The first 200 lines.
آقاي آبيشک
آقاي آبيشک
انگار هنوز خوابه
آقاي آبيشک
آقاي آبيشک
آقاي آبيشک
ظهر شده شما هنوز خوابي
انقدر در رو کوبيدم،ترسيدم
اگه يکي ساعت 6 صبح بخوابه
عادي که ساعت 9 بيدار بشه
بيا داخل
چراغ براي موتور
چقدر شد؟
راستش حالا که ميپرسيد 50 روپيه
ولي من اون رو ارزونتر خريدم
چقدر؟
چهل و هشت روپيه
پول خرد نداشت به خاطر همين به جاش بيسکويت آوردم
براي صبحونه خوبه
اينو براي صبحونه ميشه خورد
با يه چيز گرم خوب ميشه
آقا چرا يه چراغ قوه ديگه نميخري؟
آره بعدش ميتونم يه مغازه بذارم بفروشم
کار و بار خودم رو درست جلوي دفتر شروع کنم
ميتونم اونا رو بفروشم
از کارتون خوشتون نمياد درسته؟
مهم نيست آقا
راستش منم براي ورود به ارتش درخواست دادم
ولي توي آزمايش جسمي رد شدم
آدم بايد هميشه براي انجام کار بهتر تلاش کنه
من که شکست خوردم
ولي شما استعدادش رو داريد
بايد سعي کنيد تا به کار بهتري برسيد
بايد درس بخونيد
چطور بدون برق ميشه درس خوند؟
هي بايد اين چراغ قوه رو شارژ کنم و اون يکي رو شارژ کنم
...يه باري اين يکي،يه بار اون يکي
فقط 5 ، 4 ساعت بعد از وقت کاري فرصت دارم
که اونم با اين کارا بايد هدر بده
..آقا
جلسه امروز پانچايات درباره نور خورشيده
پـــانــچــايـــات
اين رو بگير
آقا از قبل چندتا هنوز مونده
بايد بگيري اين تازهست و نرم
نه اگه لازم باشه از بازار ميخرم
توي بازار به اين تازگي گيرت نمياد بگيرش
بگيرش اينجوري يکم پول پسانداز ميکني
کمرو نباش
ببين پرهالد خجالت نميکشه تو هم اينجوري باش،بگير
بگيرش
آقاي منشي
همه اعضاي بخش رسيدن بيايد جلسه رو شروع کنيم
صندلي من رو گذاشتي؟
...من
همه اومدن ولي يادت رفته که صندلي من رو بذاري
زود باش
بايد يکي بخوامونم توي گوشت
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
بيا بشين
آره
اين بار ديگه فراموش نکني
اين رو ببين
جناب بيندشوار صبحونه نخوردي؟
اين دومي ميشه
مانگال رو نميبينم،کجاست؟
رفته بشاشه
ولش کنيد
آقاي منشي شما شروع کنيد
شروع کنم؟ آره-
بشين،لازم نيست بلند شي
اينجوري منم ميتونم بهتر بشنوم
..خب
همونطور که ميدونيد ...مجلس براي نصب
سيزده تا چراغ خورشيدي توي روستا فولرا بودجه تعيين کرده
ميدونيم
..توي اين جلسه بايد مشخص کنيم
اين چراغها کدوم نقاط بايد نصب بشن
فقط لازم که براي جاي چراغ سيزدهم تصميم بگيريم
که کجا بايد نصبش کنيم
ولي آقاي پرادان 13تا چراغ داريم
...آره در کل 13 تاست
ولي قبلاً جاي 12تا رو مشخص کرديم
ده تا رو خونه اعضاي بخش نصب ميکنيم ..يکي رو خونه پرهالد
و يکي رو خونه من
اينجوري 12تا جاشون مشخصـه فقط بايد جاي سيزدهمي رو تعيين کنيم
حالا ادامه بديد
راجع به اون تصميم بگيريم
ويکاس
اون رو بيرون خونه تو نصب کنيم؟
ببين چجوري ميخنده
...نه
خونهي من درست جلوي خونه آقاي بيندشواره
اگه جلوي خونه ايشون نصب کنيد براي منم خوبه
درسته بيندشوار
خيلي باهوشـه
...حالا اگه جاي ديگهاي مد نظرتون داريد
بگيد
زياد فکر نکنيد فقط بگيد
...اون در طول روز شارژ ميشه
و تمام شب رو روشن ميمونه
بگيد
کل روستا رو که ديدي بگو
