The Secret Circle

The Secret Circle

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Secret Circle Episode 19 Crystal 2HD
A Commentary by f@rshad
« tvcenter.co »

Tags

HD
Published on: 2012-04-21
Downloads: 96
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... آنچه از "حلقه مخفي" گذشت

، سلام . من "دايانا" ـم

. پيت" ، كاپيتان كشتي"

قايقت چقد بزرگه؟

قايقت؟

ممكنه تو موقعيتم بابت ... قايق

، يخورده اغراق كرده باشم . براي من نيست

، بهش اغراق نميگن . دروغ ــه

پس قدرت جادوئي ! داري

اما نميتونم جلوي همه شكارچياي جادوگرُ . بگيرم

! شكارچيا برگشتن؟

درسته ، و ميخوان همه مونُ . نابود كنن

. تو يه جادوگري

اگه به اون اندازه اي كه فكرشُ ... ميكني قدرت دارم

جدي ميخواي امتحانم كني؟

هر خونواده كريستال خودشُ ، داره

با متصل شدن در شكل ... اصلي خود

هيچ قدرت قوي تر از اون ، ديگه وجود نداره

و براي كشتن "ايبن" و شكارچياي جادوگر كافيه؟

، حلقه تون

با هم و با قدرت 6 تا ، كريستال

ميتونين براي هميشه نابودشون ، كنين

باورم نميشه همين الان كشوي لباساي ، زير مامانمُ زير و رو كردم

هيچ كسي تو اين سن نبايد از اين ، چيزاي سكسي داشته باشه

كريستال هرگز اينجا ، نيست

بزرگاي حلقه داشتن سعيشونُ ميكردن كه ، جادو جمبلُ از والدينمون دور نگه دارن

خُب ، بابا بزرگم ... مرده

و به جون خودم اگه اون ، يه كريستال داشته

. مامانم پيداش كرده

خيلي خب ، بذار فرض كنيم كه يكي داشته و مامانت ، سعي كرده ازمون مخفي نگه ش داره

اگه خودت بودي آخرين كاري كه اين دور و بر ميكردي چي بود؟

. نميدونم

. پختن ، تميز كردن

، پولا

، يه دفتر

كه با يه روبان اصل ، گره خورده

! هي

وقتي يه چنين چيزيُ ... اينجا ول ميكني

فقط داري التماسش ميكني . كه خونده شه

... دوازه جولاي 1994"

، عميقا عاشق شدم

بهم ميگه : حضور من تاريكيُ ... دور ميكنه

مثل سپيده هستي بخش "هر روز

. اوه ، بايد بس كنم . تازه غذا خوردم

مامان و بابات عاشق هم ، بودن

. اين خيلي خوبه

. چيزي در موردش نميدونستم

امروز به "جان" گفتم كه نميتونيم" ... رابطه مونُ از

تام" و "اميليا" بيشتر از اين" ، مخفي كنيم

وايسا ، "تام" باباي تو ! درسته؟

و "اميليا" ـم مامان . كسي" بود"

... كه يعني

مامانمُ و "جان بلك ول" مخفيانه داشتن دل ، ميدادنُ و قلوه ميگرفتن

" حلقه مخفي " « اين قسمت = كريستال »

شما رفقا داشتين برا هم داستان . ميخوندين ، چه جالب

آره ، در مورد قرنها قتل عام ، جادوگرا

فقط دويست سال هست كه به عنوان ... زمانهاي سوختن شناخته ميشه

كل شهرا سوختن بابت به خطر ، انداختن شهرت

و قبل از اين بود كه شكارچياي ... جادوگر

شياطنُ داشتن كه كمكشون . كنن

به همين خاطر لازمه كه هر 6 تا كريستالُ . پيدا و بهم متصلشون كنيم

تنها سلاحيه كه براي شكستشون به . اندازه كافي قويه

. من كه كريستالي نديدم

پس فقط براي "كسي" ــو . داريم

چطوري كار ميكنه؟

مامان بزرگم ميگه كه كريستال ... عدسي ـئيه

كه قدرتهاي شخصيُ . بزرگ ميكنه

پس ميتونم اين گلدون زشتُ تنهاي تنها خورد كنم؟

. بذار سعي كنم

في" ، كريستالُ" . بنداز

في" ! ديگه اينكار" . نكن

. اين يه اسباب بازي نيست

قدرتش ميتونه تخليه ، بشه

پس فقط وقتي مجبوري ازش ، استفاده كن

حالا ، لازمه بقيه كريستالا ... رو قبل از

حمله شكارچيا بدست . بياريم

اونا نميخواستن كه جلوي شكارچيارو بگيرن؟

نميشه ازشون كمك بخوايم؟

بزرگا هرگز بهت اعتماد ، نميكنن

بعد آتيش سوزي حياط ، قايق

اونا پدرت و مادرتُ از سحر و جادو . محروم كردن

وقي بفهمن كه تو ، داريش

همون كارُ با توام ، ميكنن

ميخوام برم خونه ، بابابزرگم

، اگه خونواده م يه كريستال داره . اونجاست

پدربزرگ/مادربزرگ منم كه ازم ، خيلي دورن

مامان بزرگم غيبش ... زده

بعد اينكه سعي كردي . كسي" ــو بكشه"

