The first 200 lines.
کارلوس
من بوس رو ترجیح میدم
اونقدر هم خوش شانس نیستی
لعنتی
خب, تو چی میخوای؟
جواب. درخواست زیادیه؟
برده های من آماده خدمتن
همسر و بچه صلح بان مال منن
و فقط یک تکه از پازل باقی مونده
دارم روش کار میکنم
سخت تر کار کن
من ونگانزا رو میخوام
مردن منو به اون سمت برد
من زیبالبا رو دیدم
درون شکم یک هیولا زندگی کردم
میدونم چی در راهه
چرا ما اینجاییم؟
تو گفتی همه لرد ها مردن به جز ونگانزا.
خب ونگانزا علایق زیادی داره.
...و یکی از اونا
اون دختره
اسمش ولیدا ست
من قبلا نمایش خصوصیشو برای ونگانزا تو یکی از مخفیگاه هاش ترتیب میدادم
تو فکرمیکنی اون میدونه کجاست؟
مطمئنم میدونه
و به من اعتماد داره
میدونی چرا میرقصن؟
هیچوقت نپرسیدم.
یک عزاداریه, یک غم
از قرن ها زندگی در تاریک ترین نقاط زمین میاد
زندگی نباشه اراده هم نیست
هیچی نیست که براش بجنگی
فکرمیکردم فقط یک موسیقی خوبه
ژنرال
رقاص با ونگانزا ارتباط برقرار کرده؟
نه ولی طرفدارای جدیدی پیدا کرده
کارلوس و سانتانیکو
کارلیتوس برگشته؟
بیارش پیش من
الهه رو چکارکنیم؟
اون دیگه الهه نیست
و خودتم بهتر اینو میدونی
بکشش
همینکارو میکنم
وقت رفتنه
- چی؟ - بلند شو
این سرنوشته, میدونی. مارو پیش هم برگردونده.
خب, باشه, سرنوشت الان میخواد پدرمونو دربیاره
میشه برقصیم؟
-.هنوزم خوبیم - .من هستم
...عزیزم
زیر طویله یک تونل بود
هیچوقت نفهمیدیم به کجا میرسه
به آمارو میرسه
پس زن و بچه ات باید نزدیک باشن
و اون تنها چیزیه که مهمه
راستش, فقط اون مهم نیست.
نیست ریچارد, ولی حق با اونه
خب چطوری باید شروع کنیم؟
من یک دوست تکاور دارم
اون به رادار نفوذ به زمین دسترسی داره
نفوذ؟
تو نمیخوای ما اون اطراف باشم.
برت و پروفسور رو با خودم میبرم
معلوم نیست اون پایین چی پیدا میکنیم
یا عیسی مسیح چه بلایی سرت اومده؟
من کردم
بیرون پیداش کردم
نگفته بودید که رفتارش انقدر دوستانه است
دوستانه نیست
خب, خب, خب. حسن کچل
منظورتو میفهمم...کودکان
هنوز جلوی ملکه جهنم رو نگرفتید
شاید من بتونم کمکتون کنم
جهنم داره میاد و من تنهاکسی هستم که میتونه جلوشو بگیره
و شما مثل یک سگ منو به زنجیر کشیدید
اصلا شماها کی هستید؟
گروه جنایتکاران و خون آشام ها
که برای چی میجنگن؟ حقیقت؟ عدالت؟
به روش مکزیکی-آمریکایی؟
میدونی اگه من تصمیم بگیرم که تورو با این تیکه تیکه کنم
نتیجه یکم متفاوت از دفعه قبل درمیاد.
اره زیبالبایی ها سلاح های خوبی میسازن
و ملکه شون هم برنده خواهد شد
مگراینکه ما چیزی که اون میخواد رو بگیریم
مگراینکه ما رنگانزا رو بگیریم
ما؟
من بهت میگم کجا و چطوری
اما منم میخوام باشم
همیشه میخواستم با برادران گکو کار کنم
فقط پوست صورتشو بکن
ازاونجا شروع میکنیم و به سمت پایین میایم
شروع به حرف زدن میکنه, مگه نه, کارلیتوس؟
نه
...اگه کارلیتو میخواد بازی کنه
میتونه بازی کنه
اینطوری که من میبینم ما میتونیم از یک گوشت دم توپ دیگه هم استفاده کنیم
واقعا؟
توام هستی
حالا حرف بزن
میدونی آمارو چرا لردهارو کشت
,اونا خوردنش , خونش رو نگهداشتن
که همینطوری وارد بدن کیت شده
میدونستی که اونا استخوان هارو نگهداشتن؟
بذار حدس بزنم
ونگانزا تنهاکسیه که میدونه اون استخون ها کجان
,ونگانزا رو بگیری , استخون ها رو گرفتی
و جنگ تموم میشه
چیزی رو فراموش نکردی؟
معنیش چیه؟
ریو سانگره.
