The first 200 lines.
خب، ما يه نگاه به .سي تي اسکن هاي شما انداختيم
.اوهوم
يه توده بزرگ در معده تون مي بينيم
و همچنين چند تا جراحت .در کبدتون
،در حال حاضر ،بهتون پيشنهاد ميکنم که به ديدن يه متخصص بريد
و من ميتونم بهتون يه چند نفر رو توصيه .کنم و بهتون يه ليست بدم
.و بعدش از اونجا ادامه بدين
چه جور متخصصي؟
.يه تومورشناس
همونا که براي سرطانه؟ - .بله -
خب، فکر ميکني که بد باشه؟ - ،ما راستش نمي دونيم -
که به خاطر همينه که فکر ميکنم که .مهمه که بريد پيش يه متخصص
...اون بافت برداري ميکنه، آزمايش هاي بيشتر و
خودت چي فکر ميکني؟ چي فکر ميکني در اين مورد؟
.خودت هم ديدي بهرحال نظرت چيه؟
فکر ميکني چقدر بد باشه؟ - .در حال حاضر، واقعاً نميدونم -
اما ميتوني يه چيزي بهمون بگي، درسته؟ ميتوني چيزي بهمون بگي؟
...نبايد چيزي - .اشکالي نداره -
...فکر نکنم اون - ...اون نه -
...فکر کنم...فکر کنم .نظرت چيه که...خيلي خب، گوش کن
نظرت در اين مورد چيه؟ چطوره من يه جمله بگم؟
،اگه جمله درست بود .نيازي نيست منو تصحيح کني
و لازم نيست بهم .هيچي بگي
...خب؟ اين چيزي که مايکل داره
غيرقابل درمانه؟
.پسر، اين که سوال بود ...تو بايد...بايد
.بايد يه جمله باشه. خيلي خب
...خب، جمله من اينه
.چيزي که مايکل داره غيرقابل درمانه - .همينه -
ميدوني بازيش چطوريه؟ .چون هيچي نميگي
...نميدونم اگه اين ...نميدونم
...به خاطر اينه که ميفهمي ما
فيلم "همه افراد رئيس جمهور" رو ديدي؟
.آم، ياد رابطه شما افتادم شما چطور همو ميشناسيد؟
...اوه. آه
.ما...ما همسايه ايم - .آره -
.خيلي خب - .بالاي ايشون زندگي ميکنم -
.هنوز کثافت ته اين هست
.آره، هست
.حالم بهم ميخوره .من دست داخلش نميکنم
.ميدونم. خودم درش ميارم
.و توپ مون هم پر کثافت ميشه
خيلي خب. ديروز سرويس زدي؟ - .آره. نوبت خودته -
.صبر کن
.صبر کن. بزن
...خب، آه
.اين جريان سرطان
يارو متخصصه چي گفت؟ - .متخصص بود -
.خيلي خب .بي خيال مايکل
!نندازيش
بذار بهت بگم امروز .سر ناهار چي شد
چي شد؟
من تو کافه نزديک .اداره م بودم
.آره
...رو صندلي کنار پنجره نشسته بودم و
.يه يارويي از کنار پنجره سر خورد رفت .سر خورد رفت از کنار پنجره
...منظورم اينه که شناور بود .نمي تونستي زيرش رو ببيني
.آره
.زيرش تکون نميخورد ...انگار تکون نميخورد. ميدوني
.از کنار پنجره سُر خورد رفت
.احتمالاً سوار "هاوربورد" بوده - اسکيت بورد؟ -
.نه...همونايي که بچه ها سوار ميشن ...ميذارن زير پاشون
آره، خودم ميدونم هاوربورد چيه .اما منو به فکر فرو برد
.که يکي سوار هاوربورد بوده
باورت ميشه؟ .اين ميتونه کل زندگيت رو به گند بشه
خب، طرف سوار هاوربورد بوده؟ خب که چي؟
اگه يکي ببيني سوار هاوربورده مگه چي ميشه؟
.آره، يه بنده خدايي سوار هاوردبورد بوده
خب، بعدش زندگي برات طبيعيه؟
.مشکلي باهاش ندارم
،خب، اين همه قانون واقعيت ،هزاران سال علم
همه چي، برات معنايي نداره؟ هيچ معنايي نداره؟
.به نظرم من مشکلي نداره
.البته که مشکل داره ...مشکل داره اگه يه نفر
.مشکلي نداره
.البته که داره .اگه قانوني وجود نداشته باشه
،مثلاً کفشاي ورزشيت رو مي پوشي .و اونا کدوتنبل شدند
.دماغتو ميگيري، يه سکه ازش مياد بيرون
...تو آينه نگاه ميکني، صورتت شده
.تابلو اعلانات
.مشکلي ندارم باهاش - .آره -
.ميدونم داري چرند ميگي .اونو بدش من
دستاي من هواپيما شدن نگاشون نکن
آره. خب سوار يکيشون شو
