The first 200 lines.
فيلم لبنان
محصول اسرائيل
مترجم amirs2k
فيلمي از ساموئل معوز
لبنان
جون 6, 1982, ساعت 3, اولين روز اغاز جنگ لبنان
- .سلام - .سلام
- .اسي - .شموليک
.من فرماندم .منم هرتزل هستم
.منم ييگال هستم
.سلام
يالا, ييگال.راه بيفت
",ان انسان است که مقاوم است تانک فقط قطع اي از اهن است"
.از سيندرلا به کرگردن .به سمت شمال ادامه بديد
زمين کشت موز را رد کن, از جاده بالا برو و منتظر دستورات باش
به لبنان خوش امدي . تمام
!داريم جاده را صاف ميکنيم
!هرتزل, اي پدر سوخته
ما کجاييم,اسي؟ چه اتفاقي افتاده؟
شايد بهتر باشه بهشون از طريق بيسيم خبر بديم بهشون بگو ،رسيديم
گفتند صبر کنيد, ما صبر ميکنيم
.يکي داره نزديک ميشه
!اين لعنتي را از روي من بردار
- کيه؟ - .يه مرد با مگا فون
- .بزار ببينم -.صبر کن
- تو اينجا فرماندهي؟ - نه, منم
.پس خوب گوش کن اين تانک شما است
دوازده مزد و ليستي از ماموريت ها براي سه هفته
منظورت چيه سه هفته؟
نه, فقط...گفتيم...
,من از روي نقشه جلو ميرم .من يه مشکل دارم
سعي ميکنم صريح بگم و جزئيات عمليات را انتقال بدم
.بعد از اون سوالاتتون را ميتونيد بپرسين .اولين ماموريت اسونه
يه شهر هست, شمال, شمال شرقي
.نيروي هوايي ما انجا را قبلا بمباران کردند
,ساعت هفت ما وارد شهر ميشيم
و مطمئن ميشيم که کسي نيست بعدش به سمت ديگر پش ميريم
.از اينجا به سمت شمال حرکت ميکنيم
.تا به منطقه خودي برسيم .يه هتل هست که بهش ميگن سنت تروپز
.غذا ميخوريم و به سمت ماموريت بعدي ميريم
.در اين ضمن شما با تانکتون اينجا ميمونيد
,اگه ماشين ديگه اي پيداش شد .شليک اخطار بديد
اگه توقف نکردند, منهدمشون کنيد
من جميل هستم, همرزمت سوالي نيست؟
باشه.يه ساعت تا صبح مونده
- .شب بخير - .شب بخير
.تا هدف پياده روي ميکنم
- .ما نيم ساعت وقت خواب داريم - .جميل گفت يک ساعت
فرقي نميکنه. اگه من ميگم نيم ساعت, پس نيم ساعته
- .تو نگهباني ميدي - چرا من؟
.من فرماندم پس من دستور ميدم
!پس, پس اينطوري ميخاي شروع کني؟ عاليه
.دفعه بعدي حتما ميگي قربان صدات کنم
,هرچي دوست داري بگو .فقط خفه شو بزار بخابم
منو سر نيم ساعت بلند کن.شب بخير
بگو, چرا من.هان؟ چرا ييگال نه؟
يا... اين تازه وارده..اين يارو. حالا,شايد خسته نباشه
گوش کن, هرتزل, من دلايل ودم را دارم
ميتونم ازش بپرسم,باشه؟ ميخاي نگهباني بدي؟
- تو مسئول اين تانک هستي؟ - تو هستي! ولي خواهش ميکنم...!
.من فقط خاستم اين يارو نگهباني بده
.منم ميدونم يه نگهبان لازمه
- باهش مشکلي داري؟ - نه, نه, مشکلي نيست
- کي از تو پرسيد؟ - نه, اون...
