Release info

Wait in Beijing E26
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 26"

یک اینکه؛ شنگ شیا نامزد منه" و آینده اش به من ربط داره"

"دو اینکه؛ خوشحال بودن یا نبودنش به خودم ربط داره"

"عشق چیزی نیست که با تلاش یک نفر حاصل بشه"

"چون عشق مسابقه ای نیست که توش پیروز بشی"

"ولی شاید چیزی باشه که تو رو به رو شدن با مشکلات همراهیت کنه"

"به وجود اومدن عشق نیازمند وجود خالصانه دو طرفه"

"اگه دو نفر با هم به توافق نرسن هیچ عشقی وجود نخواهد داشت"

شیاو دو؛ دنبالم میگشتی؟

قولی که تو فرودگاه بهم دادی رو فراموش کردی؟

واقعا میخوای کمکم کنی با شنگ شیا ازدواج کنم؟

آره

...شیاو دو؛ از اینکار

احساس ناراحتی نمیکنی؟

درسته

ولی فقط اینطوری میتونم احساس گناهم رو ار بین ببرم

اگه این چیزیه که میخوای همینکار رو میکنیم

همینکارو میکنی؟

به نظر میاد همه چیز طبق خواسته های تو ه

طبق خواسته های تو؟

مگه این چیزی نیست که تو میخوای؟

درسته این چیزیه که میخوام

ممنون

چی میفروشی؟ من سرم شلوغه. باید برم

من اینجام

تان چیمینگ؛ مگه تولدته؟

اصلا هدیه ای برات آماده نکردم

فنگ یین؛ تولدم نیست

...فنگ یین؛ میدونی

تا الان ما 20 ساله که همدیگر رو میشناسیم

...امروز؛ دقیقا روزیه که 20 سال پیش

همدیگر رو دیدم

منظورت چیه؟

...فنگ یین؛ فکر میکنم

ما نباید بیشتر از این وقتمون رو تلف کنیم

میدونم میشه لطفا فیلم نگیرید

من همیشه احساس بی ارزش بودم میکردم

یکی از دلایلش هم وضع مالیم بود

ولی از روزی که فهمیدم قراره هر روز برات آشپزی کنم

فهمیدم که دیگه صبر کردن فایده ای نداره

وقتشه که از خودم یکم شجاعت نشون بدم

تان چیمینگ؛ اشتباه فهمیدی برای این گفتم برام آشپزی کنی که

دیگه تو شرکت رفت و آمد نکنی

باعث میشد حواسمون از کار پرت بشه تو کاملا در اشتباهی

فنگ یین نیاز نیست از واقعیت فرار کنی

میدونم که تو قبلا آسیب دیدی ولی من شنگ یین هونگ نیستم

من پسرم و زنم رو رها نمیکنم

بسته دیگه

فنگ یین خواهش میکنم دست از گذشته بردار و به آیندمون فکر کن

باهام ازدواج کن

باهاش ازدواج کن

این دیگه زیاده رویه

من هیچ وقت قصد ازدواج با تو رو نداشتم

و گذشته ام هم به خودم مربوطه

هیچ ربطی به تو نداره

خیلی زیاده روی کردی

!فنگ یین

"ساعت 7 غروب" "تأتر شرقی"

"اگه واقعا دوستمی؛ باید بیای"

"نگران نباش. حتما میام"

"راستی شنگ شیا و شن کای رو هم با خودت بیار"

"باشه. منتظرم ببینم چطوری هنر نمایی میکنی؟"

