The first 174 lines.
!نگاه کن، رودئوس
!دریا
!شوره
،حالا که فکرش رو میکنم اولین باره دریا رو میبینی، نه؟
!میخوام شنا کنم
.تو که مایو نداری ...تازه چطور میخوای
!چی میگی؟ لازم ندارم
...یعنی میخواد لخت مادرزاد شنا کنه؟
.دیگه 13 سالش شده .این اواخر خیلی خوب داره رشد میکنه
.توصیه میکنم اینکار رو نکنی
.این دریا پُر از هیولاست
!هـــا؟
دنیای انیمه و مانگا تقدیم میکند
نباید فراموش کنی
روی زمین صدای رعد میخزد
ستارهی خواب هم چشمک میزند
و آتش ها مانند بارانی از تیر میمانند
بیا برای بازگشت نفس دهنده دعا کنیم
در شبهای بیشمارِ تاریک
این ترانه خبر از بازگشت آنها میدهد
از تقدیم کردن آن به تو دست نمیکشم
...حتی اشکهای کمِ من از در چشم انداز برهموتم را
تا روزی که تو بخواهی رها میکنم، رها میکنم
یک بیکار
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
!خشکی
!بالاخره رسیدیم به خشکی
.همهاش یه کشتی سواری کوتاه بود
رقتانگیزه، مگه نه؟
چـ... چی گفتی؟
!هـ... هی، وایستا ببینم
شما دو تا بهتره فراموش نکنید !که واسهی چی به این سفر اومدیم
شماها گروه "بن بست" هستید، درسته؟
ها؟
.این اواخر زیاد آوازهتون رو شنیدم
.«اریس، «سگ هار
.«رویجرد، «سگ نگهبان
!وای! بهشون لقب دادند
...و بعدی... تو... خب
!چیه؟ بهم لقب «سگ حشر» که ندادند
ها؟ چی چی بود؟
!یادم افتاد
!روجرد
.«روجردِ «سگبان
حالا هرچی، میخواستید از قارهی شیاطین برید به قارهی میلیس؟
بیخیال، حدود یه ساله که ...درگیر این حادثه شدم
این که اسم همهرو میدونه .به جز من، یه جورایی دلسردکنندهست
...کرایهی هر نفر 5 سکهی آهنیه
،ولی واسهی اسپردها به این ارزونیها نیست .حتی اگه صرفاً شبیه اسپردها باشند
درسته که بعضی وقتها خودم رو ...رویجرد معرفی میکردم، ولی
.خب، «سگبان» هم زیاد بد نیست ...دلم میخواد قلاده گردن اریس بندازم و
بر حسب قانون کرایهی اونا .دو هزار سکهی سبز معدنیه
!دو هزار تا سکهی سبز معدنی؟
.موضوع جلسهی امروز... پوله
سفر رویجرد سان با کشتی .دو هزار سکهی سبز معدنی خرج داره
.مبلغ نجومیایه
،کار بگیریم s حتی اگه با سطح .تا قیامِ قیامت طول میکشه که انقدر جمع کنیم
.عجب دردسری شد
!نکنه... میخوای ولش کنیم و بریم؟
.معلومه که اینکار رو نمیکنیم
پس چیکار میکنیم؟
هنوز راه حلی .به ذهنم نرسیده
رویجرد، نمیتونی طول دریا رو روی آب بدوی؟
.دیگه حضرت خضر که نیستم
.که اینطور .عجب دردسری
.رودئوس
.شرمندهام. تقصیر منه
من هم فکر میکنم ببینم !راهی پیدا میکنم یا نه
درسته. بیاید در آرامش !گزینههایی که داریم رو بررسی کنیم
.ممنونم
خب، چیکار کنم؟
سلام. یه سالی شده، مگه نه؟
دیگه داشت خیالم راحت میشد .که دیگه قرار نیست ریختت رو ببینم
خب، به خاطر توصیهی دفعهی قبلام حسابی تو هچل افتادی، درسته؟
یه کوچولو روم نمیشه !تو چشمهات نگاه کنم
پس حتی خدایان هم شرم و حیا سرشون میشه، نه؟
اگه اون کلاهبردارها رو ...تحویل نگهبانها میدادی
...حسابی با رویجرد رفیق میشدی، با این حال
