The first 176 lines.
احمقها هجوم میارن
به جایی که فرشتهها میترسند پا بذارن.
و اینچنین میام پیشت، عشقم،
قلبم فرای عقلم.
وقتی همو دیدیم
احساس کردم زندگیم شروع شد
پس قلبت رو وا کن و بذار
این احمق هجوم بیاره.
احمقها هجوم میارن
به جایی که عاقلها هرگز نمیرن
اما عاقلها هرگز عاشق نمیشن
پس از کجا باید بدونن؟
وقتی همو دیدیم
احساس کردم زندگیم شروع شد
پس قلبت رو وا کن و بذار
این احمق هجوم بیاره.
فقط قلبت رو باز کن و بذار
این احمق هجوم بیاره.
خب، قلبت رو باز کن و بذار
این احمق هجوم بیاره.
یه عروسک کوکی، میدونن همه
کوکش که کنی، دورتر میره.
کارهایی رو میکنه که یادش دادن بکنه
فکر کنم منم یه جورایی عروسک کوکیام.
کوکم کن، واقعاً راه میرم.
کوکم کن، واقعاً حرف میزنم.
کوکم کن و مستقیم میام پیش تو.
ببرم خونه، خوب جایزهای ام.
کوکم کن، خودت میفهمی
که چقد یه عروسک کوکی میتونه ادامه بده.
میتونی ببینی چیه باعث تیکتاک کردنم:
چیزهای کوچیک و هدیهها.
میتونم نشونت بدم یه حقهی دیگه رو:
دلم رو بشکن، یه اشک میریزم.
کوکم کن، رویاهام میشن آغار.
بیا اینم کلید، دلم رو کن باز.
عروسکهای کوکی هم گاهی تنها میشن.
کوکم کن، عاشقت میشم.
کوکم کن، عاشقت میشم.
اون رفت و تو ول گشتی دوروبر
و هر شب مزاحمم شدی.
هر وقت باهات بیرون نمیرفتم
چیزهایی گفتی که خیلی خوب نبودن.
دوستپسرم برگشته و قراره بشه آشوب بر پا
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
وقتی ببینیش که داره میاد بهتره برنی به چاک در جا
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
اون روراست بوده تو زندگی وقتی که من نبودم.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
پس مواظب باش الان چون داره میاد دنبالت.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
هی، اون میدونه که تلاش میکردی
و اون میدونه که دروغ میگفتی.
اون برای یه مدت زیادی نبوده.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
حالا اون برگشته و همه چیز خوب میشه.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
پشیمون میشی از این که اصلاً به دنیا اومدی.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
چون اون تا حدی بزرگه و خیلی زیاد زور داره.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
هی، اون میدونه من خیانت نمیکردم.
حالا تو قراره کتک بخوری.
چی باعث شد فکر کنی که اون تمام دروغهات رو باور میکنه؟
الان برا خودت مرد بزرگی هستی ولی اون یه لقمهی چپت میکنه.
صبر کن و ببین.
دوستپسرم برگشته قراره از آبروم حفاظت کنه.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
اگه جای تو بودم، یه مرخصی دائمی میگرفتم.
هی لا، هی لا، دوستپسرم برگشته.
دوستپسرم برگشته.
دوستپسرم برگشته.
میتونم ببینمش که داره میاد پس بهتره بزنی بری همین الان
آره، آره، آره، آره، آره.
دوستپسرم برگشته، آره.
میدونم که داره میاد دنبالت چون الان دیگه ازت باخبره.
آره، آره، آره.
مخمل آبی.
او مخمل آبی پوشید.
آبیتر از مخملی که شب بود.
لطیفتر از اطلسی که نور بود
از سوی ستارگان.
او مخمل آبی پوشید.
آبیتر از مخملی که چشمانش بود.
گرمتر از اردیبهشت، نفسهای مهرآگینش.
عشق ازآن ما بود
ازآنمان، عشقی که تنگ به آغوش کشیدم
احساس میکردم شور در من زبانه میکشید
همچون شعلهای که روشن میسوخت،
اما وقتی که او رفت،
بار بست درخشش
از مخمل آبی.