مطمئنم ميتونم خودمُ تو خونه مامان ... بزرگم جا كنم

و خيلي راحت دور و برُ . بگردم

بزرگارو دست كم . نگيرين

گروهي بشين تا بتونين از جادوي . حلقه استفاده كنين

چطوره من و تو به "مليسا" كمك نكنيم؟

به "جيك" گفتم كه باهاش . ميرم

. خُب ، منم ميپرم وسط

مگه اينكه شما 2 تا برنامه يه سفر ... روزانه عشقولانه چيده باشين

"منم ميتونم به "مليسا . كمك كنم

. خيلي خب ، بزن بريم

... هي

آه ، مامان بزرگم ... زنگ زد

فردا مياد ، خونه

جداً؟

چشم هر دوتون ، روشن

ببين ، ميدونم كه شما 2 نفر هيچ ، وقت دوست خوبي نبودين

اما خوب ميشه كه ببيني با هم . كنار بياين

خُب ، ميدوني ، اگه قراره تو اين ... شهر بمونم

آدماي زيادي هستن كه بايد دلشونُ ... بدست بيارم

. و اون قطعاً يكيشونه

. مـرسي

براي تو ، براي دادن يه شانس ، ديگه بهم

. پشيمون نميشي

براي 24 ساعت ... آينده

قراره كلاً همه حقيقتُ ، بشنوي

و "پيت" گذاشت قايقُ براي . بعد از ظهر قرض بگيرم

بخاطر همين ميخوام ببرمت به ... "جزيره "سن جوان

. براي يه پيك نيك غروب آفتابي

. عاليه

و باورم نميشه بايد اينكارو ، بكنم

... اما يه چيزي پيش اومد

و اميدوارم بودم براي فردا . دوباره برنامه بچينيم

راستش ، قراره اول ... صبح

. بريم

مطمئن نيستم كي . برميگرديم

. مليسا" ، سلام"

جوري كه اسممُ ميگي . دوس دارم

و تو اون يارو از . خونه كنار قايقي

. "آدام" - . "گرانت" -

ميشه يه لحظه مارُ ببخشي؟

. حتماً

همين الان از يه قرار ديوونه كننده اي ، كه چيده بود نجات پيدا كردم

اما حداقلش ميتونم يه ساعت وقت داشته باشم؟

به محض اينكه مامان بزرگم ، خونه رو ترك كنه

. بايد آماده باشيم

بهترين فرصتمونه تا كريستالشُ ، پيدا كنيم

اما لازمه همين الان بريم؟

خُب ، شايد بتونيم بدون 3 تائي مون . پيداش كنيم

جدي؟

پس اصلا بهم نيازي نداري؟

. برو

. مـرسي

. بريم پيك نيك بازي

. خُب ، روز خوش ، رفيق

! ايرلندي بود بيشتر

ببين ، يه فنجون قهوه ، بيار

. بالا ميبينمت

، ايميل زدم . تماس گرفتم

و ازم چيزي ، نشنيدي

اين يعني چي؟

بابت رفتارم تو جشن ، معذرت ميخوام

. نتونستم تحمل كنم

، بي خيال ، تو يه جادوگري ميدوني كه چقد فوق العاده ست؟

، آره ، راستش . همينطوره

چرا اينجائي؟

چه اهميتي براي تو داره؟

. "چيزي نيست ، "جيك

. نه ، هست ... يه لاشخوره كه

فقط قدرتمونُ . ميخواد

قدرتمون؟

! يعني اونم جادوگره؟

، فقط تنهامون بذار . "كالوم"

ميدوني كه هرگز بهت صدمه ، نميزنم ، خيلي خب

، *اما اين عروسك كن قضيه ش فرق ميكنه ، ها؟

ميدوني يه مقدار از خون ... جادوگر چقد

تو بازار سياه ارزش داره؟

! بسه

! بسه

. بيا بريم

سلام؟

! مامان بزرگ

! سلام

ها ها ! چي؟

انــ ... انتظارشُ نداشتم امروز ... بياي

و ميخواستم خونه رو تميز ، كنم

، و .... برات گل بخرم . ميوه بذارم تو يخچال

ديگه لازم نيست نگرانم . باشي

من بايد مواظبت . باشم

، خوب مديريت شدم . و آقاي "ميد" واقعاً فوق العاده بود

. و بابام برگشته

، تو كلينيك اومديم ملاقاتت يادته؟

. آره ، يادمه

. اوه

ببين ، ميدونم شما 2 تا خاطره . خوبي با هم ندارين

پدر واقعي كسيه كه بزرگت ، ميكنه

، مراقبته

نه كسي كه 16 سال تظاهر به ، مرگ كرده

، اما مردم ميتونن عوض شن درسته؟

، ببين ، عصباني نشي

اما ازش خواستم كه بهت ، زنگ بزنه

. خيلي خب

سعي ميكنم باهاش كنار ، بيام

. بخاطر تو

. خيلي برام ارزش داره

اوه ، اوم ، بايد . برم

... منظورم اينه ، فقط ... نميدونستم

كه قراره امروز بياي خونه و . اين وضعيتُ دارم

برو ، با دوستات خوش . بگذرون

، اگه پدرت زنگ بزنه ، براي قهوه دعوتش ميكنم

ببينم كه ميتونيم خوب . نقش بازي كنيم

. دوسِت دارم ، مامان بزرگ

. منم دوسِت دارم

More Farsi Persian subtitles for The Secret Circle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left