The first 200 lines.
... آنچه از "حلقه مخفي" گذشت
، سلام . من "دايانا" ـم
. پيت" ، كاپيتان كشتي"
قايقت چقد بزرگه؟
قايقت؟
ممكنه تو موقعيتم بابت ... قايق
، يخورده اغراق كرده باشم . براي من نيست
، بهش اغراق نميگن . دروغ ــه
پس قدرت جادوئي ! داري
اما نميتونم جلوي همه شكارچياي جادوگرُ . بگيرم
! شكارچيا برگشتن؟
درسته ، و ميخوان همه مونُ . نابود كنن
. تو يه جادوگري
اگه به اون اندازه اي كه فكرشُ ... ميكني قدرت دارم
جدي ميخواي امتحانم كني؟
هر خونواده كريستال خودشُ ، داره
با متصل شدن در شكل ... اصلي خود
هيچ قدرت قوي تر از اون ، ديگه وجود نداره
و براي كشتن "ايبن" و شكارچياي جادوگر كافيه؟
، حلقه تون
با هم و با قدرت 6 تا ، كريستال
ميتونين براي هميشه نابودشون ، كنين
باورم نميشه همين الان كشوي لباساي ، زير مامانمُ زير و رو كردم
هيچ كسي تو اين سن نبايد از اين ، چيزاي سكسي داشته باشه
كريستال هرگز اينجا ، نيست
بزرگاي حلقه داشتن سعيشونُ ميكردن كه ، جادو جمبلُ از والدينمون دور نگه دارن
خُب ، بابا بزرگم ... مرده
و به جون خودم اگه اون ، يه كريستال داشته
. مامانم پيداش كرده
خيلي خب ، بذار فرض كنيم كه يكي داشته و مامانت ، سعي كرده ازمون مخفي نگه ش داره
اگه خودت بودي آخرين كاري كه اين دور و بر ميكردي چي بود؟
. نميدونم
. پختن ، تميز كردن
، پولا
، يه دفتر
كه با يه روبان اصل ، گره خورده
! هي
وقتي يه چنين چيزيُ ... اينجا ول ميكني
فقط داري التماسش ميكني . كه خونده شه
... دوازه جولاي 1994"
، عميقا عاشق شدم
بهم ميگه : حضور من تاريكيُ ... دور ميكنه
مثل سپيده هستي بخش "هر روز
. اوه ، بايد بس كنم . تازه غذا خوردم
مامان و بابات عاشق هم ، بودن
. اين خيلي خوبه
. چيزي در موردش نميدونستم
امروز به "جان" گفتم كه نميتونيم" ... رابطه مونُ از
تام" و "اميليا" بيشتر از اين" ، مخفي كنيم
وايسا ، "تام" باباي تو ! درسته؟
و "اميليا" ـم مامان . كسي" بود"
... كه يعني
مامانمُ و "جان بلك ول" مخفيانه داشتن دل ، ميدادنُ و قلوه ميگرفتن
" حلقه مخفي " « اين قسمت = كريستال »
شما رفقا داشتين برا هم داستان . ميخوندين ، چه جالب
آره ، در مورد قرنها قتل عام ، جادوگرا
فقط دويست سال هست كه به عنوان ... زمانهاي سوختن شناخته ميشه
كل شهرا سوختن بابت به خطر ، انداختن شهرت
و قبل از اين بود كه شكارچياي ... جادوگر
شياطنُ داشتن كه كمكشون . كنن
به همين خاطر لازمه كه هر 6 تا كريستالُ . پيدا و بهم متصلشون كنيم
تنها سلاحيه كه براي شكستشون به . اندازه كافي قويه
. من كه كريستالي نديدم
پس فقط براي "كسي" ــو . داريم
چطوري كار ميكنه؟
مامان بزرگم ميگه كه كريستال ... عدسي ـئيه
كه قدرتهاي شخصيُ . بزرگ ميكنه
پس ميتونم اين گلدون زشتُ تنهاي تنها خورد كنم؟
. بذار سعي كنم
في" ، كريستالُ" . بنداز
في" ! ديگه اينكار" . نكن
. اين يه اسباب بازي نيست
قدرتش ميتونه تخليه ، بشه
پس فقط وقتي مجبوري ازش ، استفاده كن
حالا ، لازمه بقيه كريستالا ... رو قبل از
حمله شكارچيا بدست . بياريم
اونا نميخواستن كه جلوي شكارچيارو بگيرن؟
نميشه ازشون كمك بخوايم؟
بزرگا هرگز بهت اعتماد ، نميكنن
بعد آتيش سوزي حياط ، قايق
اونا پدرت و مادرتُ از سحر و جادو . محروم كردن
وقي بفهمن كه تو ، داريش
همون كارُ با توام ، ميكنن
ميخوام برم خونه ، بابابزرگم
، اگه خونواده م يه كريستال داره . اونجاست
پدربزرگ/مادربزرگ منم كه ازم ، خيلي دورن
مامان بزرگم غيبش ... زده
بعد اينكه سعي كردي . كسي" ــو بكشه"
مطمئنم ميتونم خودمُ تو خونه مامان ... بزرگم جا كنم
و خيلي راحت دور و برُ . بگردم
