که نتونستی یه نامۀ خشکوْخالی برام بنویسی، مگه نه؟ فقط یه سال اونجا بودم
خب، بهعنوان تنبیه بهخاطر ریدن توی زندگیم، در نظر بگیرش
و تازه، قشنگ کسخل شده بودی
نزدیک بود اون یارو رو بکُشی
یعنی میگی دیگه دوستهای صمیمی هم نیستیم؟
اوم
گمونم پوللازمای
- میتونی یهخرده بهم قرض بدی؟ - منظورت اینه که بذلوْبخشش کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.