Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Shetland S09E03 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-AEK
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 3 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

داریم میریم به سمت نِستینگز... یه بررسی بکنیم این تأسیسات جدید رو، وزیر.

بفهمیم اون بالا واقعاً چه خبره.

فکر کردیم شاید شما بتونین بهمون بگین چی شده.

یادم نمیاد!

نفس بکش، نفس بکش، نوآ. خب، به نظر می‌رسه کارین جِیکوبسن فکر می‌کنه که...

بِرگن با کسی در ارتباط بوده.

اگه آنی بوده باشه، این یه انگیزه قوی به ایان بِت میده.

ایان بِت، شما رو به اتهام قتل بازداشت می‌کنم.

آنی بِت و آنتون بِرگن.

تنها چیزی که فعلاً می‌دونیم اینه که هردوشون با شلیک گلوله مردن.

فکر می‌کنم بهتره بریم داخل.

اتفاقی برای آنتون افتاده.

اون مرده، اَسترید.

پروفسور روسی؟ آنی مرده؟

متأسفانه بله. پسرش چی؟

نوآ زنده‌ست.

داریم سعی می‌کنیم بفهمیم کی زنت رو اینجا کشته.

حرفمو می‌فهمی، تاش؟ تموم شد.

این برنامه حاوی برخی الفاظ نامناسب است.

آه!

چی داری میگی؟ قربانی شما قبلاً هم تیر خورده.

اون یه جاسوس بود.

آنی بِت توی چه کاری دست داشت؟

چیزی که باعث کشته شدنش شد.

هنوز بازه.

فریاد: آخ!

اینجا! تکون نخور!

دنبالش کن!

نه!

منظورم به تو نیست. ولی یه جورایی به نظر میاد که هست.

خب، آخه تو دستبند بهش زدی، تاش.

مثل یه مجرم از خونه بیرون آوردی‌اش.

اون بازداشت بود، دانی.

آره، ولی تارا و جونی اونجا بودن. خب؟

و اونا دوستاشن.

منظورم اینه، اگه خودت بودی دوست داشتی...

چی شده؟

اَنگوس؟

اَنگوس؟

کی این کارو کرد؟

نمیدونم کی این کارو کرد.

همه چیز گنگه.

باشه، پس کجا اتفاق افتاد؟

چند کوچه اونورتر از کلانتری.

خب. پس من پیدا می‌کنم کی بوده.

اوه، پس حالا تو طرف منی؟

باید در مورد جونی بهمون می‌گفتی.

من و جونی رابطه‌ای نداریم.

فکر می‌کنی برام مهمه تو و جونی چی هستید؟

تنها چیزی که برام مهمه اینه که کی آنی رو کشته.

و دروغ گفتن تو به ما وقت رو ازمون گرفته.

وقتی که نداریم.

خب، هیچ حدسی داری کی این کارو کرده؟

هنوز مظنونی نداریم.

و اون مرد فرانسوی...

آنی باهاش در ارتباط بود یا همچین چیزی؟

دقیقاً نمی‌دونیم اون چه نسبتی با آنی داشت.

ولی احتمالاً چیزی شبیه به اون نبوده.

نوآ چطوره؟

ناراحته.

معلومه.

و به پدرش نیاز داره.

پس، باید اینجا بمونی و خوب بشی، باشه؟

بعداً بهت سر می‌زنم، باشه؟

اوه، راستی، یه چیزی بود که باید می‌پرسیدم.

یه جای زخم قدیمی روی بازوی آنی پیدا کردیم.

اون هیچ‌وقت در موردش بهت گفته بود؟

منظورت تصادف دوچرخه‌ست؟

تصادف دوچرخه؟ آره.

سال‌ها پیش، وقتی تو لندن بود، قبل از اینکه ما همدیگه رو ببینیم، اتفاق افتاد.

هی، بیلی، منم.

می‌تونی تمام دوربین‌های مداربسته دیشب رو از منطقه...

اطراف کلانتری. حتماً. ممنون.

روث؟ تاش، به این گوش کن.

آنی بِت جاسوس بود؟

یک تحلیلگر.

در سال آخرش تو آکسفورد استخدام شد.

یه جورایی مثل یه رمزگشا؟

دقیقاً مثل یه رمزگشا.

داریم در مورد آنی صحبت می‌کنیم اینجا.

اون دقیقاً "بیوه سیاه" نبود.

بیشتر کار آنی پشت میز انجام می‌شد.

بخشی از نسل جدیدی که بعد از ۱۱ سپتامبر استخدام شدن.

قدرتمندان فهمیدن که بازی تغییر کرده بود.

و نمی‌تونستن به شبکه رفاقتی قدیمی تکیه کنن.

پس اون بی‌عرضه‌های قدیمی رفتن و آدمای معمولی اومدن؟

آنی ابداً معمولی نبود. اون ذهن درخشانی داشت.

پس، باهاش کار می‌کردی؟

من مسئول تیمش بودم.

پس، شما یه مأمورید؟

من یک تحلیلگر بودم.

الان بازنشسته شدم.

خب، آنی چطور تیر خورد؟

یک عملیات میدانی نادر که بد پیش رفت.

نمی‌تونم جزئیات بدم ولی همینقدر بگم که...

آنی تو زمان و مکان اشتباهی بود.

مدارک پزشکیش چی؟

هیچی نبود.

آنی تو یه مرکز خصوصی درمان شده بود.

ولی اون تجربه عوضش کرده بود.

آره، حتماً همینطوره.