و برو اون قبرستوني که .آدما توش سوار هاوربورد نميشن
.چون من اونجا زندگي ميکنم
.چيکار ميکني؟ اون مشت مرگه
!استاد! نه
.استاد
مشت مرگ شما بسيار قويه، ها؟
،اگر اون مشت بهت ميخورد
.کارت تموم بود
،سه قدم به هر مسيري برداري
.قلبت منفجر ميشه
.و بعد مي ميري
.بيا، چين جوان
.بريم غذا بخوريم
.خيلي خب
...اون
.پنج تا بود. من سه تاشو بردارم - .کار خوبي نکردي -
...يکيش .يکيش کوچيکه، پس مساويه
.اميدوارم فردا شب ببينمت
.آره، بازي تعقيب بي اهميت .دو دفعه آخر من برنده شدم
.شبت بخير، اندي
.هوم. مي بينمت
.شب بخير مايکل
.شب بخير اندي
.صبح بخير
.ممنون
.آقا...اون خودکار مال منه
.ممنون
.سلام
اندي؟
.هوم
.سلام - سلام. چطوري؟ -
.خوبم. خوبم
آره - .آره -
آخر هفته خوبي داشتي؟
آخر هفته م؟ - .اوهوم -
.آره، کارشو کرد - کي؟ -
.دختر جديده .بهم گفت چطوري
اوه، خدايا. صحبت کوتاه چطور بود؟
.افتضاح. افتضاح بود
.بچرخ - .گندش بزنن -
...متاسفانه، گويچه هاي خوني تون
آها. و چيکار بايد کنم؟
.خب، يه چند تا راه هست
.که اينطور
.شب بخير مايکل
.شب بخير اندي
چيکار کردم؟
!احمق! کار خودتو کردي
!مُشت مرگ رو به استادت زدي
.صبر کنم؟ نه
.دارمش. دارمش
.ما تيم نيمه دوم هستيم - .آره. آره -
...من ميتونم
...يه
سخنراني عالي ِ بين نيمه اي بدم ...اگه مربي بودم. من
من يه سخنراني عالي دارم .که تا حالا تو بين نيمه نشنيدم
چي هست؟ - .دارم روش کار ميکنم -
.به نظرم "خوک چاق " ـه
.خوک چاق نيست ...من
...من اين پيرهن رو دوست کردم. ميدونم که - .دو سال پيش درستش کردي -
هنوز يادته چي بود؟ - ،يه سال و نيم پيش بود -
،و اگه خوک چاق بوده .يه جور ديگه نوشته ميشد
.يه حرف ديگه هم ميداشت
.چنگال کوچيکه .چنگال کوچيک پيش غذايي
.نه...درباره آشپزخونه نيست .از آشپزخونه بيا بيرون
.يه اطلاعات ديگه بهم ميدم و ديگه تموم
.خوبش هم هست ...يک سال و نيم پيش بود
...فکر کن .خوشم مياد چون اذيت ميشي
.بادام هندي ها رو تو خوردي؟ ديگه ندارم
.فقط گردو دارم
ميتونم بهت بگم. ميخواي بهت جواب رو بگم؟
...رفتم ديدن يه تومورشناس و
...يه تومور شناس ديگه هم ديدم. اون
...داستانش درازه، اما اونا
.ميدوني، کاري از دستشون بر نمياد
...پس
...اون
.همونه ديگه
...بخش مُردنش
.چيزي نيست
.بيمارستان، لوله ها و دردسراش .هيچکدوم از اونا رو نميخوام
...پس، دارم فکر ميکنم
...قبل از اينکه
...قبل از اينکه بدتر بشه
...ميخوام
...تمومش کنم
براي خودشون يه فرايندي دارند. اگه زير ...شش ماه داشته باشي بهت يه
.تعداد قرص ميدن که بخوري
.و ميتوني توي خونه هم انجامش بدي
...به نظر
.ميدوني
...اما نميخوام اينکارو تنها انجام بدم و
.اميدوار بودم تو بتوني بهم کمک کني
من؟
...آه
...تو...يعني
...اينطوري
.تو بايد...نبايد تسليم بشي ...ها؟ تو بايد
.نبايد اينکارو کني معجزه وجود داره، درسته؟
،پس اون يارو رو چي ميگي بهش گفتن شش ماه تا مرگت مونده و
،بعدش ديديم .رفت قله اورست رو فتح کرد
.جيم آبات يه دست داشت جيم آبات رو تو تيم "يانکي ها" يادته؟
.يه دست داشت
.ولي بهترين پرتاب ها رو ميکرد
.تسليم نشد
.تسليم نشو، مايکل
.داروش رو بهم دادند
ميتونن اينکارو کنند؟ ...ميتونن بهت دارويي بدن
که تو رو ميکشه؟
.آره
.دوست ندارم اينطوري بهم نگاه کني
اما نميخواستم بهت بگم
چون نميخواستم اين موضوع چيزي رو عوض کنه، ميدوني؟
...ميدوني
.دوست دارم پيتزا درست کنم
.فيلم تماشا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.