بزرگارو دست كم . نگيرين
گروهي بشين تا بتونين از جادوي . حلقه استفاده كنين
چطوره من و تو به "مليسا" كمك نكنيم؟
به "جيك" گفتم كه باهاش . ميرم
. خُب ، منم ميپرم وسط
مگه اينكه شما 2 تا برنامه يه سفر ... روزانه عشقولانه چيده باشين
"منم ميتونم به "مليسا . كمك كنم
. خيلي خب ، بزن بريم
... هي
آه ، مامان بزرگم ... زنگ زد
فردا مياد ، خونه
جداً؟
چشم هر دوتون ، روشن
ببين ، ميدونم كه شما 2 نفر هيچ ، وقت دوست خوبي نبودين
اما خوب ميشه كه ببيني با هم . كنار بياين
خُب ، ميدوني ، اگه قراره تو اين ... شهر بمونم
آدماي زيادي هستن كه بايد دلشونُ ... بدست بيارم
. و اون قطعاً يكيشونه
. مـرسي
براي تو ، براي دادن يه شانس ، ديگه بهم
. پشيمون نميشي
براي 24 ساعت ... آينده
قراره كلاً همه حقيقتُ ، بشنوي
و "پيت" گذاشت قايقُ براي . بعد از ظهر قرض بگيرم
بخاطر همين ميخوام ببرمت به ... "جزيره "سن جوان
. براي يه پيك نيك غروب آفتابي
. عاليه
و باورم نميشه بايد اينكارو ، بكنم
... اما يه چيزي پيش اومد
و اميدوارم بودم براي فردا . دوباره برنامه بچينيم
راستش ، قراره اول ... صبح
. بريم
مطمئن نيستم كي . برميگرديم
. مليسا" ، سلام"
جوري كه اسممُ ميگي . دوس دارم
و تو اون يارو از . خونه كنار قايقي
. "آدام" - . "گرانت" -
ميشه يه لحظه مارُ ببخشي؟
. حتماً
همين الان از يه قرار ديوونه كننده اي ، كه چيده بود نجات پيدا كردم
اما حداقلش ميتونم يه ساعت وقت داشته باشم؟
به محض اينكه مامان بزرگم ، خونه رو ترك كنه
. بايد آماده باشيم
بهترين فرصتمونه تا كريستالشُ ، پيدا كنيم
اما لازمه همين الان بريم؟
خُب ، شايد بتونيم بدون 3 تائي مون . پيداش كنيم
جدي؟
پس اصلا بهم نيازي نداري؟
. برو
. مـرسي
. بريم پيك نيك بازي
. خُب ، روز خوش ، رفيق
! ايرلندي بود بيشتر
ببين ، يه فنجون قهوه ، بيار
. بالا ميبينمت
، ايميل زدم . تماس گرفتم
و ازم چيزي ، نشنيدي
اين يعني چي؟
بابت رفتارم تو جشن ، معذرت ميخوام
. نتونستم تحمل كنم
، بي خيال ، تو يه جادوگري ميدوني كه چقد فوق العاده ست؟
، آره ، راستش . همينطوره
چرا اينجائي؟
چه اهميتي براي تو داره؟
. "چيزي نيست ، "جيك
. نه ، هست ... يه لاشخوره كه
فقط قدرتمونُ . ميخواد
قدرتمون؟
! يعني اونم جادوگره؟
، فقط تنهامون بذار . "كالوم"
ميدوني كه هرگز بهت صدمه ، نميزنم ، خيلي خب
، *اما اين عروسك كن قضيه ش فرق ميكنه ، ها؟
ميدوني يه مقدار از خون ... جادوگر چقد
تو بازار سياه ارزش داره؟
! بسه
! بسه
. بيا بريم
سلام؟
! مامان بزرگ
! سلام
ها ها ! چي؟
انــ ... انتظارشُ نداشتم امروز ... بياي
و ميخواستم خونه رو تميز ، كنم
، و .... برات گل بخرم . ميوه بذارم تو يخچال
ديگه لازم نيست نگرانم . باشي
من بايد مواظبت . باشم
، خوب مديريت شدم . و آقاي "ميد" واقعاً فوق العاده بود
. و بابام برگشته
، تو كلينيك اومديم ملاقاتت يادته؟
. آره ، يادمه
. اوه
ببين ، ميدونم شما 2 تا خاطره . خوبي با هم ندارين
پدر واقعي كسيه كه بزرگت ، ميكنه
، مراقبته
نه كسي كه 16 سال تظاهر به ، مرگ كرده
، اما مردم ميتونن عوض شن درسته؟
، ببين ، عصباني نشي
اما ازش خواستم كه بهت ، زنگ بزنه
. خيلي خب
سعي ميكنم باهاش كنار ، بيام
. بخاطر تو
. خيلي برام ارزش داره
اوه ، اوم ، بايد . برم
... منظورم اينه ، فقط ... نميدونستم
كه قراره امروز بياي خونه و . اين وضعيتُ دارم
برو ، با دوستات خوش . بگذرون
، اگه پدرت زنگ بزنه ، براي قهوه دعوتش ميكنم
ببينم كه ميتونيم خوب . نقش بازي كنيم
. دوسِت دارم ، مامان بزرگ
. منم دوسِت دارم
No comments yet. Be the first to leave one.