The first 200 lines.
ارباب ، شهر خالیه
پرچم چین هم دیده نمیشه
فکر نمی کنین که برامون تله گذاشته باشن؟
در مورد تسلیم شدن جانگ هان شنیدن و فرار کردن؟
غیر ممکنه ، همین الان فرستاده مون خبر آورد که جانگ هان تسلیم شده
امکان نداره بتونن به این سرعت فرار کنن
فقط می دونی که جانگ هان تسلیم شده
ولی دلیلش رو نمی دونی؟
شکست خوردن ، برای همینم تسلیم شدن
بی خیال ، مغرت رو به کار بنداز
دویست هزار نفر سرباز داشت ، با همچین تعدادی
چرا باید تسلیم بشه؟
منظورتون اینه که ، شیانگ یو کاری کرده؟
ارباب
لو وان رسید- لو وان رسید-
ارباب- چی فهمیدی؟-
ارباب ، جائو گائو میخواد باهامون مذاکره کنه
مذاکره؟
مذاکره؟- بله-
جائو گائو هوهای رو کشته و زی یینگ رو شاه کرده
حتی دستور داده که افرادش تسلیم شیانگ یو بشن
منظورت اینه که ، کسی تو گذرگاه وو گوان نیست؟
دقیقا
الان میخواد باهامون مذاکره کنه؟
تو خواب ببینه
خیلی وقت پیش باید بهش فکر می کرد
ارباب ، الان هم افراد و هم اسبا خسته ن
بهترین فرصته که استراحت کنیم
هنوز نمی تونیم
زمان برامون مهمه ، نباید یادمون بره که شاه هوای
در مورد کسی که به شیان یانگ میرسه چه قولی داده
به مردا بگو که به طرف گذرگاه شیائو گوان میریم
بی درنگ
وقتی که اونجا برسیم ، می تونن غذا و زن داشته باشن
آره ، بریم ، سربازان به پیش
سرورم
خوبه ، پس اومدی که منو بپایی
این روزا خیلیا به هوای گرفتن پست و مقام میان
اصلا فکر نمی کردم
یک روزی ؛ همچین خونه کوچیکی
این همه مهمون جمع شه
خدمتکار های کمی تو این خونه دارم ، فقط می تونم به تو متکی باشم
قربان ، این وظیفمه
هنوزم نگرانم که
این یک فرصته یا فاجعه
نگران نباشین
ایالت دیگه تو دستای جائو گائو و هوهای نیست
سال های زیادی زجر کشیدین
به خاطر مردم ، باید تحمل کنین
نگران نباشین که جائو گائو به عنوان شاه معرفیتون کرده
من لیاقتش رو ندارم
فقط میخوام زنده بمونم
ولی حق باتوعه
تحمل می کنم ، نمیذارم اجدادم سرافکنده بشن
سرورم ، دو نفر خدمتتون آوردم
سرورم- سرورم-
آداب قصر و خوب یاد گرفتین
ممنون سرورم- ممنون سرورم-
سرورم ، این دختریه که ترکش کردین
جوان ترین شاهزاده خانوم
دختر من؟
خیلی خوب بزرگ شدی
تقصیر منه ، تقصیر منه
فکر می کردم که مردی
بیا ، بذار نگات کنم
پدر ، همه این سال ها
شاهزاده خانوم چن شی ، منو تو قصر مخفی کرده بود که بتونم زنده بمونم
دلم خیلی برات تنگ شده بود
شنیدم که دیوونه نیستی- نه-
عالیه - می بینم-
باور دارم که الان فرصت ماست- می فهمم-
کیه؟
هان تان
یک مدتی جزو دربار بود ، دیده که چه اتفاقی افتاده
برای همین اینجا پناه آورده
جائو گائو شورش کرد
میخواست تاج و تخت رو از آن خودش کنه
ولی الان ، شما رو به عنوان شاه منصوب کرده
الان میفهمم میخواد چی کار کنه
سرورم ، جائو گائو در قصر اعتراف کرد
که امپراطور رو مجبور کرد خودش رو بکشه
ولی خودش رو شاه نکرد
می دونین چرا؟
می ترسه که وزرا اعتراض کنن
اگه تاج و تخت رو میدزدید ، ممکن بود مواخذه و مجازات بشه
برای همین ، شما رو شاه کرده
سرورم ، اطلاع دارین که
گذرگاه ووگوان فتح شده؟
چی؟ از کجا این خبر به گوشت رسیده؟
بعد کشته شدن هوهای ، چند نفر جاسوس تو خونه جائو گائو گذاشتم
از دست رفتن گذرگاه ووگوان ، همون طوری نیست که گزارش کردن
تو جنگ شکست نخوردیم
بلکه افراد بدون جنگیدن عقب نشینی کردن
و یک دژ خالی رو برای سربازای چو باقی گذاشتن
جائو گائو ، گذرگاه ووگوان رو به عنوان هدیه به لیو بانگ هدیه داده
با اینکه جونم رو فدای چین می کنم
ولی نمی تونم در برابر خواست خدا مقاومت کنم
یعنی خدا نفرینم کرده؟
سرورم ، الان وقت ناامید شدن نیست
جائو گائو هیچ ارتباط خونی باامپراطور قبلی نداره
چطور ممکنه همچین وظیفه ای رو به عهده بگیره؟
فکر می کنه که همه چی تحت کنترلشه