اما در قلبم همیشه باقی خواهد ماند
گرم و گرانبها، یک خاطره
در گذر سالیان.
و هنوز میتوانم ببینم مخمل آبی را از درون اشکهایم.
او مخمل آبی پوشید.
اما در قلبم همیشه باقی خواهد ماند
گرم و گرانبها، یک خاطره
در گذر سالیان.
و هنوز میتوانم ببینم مخمل آبی را
از درون اشکهایم.
مخمل آبی.
تو ظاهرت شبیه یه فرشتهست،
مثل یه فرشته راه میری،
مثل یه فرشته حرف میزنی،
ولی من سر در اوردم که
تو شیطانی در لباس مبدل.
آوه، آره، هستی، شیطانی در لباس مبدل.
با بوسههات من رو خر کردی،
تو خیانت کردی و نقشه ریختی.
خدا میدونه که چطور بهم دروغ گفتی.
تو جوری نیستی که به نظر میومدی.
تو ظاهرت شبیه یه فرشتهست،
مثل یه فرشته راه میری،
مثل یه فرشته حرف مبزنی،
ولی من سر در اوردم که
تو شیطانی در لباس مبدل.
آوه، آره، هستی، شیطانی در لباس مبدل.
فکر میکردم که توی بهشت بودم،
ولی بیشک غافلگیر شدم.
خدا به دادم برسه، من ندیدم
شیطان رو توی چشمهات.
تو ظاهرت شبیه یه فرشتهست،
مثل یه فرشته راه میری،
مثل یه فرشته حرف میزنی،
ولی من سر در اوردم که
تو شیطانی در لباس مبدل.
آوه، آره، هستی، شیطانی در لباس مبدل.
تو شیطانی در لباس مبدل.
آوه، آره، هستی، شیطانی در لباس مبدل.
آوه، آره، هستی، شیطانی در لباس مبدل.
آوه، آره، هستی.
بزن به جاده جک.
نکنه که برگردی یه وقت، یه وقت، یه وقت، یه وقت.
بزن به جاده جک،
و نکنه که برگردی یه وقت.
چی گفتی؟
بزن به جاده جک.
و نکنه که برگردی یه وقت، یه وقت، یه وقت، یه وقت.
بزن به جاده جک و نکنه که برگردی یه وقت.
اوه زن، اوه زن، اینجور بد تا نکن با من.
تو بدجنسترین زن پیری هستی که تا به حال دیدم.
گمونم این جور که گفتی...
باید بارم رو ببندم و برم.
درسته. بزن به جاده جک،
و نکنه که برگردی یه وقت، یه وقت، یه وقت، یه وقت.
بزن به جاده جک، و نکنه که برگردی یه وقت.
چی گفتی؟ بزن به جاده جک،
و نکنه که برگردی یه وقت، یه وقت، یه وقت، یه وقت.
بزن به جاده جک، و نکنه که برگردی یه وقت.
حالا، عزیزم، گوش بده، عزیزم: اینجوریا نکن تا با من،
چون یه روزی دوباره اوضاعم روبراه میشه.
مهم نیست برام اگه بشه، چون برام مشخصه که
نه پولی داری، نه اونقدرها هم مالی هستی.
خب، گمونم این جور که گفتی...
باید بارم رو ببندم و برم.
درسته. بزن به جاده جک،
و نکنه که برگردی یه وقت، یه وقت، یه وقت، یه وقت.
بزن به جاده جک، و نکنه که برگردی یه وقت.
چی گفتی؟
بزن به جاده جک،
و نکنه که برگردی یه وقت، یه وقت، یه وقت، یه وقت.
بزن به جاده جک، و نکنه که برگردی یه وقت.
خب...
نکنه که برگردی یه وقت.
چی گفتی؟
نکنه که برگردی یه وقت.
نفهمیدم چی گفتی!
نکنه که برگردی یه وقت.
از ته دلت نمیگی!
نکنه که برگردی یه وقت.
اوه، عزیزم، خواهش میکنم. نکنه که برگردی یه وقت.
هر وقت که باهاشم
چیزی در درون
شروع میکنه به شعلهور شدن.
No comments yet. Be the first to leave one.