بگو
..بگو
...آقاي پرادان من ...خب من فکر ميکنم-
آقاي پرادان
...داشتم فکر ميکردم
که چراغ آخر رو کنار درخت بيرون روستا نصب کنيد
شما چي ميگي؟
آره -درسته- آره -کاملاً درسته-
روشن بودن اونجا خيلي واجبـه
کدوم درخت؟
اي بابا ويکاس،سه هفتهست منشي اينجا اومده
هنوز اون درخت رو بهش نشون ندادي
اونجا که اهميتي نداره
درسته
ببين آقاي منشي ...يه درخت خالي از سکنه هست
سمت شرق روستاست
بعد از غروب آفتاب و توي تاريکي همه ميترسن که اونجا برن
هيچوقت اونجا نرو
جناب پرادان
اگه يه چراغ رو اونجا نصب کنيم براي روستاييها خيلي خوبه
آره درسته
مانگال پيشنهاد خيلي خوبي دادي
موقعي که داشتم ميشاشيدم به ذهنم اومد
مانگال پس هميشه رو بشاش
درسته
اصلاً هميشه يه سطل با خودت داشته باش
پس تصميم گرفته شد چراغ آخر رو هم پيش اون درخت نصب ميکنيم
گوش کن
اين اتاق،اتاق خيلي خوبيـه
حالا ديگه همه تشريفات قانوني رو انجام بده
باشه خيلي زود بايد 13تا چراغ رو نصب کنيم
..يه نکته ديگه آقاي منشي
...سبزيجات اينجا قارچ دارن
نميشه خيلي نگهشون داشت
زود اون باهاش يه غذاي خوشمزه درست کن
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خدايا
شمع کجاست؟
اونا الان گوش نميدن
چرا که نه؟
اونا 12تا چراغ رو جلوي خونههاي خودشون نصب ميکنن
منم حق دارم که به خودم فکر کنم
چراف سيزدهم بايد اينجا نصب بشه
آقا اين موضوع ديگه تموم شده
منظورت چيه؟
ميخوايد يه راز رو بدونيد
ديروز شنيدم که پرادان با پرهالد حرف ميزد
اونا ميخوان چراغ سيزدهم رو کنار اون درخت نصب کنن
تا توي انتخابات بعدي بتونن راي جمع کنن
اينجوري ادعا ميکنن که روستاييها رو از وحشت نجات دادن
سياست آقا،سياست
يه راهي بايد باشه که تصميمشون رو عوض کنن
البته که هست
اگه بتونيد از شر روح و جنهايي ...که اطراف اون درخت هست
خلاص بشيد ديگه نيازي به چراغ نيست
چي شد آقا؟
هيچي امشب وقت رو خالي بذار
..خوشبو
اگه به خونه برنگشتم ميتوني با يکي ديگه ازدواج کني
راه من و تو تا همين جا با هم يکي بود
بيست و پنج تا سکه نقره توي طبقه بالا قايم کردم
ميتوني اونا رو بفروشي و براي خودت خرج کني
هيچ اتفاقي نميوفته
چطور ميتوني اين رو بگي آقا؟
چي؟
نميتونم از روي موتور بپرم
کلاه ايمني هم ندارم
آره
ميدونم که بايد ميذاشتم ولي يادم رفت
اون يکي؟
وقتي که مرگ آدم نزديک باشه مغز از کار ميوفته
حالا ديگه قطع کن
اون درختـه؟
آره اونه
...ديگه اين رو نگو
وگرنه ميپرم
وايسا،وايسا،وايسا
درود بر خدايهانومان
بيا ديگه،چي شده؟
من ديگه يه قدمم جلوتر نميام
اگه بخوايد ميتونيد همين جا اخراجم کنيد
چراغ رو بهم بده
نور گوشي خودتون رو روشن کنيد من فقط همين رو دارم
آقاي آبيشک لطفاً به درخت دست نزنيد
زندگيت رو به خاطر يه درخت به فنا دادي احمق
آقاي آبيشک
آقاي آبيشک
چي شد؟
اي درخت خيلي خوبه
هيچ کاري نکرد
...شبح که مثل بچه ها نيست
بهش بگي براي عمو يه شعر بخون
مگه اين ميخونه؟
چي بگم آقا
چطور يه شبح ميتونه آواز بخونه و برقصه؟
اون فقط ميوفته دنبالت
چکار ميکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.