من ازن پرسيدم نگهباني بدي؟
-!بهت گفتم دلايل خودم را دارم - !چه دليلي , اسي؟خواهش ميکنم
...من دارم نفس هاي اخرو ميکشم .اين يارو جديده ميخواد منو جايگزين کنه
- !و تو ميگي دلايل خودت را داري - اره, من دلايل خودم را دارم
...باشه
.هر چي ميخاي بگو .ولي من دلايل تو را متوجه نميشم
اوه, تو نميفهمي, مگه نه؟ ييگال بايد برونه, فهميدي؟
.من ميتونم انجام بدم .مشکلي نيست
...اونجا
!ساکت شو .اون يارو جديده
من فرمانده تانک هستم و مسئوليت تيم بر عهده منه
يعني چي؟ ،يعني ما به حساب نمياييم من مهم نيستم؟
من اينو نگفتم, منظورم اينه که تو راننده اي,
تو تير ها را ميزاري توي تفنگ, فقط همين
کار يدي است,اسي. .خيلي قدرت ميخاد
ولي اون چي؟اون چي ميکنه؟ .اون وقت شليک ميکنه
کي خم ميشه,وسايل سنگين بلند ميکنه, کمرشو ميشکنه, خودشو به اب و اتش ميزنه,
نفس کشيدن تو اون همه کثافت؟ تو؟اون؟ !نه من
.براي من مشکلي نداره واقعا, ميتونم نگهباني بدم
شب بخير, ييگال. بخاب,بخواب, .بايد استراحت کني
.بايد اين اف 15 را تا فردا راه بندازي
هرتزل،بزار ما بخابيم. .شب بخير
.بعضي دلايل
.از سيندرلا به کرگدن يه ماشين داره نزديک ميشه.
,سيندرلا به کرگدن !حالا وقتشه
!شليک کن
!شموليک . شليک کن
!نمي ايسته.بزنش, گرگدن! شليک کن
شليک کن
شليک کن بزنش
شليک کن, لعنتي براي چي صبر ميکني؟بزنش
شليک کن
.دارن به سمت کشتزار ميرن !ترتيبشون بدين
به سمت راست, يوناتان! ...سمت راست
!خودشه
!دوميه:داريم تو مزرعه دنبالش ميکنيم
چرا شليک نکردي؟تو تيرست بود !دارم با تو حرف ميزنم
شماره يک،و صحبت ميکنه. يه تروريستو گرفتيم .داريم دنبال بعدي ميريم
- !چه اتفاقي داره ميفته؟ جاناتان -تير خورده! تير خورده
يه نفر زخمي داريم. شماره 1 -شماره 2 صحبت ميکنه .تکرار ميکنم:يه زخمي داريم
بيارش اينجا
يکم ميخاي؟
.اينجا
.خودشه .اماده براي احيا
- مرد زخمي به هوشه؟ -.نه
!باهاش حرف بزن،مجبورش کن حرف بزنه
!با من حرف بزن, يوناتان
من ترسيدم
!جواب نميده
.قبل از شليک به بسته ها ترسيده بودم
.ترسيده بودم
بطري را به من بده
کورنليا؟ کورنليا, سيندرلا.صحبت ميکنه
ما يه کشته داريم تکرار ميکنم: يکي را از دست داديم
بايد جسد را منتقل کنيم. تمام
.نميتونيم چرخبال بفرستيم .جسد را به تانک ببرين
.از سيندرلا به کرگدن .ماشين باربر داره مياد
بزنش,بدون شليک اخطار, بزنش ! تمام
!صلح! صلح
کورنليا, سيندرلا صحبت ميکنه. .داريم را ميفتيم
.کورنليا صحبت ميکنه
.ما يه چرخبال براي انتقال جسد در عرض يه ساعت ميفرستيم
.تمام
کرگدن,داره وا ميسته
!وايستا!وايستا!حرکنت نکن
!شليک نکن
ديونه شدي؟
گرممه. اين گنداب حالمو بهم ميزنه
منم حالم بده. دارم بالا ميارم
,از حالا اب جيره بندي ميشه مفهومه؟
- مفهومه؟ -بله, بله
با شهروندان صحبت نکنيد .تمام
!حرکت کن!برو
!برو, برو.حرکت کن
کرگدن,عقاب صحبت ميکنه. .من بالا سرتم
.جسد را براي انتقال اماده کن
.توجه .دارم طناب را ميفرستم
.دارم طناب را ميفرستم .جسد را محکم ببنديد
.داريم جسد را مينديم .جسد داره بالا ميره
يکم ميخاي, اسي؟
اينجا, شموليک.يکم ميخاي؟
- يکم ميخاي؟, هرتزل - گندم,اره..