.تصمیم گرفتی ازشون به عنوان متحد استفاده کنی
!تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
!آخ که چقدر دیدنش بهم حال داد
.گرچه اصلاً به من حال نداد
...با این حال
به لطف اون قضیه، فقط تو یه سال تونستی تا این حد پیش بری، مگه نه؟
هدف، مسیر رو توجیه میکنه"؟"
.آخرش فقط نتیجهست که مهمه
.حالم رو بهم میزنی
،به عنوان معذرت خواهی نیست .ولی امروز هم واسهات توصیه دارم
از یه دستفروش غذا بخر .و یه قدمی تو کوچه پس کوچهها بزن
.سرِخود توصیه نکن
خب، اگه اینکارو بکنم، چی میشه؟
.اون دیگه غافلگیریه فرداست
.خب دیگه، من رفتم
!هی
!بعداً میبینمت
همینجوری پیدات نشه !و غیبـت نزنه، مرتیکه
رودئوس گفت امروز !باید از هم جدا بشیم
!میخواد چیکار کنه؟
!وسط مبارزه تمرکزت رو از دست نده
!گاردت بازه
موفق شدم؟
!زدمت
!زدمت، نه؟
!تونستم
!تونستم! زدمش
!دارم قویتر میشم، مگه نه؟! مگه نه؟
طبق معمول، مطمئن نیستم که .چی تو سرِ اون خدای خود خواندهست
،ظاهراً دفعهی پیش، با زیاد فکر کردنم .حسابی سرگرمش کرده بودم
،پس، چرا این دفعه برعکس قبل بی چون و چرا کاری که خواست رو انجام ندم؟
نه زیاد بهش فکر میکنم .و نه دست پاچه میشم
اینطوری به اون یارو هم !خوش نمیگذره
چی؟
این دقیقاً همون چیزی که اون میخواد، نیست؟
.موندم روکسی الان داره چیکار میکنه
!آره! همینه
!بیشتر! تندتر
...آه! دارم... دارم
.آخ آخ آخ
.بعداً یه کف دستی به یادش میزنم
!اَه! بوی گند میدی
...غذا... یکی به منِ بیچاره کمک کنه
...آهای
کجا میری؟
...سیصد سال از رستاخیزم میگذره
...فکر اینکه قراره همچین جایی تلف بشم
...نکنه
قضیه اینه؟
!خوشمزهست
!خوشمزهست! خوشمزهست
!خوشمزهست
قدردانتم. اینطوری .یه سال دیگه هم دووم میارم
امکان نداره. فکر کردی یه جورپای گندهای؟
!خیلی خب، نامت را بگو
.رودئوس گریرت هستم
!که اینطور
...من
!کیشیریکا کیشیریسو ام
...ملقب به
...فرمانروای کبیر دنیای شیاطین
!هستم
!هستم
طفل معصوم. حتماً هیچ دوستی نداره .که تنهایی داره «فرمانروای شیطان» بازی میکنه
.خیلی خب. منم بازی
!فرمانروای من
!مرا عفو کنید... اعلیحضرت
اوه؟
!اوه
!اوه
!عالی بود! عالی !منتظر همین واکنش بودم
جوونای این دوره زمونه !آداب معاشرت سرشون نمیشه
من از رستاخیز شما .غافل بودم، اعلیحضرت
لطفاً مرا بابت جسارتم .عفو بفرمایید
!عفو شدی! عفو
اوه؟
...اوه... عه
!وای
تو چی هستی؟ .چقدر چندشی
این دیگه چیه؟
این دیگه چیه؟
!تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
یه دختربچهی جزغلهای که اولین باره میبینمش !و سر و وضعش مثل ساکیباسه، بهم گفت چندش
ساکیباس: شیطان مادهی که به شکل انسان درمیاد و مردهارو از راه به در میکنه
!این دیگه نوبرشه
.هم، من زندگیم رو مدیون تو هستم
...واسهی همین
!باید یکی از آرزوهات رو برآورده کنم
.خب... پس ثروت بیپایان میخوام
!احمق
همونطوری که میبینی .خودم آس و پاسم
.پس لطفاً نصف جهان رو بهم بده
!نصف جهان؟
No comments yet. Be the first to leave one.