The first 200 lines.
بستنی پیروزی، بزن بریم
دهمین بردمون پشت سر هم
آیرین، برای تو هم میگرفتم
ولی طعمهای عجیبغریبِ مدل تیم برتونی نداشتن، فقط طعمهای خوبِ معمولی داشتن
شوخی کردم. طعمهای اجقوجقِ تیم برتونی هم داشتن
اوه! پرتقال خونی و نارون کوهی؟ چی رو داریم جشن میگیریم؟
افتادیم رو غلتک
فرمولمون شکستناپذیره. فرمول؟
آره دیگه، وکیل و شعبدهباز. من کلمات دهنپرکن میگم و کتوشلوار میپوشم
و بعدش هم من یکم «جادوی دختر سیاه» به کار میبرم؛ اصطلاحی که همین الان ابداعش کردم
خداییش، بدجوری جواب میده
در واقع دیگه اصلاً لازم نیست تلاشی بکنیم
حالا تماشا کن که چطوری میخوام بکنمش تو پاچهشون
وقتی مجبورت میکنم بایستی و فکر کنی
هُپ، هُپ
هاه! تادا
فکر میکنی داری به آکوامن نگاه میکنی
داریم میترکونیم
هیچچی نمیتونه اوضاع رو خراب کنه، عمو لینکلن؟
هیس، آیرین. داشتم میگفتم هیچچی نمیتونه این رو دورِ بُرد بودنمون رو خراب کنه
مردم خوب لاسوگاس، من، قاضی بومن، آخر این هفته بازنشسته میشم
اما قبل از اینکه برم، قصد دارم رکورد دنیا رو بشکنم
برای بیشترین تعداد پروندههایی که یک قاضی بهشون رسیدگی کرده
حس خیلی خوبی داره. بیشتر میخوام
رکورد زل زدن به خورشید چنده؟ میخوام برم سراغش
اون تمام پروندههاتون رو انداخته برای این هفته و اصرار داره که سریع تمومشون کنید
تا بتونه به رکوردش برسه
چی؟ ما حدود ۲۰ تا پرونده پیش اون داریم. غیرممکنه
بیخیال، چیزی نیست که فرمولمون از پسش برنیاد
آره. آره، حق با توئه
هی، بچهها
حدس بزنید کی دو تا شست، ۱۱ تا انگشت پا
و اجازه قانونی برای وکالتِ دوباره داره؟
فکر کردم پروانهت باطل شده و انگشت اضافه پات رو هم به یه جادوگر فروختی
همین الان حکمشون رو برگردوندن
لابد این اتفاقیه که میافته
وقتی قاضیای که پروانهت رو باطل کرده، به جرم خیانت گردن زده میشه
اوه، در ضمن، این خانم بیرون منتظر بود
خیلی غمگین به نظر میرسید، واسه همین بستنی مدل تیم برتونیم رو دادم بهش
ببخشید، شما لینکلن گامب هستید؟
اسم من اینز راموسه. شهرمون به یه وکیل نیاز داره
متاسفم خانم راموس، ولی ما نمیتونیم موکل دیگهای بپذیریم
صبر کن، یه لحظه وایسا. موسسهمون الان دو تا وکیل داره
کل این موسسه حقوقی کلاً دو تا وکیل داره؟
اوهوم. مورد پرونده چیه، خانم؟
بیمه، طلاق، یا پسر نوجوانتون جلو دوربین کارهای نازیها رو کرده؟
یه شرکت غولپیکر منابع آب شهرمون رو آلوده کرده
این یه فاجعه واقعیه
طوری که این گروه فیلمبرداری همین الان دارن ازش یه مستند افسردهکننده میسازن
خواهش میکنم، پرونده ما رو قبول میکنید؟
خیلی دوست دارم کمک کنم، اما... یه لحظه. هی ترنت؟
میشه یه نمای نزدیک از این وکیل سنگدل بگیری، قبل از اینکه جوابش کنه؟
اما اجازه بدید همکارم، جناب آقای گلم بلورچمن رو بهتون معرفی کنم
اه، پشیمون نمیشید! و بابت اسمم هم معذرت میخوام
خب، گلم داره این پرونده جنجالی رو قبول میکنه
مگه بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته
لاسوگاس جاییه که مردم میرن تا رویاهاشون رو به واقعیت تبدیل کنن
اما فقط چند مایل اونطرفتر، مردم شهر من دارن توی یه کابوس زندگی میکنن
تمام فاضلابهای ظرفشوییِ کافهها و کازینوهای شهر
به یه لوله مرکزی میریزه که مستقیماً از زیر شهر ما رد میشه
ماه پیش، اون لوله ترکید
حالا آب لولهکشی تو یه خونه معمولی، ۶۰ درصدش الکل خالصه
و همه توی این شهر
همیشه مَستن
آره
ما به یه قهرمان نیاز داریم
میدونی، این جوجهفُکُلیا نمیدونن، ولی یه زمانی این شهر زیر دست من بود
تبلیغاتم افسانهای بود
سر کار مصدوم شدی؟ تصادف و فرار؟ سگ گازِت گرفته یا یه مردِ عجیبِ سگنما؟
جات گیر کرده لای چراغ خوابِ جکوزی یا موتور سیکلت همسایه؟
من از پسِ همه این پروندهها برمیام، به اضافه چهار مدل دیگه
گلم بلورچمن یه غرامت نقدی قلمبه واسم گرفت
وقتی که دودولم گیر کرده بود
لای موتور سیکلتِ یه مردِ عجیبِ سگنما
فکر کنم میشه گفت «پ-ول مساویه با گلم به توان دو»
متن عالی من رو سلاخی کردی، کثافت
و-ک-ی-ل
بعد از اینکه پروانهم باطل شد، دو دهه خیلی سختی رو گذروندم
وگاس از بازندهها متنفره
اه! آخ! اااااخ
هورغ! یااااه
اما یه دستِ ورق میتونه همهچیز رو عوض کنه
و عجب دستِ ورقی هم هست این پرونده
سرمایهدارهای طماع، زنهای غمگین و چندین تُن مشروب
این همون گلمِ همیشگیه
وقتی ببرم، مثل دراکولا میشم
مرده و راضی
با این تفاوت که زنده خواهم بود
خب شیلا، اگه بخوایم... ای بابا... چند ده تا پرونده رو توی یه هفته ببریم
واقعاً باید به فرمولمون تکیه کنیم
دیگه از شیر گرفتن خبری نیست، فهمیدم
واسه همینه که رسماً تو رو به مقام دستیار وکیلِ فاقد صلاحیت ارتقا میدم
جواب میده
ممنون که اومدی، گلم
و این دخترِ گنده بک، محافظته؟
نه، این نوچه منه، آیرین
من نوچه گلم نیستم. اسیرشم
من مدرسه نمیرم
اون مجبورم میکنه ورزش کنم تا بتونم توی مزرعه آلپاکاش بیشتر کار یدی انجام بدم
من فقط میخوام برم خونه
بچه، میشه لطفاً فقط برگه رضایت استفاده از تصویر رو امضا کنی؟
بچه؟ چطور جرئت میکنی اینطوری با باراک اوباما حرف بزنی؟
غمانگیزه
شنیده بودم الکل خوشمیگذرونه، ولی آخه بد؟
مخصوصاً برای بچهها خیلی سخته
ببین
لعنتی، من عاشق روبلاکسم، پسر
این افتضاحه. البته در مورد روبلاکس حق با اونه
به اندازه کافی دیدم
مردم، از وقتی که کارم رو تو وکالت شروع کردم
و بعدش امروز صبح دوباره شروعش کردم، همیشه برای آدمهای ضعیف جنگیدم
شرکتها هر کاری دلشون بخواد میکنن
و آدمهایی مثل ما این وسط پایمال میشن
حالا، از همون سوراخها
داره تُفاله ودکا میچکه توی آشپزخونههاتون
و حمومهای کف... حم... حموم
خب، امروز دیگه تموم میشه
امروز، گلم بلورچمن برای شما میجنگه
و کات. ترنت، میتونیم یه بار دیگه بگیریم؟
اون پدرِ گریان داشت حواسها رو از من پرت میکرد
خیلی خب، برای رسیدن به این رکورد پروندههای زیادی داریم
و تا تموم نشه، از اینجا نمیریم
دادگاه رسمیت پیدا میکنه
جناب قاضی، برای سخنان آغازین
میخوام با نقلقولی از ولتر شروع کنم
«انسان...»