رزا کجاست؟

برگشت خونه

پس برو و لباسا رو بیار

مگه قرار نبود خودشون لباسا رو برگردونن؟

یادت باشه لیست لباسا رو چک کنی؟

سلام شیاو دو؛ نمیتونم به نمایشنامه ی هنک برسم باید لباسا رو برگردونم

بعدا درموردش بهم بگو باشه؟

سلینا کجاست؟

نمیدونم

وقت ندارم باید برم

این دو تا بلیط رو بگیر نمایشنامه ساعت 7 شروع میشه

واقعا؟ فکر میکردم قضیه شوخی بود

نمایشنامه توی تأتر بزرگه این دفعه واقعیه

حتما سلینا رو با خودت بیار

باشه

ممنون پسر

ساعت 7 یادت نره

خوبی؟

چرا اینجایی؟

همینطوری اومدم

بزار من انجامش بدم

ماشین آوردی؟

آره اون جلو پارک کردم

باشه پس بیا بریم

خسته نباشید

بریم دیگه

نگفته بودی توی تأتر بزرگ شهر برگزار میشه؟

اونجارو نمیبینی؟

اون ساختمون تا اینجا ادامه داره

بنابراین اینجا بخشی از تأتر شهر محسوب میشه

حالا وایسا تا خود نمایشنامه رو ببینی

سوییشرت قشنگیه

هی داداش امشب چیکاره ای؟ میخوای نمایشنامه ببینی؟

همه بیاین اینطرف

ممنون

نمیتونم بگم دوستت دارم

چون میدونم اگه بگم؛

هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه

...ولی

میخوام پکن رو از بالا ببینم

چون اونجا جاییه که کودکیمون رو سپری کردیم

میتوینم با هم عکس بگیریم؟

حتما

بیا

3.2.1

اون خودش رو فدا کرد

و خداحافظی موقتمون تبدیل به جدایی شد

ولی اون همیشه توی ذهنم میمونه

هنک

یادمه همیشه با چشمای پر از آرزو زیر این ساختمون وایمیسادم

هرگز فکر نمیکردم یه روز بتونم اینجا کار کنم

واقعا فکر نمیکردی؟

شاید باورت نشه ولی واقعا همینطور بود

حتما گرسنه ای بیا بریم یه چیز بخوریم

یادمه که درمورد یه رستوران کوچیک توی دانشکده ات گفته بودی

میتونی بیای؟

شما طراح ها که میرفتید چرا من نتونم؟

واقعا؟ واقعا

واقعا؟ واقعا اکی

بیا بریم

هنک کارت خیلی خوب بود

باید موفقیت ات رو جشن بگیریم

بریم برای جشن

ممنون ولی میخوام تنها باشم

هنک؛ من یه جای خیلی خوب میشناسم ...هی

بزار تنها باشه

اون این نقش رو برای سلینا قبول کرده بود باید خیلی ناراحت شده باشه

احساسات همه دو طرفه نیست

میخوای با خودت بیاریش؟

این اولین کاره هنکه

مطمئنم میخواد نگهش داره

بیا بریم

هنک کجایی؟ چرا هوز برنگشتی؟

منم از مرگ میترسم

ولی میخوام پرواز کنم

...میخوام بر فراز پکن پرواز کنم تا

جایی که با هم بزرگ شدیم رو ببینم

اگه همینطور به داد زدن ادامه بدی؛

کله ات رو با این خورد میکنم

باشه آقا؛ الان میام پایین

آروم باش دیگه سر و صدا نمیکنم

دوستت دارم

برای همین میخوام پرواز کنم

باید بر فراز پکن پرواز کنم و اونجا رو ببینم

تگور درست میگه

بیشترین فاصله بین مرگ و زندگی نیست

دوستت دارم ولی نمیتونم بهت چیزی بگم

هنک؛ بیا پایین

تو چت شده؟

سلینا؛ دوستت دارم

!هی

ولی نمیتونم بهت بگم

نمیتونم بهت بگم همین الان بیا پایین

داری چیکار میکنی؟

نمیتونم بیا پایین

همسایه ها ازتون شکایت کردن

باید همراهمون بیاید اکی

بیا پایین

باشه؛ من خودم پلیس ام سریعتر برو

آقا؛ نیازی به کلانتری نیست من خودم پلیس ام

برو داخل ماشین -من خودم !هی

!هنک

آقا

دوستت دارم

"گذشته ام به خودم ربط داره" "خیلی زیاده روی کردی"

برای همین بابات دیروز بهمون پول داد؛

گفت بریم بیرون و تا دیر وقت برنگردیم

نمیخواست چیزی بفهمیم

این ویدئو داره توی اینترنت میچرخه

حالا عنوان رو داشته باش "تلاش پیرمرد تنها برای حفظ کوره ی خاموش شده"

بیست سال

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left