برای همین از عمد ایالت رو داره به چو واگذار می کنه
ولی مگه منو شاه نکرده؟
سرورم
جائو گائو اینکارو کرده که عروسک خیمه شب بازیش بشین
و بتونه وزرا رو کنترل کنه
وقتی که لیو بانگ برسه ، کل خاندان سلطنتی رو دو دستی تقدیمش می کنه
سرورم ، بهش فکر کنین
اگه جائو گائو نمیخواست که همه چیز رو تحت کنترل خودش در بیاره
چرا باید به خودش زحمت میداد و با چو مذاکره می کرد؟
وقتی که سربازای چو به شیان یانگ برسن ، شما دیگه نمی تونین شاه باقی بمونین
و فقط یک عروسک خیمه شب بازی باقی می مونین
سرورم ، هر چه زود تر باید وارد عمل بشین
وگرنه ، سرنوشت چین میفته تو دستای یک خواجه
لطفا به خاطر چین ، جائو گائو رو بکشین
دیگه وقتش رسیده که همه چی تموم بشه
هیچوقت علاقه ای به سیاست نداشتم
و همه این سال ها ، به خاطر اینکه زنده بمونم ، اینکارارو انجام میدادم
تو همچین موقعیتی باید چی کار کنم؟
هان تان ، فکر می کنی که
وزرایی گه قدرت ارتش تو دستاشونه ، به جائو گائو وفادارن؟
تا جایی که می دونم
فرمانده قصر وفاداریش رو به جائو گائو اعلام کرده
و فرمانده نیرو های ویژه هم همینطور
جائو گائو هم قول داده که ، هر دو تاشون رو به عنوان ژنرال منصوب می کنه
و حکمران ، یان لی هم ، فرزند خوانده جائو گائوعه
اگه اینطوری باشه ، هر کار غیر منطقی ای ، ممکنه به کشتنمون بده
نه لزوما سرورم
درسته که جائو گائو یک سری سرباز زیر دستش داره
ولی اون سربازا ، سربازای چین محسوب میشن
نسل هاست که به خاندان سلطنتی وفادار بودن
اگه جائو گائو کشته بشه
به شما وفادار میمونن
چاره ی دیگه ای نداریم
سرورم؟
پس این کارو می کنیم
بگو ، بعدش چی؟
بهش بگین که بیمارین
قبل از اینکه قصر رو ترک کنه ، حتما به دیدنتون میاد
وقتی که وارد شد
نمیذاریم در بره
پدر و من از نسل امپراطور چین هستیم
ترجیح میدیم که بمیریم تا اینکه برده بشیم
باشه ، همین کارو می کنیم
پدرخوانده ، زی یینگ خبر داده که مریضه
میخواد که به دیدنش برین
مریضه؟
چرا مریض شده؟
زیاد بدنش قوی نیست
و پنج روز هم غذا نخورده
واقعا فکر می کنه که شاه شده
براش متاسفم
نمیرم ، خودم شاهش کردم
چه حقی داره که ازم بخواد به دیدنش برم؟
به خاطر اینکه شما شاهش کردین
اگه به عیادتش برین ، باعث میشه وزرا قبولتون داشته باشن
گزارش از جنوب ، لیو بانگ گذرگاه ووگوان رو فتح کرده
الان هم داره به سمت گذرگاه شیائو گوان میره
قبل از اینکه جنگجو های چو برسن
بهتره اجازه بدیم که زی یینگ ، یک چند روز بیشتر شاه بمونه
حق با توعه
هر چی هم نباشه بالاخره یک شاهه
صدراعظم
خودتون رو اذیت نکنین ،اعلی حضرت حالشون چطوره؟
شدیدا بیمارن ، دیدنتون شاید بهشون روحیه بده
دنبالم بیاین
صدراعظم ، سردرد پدرم چندین روزه که آروم نشده
نباید آدمای زیادی دور و برش باشن
لطفا تنهایی وارد اتاق بشین
می تونین همینجا بمونین
تو ، دنبالم بیا
سرورم ، شنیدم که بیمارین
لطفا منو ببخشین که دیر اومدم
صدراعظم ، ممنون که اومدین
لطفا بیاین نزدیک تر
چشم
فردا
روز سوگندتونه ، همون طور که برنامه ریزی کردیم
می تونم بپرسم که به جشن میاین یا نه؟
باید بیام
فردا روز آغاز به کارمه باید باشم
نگهبانا! نگهبانا
چی کار می کنین؟
چطور جرئت می کنین؟ چطور جرئت می کنین بهم خیانت کنین؟
بکشینش
سرورم
من بهتون وفادارم بودم ، سرورم
...چرا
چرا مهربونی منو با خیانت جواب دادین؟
میخوام بدونم که
بعد از مرگ چطور میخوای جواب امپراطور فقید و منگ یی رو بدی
جائو گائو ، جواب مهربونی مهربونیه
به خاطر اینکه پدرت در ساختن چین کمک بزرگی کرده بود
امپراطور اول هم پاداش بزرگی بهت داد
به عنوان پسر یک خدمتکار
بیشتر از امپراطور دوم ، قدرت داشتی
اون تو رو پدر خودش می دونست ، ولی چی کار کردی؟
زی یینگ
مرد حیله گری هستی
No comments yet. Be the first to leave one.