وقت تمومه! دادستان، دفاعیات نهایی. کارِ خودش بوده
هیئت منصفه؟ مجرمه
بیست سال حبس
چه اتفاق کوفتیای افتاد؟
آقای گامب، خانم فلامبه
لفاظیهای پرطمطراق و نقشههای پیچیده و مسخره
ممکنه تو پروندههای هفتگیتون کمکتون کنه، ولی من یه رکورد دارم که باید بشکنم
اگه میخواید به موکلهاتون کمک کنید، نصیحت من ساده و رکوپوسته
دقیقاً مثل رابطه با همسر عزیزم
اگه وقتم رو تلف کنید، میرم سراغ بعدی
سراغ نفرِ بعدیِ رابطه؟ بله. مامور دادگاه، پرونده بعدی چیه؟
مردم نوادا علیه لیل دیکنز
نوزاد معروف تیکتاکی که به ماشین پلیس شلیک کرده
ما هنوز برای لیل دیکنز آماده نیستیم. اون بچه بدجوری گناهکاره
به اندازه کافی شنیدم. اون بچه بدجوری گناهکاره
ای لعنت بهش
گلم معمولاً بهترین ایدههاش موقع عرقخوری به ذهنش میرسسه
ایده اون شورت هم همونجا به ذهنش رسید
همونی که یه کاندوم قابل شستشوی سرخود داشت
من گفتم اسمش رو بذاره «شورتِ شادی»
ولی اون اسم «دستگاه مخفی گلمِ چشمکزن» رو انتخاب کرد
گوش کن آقای بلورچمن، من کلاس سوم ترک تحصیل کردم تا این کافه رو راه بندازم
ولی به نظرم فقط با در نظر گرفتنِ مقررات زیستمحیطی ممکنه
یا جد سادات
این مشروبِ آشغالِ آببندیشده دیگه چیه؟
چطور جرئت میکنی؟ من هیچوقت تو مشروب آب نمیبندم
این شهر قوانین خلوص داره
اگه تو الکل آب ببندیم، دولت میتونه تختهمون کنه
دولت؟ خلوص؟
تریواگو! نه، این نبود
اون چی بود... همونی که وقتی آدما یه چیزی به ذهنشون میرسه داد میزنن؟ یافتم
آره، داد میزنن: «فهمیدم چی شد!»
و منم فهمیدم
جناب قاضی، تفاوت یه کافه با یه رستوران در چیه؟
یه رستوران ممکنه سیبزمینی سرخکرده بده، ولی فقط یه کافه میتونه الکل سرو کنه
و شهرِ موکل من داره الکل و سیبزمینی سرخکرده سرو میکنه
منظورم از سیبزمینی، بچههای مَسته
اما کافهها نمیتونن هر الکلی رو سرو کنن
نه، باید استانداردهای خلوصِ خاصی داشته باشه
و امروز صبح، من مدارکی رو پر کردم تا شهرِ «وِتفینگرِ» نوادا
واقعاً اسمش اینه؟ چقدر چندش
من مدارکی رو پر کردم تا کل شهر
رسماً به عنوان یه کافه طبقهبندی بشه
چیکار کردی؟
و این یعنی تامینکننده مشروب اونها، یعنی خواندههای پرونده
دارن به صورت غیرقانونی بهشون مشروبِ آببندیشده میدن
اوه
خب، چی میگید، آقایون؟
هزینه تعمیر لولههای این شهر رو میدید
یا هزینه بیشتری میدید تا لولههاشون رو پر از مشروبِ درجهیک کنید؟
گلمِ کلک
یه مانورِ بزرگ و پرزرقوبرق
اونقدر دیوانهوار که حریفت چارهای جز تسلیم شدن نداره
همونطور که گفتم، گلمِ همیشگی
وقتی گلم این حرف رو زد، عملاً کل پرونده رو باخت
منظورم اینه که حتی برای کسی که مطمئنم یه خرچنگ زنده تو جیبش داشت
این یه تصمیمِ افتضاحِ تکاندهنده بود
دفاع میخواد یه دعوای متقابل برای استردادِ هزینهها مطرح کنه
بابت جنسی که تا الان تحویل داده شده، به مبلغ ۴ میلیون دلار
درخواست پذیرفته شد
چی... چی شد؟ بردم؟
الان نه، لیندا
خب شیلا، فرمول جواب نمیده. باید دوباره واقعاً تلاش کنیم
ای بابا. دقیقاً مثل شوهر سابقِ اجاقکورم حرف میزنی
هیچی، نگرانش نباش
ما باید یکراست بریم سراغ اون بخش آخر و معرکهی این پروندههای هفتگی
همونجا که یه کار خلاقانه و یه جورایی احمقانه میکنیم و بعدش میبریم
ایول، بزن بریم
دادگاه دوباره رسمیت پیدا میکنه. پرونده اندرسون علیه کبابسرای «جو دودی»
خانمها و آقایان، موکل من متهم شده به
تلاش برای برقراری رابطه جنسی عمومی به سبکِ پارتیهای مجردیِ مستانه
با یه گاوِ مکانیکی بیرونِ یه رستورانِ باربیکیو
که... خب، کرده
هووو
No comments yet. Be the first to leave one.