یک زندانه
لب مرز
کولبراها و آدما در کنار هم
بدترین بدترین ها
آدما عایق مهیا میکنن,
و ضعیف تر ها خوراک کولبراها میشن
بعضی هاشون قرن هاست اون تو هستن
رییسی نداره
خود زندانی ها مسئولن
هرچند اونا به ونگانزا خدمت میکنن
اون اجازه میده باهم بجنگن
... و سرسخت ترین, قویترین
...انسان باشن یا کولبرا
بهشون اجازه میده اونجا رو اداره کنن
فکرکنم میشه گفت
اونجا رو مثل یک لانه مار میچرخونه
اون احاطه شده. محافظت شده
تنها راهی که دستتون بهش برسه
اینکه که خودم ببرمتون اونجا
.اوکی اون باهاتونه؟ من نیستم
شماها کمک زیاد دارید
من پسرهارو برمیدارم و میریم توی تونل
منصفانه است در دسترس باش
خیلی خب, ریچارد, ما به نقشه نیاز داریم
یک نقشه بزرگ باشه؟
اسکات حواست به کارلیتو باشه
خب بزار ببینم
تو این همه وقت گذاشتی که اونو پیدا کنی, برای چی؟
چرا یهو برات مهم شده؟
منم اندازه بقیه ونگانزا رو میخوام
مزخرفه
امکان نداشت تو بدونی ما دنبالشیم
چرا؟
تو یکبار بهم گفتی انتقام یک بن بسته
که یکروز بیدار میشم وهنوزم عصبانیم
خب من هنوز عصبانیم
نگاشون کنید چه بامزه .
...کی بهت گفته که میتونی بیای اینجا و
درخواست یک نشست کنی؟
اون همه چی رو روشن کرد, نکرد؟
چرا کرد
دزد و مدیر, هان؟
این واقعا طوریه که...مردم تورو میبینن؟
اینجا دیگه اهمیتی نداره
,چون درون این دیوارها فقط این مهمه که
من چطور تورو میبینم
اوه لعنتی
...کولبراها
هدیه های زیای داشتن
باید مطمئن میشدم شما همونایی هستید که خودتون میگید
ببین اون خودش میخواد که با این عوضی حرف بزنه, باور کن
پس اول
چرا تو اون پوزخند لعنتی رو
از صورت زشتت پاک نمیکنی
و روتو نمیگیری به سمت دوربین...
و بهش بگی ما اینجاییم
وقتی که کاپیتان هست
دریانوردا اهمیتی ندارن
همون که اون گفت
از وقتی زندان بودی خیلی میگذره آقای گکو
عاشق اینجا میشی
کولبراها وکیسه های غذا درکنارهم
مثل خونه میمونه
ریو سانگره.
بزن بریم, شما 20 دقیقه وقت دارید
عاشق این سرویس جدید خشکشویی ام
مواظب باش, گاز میگیره
میای منو بگیری گکو؟
پدرتو درمیارم
...مردم من
این چه خوش آمد گفتنیه؟
صدای خدا؟ واقعا؟
چی میخوای آقای گکو؟
این جزو ماموریتت نیست
کارلیتو با دشمنانمون معامله کرده
اون جواب داره
میگه جز شما با کس دیگه ای درمیون نمیذارشون
- برادرت کجاست؟ - تو منو داری
باهمدیگه کار نمیکنید؟
باورم نمیشه
چی میتونم بگم؟ سمت دیگه اونو گرفت
فکرکنم من میخوام پسرجهنمی صداش کنم
ریچارد همیشه متفاوت بود
اون دیگه خیلی توش فرو رفت
دوباره ازت میپرسم چی میخوای؟
چیزی که بهم قول دادی رو میخوام
من بلیط رایگانم به ال ری رو میخوام
تو نمیتونی توقع داشته باشی تکنولوژی
این تونل هارو پیداکنه
No comments yet. Be the first to leave one.