کمی بعد از اون از کارش اومد بیرون.

و تا قبل از اون پیام صوتی، ازش خبری نداشتم.

به نظرت چرا زنگ زد؟ واقعاً نمی‌دونم.

شاید درگیر یه چیزی شده بود.

یه چیزی که حس می‌کرد نمی‌تونه تنهایی از پسش بربیاد.

خب، ما در مورد آنی تحقیق کردیم و...

به جز اینکه ازدواجش داشت از هم می‌پاشید...

واقعاً اتفاق خاصی تو زندگیش نبود.

ولی یه چیزی داشت که می‌خواست به من بگه.

یه چیز مهم.

هیچ ایده‌ای نداری که چی بود؟

برگن چی؟ تا الان مشکلی نداشته.

یه پرستار خصوصی که برای یه خانواده تو جزایر کار می‌کنه.

چه خانواده‌ای؟

جاکوبسون‌ها

سوئدی، پولدار.

برگن مراقب دخترشون بود.

ولی اونا اصلاً اسم آنی به گوششون نخورده بود، پس...

و هیچ‌کس از آشناهای آنی نمی‌دونه اون چطور برگن رو می‌شناخته.

خب، اونا ترسیده بودن.

هر کاری که می‌کردن

اون‌قدر خطرناک بود

که مجبور بودن دوستیشون رو مخفی نگه دارن.

یه آشنایی دارم که تو "تیمز هاوس" کار می‌کنه.

می‌تونم ازش درباره "رُسی" بپرسم.

حتی اگه حرفاش درست نباشه، در مورد یه چیز حق با اونه.

باید بفهمیم آنی و برگن تو چه کاری درگیر بودن.

سندی، تو داشتی دنبال برگن می‌گشتی.

چیزی ازش پیدا کردی؟

سوابق تماس‌ها نشون می‌ده که اون تو هفته‌های

منتهی به قتل‌ها با آنی در تماس بوده،

ولی هیچ سندی از محتوای مکالماتشون نیست.

این تماس‌ها تا چه زمانی برمی‌گرده؟ زیاد دور نیست.

حدود پنج هفته.

آنی اولین تماس رو گرفت.

اون ششم ماه پیش به بِرگِن زنگ زد.

و پیامک‌ها یا ایمیل‌ها؟

ایمیلی نه.

اما سابقه اینترنتش نشون می‌ده که بِرگِن داشت چک می‌کرد

پروازهای تالین رو هفته پیش.

تالین؟

نِیتِن گفت بِرگِن داشت برنامه‌ریزی می‌کرد اون رو به اروپا ببره.

می‌دونم، ولی وقتی دوست‌پسرت می‌گه اروپا، آدم به پاریس یا رُم فکر می‌کنه.

دقیقاً به استونی فکر نمی‌کنی.

چیز دیگه‌ای درباره‌ش پیدا کردی؟

وضع مالی‌اش خوب نبود.

پسره اهل قمار بود.

اما چیز مشکوکی نبود و هیچ ارتباط قبلی با آنی نداشت.

این تماسی که بِرگِن جمعه شب توی هتل گرفت چی شد؟

ساعت ۸:۲۴ از یه تلفن ثابت بود.

خونه جاکوبسون‌ها.

اوه، جالبه، اونا به ما گفتن باهاش حرف نزده بودن.

خب، پس من می‌رم باهاشون حرف می‌زنم.

باشه.

اِم، منظورت چیه «یه جورایی یکی رو می‌شناسی»؟

که توی تیمز هاوس کار می‌کنه؟

اوه، راستش، فقط یه رفیق معمولی بود.

دوست خاصی بود؟

با یه جاسوس قرار می‌ذاشتی؟

نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

گجت و این‌جور چیزا داشت؟

تاش، ساکت می‌شی؟

حق با توئه. فوق محرمانه.

تاش، یه چیزی تو دوربین مداربسته پیدا کردم.

الو؟

کیه؟ آره، اِم... سلام.

ببخشید، فقط دنبال یکی از دوستام می‌گردم.

آنگوس والاس.

باشه؟

خب، فقط می‌خواستم ببینم شاید دیشب اومده اینجا؟

دیشب کسی اینجا نبود. باشه، خب...

الو؟ الو؟

زیاد طول نکشید چیزی که دنبالش بودید رو پیدا کنید.

این از دوربین نزدیک خیابون یونیون گرفته شده.

لعنتی!

بذار زوم کنم.

آشنا به نظر میاد؟

مطمئنی تماس از همینجا گرفته شده؟

هوم... از تلفن ثابت.

ساعت ۸:۲۴ شب مرگ آنتون گرفته شده.

من اون تماس رو نگرفتم.

منم نگرفتم.

خب، یه نفر که گرفته.

آره.

داشتم درباره "روز فیلم" می‌پرسیدم.

روز فیلم؟

هر دوشنبه بعدازظهر، آنتون و آسترید با هم فیلم می‌بینن.

معمولاً یه سری، اِم... فیلم‌های چرت تین‌ایجری آمریکایی.

چرا اینو به ما نگفتی؟

یادم رفت.

یادت رفت؟

خب، چرا بهش زنگ زدی؟

نوبت آنتون بود فیلمو انتخاب کنه.

می‌خواستم بدونم داریم "دختران بدجنس" می‌بینیم یا "بی‌هدف".

و وقتی باهاش حرف زدی حالش چطور بود؟

عادی بود.

بعد از اون تماس دوباره باهاش حرف زدی؟

نه.

از این بابت مطمئنی، آسترید؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left