باشه. ما به سوي شهر ميريم. .ما يه ساعت وقت داريم تا به اونجا برسيم
,نبايد سخت باشه ,نيروي هوايي قبلا اين جا را بمباران کرده
.ما فقط بايد پاکسازي کنيم
.حواستون باشه که قوانين بين المللي استفاده از بمب فسفري را ممنوع .کرده
’.ما به قوانيين احترام ميزاريم و از حالا ديگه فسفر نمگيم
از حالا از کلمه بمب دود زا .به جاي بمب فسفري استفاده ميکنيم
سوالي هست؟
-.خوبه - .من يه درخواست دارم
,ايا ممکنه براي کسي شايد براي کورنليا
به والدينم بگه حالم خوبه؟
,من تنها پسرم .والدينم خيلي پيرن
- اسمت چيه؟ - .ييگال
.منفي
.داري منو با سوال هاي مزخرفت ميکشي
- مگه چي کار کردم؟ - هيچي. تو هيچ کاري نکردي
هرتزل, مگه من چي کار کردم؟
...يه سوال مزخرف ديگه
.از کورنليا به سيندرلا
ما درباره تروريست هايي که شروندان را گروگان گرفتند اطلاعاتي به دست اورديم
دستور اينه که بازي را تمامش کنين. تمام
داري چي کار ميکني؟ ميدوني که سيگار کشيدن تو توپخونه ممنوعه
اسي,اعصابم خرابه. ولم کن
- خاموشش ميکني يا نه - !اروم باش
سيگار را بنداز دور, هرتزل !اين يه دستوره
سيندرلا صحبت ميکنه با اشاره من حرکت کنيد سيندرلا صحبت ميکنه
.هوامو داشته باش .تمام
سيندرلا صحبت ميکنه, حواستون باشه و پشتيباني يادتون نره
از حالا شما ريسک نميکنيد براي کشتن شليک ميکنيد
برو, کرگدن
کرگدن , وايستا
.ما منطقه را ميگرديم
- .من بايد بشاشم - چي؟
-من بايد بشاشم.نميتونم نگه دارم - .بعدا
-هرتزل, جعبه را بده. - الان نه, صبر کن
هرتزل, داري چي کار ميکني؟ هرتزل...
کرگدن, دارن از بالا به سمت ما شليک ميکنند. .بزننشون ،تمام
شليک کن !شليک کن
- چي؟?داره چي ميگه؟ - شموئيک ،من نميدونم داره چي ميگه
شليک کن! شليک کن
.گلوله را امده کن و به اين وضع پايان بده
شليک کن, ميشنوي؟? شليک کن لعنتي, کر شدي؟
ميشنوي؟هرتزل بزنش
- !اون يه دختر بچچه است, اسي - !شليک کن
!اسي،بگو دختر بچه است !بگو يه دختر بچه است
بزن ،شليک کن
بزن شموليک، بزن،اين يه دستوره ميشنوي،عوضي
دارم التماس ميکنم ،بزن، بزنش
زدمش،مرده
.نزديک تر نيا
ولش کن, مايکل !نگاه کن
.شماره دو صحبت ميکنه .ما جلوي در ساختمان هستيم
- نزديک نشو.دور شو - دختر منو ديدي؟
- دختر مرا ديده اي؟ - نزديک نشو. برو کنار
.راه پله کسي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.